نشریه الکترونیکی شناسه

ISSN: 2538-5534​

اعتماد؛ ستون پنهان تاب‌آوری دیجیتال و حقیقت در عصر جدید: از دگرگونی‌های پرشتاب تا ضرورت بازاندیشی در زیرساختهای اطلاعاتی

عصر حاضر بر بستر پیچیده‌ای از زیست‌بوم دیجیتال استوار شده است؛ بستری که هم فرصت‌های بی‌سابقه برای رشد و ارتباط فراهم کرده و هم بحران‌هایی تازه آفریده است. گسترش جعل‌های هوشمندانه‌ی تصویری و صوتی، همه‌گیری اخبار نادرست در شبکه‌های اجتماعی، و حملات سایبری به زیرساخت‌های حیاتی، هر روز بیش از پیش نشان می‌دهد که تاب‌آوری در این عرصه صرفاً یک توان فناورانه نیست. تاب‌آوری دیجیتال۱، همان‌گونه که تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد، نیازمند ترکیبی است از سیاست‌گذاری هوشمند، حکمرانی داده۲، سواد اطلاعاتی، و مهم‌تر از همه سرمایه‌ای نامریی اما بنیادین: اعتماد. اعتماد همان رشته‌ای است که حقیقت را به تاب‌آوری پیوند می‌زند. اگر شهروندان به ارتباطات رسمی باور نداشته باشند، اگر جریان اطلاعات شفاف نباشد، و اگر نظام‌های راستی‌آزمایی۳ در حاشیه بمانند، حتی پیشرفته‌ترین ابزارهای فناورانه نیز توان ایستادگی در برابر طوفان‌های اطلاعاتی را نخواهند داشت.

 

ابعاد چندگانه‌ی تاب‌آوری

به تجربه‌های جهانی نگاه کنیم:

  • همه‌گیری کرونا نمونه‌ای آشکار از نقش اعتماد بود. کشورهایی که با شفافیت داده‌ها، آموزشِ سواد اطلاعاتی و بهره‌گیری از شبکه‌های راستی‌آزمایی‌ همچونCoronaVirusFacts Alliance همراه شدند، توانستند موج شایعات و ترس‌های اجتماعی را مهار کنند. در مقابل، جوامعی که سرمایه‌ی اعتماد عمومی را نادیده گرفتند، هزینه‌های اجتماعی و روانی گزافی پرداختند.
  • در سطح سیاست، اتحادیه اروپا نیز با برنامه‌های بلندمدت چونDigital Education Action Plan در مدارس و سرمایه‌گذاری بر پروژه‌های مقابله با اطلاعات نادرست، نشان داد که تاب‌آوری نه یک واکنش اضطراری، بلکه بخشی از معماری پایدار اجتماعی و آموزشی است.
  • در عرصه‌ی امنیت سایبری، کشورهایی که سامانه‌های واکنش سریع و همکاری‌های بین‌نهادی ایجاد کردند، توانستند خسارت‌ها را به حداقل برسانند. تاب‌آوری اطلاعاتی۴ در این بافتار، به معنای توانایی بازگشت به وضعیت عادی همراه با حفظ یا بازیابی اعتماد عمومی است.

این نمونه‌ها یادآور می‌شوند که تاب‌آوری، تنها در مرز فناوری باقی نمی‌ماند؛ بلکه درهم‌تنیدگی پیچیده‌ای است از اخلاق، حقوق، فرهنگ و سرمایه اجتماعی. در این میان، کتابخانه‌ها و آرشیوها با حفاظت/عملیات و نگهداشت دیجیتال۵، آموزش سواد اطلاعاتی و نقشِ بی‌طرفِ مشارکت مدنی، ستون‌های اعتماد عمومی‌اند.

 

دعوت به مشارکت و بازاندیشی جمعی

امروز ما در آستانه‌ی عصری ایستاده‌ایم که حقیقت بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید است و اعتماد به‌عنوان گران‌بهاترین سرمایه، نیازمند حفاظت و تقویت است. این شماره‌ ـ که پس از سه سال وقفه منتشر می‌شود ـ نه‌فقط بازگشت یک نشریه، بلکه بازگشت یک صداست؛ صدایی که در میانه‌ی آشوب اطلاعاتی و دگرگونی‌های پرشتاب جهان دیجیتال، بر ضرورت تاب‌آوری دیجیتال و تاب‌آوری اطلاعاتی تأکید می‌کند. وظیفه ما به عنوان جامعه علمی، حرفه‌ای و متولیان مدیریت اطلاعات و دانش، آن است که با انجام پژوهش‌های دقیق، مستندسازی تجربیات و روایت‌گری موارد عینی، در راستای بازسازی و تقویت این شالوده نامریی اما حیاتی بکوشیم: اعتماد.

این نشریه از تمامی پژوهشگران، متخصصان علم اطلاعات و دانش‌شناسی، مدیران داده، کتابداران، آرشیویست‌ها و فعالان حوزه حکمرانی دیجیتال دعوت می‌کند تا یافته‌های پژوهشی، تجارب عملی و تحلیل‌های خود را در حوزه‌های مرتبط با تاب‌آوری اطلاعاتی، حفاظت/عملیات و نگهداشت دیجیتال، سواد اطلاعاتی، امنیت داده‌ها و اعتماد دیجیتال با ما به اشتراک بگذارند. هر مقاله، هر تجربه و هر روایت شما می‌تواند قطعه‌ای از پازل بزرگ‌تر «اعتماد» باشد؛ پازلی که آینده‌ی زیست‌بوم اطلاعاتی پایدار بر آن بنا خواهد شد. زیرا تاب‌آوری اطلاعاتی آینده‌ای نیست که خودبه‌خود محقق شود، بلکه آینده‌ای است که باید با دانش، عزم جمعی، اخلاق حرفه‌ای و سرمایه‌گذاری بر «اعتماد» ساخته شود.

 

سعیده اکبری داریان

اول شهریور ماه ۱۴۰۴

 

منابع پیشنهادی:

اکبری داریان، سعیده (۱۴۰۴). «تاب‌آوری دیجیتال: یک انتخاب یا ضرورت؟: روایتی از آینده‌ای محتمل». سخن هفته لیزنا، شماره ۷۴۹، ۹ تیرماه ۱۴۰۴.

خسروی ، فریبرز (۱۴۰۴). « نبرد پنهان و متخصصان علم اطلاعات ». سخن هفته لیزنا، شماره ۷۵۵، ۱۳ مرداد ماه ۱۴۰۴.

زره ساز، محمد (۱۴۰۴). «کتابخانه‌ها، آرشیوها و متخصصان علوم اطلاعات در بحران جنگ». سخن هفته لیزنا، شماره ۷۵۱، ۱۶ تیرماه ۱۴۰۴.

British Library. (۲۰۲۵). Cyber-attack recovery update. https://www.bl.uk/cyber-incident/

British Library cyberattack. (۲۰۲۵). In Wikipedia. https://en.wikipedia.org/wiki/British_Library_cyberattack

CLOCKSS. (۲۰۲۵, May ۸). Understanding CLOCKSS: A commitment to preserving content safely and securely. https://clockss.org/understanding-clockss-security/

Coufal, L. (۲۰۲۲). Digital preservation at the National Library of Australia. Digital Preservation Coalition. https://www.dpconline.org/blog/wdpd/wdpd۲۰۲۲-coufal

Deutsche Nationalbibliothek [DNB]. (n.d.). Koala – Long-term digital preservation. https://www.dnb.de/EN/Professionell/Erhalten/LZA-System/lza-system.html

European Commission. (۲۰۲۵, August ۱۲). Digital Education Action Plan: Policy background. European Education Area. Retrieved August ۳۱, ۲۰۲۵, from https://education.ec.europa.eu/focus-topics/digital-education/plan

International Fact-Checking Network. (۲۰۲۵). CoronaVirusFacts Alliance. Poynter. Retrieved August ۳۱, ۲۰۲۵, from https://www.poynter.org/coronavirusfactsalliance/

Işık, Ö. (۲۰۲۴, September ۳۰). Full transparency: ۱۰ lessons from the cyber-attack on the British Library. IMD Business School. https://www.imd.org/ibyimd/technology/full-transparency-۱۰-lessons-from-the-cyber-attack-on-the-british-library/

Lavoie, B. (۲۰۱۴). The Open Archival Information System (OAIS) Reference Model: Introductory Guide (۲nd ed.). DPC Technology Watch Report ۱۴-۰۲. https://dx.doi.org/۱۰.۷۲۰۷/twr۱۴-۰۲

Library of Congress. (۲۰۲۵, June ۹). PREMIS. https://www.loc.gov/standards/premis/

Library of Congress. (n.d.). Digital preservation at the Library of Congress. https://www.loc.gov/preservation/digital/

LOCKSS Program. (n.d.). Lots of Copies Keep Stuff Safe. https://www.lockss.org/

LOCKSS. (n.d.). In Wikipedia. https://en.wikipedia.org/wiki/LOCKSS

۱ . Digital resilience

۲ . Data governance

۳ . Fact-checking

۴ . Information resilience

۵ . Digital preservation / operations & maintenance (O&M)

تاب‌آوری جامعه علم اطلاعات و دانش‌شناسی در سایه پشتیبانی صنفی

نتایج حاصل از تلاش‌های پیگیر در حوزه‌ امور صنفی به منظور تبیین جایگاه رشته تخصصی علم اطلاعات و دانش‌شناسی، نشان می‌دهد که دغدغه‌‌های استخدام، امنیت و وضعیت شغلی از جمله مهم‌ترین خواست‌­های صنفی درتامین حقوق اصحاب این رشته شغلی بوده است. تاکنون تلاش‌‌های متعددی در تبیین جایگاه شغلی رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی[۱]، توسعه حرفه‌ای، تامین امنیت شغلی[۲] و پیشنهاد راهکارهایی برای ایجاد انجمن صنفی[۳][۴] و توسعه طرح‌‌های طبقه‌بندی مشاغل[۵][۶] صورت گرفته است. هرچند این تلاش‌های خستگی ناپذیر قابل تقدیر است، لیکن شاهد نتایج قابل توجه و ملموس در ایجاد یک حرکت و فعالیت صنفی نظام‌مند در حوزه شغل علم اطلاعات و دانش‌شناسی نبوده‌ایم. اگر مفهوم تاب‌آوری را «فرایند سازگاری موثر در برابر سختی‌ها، آسیب‌ها، تهدیدها و مشکلات موجود[۷]»تعریف کنیم، به‌خوبی نقش افراد در آن روشن می‌شود، یعنی افزایش توانایی‌‌ها در رسیدن به تعادل. تاب‌آوری در حوزه تامین امنیت شغلی، ظرفیت‌سازی شخصی به منظور احراز پست‌‌ها و فرصت‌‌های شغلی موجود است. به عبارت دیگر، دانشجویان و دانش‌آموختگان رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی می‌بایست خود را مجهز به دانش، مهارت و توانایی‌هایی کنند، تا بازار کار آنها را جذب کند. حال سیوال این است که دانش‌آموختگان این حوزه در فرایند کسب تاب‌آوری می‌بایست به امان خدا رها شوند؟

اگر دانشگاه‌ها از امکان ارایه این دانش و مهارت‌ها برخوردار نباشند، چه باید کرد؟ اگر فرصت‌های برابر برای افراد در بهره‌گیری از خدمات آموزشی غیرانتفاعی وجود نداشته باشد، تکلیف چیست؟ در پاسخ باید گفت که یک کانون صنفی می‌تواند به مسایل آموزشی، کسب مهارت‌ها، ارایه مدارک تخصصی لازم، شناسایی و اشاعه فرصت‌های شغلی کمک کند. تجارب شکل‌گیری اینگونه از کانون‌های صنفی مانند سازمان‌های نظام مهندسی و نظام پزشکی، پرستاری و دامپزشکی و مانند آنها در کشور وجود دارد[۸]. در اینجا، سعی بر آن داریم که از طریق بررسی چالش‌های نبود یک تشکل صنفی، ضرورت شکل‌گیری یک کانون یا سازمان صنفی را در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی تبیین کنیم.

 نبود سازوکار پیگیری امور صنفی شاغلین: شاغلین در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، هم اکنون دارای نظام یا مرجع رسمی پیگیری‌کننده امور صنفی خود نیستند. به این ترتیب، نیازهای اساسی امنیت شغلی در حفظ پست‌های موجود، عدم تصدی پست‌ها توسط افراد غیرمتخصص یا بدون تحصیلات دانشگاهی مرتبط و نبود سازوکار پیگیری شکایات از جمله چالش‌های موجود در امور صنفی است.

چالش‌­ها در ارزشیابی کیفی نیروی انسانی: سالانه شمار زیادی از دانش‌آموختگان این رشته از دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی کشور، فارغ التحصیل می‌شوند. در این میان، مکانیسم‌هایی برای ارزشیابی کیفی این دانش‌آموختگان در تناسب با بازار کار وجود ندارد. از طرف دیگر، سازوکاری برای ارزشیابی شاغلین به ویژه افراد فاقد تحصیلات دانشگاهی به منظور بررسی میزان کارآمدی آنها در دسترس نیست.

چالش‌های آموزشی و پژوهشی: یک نظام ارزشیابی کارآمد برای دانشجویان و شاغلین، عامل شناسایی شکاف‌های مهارتی و دانشی می‌شود. از طرف دیگر، ضرورت شکل گیری سازوکار منسجم و هماهنگ برای پژوهش‌های کاربردی در انطباق با نیازهای کاربردی، وجود دارد. یک کانون صنفی می‌تواند ضمن مرتفع ساختن شکاف‌های پیش‌گفته، بستری مناسب برای انجام پژوهش‌های کاربردی فراهم آورد.

چالش­‌ها در ارایه خدمات: در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، کسب‌و‌‌کارهایی توسط افراد حقیقی و حقوقی شکل گرفته است که می‌بایست توسط یک سازوکار رسمی مورد نظارت، ارزیابی، رتبه‌بندی و پشتیبانی قرارگیرد. هم اکنون شاهد هستیم که نظام تعیین تعرفه رسمی برای انجام انواع خدمات فنی و تخصصی در این حوزه وجود ندارد و خدمات از طریق سازوکار مناقصه شکل می‌گیرد. از طرف دیگر، ارزیابی کیفیت ارایه خدمات فنی و تخصصی برای احقاق حقوق کارفرمایان، بوسیله یک مرجع رسمی، صورت نمی پذیرد.

چالش­‌های کلان اجرایی و عملکردی: نبود یک کانون صنفی در انتظام کلان امور حرفه‌ای و شغلی در این حوزه مشهود است. به این مفهوم که در امور تدوین پیش‌نویس لوایح، طرح طبقه‌بندی مشاغل، تصویب‌نامه‌ها، استانداردها، آیین‌نامه، پیوستن به مجامع و کنوانسیون‌های ملی و بین‌المللی، عضویت در شوراهای عالی و شوراهای گسترش و برنامه‌ریزی دانشگاه‌ها، وجود یک کانون صنفی ذی‌صلاح، همواره مورد نیاز بوده است.

در نتیجه می‌توان گفت که وظیفه حفظ و صیانت از حقوق صنفی شاغلین در برابر اشخاص حقیقی و حقوقی، ارزیابی کیفی شاغلین متخصص و غیرمتخصص، ارایه آموزش و پژوهش‌های کاربردی هدفمند منطبق با بازار کار، نظارت، ارزشیابی و پشتیبانی مستمر خدمات حرفه‌ای و فنی در حفظ حقوق پیمانکاران و کارفرمایان و حضور فعال و موثر در کلیه مراجع ملی و بین‌المللی تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری، ضرورت وجود یک کانون صنفی مرجع را نمایان می‌سازد. لایحه قانونی تشکیل این کانون صنفی می‌بایست به شکل یک سازمان غیرانتفاعی از طرف مجلس به تصویب برسد. مهم‌ترین بستر برای شکل‌گیری این سازمان صنفی، پشتیبانی و حمایت کلیه دانشجویان، دانش‌پژوهان، حرفه‌مندان و متخصصان علم اطلاعات و دانش‌شناسی از آن است.

 

 

[۱] حسن زاده (۱۴۰۴) گزارش عملکرد کمیته برنامه‌ریزی و گسترش علم‌اطلاعات و دانش‌شناسی در ۱۴۰۳: اتمام بازنگری سرفصل‌های دروس علم‌اطلاعات از کارشناسی تا دکتری. لیزنا، ۱۵ فروردین ۱۴۰۴.

[۲] شعبانی، احمد .۱۳۹۹. نگرانی‌های جاری اقشار کتابدار از محرومیت ردیف‌های حقوقی در احکام کارگزینی. انجمن علمی ارتقای کتابخانه های عمومی ایران. http://ipla.ir/?p=۲۹۸۶

[۳] عمرانی، ابراهیم. ۱۳۹۵. “پیش به سوی انجمن صنفی کتابداران: بخش اول: حرفه و صنف.” سخن هفته لیزنا، شماره ۲۸۸. ۱۰ خرداد ۱۳۹۵.

[۴] پورحقانی، مهسا .۱۳۹۶. “انجمن صنفی کتابداران و اطلاع‌رسانان: چرا و چگونه؟” سخن هفته لیزنا، شماره ۳۴۳، ۵ تیر ۱۳۹۶.

[۵] امیرحسینی، مازیار. طرح تدوین رسته اطلاع رسانی کشاورزی در طرح طبقه بندی و ارزشیابی مشاغل. تهران: اتاق فکر جهاد کشاورزی. https://www.researchgate.net/publication/۳۳۹۳۲۶۶۴۵

[۶] تهوری، زهرا .۱۳۸۷. “جایگاه کتابداری و اطلاع رسانی در طبقه بندی مشاغل کشور”. اطلاع یابی و اطلاع رسانی، ۲ (۷). http://ensani.ir/file/download/article/۲۰۱۲۰۳۲۷۱۷۴۳۲۵-۳۰۳۸-۵۰.pdf

[۷] American Psychological Association (APA), ۲۰۲۲. Resilience definition. In: EaglePubs, ۲۰۲۵. Introduction to Resilience – The Psychology of Resilience. [online] Available at: <https://eaglepubs.erau.edu/psychologyofresilience/chapter/main-content-۳/> [Accessed ۱۴ Oct. ۲۰۲۵].

[۸] امیرحسینی، مازیار .« ایجاد سازمان نظام مهندسی محتوا: یک حرکت صنفی (۱)» سخن هفته لیزنا، شماره ۵۷۷، ۲۵بهمن ۱۴۰۰الف.

عدالت و تاب‌آوری در عصر هوش مصنوعی؛ آینده مشاغل علم اطلاعات و دانش‌شناسی

مقدمه

گسترش کاربرد هوش مصنوعی در حوزه‌های تخصصی و حرفه‌ای گوناگون، ضرورت بازنگری در چارچوب‌های اخلاقی حاکم بر اشتغال را اجتناب‌ناپذیر ساخته است. تأثیرات غیرقابل‌انکار ناشی از کاربرد هوش مصنوعی به‌ویژه در حوزه‌های دانش‌محور مانند علم اطلاعات و دانش‌شناسی بسیار عمیق و گسترده برآورد می‌شود. باتوجه‌به این‌که سامانه‌های هوشمند به‌طور فزاینده‌ای وظایف تکراری را خودکار می‌کنند، شیوه ارایه خدمات را دگرگون می‌سازند و نقش‌های حرفه‌ای را بازتعریف می‌کنند، نگرانی‌های اخلاقی عمیقی پیرامون عدالت و توانمندسازی در کسب فرصت‌های شغلی پدید آمده است. در این میان، سه چارچوب اخلاقی یعنی عدالت توزیعی[۱]، انصاف رویه‌ای[۲] و اخلاق توانمندسازی[۳]، از مهم‌ترین رویکردهایی هستند که برای ارزیابی پیامدهای اخلاقی تحولات ناشی از هوش مصنوعی در اشتغال مطرح شده‌اند.

عدالت توزیعی به تخصیص منصفانه منابع، فرصت‌ها و پیامدها میان افراد و گروه‌ها اشاره دارد (راولز[۴]، ۱۹۷۱؛ میلر[۵]، ۱۹۹۹). این مفهوم در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی در شرایط حضور هوش مصنوعی، بر توزیع منافع و فرصت‌های شغلی ناشی از خودکارسازی بین منابع انسانی تأکید دارد، به‌ویژه برای گروه‌های آسیب‌پذیر مانند کارکنان نیمه‌حرفه‌ای و نیز در کتابخانه‌هایی با زیرساخت‌های محدود و منابع اندک. انصاف رویه‌ای بر شفافیت فرایندهای تصمیم‌گیری (لونتال[۶]، ۱۹۸۰) در نحوه طراحی، پیاده‌سازی و نظارت بر سامانه‌های هوشمند مربوط می‌شود. فقدان شفافیت در راهبری و کاربری سامانه‌های هوشمند یا حذف کارکنان از فرایندهای طراحی مشارکتی می‌تواند اعتماد به فرایندهای خودکارسازی و همگرایی با سامانه‌های هوشمند را در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی تضعیف کند (کینچن[۷]، ۲۰۲۴). اخلاق توانمندسازی که ریشه در آثار سن[۸] (۱۹۹۹) و نسبام[۹] (۲۰۱۱) دارد، بر آزادی‌های واقعی افراد برای پیگیری مسیرهای مطلوب زندگی تأکید می‌کند. این مفهوم در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی به تضمین دسترسی کارکنان به آموزش، منابع و پشتیبانی‌های نهادی برای سازگاری با تحولات ناشی از هوش مصنوعی اشاره دارد. به این ترتیب، تأثیر این چارچوب‌های اخلاقی بر اشتغال در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی چندوجهی است (ریملند[۱۰]، ۲۰۲۵؛ لو[۱۱]، ۲۰۲۴) یعنی در توزیع عادلانه فرصت‌های شغلی، مشارکت در راهبری هوش مصنوعی و توانمندسازی نیروی انسانی نهفته است.

همان‌گونه که اشاره شد، چارچوب‌های اخلاقی یعنی عدالت توزیعی، انصاف رویه‌ای و اخلاق توانمندسازی از جمله مفاهیم بنیادین در چارچوب‌های اخلاقی عدالت‌محور هستند. در تبلور و تحقق عدالت در کسب امنیت شغلی و دسترسی به مشاغل نوظهور، مفهوم تاب‌آوری[۱۲]می‌تواند دارای اهمیت ویژه‌ای باشد. تاب‌آوری به‌طورکلی به ظرفیت و توانایی افراد و نهادها برای “بازستاندن[۱۳]“، “سازگاری[۱۴]” و “شکوفایی[۱۵]” در مواجهه با اختلالاتی که به وقوع می‌پیوندد، اشاره دارد (والکر و همکاران[۱۶]، ۲۰۰۴؛ فولکه[۱۷]، ۲۰۱۶). مفهوم تاب‌آوری در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی در حیطه امور شغلی، شامل توانایی کتابداران و متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی و نهادهای متبوع آن‌ها برای مدیریت جابه‌جایی شغلی، آگاهی از فرایندهای حرفه‌ای و توسعه مهارت‌ها در قبال مواجهه با هوش مصنوعی مصداق پیدا می‌کند. همچنین شامل مشارکت فعال در فرصت‌های شغلی جدید و نوظهور مانند مدیریت اخلاقی داده‌ها، سواد الگوریتمی و نقش‌های طراحی مشارکتی می‌شود.

عناصر اصلی تاب‌آوری؛ یعنی بازستاندن، سازگاری و شکوفایی را می‌توان از دو جنبه فردی و نهادی مورد بررسی قرار داد و تعاریف آن‌ها را به‌ویژه در مواجهه با هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها ارایه کرد.

  1. بازستاندن: مفهوم بازستاندن که معادل بازیافتن و بازیابی قرار می‌گیرد، از دیدگاه نهادی بر تقویت ظرفیت‌های یک سازمان یا موسسه برای اجرای موثر مأموریت‌های خود تأکید دارد. در کتابخانه‌ها، عامل “بازستاندن” به ایجاد بسترهای استفاده از هوش مصنوعی در ارایه خدمات اطلاع‌رسانی اطلاق می‌شود. مفهوم بازستاندن از دیدگاه فردی، ناظر بر کسب یا تکیه بر توانایی‌ها از منظر روان‌شناختی و رفتار فردی است تا در موقعیت‌های جدید از امکان تصمیم‌گیری مستقل و خودکارآمدی برخوردار شود. کتابداران به منظور تاب‌آوری در شرایط حضور هوش مصنوعی می‌بایست از طریق اعاده یا بازیابی توانایی و ظرفیت‌های فردی از اعتماد به نفس کامل در مدیریت و راهبری هوش مصنوعی برخوردار باشند. این توانایی‌های فردی به آن‌ها این امکان را می‌دهد تا در مقابل سامانه‌های هوشمند، نقش‌های شغلی و حرفه‌ای خود را به شکل موثرتری ایفا نمایند یا فرصت‌های شغلی نوین را احراز نمایند.
  2. سازگاری: عامل سازگاری در مقوله تاب‌آوری نیز از دو جنبه نهادی و فردی قابل تعریف است. موسسات و سازمان‌ها می‌بایست در پیاده‌سازی یک سازوکار نوین در مجموعه خود، به شکل شفاف سایر عناصر و منابع را با این مکانیسم نوظهور سازگار کنند. مفهوم سازگاری هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها به برقراری هماهنگی و همگرایی آن با سایر خدمات و منابع کتابخانه دلالت دارد. سازگاری از دیدگاه فردی؛ یعنی توسعه قدرت انطباق و انعطاف‌پذیری در مقابل یک عامل خارجی نوظهور است. هرچند هوش مصنوعی یک پدیده نوین با کلیه مقتضیات نوآورانه و فناورانه خود است؛ اما کتابداران می‌بایست با تکیه بر قدرت پذیرندگی خود، میزان سازگاری را با این عامل جدید افزایش دهند. سازگاری به معنی غلبه بر عامل خارجی نیست، بلکه افزایش قدرت انعطاف‌پذیری در کسب فرصت‌های نوین شغلی و پرهیز از انجام وظایفی است که به سادگی هوش مصنوعی آن‌ها را برآورده می‌سازد. البته، در پذیرندگی هوش مصنوعی توسط کتابداران، شفاف‌سازی عامل نهادی یعنی موسسات و سازمان‌های متبوع آن‌ها، در شیوه پیاده‌سازی هوش مصنوعی در کتابخانه، نقش اساسی را بازی می‌کند.
  3. شکوفایی: مقوله شکوفایی در تاب‌آوری نهادی به برنامه ریزی به منظور پیاده‌سازی فناوری‌های نوین در افزایش کارآمدی و ارتقاء موسسه یا سازمان در انجام امور محوله خود اطلاق می‌شود. کتابخانه‌ها به عنوان نهادهای اطلاعات‌محور و دانش‌بنیان، مسیول ارایه خدمات اطلاع‌رسانی هستند. به این ترتیب، استفاده از سامانه‌های هوش مصنوعی در توسعه خدمات اطلاع‌رسانی در این نهادها امری لازم و اجتناب‌ناپذیر است که نهایتاً منجر به شکوفایی آن‌ها خواهد شد. از طرف دیگر، شکوفایی فردی در زمانی حاصل می‌شود که افراد در مواجهه با یک عامل شتاب‌دهنده خارجی در افزایش کارایی در انجام مسیولیت‌های خود به شیوه مناسبی هماهنگ شوند. بنابراین، شکوفایی کتابداران در گرو حمایت‌ها و پشتیبانی‌های نهادی است تا بتوانند شکاف دانش و مهارت کاربری هوش مصنوعی خود را از طریق مبادی آموزش رسمی و غیررسمی ترمیم نمایند. این سطح از سواد هوش مصنوعی، امکان راهبری و کاربری مناسب هوش مصنوعی در توسعه وظایف شغلی و حرفه‌ای را میسر می‌سازد.

باوجود رشد ادبیات مربوط به اخلاق هوش مصنوعی و عدالت در کسب فرصت‌های شغلی، خلأ قابل‌توجهی در پژوهش‌ پیرامون ارتباط بین مفهوم تاب‌آوری با چارچوب‌های اخلاقی عدالت‌محور در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی وجود دارد. درحالی‌که مطالعات گوناگونی به پیامدهای مرتبط با عدالت توزیعی (مانند از دست رفتن شغل، نابرابری و مانند آن)، دغدغه‌های مرتبط با انصاف رویه‌ای (مانند عدم شفافیت در پیاده‌سازی سامانه‌های هوشمند) و محدودیت‌های توانمندسازی (مانند نبود آموزش) پرداخته‌اند، کمتر به این موضوع توجه شده که چگونه می‌توان تاب‌آوری افراد و سازمان‌ها را درون این چارچوب‌ها پرورش داد تا گذار عادلانه و اخلاقی در اشتغال را در شرایط حضور هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها پشتیبانی کرد. فقدان پژوهش یا خلأ پیش‌گفته، مسیله پژوهش را در مقاله حاضر تشکیل می‌دهد. به این ترتیب مسیله در این مقاله، فقدان تحلیل‌های تلفیقی یا مقایسه‌ای در پیوند عناصر تاب‌آوری با چارچوب‌های اخلاقی عدالت‌محور در زمینه ایجاد و از دست رفتن فرصت‌های شغلی تحت‌تأثیر هوش مصنوعی در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی است. پرداختن به این مسیله برای طراحی راهبردهای اخلاقی، فراگیری عدالت و توسعه پایدار در تحول نیروی انسانی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی ضروری است.

در پایان ذکر این نکته مهم به نظر می‌رسد که، همگرایی میان هوش مصنوعی، چارچوب‌های اخلاق و برابری در کسب فرصت‌های شغلی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی نیازمند رویکردی دقیق، میان‌رشته‌ای و نوآورانه است. با سنتز یافته‌ها پیرامون عدالت توزیعی، انصاف رویه‌ای و اخلاق توانمندسازی از منظر تاب‌آوری، این پژوهش تلاش دارد مسیر انطباق مفهوم تاب‌آوری را با چارچوب‌های اخلاقی عدالت‌محور در کسب امنیت شغلی برای منابع انسانی در کتابخانه‌ها در شرایط حضور هوش مصنوعی ترسیم نماید. چنین رویکردی نه‌تنها خلأهای نظری را پر می‌کند، بلکه راهنمایی عملی برای سیاست‌گذاران، اساتید، مربیان، کتابداران و مدیران کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی فراهم می‌آورد تا بستر ارتقاء جوامع حرفه‌ای را از طریق الگوهای توانمندسازی در عصر هوش مصنوعی هموار سازند.

روش‌شناسی

این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحلیل سنتزی کیفی، به بررسی پیامدهای اخلاقی هوش مصنوعی در اشتغال حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی پرداخته است. این رویکرد به دلیل توانایی و قابلیت‌های آن در تلفیق چارچوب‌های اخلاقی متنوع و نظریه تاب‌آوری در یک ساختار ارزیابی منسجم انتخاب شده است. تحلیل سنتزی به‌ویژه برای مطالعات میان‌رشته‌ای مناسب است، جایی که همگرایی مفهومی میان حوزه‌هایی مانند اخلاق، مطالعات نیروی انسانی و علم اطلاعات ضروری است (فولک، ۲۰۰۶).

تحلیل سنتزی بر خلاف روش‌های تجربی سنتی که متغیرها را به‌صورت مجزا بررسی می‌کنند، امکان تجمیع و تفسیر ادبیات مفهومی، هنجاری و سیاست‌محور را فراهم می‌سازد. این روش برای پر کردن شکاف میان نظریه‌های اخلاقی (مانند عدالت توزیعی، انصاف رویه‌ای و اخلاق توانمندسازی) و چالش‌های عملی تاب‌آوری نیروی انسانی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی در مواجهه با هوش مصنوعی انتخاب شد. همچنین، این روش امکان طراحی نمودار مفهومی را فراهم می‌کند که پیامدهای اخلاقی را با چارچوب‌های عدالت‌محور و ابعاد تاب‌آوری مرتبط می‌سازد و درک چندبعدی از تأثیرات هوش مصنوعی ارایه می‌دهد. مراحل این پژوهش شامل موارد ذیل است:

  1. مرور ادبیات: مرور نظام‌مند منابع علمی از پایگاه‌هایی مانند Scopus، Web of Science و Google Scholar انجام شد. معیارهای انتخاب شامل دستیابی به اطلاعات جاری بیشتر مرتبط به سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، ارتباط محتوای اطلاعات با اشتغال در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی و اخلاق هوش مصنوعی، و پوشش نظریه‌های اخلاقی عدالت‌محور با حوزه تاب‌آوری بود.
  2. انتخاب چارچوب‌ها: سه چارچوب اخلاقی یعنی عدالت توزیعی، انصاف رویه‌ای و اخلاق توانمندسازی بر اساس فراوانی در ادبیات انتخاب شدند. این چارچوب‌ها با عناصر تاب‌آوری شامل بازستاندن، سازگاری و شکوفایی هم‌راستا شدند.
  3. تحلیل سنتزی داده‌ها: ده پیامد اخلاقی اشتغال تحت‌تأثیر هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی، استخراج و دسته‌بندی شدند. هر پیامد با یک یا چند چارچوب اخلاقی و عنصر تاب‌آوری نگاشت شد. برای نشان‌دادن روابط بین متغیرها، از علامت‌های ✓ استفاده شد.
  4. طراحی نمودار مفهومی: نموداری پنج‌سطحی طراحی شد که ارتباط میان چارچوب‌های اخلاقی، عناصر تاب‌آوری، پیامدها، نقاط همگرایی و نتایج راهبردی را به تصویر می‌کشد. این نمودار مبنای تفسیر و بحث قرار گرفت.
  5. اعتبارسنجی و تفسیر: نتایج تحلیل‌شده با پژوهش‌های موجود مقایسه شدند تا هم‌خوانی‌ها، تفاوت‌ها و خلأها شناسایی شوند. یافته‌های غیرمنتظره مانند نقش نظام‌مند خلأهای حکمرانی، برجسته و تبیین شدند.

این روش‌شناسی امکان بررسی جامع و سنتزی ساختاریافته ابعاد اخلاقی و تاب‌آوری در شرایط حضور هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی را فراهم ساخت و بینش‌های عملی برای سیاست‌گذاری، آموزش و اصلاح نهادی ارایه داد.

یافته‌ها از تحلیل سنتزی

هدف تحلیل سنتزی[۱۸]، ایجاد بستری برای انسجام یکپارچه مفاهیم پراکنده در ادبیات یک حوزه موضوعی یا حوزه‌های بین‌رشته‌ای است. روش گردآوری داده‌ها در این تحقیق، مبتنی بر مرور نظام‌مند منابع علمی معتبر شامل مقالات پژوهشی، گزارش‌های نهادی و کتاب‌های تخصصی در حوزه‌های اخلاق هوش مصنوعی، تحول نیروی انسانی و عدالت در سامانه‌های اطلاعاتی بوده است. در این پژوهش به منظور دستیابی به یافته‌های قابل تحلیل، ابتدا پیامدهای اخلاقی ناشی از پیاده‌سازی هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی در منابع، دسته‌بندی و خلاصه‌سازی شدند. سپس ارتباط بین پیامدهای استخراج شده با چارچوب‌های اخلاقی و عناصر تاب‌آوری بر اساس منطق تطبیقی، برقرار شد. جدول نهایی با استفاده از علامت‌های ✓ نشان می‌دهد که هر پیامد چگونه با مفاهیم عدالت‌محور و ابعاد تاب‌آوری پیوند دارد. این ساختار امکان تحلیل چندبعدی و مقایسه‌ای را فراهم می‌سازد و بستری برای طراحی سیاست‌های اخلاقی و راهبردهای مقاوم‌سازی نیروی انسانی در نهادهای اطلاعاتی در عصر هوش مصنوعی فراهم می‌آورد (ریملند و همکاران، ۲۰۲۵).

ردیف پیامدهای اشتغال در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی در حضور هوش مصنوعی چارچوب‌های اخلاقی عدالت‌محور عناصر اصلی تاب‌آوری منابع و مآخذ
عدالت توزیعی انصاف رویه‌ای اخلاق توانمندسازی بازستاندن سازگاری شکوفایی
۱ ناامنی شغلی و تأثیر نابرابر بر کارکنان نیمه‌حرفه‌ای و کتابخانه‌های با منابع اندک Ashikuzzaman (۲۰۲۴); Hampole et al. (۲۰۲۵); Orubebe et al. (۲۰۲۴)
۲ فقدان شفافیت و حذف در فرایندهای تصمیم‌گیری مبتنی بر هوش مصنوعی Saeednia (۲۰۲۳); Kinchin (۲۰۲۴); Ramos et al. (۲۰۲۲); Kelly (۲۰۲۵)
۳ دسترسی محدود به سواد هوش مصنوعی و برنامه‌های آموزشی Lo (۲۰۲۴); Rimland (۲۰۲۵); Chuang et al. (۲۰۲۴); Cox (۲۰۲۴)
۴ فقدان و خلأ در رهبری اخلاقی و حکمرانی در پیاده‌سازی هوش مصنوعی AI-Saman (۲۰۲۴); Bandara et al. (۲۰۲۵); Sahebi & Formosa (۲۰۲۴)
۵  بازتعریف هویت حرفه‌ای و نقش‌های شغلی Willems et al. (۲۰۲۵); Rimland et al. (۲۰۲۵)
۶ خطر سوگیری و تبعیض در استخدام مبتنی بر هوش مصنوعی Kinchin (۲۰۲۴); Bandara et al. (۲۰۲۵)
۷ توسعه حرفه‌ای پراکنده و فقدان استانداردسازی Rimland (۲۰۲۵); Lo (۲۰۲۴)
۸ از دست رفتن فرصت‌ها به دلیل راهبردهای واکنشی در برابر هوش مصنوعی Kelly (۲۰۲۵); Ramos et al. (۲۰۲۲)
۹ ظهور نقش‌های جدید در اخلاق داده و طراحی خدمات فراگیر Rimland et al. (۲۰۲۵);
۱۰ گسترش خدمات با خطر شکاف دیجیتال Costa et al. (۲۰۲۴)

 

جدول تلفیقی و مقایسه‌ای بالا، نگاشتی چندبعدی از پیامدهای ناشی از پیاده‌سازی هوش مصنوعی بر اشتغال، فرصت‌های شغلی و عوامل موثر بر آن‌ها در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی را ارایه می‌دهد. با هم‌ترازی و برقراری پیوند میان این پیامدها با سه چارچوب اخلاقی عدالت‌محور؛ یعنی عدالت توزیعی، انصاف رویه‌ای و اخلاق توانمندسازی و عناصر اصلی تاب‌آوری؛ یعنی بازستانی، سازگاری و شکوفایی، این جدول یک لنز یا چشم‌انداز ساختاریافته برای ارزیابی پیامدهای ناشی از حضور هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها به‌ویژه در زمینه اشتغال، امنیت شغلی و دستیابی به فرصت‌های شغلی نوظهور را ارایه می‌دهد.

در یک تحلیل کلی می‌توان گفت که مسایل مربوط به فرصت‌های شغلی، امنیت شغلی، امورحرفه‌ای و شکاف‌های دانش و مهارت از جمله موضوعات اصلی و بسیار مهم در پیامدهای ناشی از حضور هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها هستند. به عبارت دیگر، مقوله اشتغال و عوامل تأثیرگذار بر آن به عنوان اصلی‌ترین یافته در شرایط پیاده‌سازی هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها در نظر گرفته می‌شود. این‌گونه از مفاهیم، حداقل به یکی از چارچوب‌های اخلاقی و عناصر تاب‌آوری هم‌راستا هستند. به عنوان نمونه، عدم امنیت شغلی که به‌طور نامتناسبی بر کارکنان نیمه‌حرفه‌ای و کتابخانه‌هایی با منابع اندک تأثیر می‌گذارد، با عدالت توزیعی (که بر دسترسی برابر به فرصت‌های شغلی تمرکز دارد) و عنصر تاب‌آوری یعنی”بازستانی” (که بر دراختیارگرفتن یا اعاده فرصت‌های نوین یا جدید تأکید دارد) مرتبط است. به همین ترتیب، پیامدهایی که عامل حذف منابع انسانی از فرایندهای تصمیم‌گیری در پیاده‌سازی هوش مصنوعی می‌شوند، با عامل انصاف یا عدالت رویه‌ای پیوند می‌خورند و به منظور تاب‌آوری در این شرایط، عنصر سازگاری موردنظر می‌باشد. از منظری دیگر، شکاف‌های دانش و مهارت در مواجهه با هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها در پیوند با اخلاق توانمندسازی است تا امکان شکوفایی دانش و مهارت راهبری از منظر تاب‌آوری تضمین شود. به‌این‌ترتیب، هر یک از پیامدهای ناشی از حضور هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی در حوزه اشتغال، حداقل با یک چارچوب اخلاقی هدایت می‌شود و حداقل با یک عنصر تاب‌آوری، مرتفع خواهند شد.

یافته‌های جدول فوق، ارتباط بین چارچوب‌های اخلاقی و عناصر تاب‌آوری را هم به نمایش می‌گذارد. به این مفهوم که هر یک از انواع چارچوب‌های اخلاقی یعنی عدالت توزیعی، انصاف رویه‌ای و اخلاق توانمندسازی با عناصر اصلی تاب‌آوری یعنی “بازستاندن”، “سازگاری” و “شکوفایی” مرتبط می‌شوند. در نتیجه، پیامدهای منفی اشتغال و امور حرفه‌ای که ناشی از پیاده‌سازی و کاربری هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی هستند می‌توانند از منظر چارچوب‌های اخلاقی عدالت‌محور مورد نقد قرار گیرند و نیز می‌توانند از طریق تکیه بر عناصر اصلی تاب‌آوری رفع شوند.

یکی دیگر از کلیدی‌ترین نتایج در جدول فوق، خلأهای حکمرانی در پذیرش هوش مصنوعی است که هر سه حوزه اخلاقی و هر سه عنصر تاب‌آوری را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. این یافته نشان‌دهنده اهمیت موضوع یا ماهیت نظام‌مند این چالش در شکل‌گیری یا گسترش سایر پیامدها است. به‌عبارت‌دیگر، فقدان راهبری اخلاقی و عدالت‌محور که مبتنی بر حکمرانی نامناسب نهادی است، منجر به شکل‌گیری پیامدهای شغلی و حرفه‌ای برای کتابداران به‌ویژه تضعیف تاب‌آوری آن‌ها در مقابله با تأثیرات ناشی از پیاده‌سازی هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها می‌شود.

در یک جمع‌بندی کلی می‌توان گفت که ملاحظات اخلاقی و اصول تاب‌آوری در زمینه اشتغال که همواره تحت‌تأثیر هوش مصنوعی بوده است، به‌شدت درهم‌تنیده‌اند. پرداختن به یکی بدون دیگری، خطر بازتولید نابرابری‌های ساختاری و شکنندگی حرفه‌ای را به همراه دارد. مدل تلفیقی و مقایسه‌ای ارایه‌شده در جدول فوق، بستری ارزشمند را برای طراحی سیاست‌های فراگیر، اخلاق‌محور، عدالت بنیان و تقویت‌کننده تاب‌آوری در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی فراهم می‌سازد تا شاهد گذاری آرام به عصر هوش مصنوعی باشیم.

نمودار مفهومی پیامدهای هوش مصنوعی بر اشتغال

نمودار مفهومی در این بخش، با هدف تجسم و بصری‌سازی تلفیق، مقایسه و تطبیق پیامدهای ناشی از هوش مصنوعی بر اشتغال در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی طراحی شده است. این نمودار بر اساس جدول تحلیل سنتزی، سه چارچوب اخلاقی عدالت‌محور یعنی عدالت توزیعی، انصاف رویه‌ای و اخلاق توانمندسازی را با عناصر اصلی تاب‌آوری یعنی بازستانی، سازگاری و شکوفایی در هم می‌آمیزد و ارتباط این عوامل با یکدیگر را روشن می‌سازد. اهمیت این نمودار از چند جهت قابل‌توجه است. نخست، به ذی‌نفعان از جمله پژوهشگران، سیاست‌گذاران و متخصصان حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی کمک می‌کند تا درک عمیق‌تری از پیامدهای خاص اشتغال تحت‌تأثیر حضور هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی (مانند ناامنی شغلی، حذف از تصمیم‌گیری، فرسودگی مهارت‌ها) پیدا کنند. در درجه بعدی، مبانی فکری و نظری مبتنی برچارچوب‌های اخلاقی عدالت‌محور در تحلیل شرایط تأثیرات پیش‌گفته را تبیین می‌کند و عوامل موثر بر توانمندسازی، انطباق و توسعه فردی و نهادی در شرایط حضور هوش مصنوعی را به نمایش می‌گذارد. نهایتاً، این نمودار ماهیت هم‌پوشان، پیونددهنده و تقویت‌کننده اصول اخلاقی مانند عدالت توزیعی، انصاف رویه‌ای و اخلاق توانمندسازی را با ابعاد تاب‌آوری مانند بازستانی، سازگاری و شکوفایی به تصویر می‌کشد. ساختار نمودار مفهومی در پنج سطح تنظیم شده است:

  1. چارچوب‌های اخلاقی (عدالت توزیعی، انصاف رویه‌ای و اخلاق توانمندسازی)
  2. عناصر تاب‌آوری (بازستانی، سازگاری و شکوفایی)
  3. پیامدهای اشتغال در حضور هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی
  4. پیامدهای مشترک میان اخلاق و تاب‌آوری
  5. نتیجه‌گیری و دستاوردهای کلان تحلیل سنتزی

هر سطح از طریق پیکان‌های جهت‌دار به سطح بعدی متصل می‌شود، البته رابطه بین استدلال‌های اخلاقی، مفاهیم تاب‌آوری یک رابطه دوسویه است که در نهایت به پیامدهای اشتغال و نتایج راهبردی منتهی می‌شود.


نمودار پیامدهای هوش مصنوعی بر اشتغال در پیاده‌سازی هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی

همان‌گونه که نمودار فوق نشان می‌دهد، نقطه آغازین شکل فوق بر تحلیل “پیامدهای هوش مصنوعی بر اشتغال از منظر اخلاق و تاب‌آوری” در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی تمرکز دارد. پس از این عنوان، چارچوب‌های نظری اخلاقی عدالت‌محور یعنی عدالت توزیعی، انصاف رویه‌ای و اخلاق توانمندسازی قرار می‌گیرد که هر یک از این عوامل به طور متناظر با عناصر تاب‌آوری (بازستانی، سازگاری و شکوفایی) در ارتباط هستند. این ارتباط نشان‌دهنده همگرایی و هم‌افزایی عناصر اخلاقی و تاب‌آوری در مواجهه با تاثیرات هوش مصنوعی بر فرصت‌های شغلی در کتابخانه‌ها است. سطح سوم شامل نُه پیامد کلیدی برای اشتغال است که تحت‌تأثیر هوش مصنوعی شکل می‌گیرند. بر اساس نتایج جدول تحلیل سنتزی، هر یک از این پیامدها با یک یا چند چارچوب اخلاقی و عنصر تاب‌آوری هم‌راستا هستند. برای مثال، عدم امنیت شغلی با عدالت توزیعی و بازستانی مرتبط است، در حالی که فقدان شفافیت با انصاف رویه‌ای و سازگاری هم‌پوشانی دارد. سطح چهارم پیامدهای مشترک را نشان می‌دهد؛ یعنی مسایلی که هم‌زمان، همه عناصر اخلاقی و تاب‌آوری را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند که،شامل خلأهای رهبری و حکمرانی اخلاقی می‌شود. نهایتاً، سطح پنجم نتایج سه‌گانه کلان تحلیل را ارایه می‌دهد که عبارتند از؛ تقویت حکمرانی فراگیر و پاسخگو، کاهش نابرابری‌ و تبعیض‌های پنهان توانمندی و شکوفایی پایدار نیروی انسانی.

یافته‌های به تصویر کشیده شده این نمودار مفهومی نشان می‌دهد که استدلال اخلاقی و تاب‌آوری نه‌تنها دغدغه‌های موازی بلکه ابعاد درهم‌تنیده پاسخ نهادی و حرفه‌ای برای شناسایی و کاهش تأثیرات بر فرصت‌های شغلی در پیاده‌سازی هوش مصنوعی است. به‌عبارت‌دیگر، مبانی شکل‌گیری پیامدها ناشی از حضور هوش مصنوعی از طریق مبانی نظری اخلاق‌محور مورد تحلیل قرارداد و شیوه عبور از این بحران‌ها را به منظور توسعه نهادی و فردی، می‌توان از طریق عوامل پیشگیری‌کننده تاب‌آوری به‌کاربست. یکی از مهم‌ترین یافته‌ها در این نمودار، شناسایی نقطه همگرایی است؛ یعنی جایی که کاستی‌های اخلاقی و شکست‌های تاب‌آوری هم‌زمان رخ می‌دهند. این نقطه همگرایی، خلاء رهبری و حکمرانی اخلاقی است که همه چارچوب‌های اخلاقی و همه عناصر تاب‌آوری را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند. این عامل نشان‌دهنده اهمیت حکمرانی نهادی در کاهش یا افزایش پیامدهای شغلی ناشی از پیاده‌سازی هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها است. به‌عبارت‌دیگر، نقطه راهبردی برای اصلاح امور و کاهش تأثیرات منفی هوش مصنوعی، اصلاح رویه‌ها و سازوکارها در این عامل است. علاوه بر این، نمودار به‌طور کلی بر سیاست‌گذاری‌های چندبعدی تأکید دارد. پیامدهای اخلاقی معمولاً به‌صورت مجزا عمل نمی‌کنند؛ بلکه در سراسر ابعاد عدالت و تاب‌آوری گسترش می‌یابند. بنابراین، مداخلات موثر به منظور کاهش پیامدهای منفی بر فرصت‌های شغلی می‌بایست چندلایه باشند و به‌طور هم‌زمان نابرابری‌های ساختاری در تخصیص فرصت‌های شغلی، خلأهای رویه‌ای در شفافیت پیاده‌سازی هوش مصنوعی و شکاف‌های دانش و مهارت را به منظور توانمندسازی نیروی انسانی را هدف قرار دهند.

در مجموع، این نمودار مفاهیم انتزاعی اخلاق و مفاهیم عملیاتی تاب‌آوری را در همگرایی با یکدیگر به ابزاری راهبردی برای سیاست‌گذاری نهادی و برنامه‌ریزی فردی برای کاهش پیامدهای پیش‌گفته بر مشاغل تبدیل می‌کند. این ابزار به نظام حکمرانی در هدایت کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی کمک می‌کند تا چالش‌ها را پیش‌بینی کرده، سیاست‌های فراگیر را طراحی کنند و نیروی انسانی‌ توانمندی را پرورش دهند که برپایه چارچوب‌های عدالت‌محور، توان علمی، اجرایی و عملیاتی برای عبور از بحران‌های شغلی را برای آینده شغلی خود داشته باشند.

بحث و نتیجه‌گیری

نتایج حاصل از تحلیل سنتزی و نگاشت مفهومی پیامدهای اخلاقی هوش مصنوعی در اشتغال حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی در سایر کشورها، تا حد زیادی با شرایط کنونی ایران در مواجهه با این موضوع در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی هم‌خوانی دارد. ادبیات این حوزه نشان می‌دهد که همبستگی قوی میان عدالت توزیعی با عدم امنیت شغلی، انصاف رویه‌ای با فقدان شفافیت، و اخلاق توانمندسازی با چالش‌های توسعه دانش حرفه‌ای وجود دارد که بازتابی از نگرانی‌ها و دل‌مشغولی‌های متخصصین این حوزه در دستیابی به فرصت‌های شغلی مناسب است. یافته‌ها در این مقاله، تأیید می‌کنند که پیاده‌سازی هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها، فرآیندی خنثی از نظر اخلاقی نیست، بلکه مخاطرات و فرصت‌ها را به‌گونه‌ای بازتوزیع یا بازتعریف می‌کند که نیازمند بررسی آن از دیدگاه‌های عدالت‌محوراجتناب‌ناپذیر است. از طرف دیگر، شیوه مقابله یا تاب‌آوری در مقابل مخاطرات پیش‌گفته از مسیر بازیابی ظرفیت‌های فردی و نهادی، سازگاری با توسعه فناوری‌های نوین وتوان‌افزایی نیروی انسانی در سکان‌داری و راهبری هوش مصنوعی نهفته است. در نتیجه، عوامل نظری در محور اخلاق و عدالت در همگرایی با عناصر توانمندساز درتاب‌آوری، عامل عبور از مسیر بحران‌های شغلی، تحقق امنیت شغلی و دستیابی به فرصت‌های شغلی نوظهور در پرتو حضور هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی می‌شود.

یکی از نتایج مهم استخراج شده از تحلیل سنتزی ادبیات این حوزه که کمتر قابل پیش‌بینی بود، هم‌پوشانی خلأهای حکمرانی با عوامل و عناصر هر سه چارچوب اخلاقی و ابعاد تاب‌آوری است. این نتیجه نشان می‌دهد که رهبری نهادی و طراحی سیاست‌ها، صرفاً مسایل اجرایی نیستند، بلکه پرداختن به اصول اخلاقی به‌منظور ایجاد فرصت برای منابع انسانی برای سازگاری با فناوری‌های نوین از اهمیت زیادی در سیاست‌گذاری‌ها برخوردار است. این درهم‌تنیدگی نظام‌مند بین توسعه فناوری، لزوم کاربری آنها، درک مسایل اخلاقی، تکیه بر برابری در فرصت‌های شغلی و توانمندسازی متخصصین در انطباق با مشاغل نوین، نشان می‌دهد که شکست‌های اخلاقی و فاصله‌گرفتن از عدالت در حکمرانی هوش مصنوعی می‌توانند به‌طور هم‌زمان تاب‌آوری نیروی انسانی را از منظر بازیابی فرصت‌ها، سازگاری با وضعیت موجود و تحقق شکوفایی علمی و فنی تضعیف کنند. وضعیت نامناسب و بدون برنامه منسجم حکمرانی در پیاده‌سازی هوش مصنوعی، بدون درنظرگرفتن ظرفیت‌های اخلاقی عدالت‌محور و توانمندسازی متخصصین در راستای تاب‌آوری آن‌ها در مقابل ازدست‌رفتن فرصت‌های شغلی، در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی که مبنای دانش‌بنیان و اطلاعات‌محور دارد، بسیار عمیق‌تر و وسیع‌تر پیش‌بینی می‌شود. امکان تحقق این پدیده، فراتر از حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی پیش می‌رود و با کاربردهای گسترده‌تر هوش مصنوعی در حوزه‌ها و بخش‌های دیگر، می‌تواند به یک معضل ملی تبدیل شود.

یکی دیگر از یافته‌های غیرمنتظره از تحلیل سنتزی ادبیات این حوزه، کم‌توجهی به پیامدهای مرتبط با توانمندسازی نیروی انسانی در راستای تحقق عامل شکوفایی در بستر تاب‌آوری است. درحالی‌که اخلاق توانمندسازی به‌عنوان یک چارچوب نظری بر رشد و شکوفایی نیروی انسانی در مواجهه با تأثیرات هوش مصنوعی بر مشاغل تأکید دارد، مطالعات اندکی به‌طور مستقیم نقش تحول حرفه‌ای در کاهش شکاف‌های مهارتی در کاربری هوش مصنوعی را در راستای شکوفایی فردی بلندمدت هدف قرار داده‌اند. این خلأ ممکن است ناشی از تمرکز پژوهش‌ها بر کاهش مخاطرات باشد تا پرورش فرصت‌ها. با این حال، همان‌طور که ریملند[۱۹] و همکاران (۲۰۲۵) اشاره می‌کنند، ظهور فرصت‌های شغلی نوظهور و نقش‌های جدید در اخلاق داده و طراحی فراگیر طرح‌های مشارکتی در توسعه هوش مصنوعی، زمینه‌ای مناسب برای گسترش توانمندی‌های منابع انسانی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی فراهم می‌سازد. هم‌زمان با ایجاد فرصت‌های شغلی نوین، سرمایه‌گذاری و پشتیبانی‌های نهادی در توسعه آموزش و مهارت‌ها به افزایش سواد هوش مصنوعی منجر می‌شود و در نتیجه ظرفیت احراز مشاغل را برای متخصصین کتابداری در این حوزه افزایش می‌دهد.

در این میان، مقایسه نتایج ناشی از تحلیل سنتزی نشان می‌دهد که در حوزه انصاف رویه‌ای در شفاف‌سازی فرایند پیاده‌سازی هوش مصنوعی در جلب مشارکت نیروی انسانی، پژوهش‌های بنیادینی انجام شده است (راموس[۲۰]و همکاران ۲۰۲۲). دراین‌گونه پژوهش‌ها می‌توان به ردپای عامل انطباق یا سازگاری در ارتباط با چارچوب اخلاقی انصاف رویه‌ای در شفاف‌سازی پی‌برد. به این ترتیب، در بومی‌سازی هوش مصنوعی، به‌ویژه در طراحی مشارکتی، نقش عامل سازگاری یا انعطاف‌پذیری نهادی و فردی در افزایش تاب‌آوری نیروی انسانی در کسب فرصت‌های شغلی قابل مشاهده است. لیکن، این وضعیت به شکل میدانی در برخی ازموسسات و سازمان‌ها مورد نظر قرار گرفته است. به‌این‌ترتیب، طراحی‌های مشارکتی در پیاده‌سازی هوش مصنوعی می‌بایست با تکیه بر یک حکمرانی فراگیر اخلاقی مورد پشتیبانی قرار گیرد تا نیروی انسانی از امکان سازگاری نظام‌مند خود با فناوری‌های نوین بهره‌مند شوند. هم‌چنین، دیدگاه‌های راولز[۲۱] (۱۹۷۱) درباره عدالت توزیعی هم‌چنان در تبیین تأثیرات غیرعادلانه خودکارسازی بر کارکنان نیمه‌حرفه‌ای و نهادهایی با زیرساخت‌ها و منابع اندک، صادق است. با این حال، مدل تلفیقی برگرفته از تحلیل‌های سنتزی ارایه‌شده در این مقاله، با تبیین هم‌افزایی و همگرایی بین اصول اخلاقی با نظریه تاب‌آوری می‌تواند برای این گروه‌های کم‌تر برخوردار هم، فضای رقابتی برای کسب فرصت‌های شغلی فراهم آورد.

بر اساس یافته‌های تحلیل سنتزی و بصری‌سازی آن در نمودار مفهومی می‌توان استنباطی کلی ارایه داد به این مضمون که راهبری و کاربری هوش مصنوعی مبتنی بر اصول اخلاقی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی نیازمند تعهدی دوگانه به عدالت و تاب‌آوری است. بهترین رویه‌ها در کاهش پیامدهای نامناسب در اشتغال در حضور هوش مصنوعی باید شامل ساختارهای حکمرانی مشارکتی، دسترسی برابر به بازآموزی، و برنامه‌های توانمندسازی حرفه‌ای متناسب با نقش‌های در حال تحول باشند. نهادها و سازمان‌های متولی کتابخانه‌ها می‌بایست ممیزی‌های اخلاقی را در پیاده‌سازی فناوری‌های نوین در نظر بگیرند که نه‌تنها عدالت در پیامدها (به ویژه امنیت شغلی را شامل شود) بلکه ظرفیت سازگاری و توانمندسازی نیروی انسانی را در مواجهه با فناوری ارزیابی کنند. نهایتاً می‌توان گفت که تحلیل سنتزی و نمودار مفهومی نشان می‌دهند که ابعاد اخلاقی و تاب‌آوری در اشتغال تحت‌تأثیر هوش مصنوعی به‌شدت درهم‌تنیده‌اند. پرداختن به یکی بدون دیگری، خطر بازتولید آسیب‌پذیری‌های ساختاری را به همراه دارد. مسیر امیدوارکننده آینده در طراحی سیاست‌ها و فرهنگ‌سازی نهادی از طریق حکمرانی فراگیر امکان پذیر است که به‌طور هم‌زمان عدالت توزیعی، سلامت رویه‌ای و گسترش توانمندی‌ها را در بستر عناصر تاب‌آوری ارتقاء دهند. در پایان بخش نتیجه‌گیری به ارایه پیشنهادهایی برای گروه‌های مختلف در زمینه چارچوب‌های اخلاقی و تاب‌آوری در مواجهه با تأثیرات هوش مصنوعی بر مشاغل حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی می‌پردازیم.

  • پیشنهادهایی برای دانشجویان علم اطلاعات و دانش‌شناسی: مشارکت فعال در برنامه‌های توسعه سواد هوش مصنوعی در تقویت مهارت‌های سازگاری و کاربری هوش مصنوعی به منظور آمادگی برای حضور در بازار کار در بخش‌های دولتی و خصوصی در کسب فرصت‌های شغلی نوظهور و نوین ناشی از پیاده‌سازی هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی.
  • پیشنهادهایی برای کارکنان کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی: مطالبه شفافیت در حکمرانی هوش مصنوعی در پیاده‌سازی آن در کتابخانه‌ها، شرکت در طرح‌های مشارکتی در ایجاد و راهبری سامانه‌های هوش مصنوعی و پیگیری توسعه حرفه‌ای مستمر از طریق ترمیم شکاف‌های دانشی و مهارتی در کاربری هوش مصنوعی برای ارتقاء تاب‌آوری و و توسعه توانمندی‌های فردی به ویژه از طریق حمایت و پشتیبانی نهادی.
  • پیشنهادهایی برای دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی: اصلاح برنامه‌های آموزشی در مقاطع مختلف تحصیلات تکمیلی در انطباق آن با فناوری‌های نوین، گنجاندن برنامه‌های درسی مرتبط با جهش‌های فناورانه و نوآورانه در عصر هوش مصنوعی، ایجاد تغییرات بنیادین در شرح دروس جاری در سازگاری آن‌ها با ظرفیت‌ها و امکانات مورد انتظار از نظام‌های و عوامل هوش مصنوعی در ارایه خدمات، ایجاد بستر آموزش برای فرصت‌های نوظهور در ارایه خدمات فنی و خدمات اطلاع‌رسانی از طریق هوش مصنوعی، توسعه برنامه‌های بازآموزی برای مربیان و اساتید در ایجاد، راهبری و کاربری سامانه‌های هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی و ایجاد فرصت کارآموزی و کارورزی برای دانشجویان در محیط‌های بهره‌مند از هوش مصنوعی در فرایند ارایه خدمات.
  • پیشنهادهایی برای سیاست‌گذاران: تدوین سیاست‌های راهبردی که عدالت و تاب‌آوری را در پیاده‌سازی هوش مصنوعی نهادینه کنند، ترسیم راهبردهای کلان در پیاده‌سازی شفاف هوش مصنوعی در قالب طرح‌های مشارکتی در کتابخانه‌ها با حضور کتابداران و مدیران اطلاعات به منظور سازگاری آن‌ها با فناوری‌های پیشرفته، ایجاد بستر توزیع عادلانه فرصت‌های شغلی نوظهور ناشی از کاربری هوش مصنوعی در کتابخانه‌‍‌ها برای شاغلین و دانشجویان رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی در بازیابی و بازستانی توانمندی‌های آن‌ها، پشتیبانی و حمایت مستمر از برنامه‌های آموزش رسمی و غیررسمی به‌ویژه آموزش‌های ضمن خدمت برای ترمیم شکاف‌های دانش و مهارت کارکنان کتابخانه در حوزه هوش مصنوعی در راستای شکوفایی دانش آن‌ها در عمل و بنیان‌گذاری بستر ارزیابی و ارزشیابی مستمر مدیران، کارکنان، فرایندهای ارایه خدمات، برنامه‌های توسعه‌ای، منابع اطلاعاتی و زیرساخت‌های فناوری در همگرایی با تحولات فناورانه نوین به منظور انطباق، همراهی، سازگاری و هماهنگی آن‌ها با شرایط نوظهور جاری در تحقق مأموریت‌های اصلی کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی.

در این‌جا به‌منظور انجام پژوهش‌های آینده در زمینه چارچوب‌های اخلاقی و مقوله تاب‌آوری در امنیت شغلی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی در شرایط حضور هوش مصنوعی، موضوع‌های ذیل ارایه می‌شود:

  1. ارایه مدل بومی و ملی برای تحقق اصول اخلاقی در پیوند آن با عناصر تاب‌آوری در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی در مواجهه با تأثیرات هوش مصنوعی بر مشاغل؛
  2. پژوهش میدانی در کتابخانه‌های دانشگاهی یا تخصصی در زمینه تأثیرات هوش مصنوعی بر امنیت شغلی با تکیه بر چارچوب‌های اخلاقی عدالت‌محور در تحلیل سازگاری نیروی انسانی؛
  3. تحقیق پیرامون پیاده‌سازی، اجرا و کاربری هوش مصنوعی و تأثیرات آن بر مشاغل در کتابخانه‌های عمومی و آموزشگاهی با تأکید بر کتابخانه‌های کمتر برخوردار؛
  4. انجام مطالعات طولی یا پنلی درباره تأثیر هوش مصنوعی بر هویت حرفه‌ای و شکوفایی آن در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی در یک بازه زمانی مشخص؛
  5. تحلیل تطبیقی مدل‌های حکمرانی هوش مصنوعی از دیدگاه اخلاقی و تاب‌آوری در نظام‌های کتابخانه‌های سایر کشورها در مقایسه با وضعیت جاری کشور.

 

منابع و مآخذ

Al Samman, A.M. and Mohamed, A.T.I., ۲۰۲۴, December. Towards a Proposed Model for Ethical Decision in Engineering Projects. In ۲۰۲۴ International Conference on Decision Aid Sciences and Applications (DASA) (pp. ۱-۵). IEEE.

Ashikuzzaman, M. (۲۰۲۴) The Impact of Artificial Intelligence on Library Professionals: Threat or Opportunity? Library & Information Science Education Network. Available at: https://www.lisedunetwork.com

Bandara, R.J., Biswas, K. and Akter, S. (۲۰۲۵) AI-Driven High-Performance Work Systems: Implications for Algorithmic Justice and Workplace Well-being. In PACIS ۲۰۲۵ Proceedings. https://aisel.aisnet.org

Chuang, S., Shahhosseini, M., Javaid, M. and Wang, G.G. (۲۰۲۴) ‘Machine learning and AI technology-induced skill gaps and opportunities for continuous development of middle-skilled employees’, Journal of Work-Applied Management. https://doi.org/۱۰.۱۱۰۸/JWAM-۰۸-۲۰۲۴-۰۱۱۱

Cox, A. (۲۰۲۴) ‘Academic librarian competencies and artificial intelligence’, South African Journal of Libraries and Information Science, ۹۰(۲). https://doi.org/۱۰.۷۵۵۳/۹۰-۲-۲۴۰۵

Costa, C.J., Aparicio, M., Aparicio, S. and Aparicio, J.T., ۲۰۲۴. The democratization of artificial intelligence: Theoretical framework. Applied sciences, ۱۴(۱۸), p.۸۲۳۶.

Folke, C., ۲۰۰۶. Resilience: The emergence of a perspective for social–ecological systems analyses. Global environmental change, ۱۶(۳), pp.۲۵۳-۲۶۷.

Hampole, M. et al. (۲۰۲۵) ‘Artificial Intelligence and the Labor Market’, NBER Working Paper ۳۳۵۰۹. National Bureau of Economic Research. https://www.nber.org/papers/w۳۳۵۰۹

Kelley, C. (۲۰۲۵) ‘Solidarity in Action: Labor, AI, and the Future of Libraries’, Library Journal. Available at: https://www.libraryjournal.com/story/solidarity-in-action-labor-ai-and-the-future-of-libraries-ala-annual-۲۰۲۵

Kinchin, N., ۲۰۲۴. “Voiceless”: the procedural gap in algorithmic justice. International Journal of Law and Information Technology, ۳۲, p.eaae۰۲۴.

Levanthal, G.S., ۱۹۸۰. What should be done with equity theory. Social exchange: Advances in theory and research, pp.۲۷-۵۵.

Lo, L.S., ۲۰۲۴. Evaluating AI literacy in academic libraries: A survey study with a focus on US employees.

Orubebe, E.D., Oloniruha, E.A. and Oladokun, B.D., ۲۰۲۴. Adoption and utilization of artificial intelligence in academic libraries: Challenges and opportunities in developed and developing nations. International Journal of Knowledge Content Development & Technology, ۱۴(۳).

Miller, D., ۱۹۹۹. Principles of Social Justice. Cambridge, MA: Harvard University Press.

Nussbaum, M.C., ۲۰۱۱. Creating capabilities: The human development approach. Harvard University Press.

Ramos, M.E., Azevedo, A., Meira, D. and Curado Malta, M., ۲۰۲۲. Cooperatives and the use of artificial intelligence: A critical view. Sustainability, ۱۵(۱), p.۳۲۹.

Rawls, J., ۱۹۷۱. A Theory of Justice. Cambridge, MA: Harvard University Press.

Rimland, E.L. et al. (۲۰۲۵) AI Competencies for Academic Library Workers. ACRL Draft. Available at: https://www.ala.org/sites/default/files/۲۰۲۵-۰۳/AI_Competencies_Draft.pdf

Rimland, E., Behler, A. and Pothier, W., ۲۰۲۵. Do More Micro-credentials Equal Better Grades? A Study of Information Literacy Digital Badges and Student Course Grades. Pennsylvania Libraries: Research & Practice, ۱۳(۱).

Saeidnia, H.R., ۲۰۲۳. Ethical artificial intelligence (AI): confronting bias and discrimination in the library and information industry. Library Hi Tech News.

Sahebi, S. and Formosa, P., ۲۰۲۴. Artificial Intelligence (AI) and Global Justice. Minds and Machines, ۳۵(۱), p.۴.

Sen, A., ۲۰۱۴. Development as freedom (۱۹۹۹). The globalization and development reader: Perspectives on development and global change, ۵۲۵.

Walker, B., Holling, C.S., Carpenter, S.R. and Kinzig, A., ۲۰۰۴. Resilience, adaptability and transformability in social–ecological systems. Ecology and society, ۹(۲).

Willems, T., Hotan, D.J., Tang, J.C., Norhashim, N.H.B., Poon, K.W., Goh, Z.A.G. and Vinod, R., ۲۰۲۵. Assessing employment and labour issues implicated by using AI. arXiv preprint arXiv:۲۵۰۴.۰۶۳۲۲.

Justice and Resilience in the Age of AI: The Future of Careers in Information Science and Knowledge Studies

Maziar Amirhosseini, PhD

Faculty Member of Iranian Research Institute for Information Science and Technology, Tehran, Iran, email: amirhosseini@irandoc.ac.ir

Abstract: The aim of this study is to analyze the implications of AI for employment in the field of information science and knowledge studies in relation to ethical frameworks and resilience theory. Using a qualitative synthetic analysis method, this article integrates three ethical frameworks, namely distributive justice, procedural fairness, and capability ethics, with elements of resilience including recovery, adaptation, and thrive. Findings showed that outcomes such as job insecurity, exclusion from decision-making, and unbalanced professional development are simultaneously related to ethical principles and adaptive capacities. Governance gaps were identified that affect all dimensions of ethics and resilience. The findings of this study provide practical suggestions for information science and knowledge studies’ students, professionals, educational institutions, and policymakers to prevent the consequences of implementing AI in eliminating or changing library and information professions. These suggestions are based on ethical frameworks as well as the main elements of resilience. Knowledge enhancement through decreasing knowledge and skill gaps, increasing AI literacy, reviewing educational programs, focusing on in-service training, equal distribution of job opportunities, and governance supports are among these solutions. The findings, achievements, and suggestions in this article are derived from the new conceptual model presented in the convergence of job insecurity resulting from the implementation of AI in relation to ethically-based theoretical frameworks and applied elements in increasing resilience.

Keywords: Artificial Intelligence; Information Science and Knowledge Studies; Job Opportunities; Ethical Frameworks; Resilience Theory

[۱] Distributive justice

[۲] Procedural fairness

[۳] Capability ethics

[۴] Rawls

[۵] Miller.

[۶] Levanthal

[۷] Kinchin.

[۸] Sen

[۹] Nussbaum

[۱۰] Rimland f

[۱۱] Lo

[۱۲] Resilience

[۱۳] Recover

[۱۴] Adapt

[۱۵] Thrive

[۱۶] Walker

[۱۷] Folke

[۱۸] Synthesis analysis

[۱۹] Rimland

[۲۰] Ramos.

[۲۱] Rawls

هوش مصنوعی و آینده ما کتابداران؛ از ترس تا تاب‌آوری

در کلاس و کتابخانه دانشگاه، این روزها ما با یک پرسش مشترک روبه‌رو هستیم: وقتی هوش مصنوعی هر روز پیش می‌رود، جای ما در کتابخانه کجاست؟ ما می‌بینیم که الگوریتم‌ها کارهای تکراری را دقیق و سریع انجام می‌دهند. این واقعیت در ذهن ما دانشجو و استاد، هم ترس می‌سازد و هم اشتیاق؛ ترس از کم‌رنگ‌شدن نقش‌های سنتی و اشتیاق برای کشف نقش‌های تازه که با توان امروز ما همخوان باشد.

ما وظیفه داریم دل‌نگرانی‌های دانشجویان را جدی بگیریم و راهی نشان دهیم که از اضطراب امروز به اطمینان فردا برسیم. مسیر روشن است؛ اما ساده نیست. از مهندسی دستور تا سواد داده و اخلاق هوش مصنوعی، هر کدام می‌تواند پلی باشد میان حذف نقش‌های روزمره و شکوفایی نقش‌های نو. ما اگر یادگیری پیوسته را تمرین کنیم و برنامه‌های درسی را بازنگری کنیم، می‌توانیم در پیاده‌سازی و راهبری سامانه‌های هوشمند شریک شویم نه تماشاگر.

در ادامه، یافته‌ها و پیشنهادهای مقاله به شکل منظم و مستند ارایه می‌شود تا تصویر روشنی از مخاطرات شغلی و مسیرهای تاب‌آوری در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی پیش چشم ما قرار گیرد.

فناوری‌های نوین در قرن بیست‌ویکم به‌عنوان یک واقعیت ملموس، فراگیر و ضروری برای کلیه آحاد جامعه در نظر گرفته می‌شود. فناوری‌های هوش مصنوعی در خودکارسازی فرایندها، خدمات و امور تولیدی، توانمندی خود را به اثبات رسانده‌اند. قانون بازار، حکم می‌کند که این‌گونه از فناوری‌ها، سیستم‌ها و سامانه‌ها به‌سرعت برای افزایش سود و کاهش زیان به کار گرفته شوند. این رویکرد نوین از طریق خودکارسازی، بحران‌هایی را به همراه داشته است؛ مانند حذف گروهی از مشاغل، تغییر یا محدودکردن دامنه‌های شغلی و دگرگونی فرصت‌های شغلی؛ بنابراین، زنگ خطر برای ازدست‌رفتن موقعیت‌های شغلی و حرفه‌ای در حضور سامانه‌های هوشمند به صدا درآمده است.

ماهیت هوش مصنوعی نشان می‌دهد که غالب فرایندهای مرتبط با آن به فراهم‌آوری، پردازش داده، اطلاعات و دانش به‌منظور ارایه خدمات اطلاعاتی، پرسش‌وپاسخ‌های عمومی و تخصصی متمرکز شده است. این‌گونه فناوری‌ها توانسته‌اند جایگزین بخش عمده‌ای از نقش‌ها و وظایف شغلی تکراری، روتین و ساده در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی شوند. از طرف دیگر، وظایف شغلی و حرفه‌ای پیچیده؛ مانند مجموعه‌سازی، سازماندهی اطلاعات و خدمات مرجع، تحت‌تأثیر ظرفیت‌های فناوری‌های هوشمند قرارگرفته‌اند. به‌این‌ترتیب به‌منظور مواجهه موثر، سازگاری و تاب‌آوری در قبال فضای حضور هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی، دانشجویان و دانش‌آموختگان حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی می‌بایست نسبت به شناسایی عوامل مخاطره‌آمیز در کسب فرصت‌های شغلی اقدام نمایند.

عوامل مخاطره‌آمیز برای مشاغل و فرصت‌های شغلی

عوامل متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد کدام یک از مشاغل به‌ویژه در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی در معرض خطرات بالاتری ناشی از خودکارسازی فرایندها از طریق سامانه‌های هوش مصنوعی هستند. در این بخش، به برخی از مهم‌ترین عوامل مخاطره‌آمیز و چالش‌ها در قبال خودکارسازی توسط هوش مصنوعی می‌پردازیم:

  1. مشاغل با ماهیت روتین و تکراری: شغل‌هایی با وظایف قابل پیش‌بینی و دارای ساختار مشخص که به راحتی در فرایند خودکار قرار می‌گیرند (سن و پاتل[۱]، ۲۰۲۳) مانند ورود اطلاعات، وجین منابع اطلاعاتی، کنترل موجودی منابع، خدمات مرجع عمومی بیشتر در خطر حذف قرار می‌گیرند.
  2. مشاغل با سطح مهارت و تحصیلات اندک: این دامنه از مشاغل در مقابل توسعه هوش مصنوعی از ضریب آسیب پذیری بالایی برخوردار می‌باشند (ژو[۲] و همکاران، ۲۰۲۰) مانند مشاغل مربوط به میز امانت، راهنمایان مجموعه، خدمات عمومی و مانند آن بیشتر تحت‌تأثیر حضور هوش مصنوعی قرار می‌گیرند.
  3. مشاغل فنی و تخصصی: علاوه بر مشاغل روتین و نیمه حرفه‌ای، مشاغل کاملاً فنی و تخصصی مانند فهرست‌نویسی، رده‌بندی و نمایه‌سازی نیز تحت‌تأثیر سامانه‌های هوش مصنوعی قرار گرفته‌اند (برابدور[۳]، ۲۰۲۴).

تأثیرات مخاطره‌آمیز هوش مصنوعی برای مشاغل فنی و تخصصی

هوش مصنوعی و فناوری‌های مرتبط با آن، تأثیر قابل‌توجهی بر حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی داشته است. این تأثیر، به طور فزاینده‌ای در سال‌های پیشرو نیز ادامه خواهد یافت. تحولات ناشی از توسعه و کاربرد سامانه‌های هوش مصنوعی، به طور مشخص به دگرگونی یا حذف برخی از نقش‌های حرفه‌ای و مشاغل در این حوزه منجر خواهد شد. یکی از حوزه‌های تخصصی که تحت‌تأثیر هوش مصنوعی قرار می‌گیرد، مجموعه‌سازی است (چاندراشکارا[۴] و همکاران، ۲۰۲۴). ابزارهای هوش مصنوعی توانسته است که برخی از وظایف در این حوزه‌ها را به تسخیر خود درآورد (فلاگفلدر[۵]، ۲۰۲۱؛ هارپر[۶]، ۲۰۱۳) مانند شناسایی ناشران هسته، تحلیل مجلات هسته، دسترسی به سازوکارهای انتخاب خودکار منابع، تحلیل رفتار اطلاع‌یابی کاربران به‌منظور فراهم‌آوری اطلاعات مناسب و مانند آن. حوزه سازماندهی اطلاعات نیز از مسیر خودکارسازی بی‌بهره نمانده است. انواع فرایندهای کاری یا حرفه‌ای در این حوزه شامل فهرست‌نویسی، رده‌بندی و نمایه‌سازی تحت‌تأثیر سامانه‌های هوش مصنوعی قرار گرفته‌اند.

علاوه بر حوزه سازماندهی اطلاعات، سامانه‌های هوش مصنوعی در تحول نقش‌های حرفه‌ای و حذف برخی از مشاغل در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، نقش موثری داشته است (هودونو – وسو[۷]، ۲۰۲۴) مانند فرایند بازیابی اطلاعات. ماهیت اصلی هوش مصنوعی، ایجاد بستر مناسب به‌منظور دسترس‌پذیر ساختن داده، اطلاعات و دانش برای کاربران در زمان مناسب است. به‌این‌ترتیب، کلیه مشاغل موجود در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی مانند خدمات مرجع، می‌توانند از طریق امکانات بالقوه و بالفعل هوش مصنوعی تحت‌تأثیر قرار گیرند (آدتایو و آیینی[۸]، ۲۰۲۳؛ نگ[۹] و همکاران، ۲۰۲۴). دستیاران مجازی و چت‌بات‌ها (گلیبوا[۱۰] و همکاران، ۲۰۲۴) برای ارایه پاسخ به پرسش‌های اولیه مرجع و اطلاع‌رسانی هم‌اکنون مورداستفاده قرارگرفته شده است. تحلیل رفتارهای اطلاع‌یابی کاربران به‌عنوان یکی از وظایف و نقش‌های حرفه‌ای در حوزه خدمات مرجع، هم‌اکنون توسط ابزارها و فناوری‌های هوشمند انجام می‌شود (اسلی[۱۱]، ۲۰۲۴؛ کوکس[۱۲]، ۲۰۲۴). بعلاوه، برخی از مشاغل کتابداران؛ مانند وظیفه همکار تحقیق در اجرای پژوهش‌های علمی – اجرایی، متخصص شناسایی و سیاهه منابع مرتبط با تحقیق، وظیفه تدوین پیشینه تحقیق، نقش‌های مبتنی بر خلاصه‌برداری و چکیده‌نویسی از منابع اطلاعاتی مرتبط با تحقیق و امثالهم، کاملاً تحت‌تأثیر هوش مصنوعی هستند (لوگا[۱۳] و همکاران، ۲۰۲۲).

بنابراین؛ می‌توان گفت که سامانه‌های هوش مصنوعی در خودکارسازی نقش‌های حرفه‌ای، وظایف و مشاغل مرتبط با حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی نقش موثری داشته‌اند. به‌این‌ترتیب، دگرگونی، جابه‌جایی و حذف برخی از مشاغل در این حوزه از طریق توسعه هوش مصنوعی و فناوری‌های مرتبط با آن قابل‌ مشاهده است.

تاب‌آوری در سازگاری و احراز مهارت‌های نوظهور

حضور هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی، طیف گسترده‌ای از مشاغل این حوزه را در خطر حذف یا تغییر قرار داده است. در مقابل، دانش و مهارت‌های نوظهوری به‌منظور کاربست و راهبری سامانه‌های هوشمند شکل‌گرفته است. اگر مفهوم تاب‌آوری را در سازگاری با محیط خارجی به‌منظور دستیابی به تعادل تعریف نماییم؛ دانشجویان، دانش‌آموختگان و کارکنان در حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی می‌بایست خود را با مهارت‌های جدید تجهیز نمایند. در اینجا، به شماری از مهارت‌های نوین موردنیاز برای سازگاری با فضای حضور هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی، می‌پردازیم.

  1. بازیابی اطلاعات با دقت بالا[۱۴]: الگوریتم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی کارایی و دقت بازیابی اطلاعات را افزایش می‌دهند (هرلیچ[۱۵]، ۲۰۲۳). درک این الگوریتم‌ها، یادگیری محتوای آن‌ها و کاربرد این ابزارهای هوشمند در بازیابی اطلاعات، یک مهارت حیاتی برای متخصصان علوم اطلاعات و دانش‌شناسی است.
  2. مهندسی دستورنویسی هوش مصنوعی[۱۶]: یکی از مهم‌ترین مبانی تعامل با هوش مصنوعی، کسب دانش، مهارت و آگاهی از شیوه دستورنویسی برای بازیابی اطلاعات موثر و دقیق است. هم‌اکنون، مشاغلی مانند کتابدار مهندس، دستورنویس برای توسعه و بهینه‌سازی دستورها که بر مدل‌های زبانی هوش مصنوعی احاطه دارند، به‌وجود آمده است (لاند[۱۷]، ۲۰۲۳). این نقش نوظهور، بستر مناسبی برای کتابداری سنتی به منظور سازگاری با هوش مصنوعی در عرصه بازیابی‌ اطلاعات و مدیریت دانش فراهم می‌آورد.
  3. توصیهگرهای شخصی[۱۸]: الگوریتم‌های هوش مصنوعی می‌توانند عملکردهای کاربر، تاریخچه مرور و جستجو و علایق دانشگاهی یا اکادمیک کاربران را برای ارایه توصیه‌های شخصی، پیرامون مطالعه بیشتر متون مرتبط با سلایق کاربر تجزیه‌وتحلیل کنند. توانایی درک و به‌کارگیری این الگوریتم‌ها برای ارایه خدمات شخصی‌سازی‌شده مانند تکنیک‌های پیشین اشاعه‌اطلاعات و دانش‌گزینشی به کاربران کتابخانه‌ها یک مهارت مهم است.
  4. مدیریت هوشمند منابع[۱۹]: فناوری‌های هوش مصنوعی مانند پردازش زبان طبیعی و بینایی ماشین برای تشخیص تصاویر، کتابخانه‌ها را قادر می‌سازد تا فرایندهای فهرست‌نویسی را خودکار کنند؛ مواد را دیجیتالی کنند و اطلاعات را به طور موثر سازماندهی کنند (لوکا و همکاران، ۲۰۲۲). مهارت در این فناوری‌های هوش مصنوعی یک مهارت ضروری برای مدیریت موثر منابع برای متخصصان علم اطلاعات و دانش‌شناسی است.
  5. دستیاران مجازی و چت‌بات‌ها[۲۰]: دستیاران مجازی و چت‌بات‌های مجهز به هوش مصنوعی پشتیبانی فوری را برای ارایه پاسخ مناسب به پرسش‌های کاربران کتابخانه فراهم می‌کنند (لوکا و همکاران، ۲۰۲۲). توانایی توسعه، مدیریت و استفاده از این ابزارهای هوش مصنوعی یک مهارت ارزشمند برای متخصصان علوم اطلاعات و دانش‌شناسی است.
  6. توسعه سواد داده[۲۱]: متخصصان علوم اطلاعات و دانش‌شناسی می‌بایست به مهارت‌های قدرتمند سواد داده برای درک، تفسیر و استفاده از انبوه داده‌های تولید شده توسط سیستم‌های هوش مصنوعی مجهز شوند. این توانایی‌ها شامل جمع‌آوری، مدیریت و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها برای کسب آگاهی، درک و بینش معنی‌دار است که می‌تواند برای ارایه خدمات اطلاع رسانی موثر، کارآمد و مفید باشد (سنگیتا[۲۲] و همکاران، ۲۰۲۴).
  7. تجزیهوتحلیل داده‌ها برای تصمیمگیری[۲۳]: هوش مصنوعی، کتابخانه‌ها را قادر می‌سازد تا از قدرت تجزیه و تحلیل داده‌ها برای تصمیم‌گیری بهتر در امور گوناگون استفاده کنند (لوکا و همکاران، ۲۰۲۲). مهارت در تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و درک الگوریتم‌های هوش مصنوعی برای متخصصان علوم اطلاعات و دانش‌شناسی در تصمیم‌گیری پیرامون امور جاری کتابخانه‌ها و نیز تصمیم‌سازی‌ها توسط سازمان‌های متبوع آن‌ها، ضروری است.
  8. همکاری و اشتراک دانش[۲۴]: افزایش سطح همکاری بین متخصصان، عامل توسعه اشتراک دانش میان کاربران از طریق هوش مصنوعی می‌شود. به‌عبارت‌دیگر، همکاری بین متخصصان با زمینه‌های مختلف مانند علوم اطلاعات و دانش‌شناسی، کامپیوتر و علم داده به‌منظور توسعه کاربری هوش مصنوعی امری ضروری است (پارتریج[۲۵] و همکاران، ۲۰۱۰). این همکاری‌ها در توسعه مهارت استفاده از پلتفرم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی برای تعمیق اشتراک دانش امری حیاتی است (هرلیچ، ۲۰۲۳).
  9. طرح‌های مشارکت و همکاری: علاوه بر کسب مهارت و دانش کاربری هوش مصنوعی، مشارکت متخصصان علم اطلاعات و دانش‌شناسی در طراحی و پیاده‌سازی سیستم‌های هوش مصنوعی، به‌منظور انعکاس ارزش‌های نهادی و نیازهای کاربران از اهمیت زیادی برخوردار است (دلگادو و همکاران[۲۶]، ۲۰۲۳). به‌این‌ترتیب، متخصصان این حوزه نه تنها می‌بایست شکاف دانش و مهارت خود را در زمینه کاربری هوش مصنوعی ترمیم نمایند؛ بلکه می‌بایست در پیاده‌سازی آن در کتابخانه نقش راهبردی داشته باشند.
  10. اخلاق هوش مصنوعی و ربات‌ها[۲۷]: نگرانی‌های اجتماعی گسترده، پیرامون اخلاق هوش مصنوعی و ربات‌ها در مورد تأثیر بالقوه آن‌ها بر حریم‌خصوصی کاربر، آزادی بیان، حفظ استقلال کاربر، خطر سوگیری، تعصب، ارایه اطلاعات نادرست و از دست دادن شفافیت در تصمیم‌گیری وجود دارد. این امر مستلزم شکل‌گیری درک درستی از چارچوب‌های اخلاقی، سیاست‌های حاکمیت داده، و بهترین شیوه‌ها برای استقرار مسیولانه هوش مصنوعی در خدمات کتابخانه‌ای و اطلاعاتی است (سندرس، ۲۰۲۰). درک مفاهیم اخلاقی هوش مصنوعی و ربات‌ها یک مهارت حیاتی برای متخصصان علوم اطلاعات و دانش‌شناسی است.
  11. ارزیابی و ارزشیابی هوش مصنوعی[۲۸]: متخصصان علوم اطلاعات و دانش‌شناسی باید مهارت‌هایی را برای ارزیابی انتقادی ابزارها و فناوری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی افزایش دهند. این مهارت‌ها شامل؛ ارزیابی قابلیت‌ها، محدودیت‌ها و سوگیری‌های احتمالی سامانه‌های هوش مصنوعی است. به‌این‌ترتیب، درک الگوریتم‌های مرتبط منابع داده و ملاحظات اخلاقی سیستم‌های هوش مصنوعی برای متخصصان این حوزه، امری اجتناب‌ناپذیر است (لنکس[۲۹]، ۲۰۱۶).
  12. یادگیری مستمر و سازگاری[۳۰]: شتاب و سرعت سریع تغییرات فناورانه در حوزه‌های مختلف به‌ویژه در فضای توسعه هوش مصنوعی و فناوری‌های مرتبط با آن، متخصصان علوم اطلاعات و دانش‌شناسی را متعهد به یادگیری مستمر و توسعه حرفه‌ای می‌کند. این یادگیری می‌بایست همراه با انطباق و سازگاری با شرایط موجود باشد که شامل روزآمدشدن با آخرین پیشرفت‌های هوش مصنوعی، شرکت در دوره‌های آموزشی و کارگاه‌های تخصصی مرتبط در ایجاد یک ذهنیت توسعه فردی برای انطباق با تقاضاهای در حال تحول در حوزه علوم اطلاعات و دانش‌شناسی است (چودری[۳۱]، ۲۰۲۳).

نتیجه‌گیری و پیشنهاد

هوش مصنوعی و فناوری‌های مرتبط با آن یک واقعیت در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی است. سامانه‌های هوش مصنوعی توانسته‌اند که دامنه خدمات در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی را پیرامون افزایش سرعت، دقت و سهولت دسترسی به داده، اطلاعات و دانش تحت‌تأثیر قرار دهند. از سوی‌ دیگر، شمار زیادی از وظایف، مشاغل و نقش‌های تخصصی و حرفه‌ای متخصصان این حوزه در معرض خطر حذف، جابه‌جایی و تغییر قرار گرفته است. در این میان دو راه، بیشتر باقی نمانده است؛ یا از مهلکه بگریزیم و عطای مشاغل را به لقایشان ببخشیم و یا در مقابل تأثیرات این فناوری نوظهور تاب بیاوریم و خود را با مقتضیات آن سازگار نماییم. به نظر می‌رسد که تاب‌آوری، سازگاری و مقاومت در مقابل تأثیرات مخاطره‌آمیز و کسب توانمندی‌های موثر در کاربری هوش مصنوعی، بیشتر کارایی داشته باشد. با تکیه ‌بر این رویه، متخصصان علوم اطلاعات و دانش‌شناسی می‌بایست خود را با ابزارها، ظرفیت‌ها و امکانات بالقوه و بالفعل هوش مصنوعی به‌ویژه کاربرد آن‌ها در ارایه خدمات اطلاع‌رسانی هماهنگ سازند. صرفاً این هماهنگی بر پذیرش هوش مصنوعی و ابزارهای آن در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی خلاصه نمی‌شود. متخصصان علوم اطلاعات و دانش‌شناسی می‌بایست نسبت به توانمندی‌های ابزارهای هوش مصنوعی، آگاهی کامل داشته باشند، آن‌ها را در خدمات کتابخانه‌ای به‌کار‌گیرند و عرصه‌های نوین کاربری این ابزارهای نوین را در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی ترسیم نمایند. از طریق توسعه این مهارت‌های ضروری، متخصصان علوم اطلاعات و دانش‌شناسی می‌توانند چالش‌ها و فرصت‌های کاربری هوش مصنوعی را تحلیل نمایند تا امکان تثبیت موقعیت‌های شغلی آن‌ها فراهم آمده و اطمینان حاصل کنند که کتابخانه‌ها و خدمات اطلاع‌رسانی به شکل کارآمد و پاسخگو به نیازهای جامعه ادامه فعالیت خواهند داد.

کسب این فرصت‌های شغلی نوین برای متخصصان حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی به تلاش‌های مستمر آن‌ها برای یادگیری مداوم مهارت‌های جدید در سازگاری با فضای حضور هوش مصنوعی بستگی دارد. علاوه بر این، آموزش‌های ضمن خدمت، برنامه‌های درسی و آموزشی دانشگاهی در این حوزه می‌بایست با همکاری کارشناسان هوش مصنوعی مورد تجدیدنظر قرار گیرد. توسعه و سازگاری برنامه‌های درسی با توانمندی‌های هوش مصنوعی می‌تواند دانشجویان حوزه علم اطلاعات و دانش‌شناسی را برای بازار کار آینده آماده کند. به‌این‌ترتیب، شرایط احراز مشاغل نوظهور از طریق آموزش ضمن خدمت و تحول برنامه‌های درسی امکان‌پذیر می‌شود. نقش دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی در این میان بسیار حایز اهمیت است. گروه‌های آموزشی علم اطلاعات و دانش‌شناسی می‌توانند از طریق تغییروتحول در برنامه‌های درسی، مواد و برنامه‌هایی را در آن گسترش دهند که مهارت‌های به‌کارگیری هوش مصنوعی در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی را در برگیرد. علاوه بر این انجمن‌های تخصصی مانند انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران، انجمن مدیریت اطلاعات، انجمن مدیریت دانش و انجمن کتابخانه‌های عمومی می‌توانند در توانمندسازی کارکنان کتابخانه‌های از طریق ارایه برنامه‌های آموزشی پیرامون هوش مصنوعی نقش موثری ایفا نمایند. نهادها و دستگاه‌هایی مانند کتابخانه ملی، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و مانند آن می‌توانند از طریق آموزش ضمن خدمت، برنامه‌های دانش‌افزایی و مهارت‌آموزی در این زمینه فعال شوند.

منابع

Adetayo, A.J. and Oyeniyi, W.O., ۲۰۲۳. Revitalizing reference services and fostering information literacy: Google Bard’s dynamic role in contemporary libraries. Library Hi Tech News.

Brabdor, I., ۲۰۲۴. Could Artificial Intelligence Help Catalog Thousands of Digital Library Books? An Interview with Abigail Potter and Caroline Saccucci. In The Library of Congress. https://blogs. loc. gov/thesignal/۲۰۲۴/۱۱/could-artificial-intelligence-help-catalog-thousands-of-digital-librarybooks-an-interview-with-abigail-potter-and-caroline-saccucci.

Chandrashekara, G., Mulimani, M.N. and Bidi, T.K., ۲۰۲۴. The Impact of Artificial Intelligence on Library and Information Science (LIS) Services. SSRN Electronic Journal, pp.۱-۱۲.

Chowdhury, R., ۲۰۲۳. Technology Facilitated Gender-Based Violence in an era of Generative AI. Paris: UNESCO Publishing.

Cox, A., ۲۰۲۴. Developing a library strategic response to Artificial Intelligence. The University of Sheffield. Report. https://orda.shef.ac.uk/articles/report/Developing_a_library_strategic_response_to_Artificial_Intelligence/۲۴۶۳۱۲۹۳/۱

Delgado, F., Yang, S., Madaio, M. and Yang, Q., ۲۰۲۳, October. The participatory turn in ai design: Theoretical foundations and the current state of practice. In Proceedings of the ۳rd ACM Conference on Equity and Access in Algorithms, Mechanisms, and Optimization (pp. ۱-۲۳).

Glebova, E., Madsen, D.Ø., Mihaľová, P., Géczi, G., Mittelman, A. and Jorgič, B., ۲۰۲۴. Artificial intelligence development and dissemination impact on the sports industry labor market. Frontiers in Sports and Active Living, ۶, p.۱۳۶۳۸۹۲.

Harper, R., ۲۰۱۳. Knowledge management through the lens of library and information science: a study of job advertisements. Library trends, ۶۱(۳), pp.۷۰۳-۷۳۴.

Herrlich, H., ۲۰۲۳. The Future of Libraries: AI and Machine Learning–Fordham Library News. Fordham Library News. https://librarynews.blog.fordham.edu/۲۰۲۳/۰۵/۲۳/the-future-of-libraries-ai-and-machine-learning/

Hodonu-Wusu, J.O., ۲۰۲۴. The rise of artificial intelligence in libraries: the ethical and equitable methodologies, and prospects for empowering library users. AI and Ethics, pp.۱-۱۱.

Lankes, R. D. (۲۰۱۶). The new librarianship field guide. Cambridge, Massachusetts, United States: MIT Press, ۲۴۰p.

Luca, E., Narayan, B. and Cox, A., ۲۰۲۲. Artificial intelligence and robots for the library and information professions. Journal of the Australian Library and Information Association, ۷۱(۳), pp.۱۸۵-۱۸۸.

Lund, B., ۲۰۲۳. The prompt engineering librarian. Library Hi Tech News۴۰(۸), pp.۶-۸.

Ng, T.J., Ng, K.W. and Haw, S.C., ۲۰۲۴. Lib-Bot: A Smart Librarian-Chatbot Assistant. International Journal of Computing and Digital Systems, ۱۶(۱), pp.۱-۱۱.

Osley, M. (۲۰۲۴). Librarianship in the Age of AI: Navigating the Integration of AI in Libraries. Medium. https://medium.com/@maysarosley/librarianship-in-the-age-of-ai-c۵b۰c۸e۷ee۵۱

Partridge, H., Menzies, V., Lee, J., & Munro, C. (۲۰۱۰). The contemporary librarian: Skills, knowledge and attributes required in a world of emerging technologies. Library & Information Science Research, ۳۲(۴), ۲۶۵-۲۷۱.

Pflugfelder, N.S., ۲۰۲۱. Knowledge management as a driver of performance in ambulatory healthcare–a systematic literature review through an intellectual capital lens. Journal of Intellectual Capital, ۲۲(۲), pp.۴۰۳-۴۳۲.

Sangeetha, V., Mamatha, A., Vaneeta, M. and Beena, K., ۲۰۲۴. Artificial intelligence in medical and healthcare service: Applications and challenges. Modern Healthcare Marketing in the Digital Era, pp.۱۱۶-۱۳۰.

Sen, S. and Patel, W., ۲۰۲۳, May. Exploring The Uncertain Effects of AI-Powered Automation. In ۲۰۲۳ ۳rd International Conference on Advance Computing and Innovative Technologies in Engineering (ICACITE) (pp. ۲۵۵۴-۲۵۵۸). IEEE.

Zhou, G., Chu, G., Li, L. and Meng, L., ۲۰۲۰. The effect of artificial intelligence on China’s labor market. China Economic Journal, ۱۳(۱), pp.۲۴-۴۱.

[۱] Sen and Patel

[۲] Zhou

[۳] Brabdor

[۴] Chandrashekara

[۵] Pflugfelder

[۶] Harper

[۷] Hodonu-Wusu

[۸] Adetayo and Oyeniyi

[۹] Ng

[۱۰] Glebova

[۱۱] Osley

[۱۲] Cox

[۱۳] Luca

[۱۴] Improved Information Retrieval

[۱۵] Herrlich

[۱۶] AI Prompt Engineering

[۱۷] Lund

[۱۸] Personalized Recommendations

[۱۹] Intelligent Resource Management

[۲۰] Virtual Assistants and Chatbots

[۲۱] Data Literacy

[۲۲] Sangeetha

[۲۳] Data Analytics for Decision-Making

[۲۴] Collaboration and Knowledge Sharing

[۲۵] Partridge

[۲۶] Delgado

[۲۷] Ethics of AI and Robots

[۲۸] AI Evaluation and Implementation

[۲۹] Lankes

[۳۰] Continuous Learning and Adaptability

[۳۱] Chowdhury

دو کلمه صبرِ دیجیتال: راهنمای زنده‌ماندن بين نوتيفيکيشن و نيم‌حقيقت!

تاب‌آوری و چالش‌های حقیقت در عصر دیجیتال

می‌گویند انسان باید در برابر سختی‌ها مقاوم باشد.
در گذشته مقاومت یعنی بالا رفتن از کوه، تحمل بی‌آبی، و ایستادن جلوی طوفان.
اما در قرن بیست‌ویکم، مقاومت یعنی وقتی وسط جلسه آنلاین تصویرت یخ می‌زند، صدایت شبیه رباتی می‌شود که آب خورده، و همه با تعجب نگاهت می‌کنند، هنوز مودبانه لبخند بزنی و بگویی: «بله، بله، صدای شما رو دارم!»

تاب‌آوری دیجیتال یعنی زنده ماندن میان نوتیفیکیشن‌ها، آپدیت‌های اجباری و اخبار «فوری» که از سرعت نور هم جلو می‌زنند.
این روزها اگر خبری با تیتر «فوری» دیدی، اول نفس عمیق بکش، بعد موبایلت را روی زمین بگذار، برو چای دم کن، و سه روز بعد برگرد؛ تازه می‌فهمی خبر مربوط به سال ۱۳۹۸ بوده!

در جهان مجازی، حقیقت معمولاً تهِ صف وای‌فای ایستاده است؛
صبر می‌کند، مظلوم و بی‌نت، در حالی که شایعه‌ها با پهنای باند VIP از کنارش رد می‌شوند.

اما ما کجا و حقیقت کجا؟
ما همان‌هایی هستیم که اگر ببینیم کسی نوشته:

«انیشتین گفته: هیچ‌کس از واتس‌اپ فرار نمی‌کند!»
بدون لحظه‌ای تردید فوراً فوروارد می‌کنیم، با این توضیح زیرش:
«واقعاً نابغه بوده، خدا بیامرزتش!»

 

ده فرمان یک کاربر برای روزهای شلوغ

۱. قانون خبر فوری

هرچه خبری بیشتر با واژه‌ی «فوری» شروع شود، دیرتر معلوم می‌شود اصلاً خبر نبوده؛ فقط برداشت آزاد شخص محترمی از گروه خانوادگی بوده است.

۲. قانون بخش نظرات

اگر دنبال آرامش روانی هستی، وارد بخش نظرات شبکه‌های اجتماعی نشو.
همان‌جا جهنم را طراحی کرده‌اند، فقط با ایموجی‌های خندان!

۳. قانون نسخه جدید

هر بار که نرم‌افزارت را آپدیت می‌کنی، یکی از قابلیت‌های محبوبت حذف می‌شود؛
درست مثل دوستان دوران مدرسه که با هر به‌روزرسانی زندگی ناپدید شدند.

۴. قانون فکت‌چک

وقتی تصمیم می‌گیری حقیقت را جست‌وجو کنی، آن‌قدر روایت متناقض می‌یابی که در پایان می‌گویی:
«باشد! زمین تخت است! فقط بگذار گوشی‌مو شارژ کنم!»

۵. قانون تماس ویدیویی

تماس ویدیویی همیشه دقیقاً زمانی زنگ می‌خورد که موهایت یاد جنگ جهانی سوم می‌افتد و پس‌زمینه‌ات ترکیبی از رخت‌خواب، لیوان چای و گلدان پژمرده است.

۶. قانون حافظه دیجیتال

آن پست خجالت‌آور سال ۱۳۹۲ را که فکر کردی پاک شده؟
گوگل هنوز با عشق نگهش داشته تا روز مصاحبه کاری‌ات دوباره بدرخشد!

۷. قانون «در حال تایپ…»

هرچه بیشتر منتظر بمانی ببینی چه می‌نویسد، طرف فقط سه نقطه می‌گذارد و غیب می‌شود.
تاب‌آوری یعنی همان لحظه گوشی را نشکنی و فقط بگویی: «حتماً رفت فکر کنه چی بگه!»

۸. قانون باتری

هرقدر کارَت فوری‌تر باشد، شارژ باتری‌ات با سرعت سقوط آزاد پایین می‌آید.
در لحظه‌ی حساس همیشه می‌ماند ۱٪ تا خدا را یاد کنی!

۹. قانون نظرات طلایی

هر پست علمی ساده‌ای بگذاری، حتماً یک نابغه‌ی ناشناس پیدا می‌شود که توضیح دهد زمین در واقع اداره‌ای تحت مدیریت خزندگان فضایی است!

۱۰. قانون نهایی تاب‌آوری

اگر هنوز گاهی گوشی‌ات را زمین می‌گذاری و سه ثانیه به گلدان خانه‌ات نگاه می‌کنی،
بدان تو یک قهرمان خاموشِ عصر دیجیتال هستی!

نتیجه‌گیری عمیق و فلسفی :
در دنیایی که حقیقت برای اثبات خودش باید سلفی بگیرد و زیرش بنویسد «#بدون_فیلتر»،

تاب‌آوری یعنی اینکه بدانی نیمی از چیزها دروغ‌اند،

اما هنوز بتوانی لبخند بزنی، گوشی‌ات را سایلنت کنی و آرام بگویی:

«باشد جهان مجازی جان… فعلاً تو بمان، من بروم کمی واقعاً نفس بکشم!»

«دانشجوی دکتری… که هر بار می‌خواهد تز را بارگذاری کند، ویرایش گر آپدیت می‌خواهد و همه چیز از نو.»

«گل‌آقا اگر میان ما بود، می‌گفت: حقیقت در دنیای دیجیتال مثل وای‌فای مترو است؛ دایم در دسترس، ولی هیچ‌وقت متصل!»

منابع

فاضل، ع. (۱۴۰۳). راهنمای زنده ماندن در میان نوتیفیکیشن‌ها. تهران: انتشارات گوشی خاموش.

گوگل، د. (بی‌تا). همه چیز درباره همه چیز (و کمی هم چیزهای بی‌ربط). بازیابی‌شده از https://www.google.com

انجمن جهانی حقیقت‌جویان دروغگو. (۲۰۲۴). راهنمای تشخیص واقعیت از پست تبلیغاتی. مجله طنز دیجیتال، ۱۲(۴)، ۴۰۴–۴۱۸.

حافظ، ش. (قرن هشتم). دیوان اشعار. نسخه تلگرامی، گروه «شب‌زنده‌داران فرهنگی».

وزارت تاب‌آوری در برابر بی‌خبری عمومی. (۱۴۰۱). گزارش سالانه از میزان اعصاب‌خردی کاربران شبکه‌های اجتماعی. فایل PDF، بازیابی‌شده از پوشه Downloads نویسنده.

گل‌آقا، ک. (۱۳۷۵). طنز در روزگار بی‌حوصله‌ها. تهران: دفتر نشر لبخند.

کاربر ناشناس ۳۲۷۸۶. (۲۰۲۵). نظرات پراکنده در زیر پست «واقعاً چه خبر شده؟» شبکه اجتماعی ایکس (X).

دیجیتال سلطنه. (۱۴۰۲). از سواد رسانه‌ای تا سوختگی مغزی: اثرات اخبار فوری بر مغز انسان مدرن. مجله پژوهش‌های غیرقابل اعتماد، ۷(۱)، ۱–۷.

از داده تا داوری: مفهوم تاب‌آوری دیجیتال در بستر آشوب اطلاعاتی

مقدمه

جامعه‌ی اطلاعاتی امروز با چنان سرعتی داده تولید و بازنشر می‌کند که «زمان تأمل» در فرایند ادراک حقیقت به‌طور چشمگیری کاهش یافته است (Ball, ۲۰۱۷؛ McIntyre, ۲۰۱۸). ظهور رسانه‌های اجتماعی، هوش مصنوعی و الگوریتم‌های شخصی‌سازی، شناخت را از یک کنش تحلیلی به واکنشی عاطفی فروکاسته‌اند. در این میان، تاب‌آوری شناختی ـ یعنی توان ایستادگی در برابر اغتشاش داده‌ها ـ به عاملی کلیدی در حفظ استقلال فکری انسان تبدیل شده است (Schmid, ۲۰۲۲).

مبانی نظری

در علوم رفتاری، تاب‌آوری به توان سازگاری در برابر فشارها و تغییرات محیطی اطلاق می‌شود (Roberts et al., ۲۰۱۵). در فضای دیجیتال، این مفهوم به سطح شناختی و اخلاقی ارتقا یافته و «تاب‌آوری دیجیتال» نام گرفته است؛ به معنای بازسازی توان قضاوت، تمرکز و تشخیص در شرایط اشباع اطلاعاتی (Heeks & Ospina, ۲۰۱۸؛ Müller et al., ۲۰۱۳).

پژوهش‌های جدید بر پیوند هم‌افزای میان سواد رسانه‌ای و تاب‌آوری دیجیتال تأکید دارند (McDougall, ۲۰۱۹؛ Hong & Kim, ۲۰۲۰). آموزش مهارت‌های تحلیل و اعتبارسنجی داده‌ها در محیط دانشگاه، مقاومت دانشجویان در برابر اطلاعات نادرست را افزایش می‌دهد (Pennycook et al., ۲۰۲۱؛ Marten, ۲۰۲۵). از منظر معرفت‌شناسی معاصر نیز، توان داوری در عصر پسا‌حقیقت نوعی کنش اخلاقی به شمار می‌آید (Austin, ۲۰۲۴).

بحث و تحلیل

در بستر رسانه‌های شبکه‌ای، حقیقت به پدیده‌ای چندلایه و متکثر تبدیل شده است. «اتاق‌های پژواک» و الگوریتم‌های تقویت‌کننده‌ی سوگیری شناختی، کاربران را در حبابی از داده‌های همسو محبوس می‌سازند (Lee & Chen, ۲۰۲۳). حاصل این روند، گسست میان داده و داوری است؛ داده‌ها بی‌وقفه تولید می‌شوند، اما توان قضاوت درباره‌ی صحت و اهمیت آن‌ها رو به زوال می‌رود.

در چنین فضایی، تاب‌آوری دیجیتال صرفاً مهارتی فنی نیست، بلکه فضیلتی شناختی ـ اخلاقی است: توانایی بازداشتن ذهن از واکنش فوری، و حفظ فاصله‌ی انتقادی از داده‌ها (Jolls, ۲۰۲۲؛ Parker, ۲۰۲۴). از این منظر، دانشگاه به‌عنوان نهادی معرفتی، مسیولیت دارد بستری برای تمرین تأمل، گفت‌وگوی آزاد و تصحیح سوگیری‌های شناختی فراهم آورد (NUS Centre, ۲۰۲۳).

مسیولیت و چالش‌های دانشجویان در عصر آشوب اطلاعاتی

در روزگار کنونی، دانشجویان در نقطه‌ی تلاقی علم و رسانه ایستاده‌اند. آنان از یک‌سو مخاطب مستقیم حجم عظیمی از محتوای دیجیتال‌اند و از سوی دیگر در فرایند تولید و تفسیر دانش نقش دارند. این دوگانگی، مسیولیتی تازه برای نسل دانشگاهی ایجاد کرده است.

مسیله‌ی اصلی امروز، نه صرفاً یافتن حقیقت، بلکه یادگیریِ زیستن در تردید است. در جهانی که مرز میان تحلیل و تبلیغ محو شده و احساس جای حقیقت را گرفته است، دانشجویان باید توان تمییز میان داده و داوری را در خود نهادینه کنند (Fararu, ۲۰۲۰؛ Azadkarsho, ۲۰۲۵).

به تعبیر آرنت (۱۹۶۷)، رسالت دانشگاه و دانشجو پاسداری از «فضای عمومیِ حقیقت» است؛ فضایی که در آن، اندیشیدن پیش از قضاوت نشانه‌ی شجاعت است نه تأخیر. از این دیدگاه، تاب‌آوری دانشجویانه به معنای مقاومت در برابر وسوسه‌ی واکنش سریع و بازگشت به اخلاق سنجشگرانه در برابر نظام اطلاع‌رسانی شتاب‌زده است (McGranahan, ۲۰۱۷).

این رسالت را می‌توان در سه محور اصلی خلاصه کرد:

خودانتقادی شناختی: پرهیز از پذیرش یا بازنشر بی‌تأمل داده‌ها و تقویت سواد رسانه‌ای تحلیلی؛

مشارکت گفت‌وگویی: ارتقای گفت‌وگوهای میان‌رشته‌ای برای بازسازی درک جمعی از حقیقت؛

اخلاق دانشگاهی دیجیتال: رعایت اصول استناد، دقت علمی و مسیولیت در کاربرد دانش در محیط‌های آنلاین.

بدین‌ترتیب، دانشجوی امروزی نه‌تنها مصرف‌کننده‌ی داده، بلکه نگهبان داوری است؛ صدایی میان هیاهوی بی‌پایان اطلاعات که با تفکر نقادانه، از عقلانیت در برابر آشوب محافظت می‌کند.

بحث و نتیجه‌گیری

تاب‌آوری دیجیتال در عصر پسا‌حقیقت مفهومی چندبعدی است که باید در کنار سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی به‌عنوان مهارت حیاتی زندگی مدرن در برنامه‌های دانشگاهی گنجانده شود. دانشجو، با پرورش داوری مستقل و پایبندی به اخلاق حقیقت، نه‌تنها خود را از تلاطم داده‌ها مصون می‌دارد، بلکه با کنش آگاهانه در عرصه‌ی دانش، سنگری تازه برای پاسداری از حقیقت برپا می‌کند.

منابع

Austin, E. W. (۲۰۲۴). Media literacy theory of change and the message interpretation process model. Communication Theory, ۳۴(۴), ۱۶۷–۱۸۹.

Azadkarsho, M. (۲۰۲۵). Post-truth and the role of digital media. Retrieved from https://azadkarsho.ir

Ball, J. (۲۰۱۷). Post-truth: How bullshit conquered the world. Biteback Publishing.

Chen, L., & Lee, M. (۲۰۲۳). Building digital information resilience in a post-truth world. NUS Research Programme.

Fararu. (۲۰۲۰). Crisis of scientific credibility in the post-truth era. Fararu Analytical Review.

Heeks, R., & Ospina, A. V. (۲۰۱۸). Conceptualizing digital resilience: Learning, diversity, and flexibility. Information Systems Journal, ۲۸(۴).

Hong, S., & Kim, T. (۲۰۲۰). Media literacy and resilient information systems. Journal of Media Studies, ۳۶(۲).

Jolls, T. (۲۰۲۲). Building resiliency: Media literacy as a strategic defense strategy for the transatlantic space. ERYICA Policy Report.

Marten, P. L. (۲۰۲۵). Building resilience against online misinformation: A teacher-led training approach. Computers in Human Behavior.

McDougall, J. (۲۰۱۹). Media literacy versus digital skills: Rethinking critical engagement. European Journal of Communication, ۳۴(۶).

McGranahan, C. (۲۰۱۷). An anthropology of lying: Post-truth, fake news, and the anthropology of the present. Cultural Anthropology, ۳۲(۲).

McIntyre, L. (۲۰۱۸). Post-truth. MIT Press.

Müller, B., Roberts, C., & Pocetta, M. (۲۰۱۳). Resilience theory and digital systems. Technological Forecasting and Social Change, ۸۰(۳).

NUS Centre for Information Resilience. (۲۰۲۳). Building digital literacy for resilient societies. Singapore.

Parker, J. (۲۰۲۴). The role of higher education in the post-truth era. Journal of Higher Education Policy, ۴۸(۲).

Pennycook, G., Lee, J., & Rand, D. (۲۰۲۱). Fighting misinformation on social media through digital literacy interventions. Nature Human Behaviour, ۵(۷).

Roberts, C., Müller, B., & Pocetta, M. (۲۰۱۵). Resilience: From adaptation to transformation. Resilience: International Policies, Practices and Discourses, ۳(۴).

Schmid, S. (۲۰۲۲). Digital resilience in dealing with misinformation on social media. Journal of Information Systems Research, ۲۹(۳).

تاب‌آوری در برابر آلودگی اطلاعات: رسالت کتابخانه‌ها و آرشیوها در عصر سیطره هوش مصنوعی

مطلب خودم را با نقل‌قولی آگاه‌بخش از نیل ‌پستمن جامعه‌شناس و نظریه‌پرداز مطرح آغاز می‌کنم که نقل به مضمون بدین‌گونه است که ما در عصر حاضر، غرق در داده‌های پراکنده هستیم و دانش واقعی که همان درک و معناست، در خطر نابودی است. این بیان به طور کنایه‌آمیزی سطح دانش‌ورزی و دانش‌مندی بشر معاصر را به چالش کشیده است. در عصر حاضر که عصر توسعه و تولید انواع فناوری‌های مرتبط با هوش مصنوعی است، این فناوری‌ها نقش دوگانه‌ای را ایفا می‌کنند. آنها از یک سو، به‌عنوان عامل اصلی تولید و تشدید آلودگی اطلاعاتی و از سوی دیگر از قوی‌ترین ابزارهای مقابله و دفاع در برابر همین آلودگی‌ها هستند. مدل‌های زبانی بزرگ و مولدهای محتوای ماشینی می‌توانند با سرعتی بی‌سابقه مقادیر عظیمی از متون، گزارش‌ها و حتی رسانه‌های دیداری فوق‌العاده واقعی (دیپ‌فیک) تولید کنند که از نظر دستوری صحیح اما فاقد دقت و منبع‌دهی موثق هستند. این فراوانی و باورپذیری، تشخیص حقیقت از داده‌های بی‌کیفیت و گمراه‌کننده را برای عموم دشوار می‌سازد و به طور تصاعدی به حجم داده‌های آلوده در فضای مجازی می‌افزاید. از سوی دیگر، همین هوش مصنوعی می‌تواند اطلاعات گمراه‌کننده و بی‌کیفیت را شناسایی کرده، مستند و رسوای خاص‌ و عام سازد.

نهادهایی مانند کتابخانه‌ها و آرشیوها در طول تاریخ وظیفه گردآوری، سازماندهی، اشاعه اطلاعات و منابع اطلاعاتی را داشته و دارند. در این مسیر، ارزشیابی کیفی خود را در قالب فراداده‌های تولیدی و ارایه مشاوره‌های اطلاعاتی به مخاطبان عرضه می‌کنند. این نهادها به‌ عبارتی در طول تاریخ حافظ و نگهبان ترویج دانش مستند و باکیفیت در جامعه بشری بوده‌اند. این نهادها با حفاظت از منابع دانش و انجام اقدامات مهمی همچون ارایه آموزش‌های سواد اطلاعاتی، مخاطبان خود را با سرچشمه‌های دانش پالوده آشنا کرده و آن‌ها را ترغیب به استناد به اطلاعات معتبر و باکیفیت می‌کنند. در عصر حاضر نیز کتابخانه‌ها و آرشیوها نقش حیاتی‌تر و پررنگ‌تری در این زمینه دارند. این نهادها در عصر حاضر و پس از گذر از دوران ذوق‌زدگی در بهره‌گیری از فناوری‌های هوش مصنوعی می‌توانند ضمن ارایه آموزش‌های درست در زمینه بهره‌برداری از این موهبت بشری و یادآوری خطرات احتمالی و در کمین موجود، از همین الگوریتم‌ها برای اعتبارسنجی سریع منابع، شناسایی الگوهای انتشار اخبار جعلی و فیلترینگ محتوای مخرب استفاده کنند. همچنین، هوش مصنوعی به این نهادها کمک می‌کند تا فراداده‌ها و سازماندهی دانش خود را تقویت کرده و کاربران را به شکل موثرتری به سمت منابع اصیل و موردتأیید هدایت کنند.

ازاین‌رو می‌توان چنین ادعا کرد که هوش مصنوعی هم چالشی وجودی برای اعتبار اطلاعات و هم یک سلاح ضروری برای حفظ تاب‌آوری اطلاعاتی در برابر سیل داده‌های ناخواسته می‌تواند باشد. کتابداران، آرشیویست‌ها و متخصصان علوم اطلاعات باید همیشه به موهبت‌های فناورانه به چشم یک فرصت و نه تهدید نگاه کنند و ضمن بررسی حقیقت وجودی و عملکردی این قابلیت‌ها، زمینه بهره‌گیری درست و عالمانه مردم را در راستای ترویج اطلاعات پالوده و تولید دانش بهینه فراهم سازند. در این راستا نیاز است که حرفه‌مندان و متخصصان بازنگری لازم را در رویکردهای حرفه‌ای خود داشته باشند و خلاء دانشی خود در زمینه فناوری‌های مرتبط با هوش مصنوعی را برطرف سازند. در این صورت است که می‌توان امید داشت که نهادهای حرفه‌ای ما پاسدار رسالت تاریخی خود در رابطه ‌با آلودگی اطلاعات باشند و دژنبشتی پویا را برای آینده‌ای پرمخاطره بنا نهند.

« تاب‌آوری میان قفسه‌ها و پیکسل‌ها!»

کتاب‌ها بعد از سال‌ها سکون در قفسه، در حال مهاجرت هستند!

این کوچ فقط جابه‌جایی نیست؛ تمرینی است برای تاب‌آوری محتوا، تا دانش در هر قالبی زنده بماند.

نسل تازه‌شان با یک کلیک به جهان‌های نو وارد شده‌اند و پیشکسوتان آرام‌آرام در تبلت‌ها اقامت می‌گزینند.

هر تغییر، آزمون سازگاری است: اگر معنا بماند، شکل آزاد است.

کتاب‌های جلد چرمی فریاد می‌زنند: «دیجیتال‌شدن حق مسلم ماست!»

اما این حق، وقتی حقیقی است که با دوام همراه شود: دسترسی گسترده، درکنار پایداری و بازیابی.

کتاب‌های کاغذی در صف اسکن آه می‌کشند: «یاد چاپخانه بخیر…»

دلتنگی‌شان بی‌دلیل نیست؛ تاب‌آوری یعنی هویت بماند، حتی اگر پیکر عوض شود.

حالا دانش دیگر آن پیرمرد آرام نیست؛ جوانی پرجنب‌وجوش است که از صفحه‌ای به صفحه‌ای می‌پرد.

تاب‌آوری یعنی همین رفت‌و‌آمد امن میان عمق و سطح؛ اگر حواس‌مان نباشد، فلسفه لابه‌لای تیک‌تاک گم می‌شود.

نترسید! این تحول کودتای فرهنگی نیست، فقط جابه‌جایی قدرت است؛ از قفسه‌ی چوبی به حافظه‌ی دیجیتال.

برنده‌ در این میدان کسی است که جریان دانش را پایدار نگه دارد؛ به وسیله زیرساخت، نسخه‌های پشتیبان و تنوع رسانه.

فقط یک هشدار دوستانه: اگر تمام دانشتان در تبلت است، با یک خاموشی جا نمانید!

تاب‌آوری یعنی راه دوم و سوم داشته باشید، مثل: کتاب کاغذی، پرینت کوتاه، یا یادداشت آفلاین.

خلاصه، کتاب‌ها به فضای دیجیتال مهاجرت کرده‌اند، اما ما هنوز منتظریم کسی بیاید برای گردگیری قفسه‌ها…

چون هنوز، قفسه‌های واقعی بخشی از تاب‌آوری فرهنگی‌اند؛ گردگیری قفسه و به‌روزرسانی فایل، دو روی یک سکه‌اند.

      حمیده سلطانعلی دستجردی

دانشجوی علم اطلاعات و دانش‌شناسی

درنگی بر تاریخ شفاهی کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید بهشتی، به بهانه درگذشت یک کتابدار پیشکسوت

 

 

صبح سه شنبه شش آبان ۱۴۰۴ تازه به دانشگاه رسیده بودم و می خواستم کارهای روزمره را شروع کنم. پیام رسانم را باز کردم که پیامهای رسیده را بخوانم. خبری مرا مبهوت کرد. آقای رستم نصوری کتابدار پیشکسوت دانشگاه شهید بهشتی در سن ۸۶ سالگی درگذشت. چندی پیش به دلیل بیماری در یکی از بیمارستانهای تهران بستری بود ولی انگار دیگر پزشکان از بهبودی ایشان قطع امید کرده بودند و بعد هم که آسمانی و ابدی شد. من که می خواستم مطلبی را در خصوص تاریخ شفاهی کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید بهشتی تهیه کنم، درگذشت این کتابدار حرفه ای و پیشکسوت، سبب شد تا گفته های او را درباره کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید بهشتی بیاورم. این گفته ها مربوط به جلسه هفته کتاب است که در ۲۲ آبان ۱۴۰۲ در کتابخانه مرکزی دانشگاه بیان کرده بود و در آن جلسه ابراز خوشحالی کرده بود که بعد از سالها انتظار بالاخره این دانشگاه هم گروه کتابداری دایر کرد. آنچه به طور مختصر از نظر شما می گذرد بخشی از صحبتهای مرحوم رستم نصوری است که در آن جلسه مطرح کرد و خانم آیدا جاسمی، دانش آموخته کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه شهید بهشتی به عنوان بخشی از پروژه تاریخ شفاهی کتابخانه مرکزی دانشگاه شهید بهشتی ضبط و پیاده کرده است. به هرحال باید در نظر داشت که یکی از مزایای مهمی که بررسی تاریخ یک نهاد دارد این است که چون توسعه کمی و کیفی آن در طول زمان مشخص می‌شود ،در نتیجه سهم مشارکت هر شخص و میزان تلاش و سودی که برای آن ارگان داشته است،مشخص می‌گردد و می‌تواند سبب برنامه‌ریزی بهتر برای آینده مطلوب شود. دانشگاه شهید بهشتی که تا سال ۱۳۶۲ دانشگاه ملی ایران بود و بخشی از بودجه آن از طریق پرداخت شهریه توسط دانشجویان تامین می‌شد و فکر تاسیس به سال ۱۲۹۰ برمی‌گردد و برای اولین بار در برج عقرب ۱۳۳۴ قمری به موجب حکم نمره ۵۷۸۲ وزارت معارف امتیاز افتتاح مدرسه دانشگاه ملی به مدیریت حاج میر سید علی به ابوالحسن خان شریف مستخدم اداره نقلیه داده می‌شود. بدین ترتیب دانشگاه شهید بهشتی با نام سابق دانشگاه ملی ایران از نیمه دوم مهرماه سال ۱۳۳۹ در یک ساختمان ۵ طبقه استیجاری در نزدیکی دوراهی یوسف آباد فعالیت آموزشی‌اش را آغاز می‌کند و در نیمه بهمن ماه همان سال مراسم رسمی افتتاح دانشگاه برگزار می‌شود. کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه شهیدبهشتی قدمتی هم اندازه با قدمت دانشگاه یعنی ازسال ۱۳۹۹شمسی دارد. کتابخانه دانشگاه ابتدا واقع در دوراهی یوسف آباد نزدیک به مطهری که الان تبدیل به بانک پاسارگاد شده است زیر آن کتابخانه دانشگاه بوده است که قبلاً فقط ۵۰ الی ۶۰ جلد کتاب در آن وجود داشت و من شروع به مرتب کردن و چیدن آنها در قفس شده بودم. یکی از کارهایی که دکتر شیخ الاسلام(رییس وقت دانشگاه) کردند، نامه به تمامی دانشگاه‌های آمریکا نوشته و از آنها درخواست کمک کتاب کردند و آنها نیز یک سری کتاب‌های انگلیسی را به کتابخانه فرستادند . دکتر شیخ الاسلام بسیار مدیر و مدبر بود و کتابخانه مدیون ایشان است. با تدبیر ایشان از استادان دانشگاه خواسته شد کتاب های خود را به کتابخانه بیاورند و اهدا کنند. به این ترتیب دانشگاه خیلی سریع صاحب کتابخانه شد. یک کتابخانه در ایران بود که مرحوم خانم خورشید مفتاح در کتابخانه آبراهام لینکلن خیابان صبای شمالی الان که فوق دیپلم کتابداری بودند و من از آنها راهنمایی‌های زیادی گرفتم که از طریق این راهنمایی‌ها به چینش منظم کتابخانه پرداختم. یکی از اساس کار این بود که ما باید این کتاب‌ها را کاتالوگ می‌کردیم، ولی منبعی نداشتیم. وزارت علوم و مرکز اسناد هم هنوز باز نشده بود و رشته ارشد کتابداری وجود نداشت ،خانم شکرانی نیز کتابخانه بانک بودند و خودمان کتاب‌ها را تقسیم کردیم که معماری یک طرف و اقتصاد در طرف دیگر زیرا؛ غیر از این دو حوزه کتاب‌های دیگری از حوزه‌های دیگر وجود نداشت.


ایام گذشت تا کم کم خانم جهان آرا بورس گرفتند و به دانشگاه دیگری رفتند و آنجا فوق لیسانس کتابداری را گرفته و برگشتند، ولی به شرکت ملی نفت رفتند. و بعد از ایشان خانم راد،که بسیار خانم خوش برخورد و قدردانی بودند، به من گفتند تا به کتابخانه بیایم. کم کم بحث شد که نیروهای دیگری هم به کتابخانه بیایند. رییس دانشگاه موافقت نکرد و گفت آقای نصوری برای همه کارها کافیست. خانمی به اسم الوین وارتا که بازنشسته کتابخانه مرکزی نیویورک بودند معترض شدند و گفتند: آقای نصوری کتاب تحویل بگیرد؟ کتاب امانت دهد؟و یاکارهای دیگری انجام دهند؟ به هرحال ایشان نتوانست بماند و رفت. متاسفانه چون فقط بنده در کتابخانه تنها کار می‌کردم، اگر اتفاقی رخ می‌داد وقتی که من می‌رفتم کتابخانه تعطیل می‌شد و این باعث به وجود آمدن اعتراضاتی شد که گفتند که نباید کتابخانه‌ها را تعطیل کنید. کتابخانه از دوراهی یوسف آباد در سال ۱۳۴۳ به دانشکده معماری آمدیم. مشکلات بسیار زیاد بود. نبود برق، زیر نور شمع کتابها را فهرست کردن، دور از دسترس وسایل نقلیه عمومی بودن از جمله چالشهایی بود که ما داشتیم و من گاهی ده شب به منزل می رفتم. بنده چون مسلط به همه این کارها بودم کارها را به تنهایی انجام دادم. کم کم خانم سپهری نیز، لیسانس کتابداری و حقوق داشتند، هم به ما پیوستند. او زمانی شاگرد خودم بود و الان عضو هییت علمی شده بود. ولی بنده هنوز کارمند یعنی کتابدار مانده بودم ولی ۱۵ شغل در دانشگاه را داشتم ،و اما با حفظ سمت کتابدار بودم. سال ۱۳۴۳ خانم سپهری نتوانستند ادامه دهند، بعد خانم قلعه بری آمدند ؛که باایشان ۲۰ سال همکار بودیم. وی تحصیلات آکادمیک نداشت، اما نفوذ ایشان خیلی زیاد بود و تسلط کامل به فرانسه و ترکیه و انگلیسی داشتند. تا اینکه در دانشکده معماری دیگر کمبود جا بود و ما دانشکده دندانپزشکی روبروی کتابخانه مرکزی فعلی منتقل شدیم. خوشبختانه معاونین و روسای بعدی دانشگاه با کتاب و کتابخانه دوست بودند و در زمان دکتر بینا که ،ایشان دکترای تاریخ داشتند، و دکتر رضوانی که مدیر کل آنها بودند که من شاگرد دکتر رضوانی بودم و استاد تاریخ بود ما اینجا نفوذ پیدا کردیم. همزمان با ما، کتابخانه دانشگاه تهران نیز ساخته می‌شد. ساختمان فعلی کتابخانه مرکزی دانشگاه در حال ساخت بود. من روی تیر آهن می رفتم و جوشکاری هم می کردم! تااینکه کم کم ساختمان تمام شد، آن راتجهیز و آماده ارایه خدمات کردیم و پنج نفررا بعنوان کارمند استخدام کردیم؛ فوق لیسانس‌ها آماده نبودند که رییس کتابخانه و کتابدار شوند ،زیرا تعداد فوق لیسانس در ایران، از تعداد انگشتان دست بیشتر نبود. کتابخانه دیگر فعال شده بود و به صورت روتین کار می کرد. تا اینکه در سال ۱۳۵۶ برای ادامه تحصیل به امریکا رفتم. استادم در آنجا از من پرسید چند سال است کتابدار هستی؟ گفتم ۱۵ سال. گفت چه چیزی می خواهی یادبگیری؟! همه چیز را بلدی! به هرحال دوره کتابداری را در آنجا دیدم و به ایران برگشتم. کتابدارهای زیادی را تربیت کردم که بعدا به عنوان معاون یا مدیران کتابخانه فعالیت کردند که سرمایه ای برای دانشگاه شدند. مثل خانم ها شیردل، اسلامیه، صالحی و تفکری. ما تلاش زیادی کردیم که در دانشگاه شهید بهشتی گروه کتابداری دایر کنیم ولی موافقت نمی شد. ولی الان خوشحالم که به آرزوی خود رسیده ام و این گروه در این دانشگاه دایر شده است….
در اینجا دیگر زمان تقدیر از کتابداران برگزیده برای هفته کتاب بود و آقای نصوری صحبتهای خود را به پایان رساند.
روحش شاد و یادش گرامی

نقش کتابخانه‌ها در ساخت جوامع تاب‌آور در برابر بحران‌های جهانی

در دهه‌ اخیر، مفهوم تاب‌آوری به یکی از محورهای کلیدی در سیاست‌گذاری فرهنگی و مدیریت زیست محیطی تبدیل شده است.

در سال‌های 2021 تا 2025، چندین رویداد و برنامه مهم برگزار شد که محور مشترک آن‌ها، بازتعریف عملکرد کتابخانه‌ها در برابر بحران‌ها بود. در نشست آنلاین « موضوعات داغ: کتابخانه‌ها، تاب‌آوری، تعهد و نوآوری» در خلال کنگره سالانه ایفلا در سال 2021 ، کتابخانه‌ها در دوران همه‌گیری کووید۱۹ به عنوان موتور خلاقیت و نقطه‌ پیوند اجتماعی معرفی شدند؛ جایی که خدمت‌رسانی از حالت فیزیکی به مجازی تغییر یافت، و کارکرد کتابخانه از «مرکز منابع» به «مرکز تاب‌آوری اجتماعی» ارتقا پیدا کرد. با تعطیلی ساختمان‌ها، کتابداران روش‌هایی خلاقانه برای تأمین خدمات حیاتی، کاهش شکاف دیجیتال و حفظ عدالت اطلاعاتی به کار گرفتند.
این تحول در پژوهش‌های جدید نیز دیده می‌شود. به گفته دکتر نجمه شقائی از دانشگاه جنوب دانمارک، رهبران کتابخانه‌های پژوهشی پس از بحران کرونا باید مدل‌های انعطاف‌پذیر کوتاه‌مدت و بلندمدت برای سیاست‌های خدماتی و ساختمانی طراحی کنند تا هم حفظ ایمنی کاربران و کارکنان تضمین شود و هم پویایی آموزشی ادامه یابد(شقائی ، 2021). در همین چارچوب، کتابخانه دانشگاه‌ ماکائو با طراحی فضاهای مردم‌محور و سازگار با محیط‌زیست، نمونه‌ای عملی از تبدیل بحران به فرصت را ارائه کرد ( پان و وو ، 2021).

طرح «جوامع تاب‌آور: پیشبرد پایداری درون و از طریق کتابخانه‌ها » که توسط انجمن کتابخانه‌های آمریکا و با همکاری ابتکار کتابخانه‌های پایدار در سالهای 2020-2021 اجرا شد، مأموریت داشت تا کارکنان کتابخانه‌های عمومی را با اصول و شیوه‌های کتابداری پایدار آشنا کرده و آنان را برای اقدام عملی در جامعه محلی توانمند سازد. در این رویکرد، کتابخانه‌ها نه‌تنها مراکز فرهنگی، بلکه الگوهایی از رفتار پایدار و مسئولیت زیست‌محیطی برای سایر نهادهای اجتماعی محسوب می‌شوند. این برنامه به کتابخانه‌ها کمک می‌کند تا جوامع خود را در برنامه‌ها و گفتگوهایی که به بحران آب و هوا می‌پردازند، درگیر کنند.
نمونه‌ای برجسته از این رویکرد در نشست ‌«کتابخانه‌های تاب‌آور: پاسخ به تغییرات جهانی اقلیمی » که در اکتبر 2025 توسط کمیته حفاظت و نگهداری ایفلا برگزار شد مشاهده می‌شود. در این نشست، جاناتان گرنت درباره اهمیت پایدارسازی دانش و حفظ دسترسی در شرایط بلایای طبیعی سخنرانی کرد. همچنین، تتسورو کوراهشی از کتابخانه ملی ژاپن درباره ضرورت ایجاد شبکه‌های همکاری برای افزایش استقامت زیرساخت‌های کتابخانه‌ای در آسیا سخن گفت و ژو یی ، مدل‌هایی برای ارزیابی تاب‌آوری مجموعه‌های خاص فرهنگی در برابر بلایای طبیعی ارائه کرد. این دیدگاه‌ها آشکار می‌سازند که مفهوم تاب‌آوری در حوزه‌ فرهنگی، صرفاً حفظ دارایی‌های فیزیکی نیست؛ بلکه بازاندیشی در الگوهای آموزشی، دیجیتال و ارتباطی است تا «دانش» همواره زنده بماند.

در سطح سیاست‌گذاری شهری، نمونه دیگری از توجه به تاب‌آوری در ایالت ماساچوست آمریکا دیده می‌شود؛ جایی که هیئت نظارت بر کتابخانه‌های ایالت ماساچوست از طریق «برنامه پایداری و تاب آوری ساختمان کتابخانه » به بازسازی کتابخانه‌ها بر اساس استانداردهای سبز، فناوری‌های نوین و بهره وری انرژی پرداخته است . هدف این برنامه ایجاد ساختمان‌هایی است که نه‌تنها نیازهای فرهنگی را برآورده می‌سازند، بلکه در برابر تغییرات اقلیمی و بحران‌های شهری نیز مقاوم باشند. این برنامه نمونه‌ای‌ سیاست‌محور در زمینه‌ زیرساخت‌های فرهنگیِ تاب‌آور در ایالات متحده را پایه‌گذاری کرده است. این طرح با تکیه بر «استانداردهای سبز ساختمانی»، بهره‌وری انرژی، و همکاری جامعه‌محور، کتابخانه‌ها را به کانون‌های مقاوم شهری بدل می‌کند. در واقع، ساختمان کتابخانه‌ها دیگر صرفاً نماد فرهنگ نیستند، بلکه خود جزئی از سیستم «زیست‌پایدار شهری» محسوب می‌شوند .


در سطح جهانی ایفلا در سال 2022 ، با ارائه برنامه‌ « ایجاد تاب‌آوری: از تعهد تا اقدام اقلیمی » شش محور اساسی برای تاب‌آوری فرهنگی و زیست‌محیطی معرفی کرده است:
۱. اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد
۲. کاهش کربن و ترمیم اکولوژیکی
۳. تاب‌آوری اقلیمی
۴. عدالت اقلیمی
۵. آشتی فرهنگی
۶. رهبری اقلیمی
این شش اصل، چارچوبی جهانی برای تبدیل کتابخانه‌ها به کانون دانش پایدار هستند؛ نهادهایی که نه‌تنها از اطلاعات محافظت می‌کنند، بلکه به جوامع کمک می‌کنند تا در مواجهه با بحران‌ها درک، همکاری و نوآوری را جایگزین ترس و آسیب کنند.
امروزه، همان‌گونه که در نشست اروپایی حکمرانی اینترنت در سال 2023 تاکید شده است، کتابخانه‌ها باید نقشی فعال‌تر در شکل‌دهی به آینده‌ دیجیتال بر عهده بگیرند؛ از آموزش مهارت‌های دیجیتال تا مشارکت در سیاست‌گذاری‌های اینترنتی. در این چشم‌انداز، کتابخانه دیگر صرفاً یک مکان نیست، بلکه یک اکوسیستم دانش و فناوری است که زیربنای تاب‌آوری اجتماعی و فرهنگی را فراهم می‌کند.

در سالهای اخیرکتابخانه‌ها از محافظان دانش به معماران آینده تبدیل شده‌اند؛ نهادهایی که در دوران بحران‌های جهانی می‌تواند پایداری فرهنگی، اجتماعی و اقلیمی را به عمل تبدیل کند. راهبردهای آن‌ها از طراحی ساختمان‌های سبز تا سیاست‌های کاهش شکاف دیجیتال نشان می‌دهد که دانش ابزار اصلی تاب‌آوری است.
منابع

• American Library Association (ALA). (2025). Resilient Communities: Advancing Sustainability in and through Libraries. Retrieved from https://www.ala.org/tools/programming/climatechange/advancing

• International Federation of Library Associations (IFLA). (2021). Hot Topics: Libraries – Resilience, Commitment and Innovation. IFLA WLIC Online Session.

• Shaghaei, N. (2021). Research Libraries of the Future – Resilient Libraries for a Post-COVID World. University Library of Southern Denmark.

• Wu, J., & Pun, P. (2021). Turning the Negative into Positive: The University of Macau Library’s Practice in Fighting Covid-19. University of Macau.

• Massachusetts Board of Library Commissioners (MBLC). (2022). MPLCP Library Building Programs: Sustainability & Resilience. Resource Guide Collection.

• International Federation of Landscape Architects (IFLA Climate Change Working Group). (2022). Building Resilience: From Commitment to Climate Action.

• Simonishvili, M., & Addo, N. A. Y. (2023). Libraries and Internet Governance: Building Connectivity, Content & Competences. European Dialogue on Internet Governance.

پوری سلطانی و ایفلا: بازنمایی ایران در حافظه جهانی کتابداری

۱. زمینه تاریخی

شاید تصویری که استاد عبدالله انوار در مراسم «شب پوری» در مجله بخارا از او ترسیم کرد، بهترین دروازه ورود به شناخت جایگاه انسانی و حرفه‌ای او باشد:

«به‌واقع این بانوی والامرتبه مَلَکی است در بین آدمیان و همین تلبس به لباس آدمی است که فلک سنگ جفا را با بی‌رحمی هر چه تمام‌تر تا آنجا که توان داشته بر سر او کوبیده است… و گذشت عمر را با بهترین انیس یعنی کتاب و کارهای راجع به کتاب همراه نماید».

این توصیف نه صرفاً تجلیل از شخصیت سلطانی بلکه شرحی دقیق از پیوند درونی او با حرفه کتابداری است؛ حرفه‌ای که نه از مسیر تحصیلات رسمی، بلکه در ادامه یک تجربه زیسته تلخ و نقطه عطف تاریخی وارد آن شد. شهادت مرتضی کیوان تنها سه ماه پس از ازدواج، جهت زندگی سلطانی را تغییر داد و همان‌گونه که انوار اشاره می‌کند، او راهی را برگزید که «خواست شوی شهیدش را نیز همراه داشته باشد».

با تحصیل در خارج و ورود به دنیای کتابداری، سلطانی به یکی از مؤثرترین چهره‌های انتقال فن جدید کتابداری به ایران تبدیل شد: تربیت نیروی متخصص، تدوین استانداردها، نگارش راهنماها، ایجاد ساختارهای نو و مشارکت در شکل‌دهی به حرفه مدرن کتابداری کشور.

او تنها در فضای داخلی ایران مرجع نبود. پوری سلطانی خیلی زود فهمید که کتابداری جهانی است و ایران برای دیده‌شدن و پیشرفت، نیازمند ارتباط فعال با نهادهای بین‌المللی است.

در کتاب فرصت حضور گزارشی غنی و آموزنده از شرکت او در کنفرانس‌های بین‌المللی آمده است:
لیورپول ۱۹۷۱؛ پاریس ۱۹۷۲؛ گرنوبل ۱۹۷۳؛ اسلو ۱۹۷۵؛ سئول ۱۹۷۶؛ هارنوسند ۱۹۹۰؛ مسکو ۱۹۹۱؛ دهلی نو ۱۹۹۲؛ لیسبون ۱۹۹۳؛ هاوانا ۱۹۹۴؛ استانبول ۱۹۹۵.
این سفرها نه جنبه تشریفاتی داشتند و نه شکلی نمادین؛ آن‌ها تجربه‌هایی واقعی، کارگاهی و کاملاً اثرگذار بودند.

۲. نخستین تجربه‌های بین‌المللی

ورود سلطانی به فضای کنفرانس‌های جهانی در دهه ۱۳۴۰ با بدبینی همراه بود. او در همان آغاز، شکاف عمیق میان ایرانِ در آغاز راه و اروپاِ صاحب‌ساختار را مشاهده کرد. به روایت خودش، در پیش‌نشست ایفلا در لیورپول (۱۹۷۱)  وقتی کتابداران اروپایی از چالش‌های پیچیده فنی صحبت می‌کردند، به یکی از همکارانش، علی سینایی، می‌نویسد:

«تکنولوژی برای ما به کار بردن ماشین‌تحریر است و اینجا کامپیوتر»!

این مشاهده ساده اما عمیق، نقطه آغاز تحولی درونی بود: فهمِ فاصله، و در عین حال فهمِ امکانِ جبران.
سلطانی همان‌جا تصمیم گرفت این تجربه‌ها را نه با حس تحقیر یا ناامیدی بلکه با هدف «یادگیری برای تغییر» به ایران بیاورد. حضورهای بعدی او در کنفرانس‌ها نشان می‌دهد که این تصمیم تبدیل به برنامه‌ای عملی و هدفمند شد.

۳. ایفلا به‌عنوان عرصه یادگیری و نمایندگی

پوری سلطانی به سرعت فهمید که ایفلا تنها یک سازمان علمی نیست؛ عرصه‌ای برای بیان هویت حرفه‌ای و فرهنگی کشورهای مختلف است. او نه فقط شنونده، بلکه سخنگو و نماینده بود.

در نشست لیورپول، وقتی سخنران غربی به ضعف‌های کشورهای شرقی اشاره می‌کند، سلطانی با صراحت پاسخ می‌دهد:

«آنکس که می‌تواند و باید فکری برای ما شرقیان بکند خودِ ما هستیم. مسائل کتابداری هر کشور را اگر هر کس دیگری جز افراد آن کشور بخواهد حل کند دچار لغزش خواهد شد… ما در ایران سعی کرده‌ایم تجارب بین‌المللی را برای نیازهای خودمان بومی‌سازی کنیم».

این موضع‌گیری دو پیام روشن داشت:

  1. پرهیز از تقلید کورکورانه از غرب
  2. اصرار بر ترکیب تجربه جهانی با نیاز بومی

سلطانی در ایفلا نه به‌عنوان «دنباله‌رو» بلکه به‌عنوان صاحب‌نظر ظاهر شد؛ صاحب‌نظری از کشوری در حال توسعه، اما با اعتماد به نفس علمی.

۴. بازتاب بین‌المللی و میراث حرفه‌ای

حضور سلطانی و شادمان در ایفلا در زمانی رخ داد که حضور زنان کتابدار از منطقه خاورمیانه بسیار محدود بود. بنابراین آنان برای مخاطبان جهانی تنها «نماینده ایران» نبودند؛ بلکه نشانه‌ای از ظرفیت پنهان زنان متخصص منطقه بودند.

نقل قول سلطانی از سخنرانی شادمان در گرونوبل (۱۳۴۹) از صحنه‌هایی است که جایگاه آنان را در فضای جهانی نشان می‌دهد:

«وقتی او با لهجه قشنگ فرانسوی‌اش سخنرانی‌اش را شروع می‌کند و… بعضی کلمات فارسی مثل کتاب‌های ایران و کتابشناسی را می‌شنوم، از شدت هیجان نزدیک است گریه کنم».

این نه فقط یک واکنش احساسی، بلکه لحظه‌ای است از به‌رسمیت‌شناخته‌شدن ایران در صحنه جهانی کتابداری.

در کنار این تجربه‌ها، رابطه سلطانی با چهره‌هایی چون مارتا تری، رئیس اسبق کتابخانه ملی کوبا نیز اهمیت دارد؛ نمونه‌ای از پیوند میان کشورهای در حال توسعه که از طریق تجربه مشترک تحریم، محدودیت‌ها و تلاش برای استقلال علمی شکل گرفت.

شخصا ملاقات‌هایی که با مارتا داشتم او را همچون پوری موثر در کتابداری کوبا و طرح مشکلات کشورهای در حال توسعه در مجامع بین المللی یافتم. پس از شروع تحریم‌ها بر علیه ایران به من توصیه می‌کرد که : یکی از راه‌های نجات، تشکیل کنفرانس‌های بین‌المللی در کشورتان است تا تبلیغاتی که علیه شما می‌شود بلااثر شود.

این جمله امروز نیز برای کتابخانه‌ها و نهادهای فرهنگی ایران آموزنده است.

۵. دفاع صریح از داشته‌های علمی و فرهنگی

شاید مهم‌ترین ویژگی سلطانی در مجامع جهانی، صراحت علمی همراه با اعتماد به نفس فرهنگی باشد.
روایت شادمان از جلسه گرونوبل نشان می‌دهد که سلطانی از دفاع از جایگاه حرفه‌ای ایران هیچ ابایی نداشت. وقتی رئیس وقت ایفلا، آقای لیبارد، تحت تأثیر گزارشی اشتباه می‌پندارد که «ایران کتابدار متخصص ندارد»، سلطانی بی‌درنگ پاسخ می‌دهد:

«اگر به شما گفتند ما کتابدار نداریم… شما باید می‌گفتید اگر ندارید بروید دانشکده کتابداری درست کنید بعد بیایید برنامه‌ریزی برای کتابخانه ملی بکنید… ببخشید چنین چیزی صحت ندارد».

این سخنان نه نشانه تعارض شخصی، بلکه نمونه‌ای کم‌نظیر از دیپلماسی علمی مبتنی بر احترام و آگاهی است.
به‌درستی گفته شده که ساخت کتابخانه ملی بعدها بدون حضور کتابداران ایرانی ممکن نشد؛ و نقش دکتر زهرا شادمان نیز در این پروژه بسیار تعیین‌کننده بود.

۶. سخن آخر

پوری سلطانی را گاه «مادر کتابداری نوین ایران» نامیده‌اند، اما او خود این عنوان را چنین تفسیر می‌کند:

«این حسن‌ظن دوستان است… من یکی از صدها خادم کتابداری هستم… وقتی مسئولان من را معرفی می‌کنند و می‌گویند مادر کتابداری نوین ایران، می‌گویم چون سن من از همه بیشتر است، مادر می‌گویید و دلیل خاص دیگری ندارد»!

اما جامعه کتابداری ایران می‌داند که میراث او بسیار فراتر از این تواضع است. او پلی بود میان دانش بومی و استانداردهای جهانی، میان تجربه شخصی و مسئولیت حرفه‌ای، و میان چهره ایران امروز و حافظه جهانی کتابداری.

نتیجه‌گیری

حضور سلطانی در ایفلا و مجامع جهانی، تنها نوعی مشارکت حرفه‌ای نبود؛ نمایشی از دیپلماسی فرهنگی، اعتماد به نفس علمی و کنشگری مدنی در قالب کتابداری بود.
بازخوانی تجربه‌های او فرصتی است تا نسل جدید کتابداران ایران بداند که:

  • حضور جهانی نیازمند شجاعت، دانش و ابتکار است؛
  • الگوهای موفق همیشه از میان بیشترین امکانات و بهترین شرایط برنمی‌خیزند؛
  • و اینکه کتابخانه‌ها نیز می‌توانند، در سطحی عمیق و ماندگار، نقش‌آفرینان روابط فرهنگی ملت‌ها باشند.

پوری سلطانی در حافظه کتابداری ایران و جهان نه تنها یک نام، بلکه یک شیوه بودن است.

منابع:

سلطانی، پوری (1383). فرصت حضور.تهران:  انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران.

سلطانی، پوری (1394). سرو سربلند، خاطرات پوری سلطانی، مادر کتابداری نوین ایران. مصاحبه، تدوین و پژوهش پیمانه صالحی. تهران: سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران.

مسکوب، ترانه (1394، 16 آبان). نکوداشت پوری سلطانی و جشن دویستمین شماره بخارا. مجله فرهنگی و هنری بخارا. بازیابی شده از
https://bukharamag.com/1394.08.8899.html

نجاری ، ابوالفضل (1400). تاریخ شفاهی کتابداری ایران . تهران: نشر کتابدار .

در فصل‌بندی این نوشته از هوش مصنوعی بهره گرفته‌ام.

نقش کتابخانه ها در ترویج استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی

بیرون از دیوارهای کتابخانه‌ها، جهان با سرعت در حال تغییر است. انسان‌ها جای خود را به فناوری‌های جدیدی مانند هوش‌ مصنوعی داده‌اند، ابزاری که در همه جا حضور دارد حتی در نوشتار انسان‌ها، در تصمیم‌گیری‌های جزئی و کلان.

هوش مصنوعی امروزه با همه چیز آمیخته شده است!

ابزاری که زندگی انسان‌ها را هوشمند کرده است حال تبدیل به دغدغه‌ای مهم شده است و سؤال این است “چطور با هوش مصنوعی زندگی کنیم؟”

برای پاسخ به این سؤال باید کتابخانه‌ها را که از آغاز محلی برای حفظ آثار ارزشمند فکری بشریت بوده‌اند در نظر گرفت، کتابخانه‌ها همیشه پناهگاه دانش بوده‌اند.

در دهه اخیر و با پیشرفت روزافزون ابزاری مانند هوش مصنوعی و پدیده انفجار اطلاعات در شبکه‌های مجازی کتابخانه صرفاً مکانی برای چیدن کتابخانه در قفسه کتابخانه نیست؛ بلکه مکانی برای آموزش و یادگیری سواد اطلاعاتی است. “موضوع مهم این است که تغییر دیدگاه کاربر نسبت به کتابخانه هم از اهمیت برخوردار است، کتابخانه‌ها باید با اجرای سیاست‌هایی به کاربران فعال خود نشان دهند که کتابخانه فقط جایی برای امانت کتاب نیست؛ بلکه جایی برای آموزش و یادگیری است.”

حال که هوش مصنوعی مکانی مانند کتابخانه را نیز تحت‌تأثیر قرار داده است، نقش کتابخانه‌ها از محلی برای حفاظت و امانت کتاب به محلی برای آموزش، یادگیری و سواد اطلاعاتی تغییر داده است.

کتابخانه‌ها باید نقش خود را در آموزش استفاده صحیح و اخلاقی از هوش مصنوعی تقویت کرده و به کاربران خود بیاموزد که چگونه می‌توان از این ابزار به‌ صورت صحیح در جامعه، پژوهش و در سطح زندگی استفاده نمود.

از آن جایی که پیشرفته‌ترین و به‌روزترین هوش مصنوعی نیز دارای خطاها و سوگیری‌هایی است، باید به کاربران آموزش داد که چگونه این خطاها و سوگیری‌ها را شناسایی کنند و از ترویج این خطاها جلوگیری نمایند.

از کتابخانه‌ها انتظار می‌رود که بخش آموزش و آگاهی‌رسانی را جدی بگیرند، این بخش می‌تواند با برگزاری کارگاه‌های آموزشی تقویت شود؛ زیرا حتماً علاقه‌مندانی هستند که می‌خواهند بدانند چگونه بدون اشتباه از ابزارهای هوش مصنوعی در پژوهش خود استفاده کنند بدون اینکه به این ابزار وابستگی داشته باشند.

در این کارگاه‌ها می‌توان به دانشجویان، حرفه‌مندان، پژوهشگران و کاربران کتابخانه نحوه استفاده از هوش مصنوعی با در نظر گرفتن مسئولیت اخلاقی آن را آموزش داد.

از طرف دیگر هر کاربری انتظار دارد تمام بخش‌های جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند با فناوری‌های نوظهور حرکت کند که کتابخانه‌ها نیز از این موضوع مصون نیستند، کتابخانه‌ها و کتابداران می‌توانند با استفاده هدفمند از هوش مصنوعی و در جهت کسب رضایت کاربر، خدمات کتابخانه خود را بهبود ببخشند و سبب افزایش رضایت تجربه کاربری شوند؛ در راستای این حرکت باید حضور انسانی کتابداران نیز حفظ شود.

کتابخانه‌ها باید تبدیل به مکان‌هایی شوند که انسان‌ها تمرین کنند “چگونه با هوش مصنوعی زندگی کنند؟” کتابخانه‌ها باید تبدیل به مکان‌هایی برای آموزش و انتقال سواد به نسل آینده شوند.

کتابخانه‌ها باید کاربر را متقاعد سازند که هوش مصنوعی صرفاً یک ابزار برای بهبود زندگی بشریت است نه معیار درست و غلط‌ بودن هر داده یا اطلاعاتی، کتابخانه‌ها باید خلاقیت و فکر انسان را زنده نگه دارند و از این قوای تفکر در جهت بهبود این ابزار استفاده کنند و به کاربران یادآوری کنند که هوش مصنوعی است که باید در اختیار انسان باشد نه انسان در اختیار آن، کتابخانه باید این روح زنده‌ی تفکر را حفظ کند و نشان دهد که اندیشه‌ی انسان هنوز مهم‌ترین منبع دانش است.

در نهایت می‌توان گفت کتابخانه‌ها باید محلی برای آموزش، کنترل فناوری‌های نوظهور و آگاهی‌رسانی در جهت استفاده اخلاقی انسان در حوزه هوش مصنوعی باشد، به‌عبارت‌دیگر کتابخانه‌ها می‌توانند پایگاه‌هایی باشند برای آموزش، آگاهی‌رسانی و ارتقای اخلاق در استفاده از فناوری‌های نو.

با اینکه تا به حال تجربه من از هوش مصنوعی کاربردی بوده است؛ اما با این‌ حال هنگام استفاده از آن متوجه شده‌ام که خلأهایی در درک معنایی بسیاری از جملات، سوگیری در مورد موضوعات خاص و عدم رعایت اصول اخلاقی دیده می‌شود.

در نهایت، تجربه‌ی کار با هوش مصنوعی نشان داد که آینده‌ی علم اطلاعات نه در کنارگذاشتن فناوری، بلکه در باز تعریف رابطه انسان با آن رقم می‌خورد.

دانشجوی امروز باید به جای اتکا به ماشین یا ترس از آن به سطحی از سواد اطلاعاتی برسد که بتواند از فناوری برای پرورش تفکر انتقادی و خلاقیت انسانی بهره ببرد.

 

 

تاب‌آوری و مدیریت بحران در کانون توجه انجمن؛ سه نشست مرداد 1404

در مردادماه ۱۴۰۴، سه نشست تخصصی با محوریت تاب‌آوری، مدیریت بحران و ارتقای مهارت‌های حرفه‌ای در کتابخانه‌ها و آرشیوهای کشور برگزار شد. این نشست‌ها که به همت کمیته‌های آرشیو و کتابخانه‌های دانشگاهی انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران برگزار شدند، گامی مؤثر در جهت مستندسازی تجارب، تبادل دانش و تقویت زیرساخت‌های حرفه‌ای و مدیریتی در شرایط بحرانی به شمار می‌روند.
نخستین نشست با عنوان «آرشیوهای در خطر» روز دوشنبه ۷ مرداد به همت کمیته آرشیو انجمن با دبیری دکتر غلامرضا عزیزی برگزار شد. در این نشست، دکتر عزیزی و دکتر امیررضا اصنافی به تحلیل تهدیدات پیش‌روی آرشیوها در شرایط جنگی و بحرانی پرداختند. در این نشست مرور تاریخی آسیب‌های وارده به آرشیوها در جنگ‌ها، از جنگ جهانی دوم تا حمله به آرشیو شهرداری غزه؛ تأکید بر آموزش تخصصی آرشیویست‌ها برای مواجهه با بحران، ارائه راهکارهایی برای حفاظت از اسناد تاریخی و فرهنگی در بزنگاه‌های ملی، طرح موضوعاتی چون آرشیو وب، هوش مصنوعی و نقش مدیران آگاه در آینده آرشیوها پرداختند.
دومین نشست با عنوان «مهارت کتابداران دانشگاهی در مواجهه با حوادث و بلایا» روز دوشنبه ۱۳ مرداد به همت کمیته کتابخانه‌های دانشگاهی و با همکاری مهارتکده دارالفنون و دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار شد. در این نشست، دکتر فاطمه شیخ‌شعاعی، دکتر افضل شمس و دکتر مهدی زارع به بررسی نقش کتابداران در پدافند غیرعامل و استمرار خدمات کتابخانه‌ای در شرایط اضطراری پرداختند. از نکات برجسته این نشست تحلیل نقش کتابداران در پدافند غیرعامل و استمرار خدمات کتابخانه‌ای، بررسی مهارت‌های موردنیاز برای مدیریت منابع در بحران‌ها و تأکید بر آموزش بین‌رشته‌ای و همکاری با متخصصان حوزه‌های مرتبط مانند پرستاری و زلزله‌شناسی اشاره کرد.


سومین نشست با عنوان «کتابخانه‌های دانشگاهی: تاب‌آوری و امید در بحران» روز چهارشنبه ۱۵ مرداد برگزار شد. این نشست نیز به همت کمیته کتابخانه‌های دانشگاهی انجمن برگزار شد. در این نشست، دکتر اعظم آقایی، دکتر سمیه جعفری و خانم سارا سلطانی به بررسی مفاهیم بحران، راهبردهای تاب‌آوری و تجربه‌های کتابخانه‌های دانشگاهی در مواجهه با بحران‌هایی چون کووید-۱۹ پرداختند. از نکات مهم این نشست پیشنهاد تدوین دستورالعمل جامع مدیریت بحران برای کتابخانه‌های دانشگاهی، ارائه مدل مفهومی کتابخانه تاب‌آور در بحران‌ها و بررسی تجربیات داخلی و بین‌المللی در مدیریت بحران برشمرد.
سه نشست فوق، تصویری روشن از چالش‌ها و فرصت‌های پیش‌روی کتابخانه‌های دانشگاهی و آرشیوهای کشور در شرایط بحرانی ارائه دادند. از ضرورت تدوین دستورالعمل‌های عملیاتی گرفته تا آموزش تخصصی و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، همگی نشان از عزم جدی جامعه کتابداری برای ارتقای تاب‌آوری و آمادگی در برابر بحران‌ها دارند. این نشست‌ها نه‌تنها به مستندسازی تجارب ارزشمند منجر شدند، بلکه زمینه‌ساز تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های آینده در حوزه مدیریت بحران در حوزه کتابخانه‌ها و آرشیو شده است.

از کاربرگه تا الگوریتم؛ روایت تاب‌آوری حقیقت در جهان دیجیتال

از کودکی میان قفسه‌های کتاب و بوی کاغذ و جوهر پناه می‌گرفتم؛ آرام و بی‌صدا. بعدتر، نور صفحه‌ نمایش مرا افسون کرد و شیفته جهان رایانه شدم. شاید همین پیوند میان جوهر و پیکسل، میان دانش و فناوری، مرا به مسیر کتابداری کشاند؛ مسیری که در سال‌های اخیر، چون تار و پود فرش، به شگفتی با رشته‌های دیجیتال درآمیخته است. از وقتی پا به قلمرو کتابخانه دیجیتال گذاشتم، حس کردم هر دو علاقه‌ام را در یکجا یافته‌ام: دقت و سکون کتابخانه سنتی، و شور و بی‌مرزی جهان دیجیتال.
با این حال، کار در این فضا چیزی بیش از مهارت فنی می‌طلبد: تاب‌آوری. کار در عصر دیجیتال، جایی که حقیقت و مجاز درهم می‌آمیزند، یعنی ایستادن در میانه طوفان داده‌ها، شایعات، و تغییرهای پی‌درپی فناوری. هر روز باید یاد بگیرم، فراموش کنم، و دوباره از نو آغاز کنم. باید بپذیرم که «حقیقت» دیگر نه در کتابی جاودانه، بلکه در شبکه‌ای زنده از تعامل، تفسیر و بازآفرینی معنا جاری است.
در کتابخانه دیجیتال، گاهی حس می‌کنم دیده‌بان مرزهای ناپیدا و لغزان حقیقت هستم؛ جایی میان فراداده و سند، میان آرشیو و الگوریتم. اعضای کتابخانه هنوز به اعتبار، اصالت و اطمینان نیاز دارند، اما ابزارها و زبان‌ها تغییر کرده‌اند. تاب‌آوری یعنی توانایی اعتمادسازی در جهانی که اعتماد کمیاب شده است.
از تعامل با کتابداران سنتی آموخته‌ام که ارزش‌ها، قلب کار ما هستند. از کاربران فضای دیجیتال یاد گرفته‌ام که جستجوی حقیقت دیگر فقط در خواندن نیست، بلکه در فهمیدن شبکه‌ای از صداها و داده‌هاست.
گاهی غمگین می‌شوم؛ حس می‌کنم جزو آخرین کتابدارهایی هستم که هنوز با هر کلیک، به یاد قفسه‌ها و کار‌برگه‌های فهرست‌نویسی می‌افتم. اما بعد لبخند می‌زنم. شاید تاب‌آوری همین باشد: ایستادن میان نو و کهنه و ایمان داشتن به اینکه حقیقت، هرچند در قالبی تازه، هنوز ارزش جست‌وجو دارد.

تاب‌آوری دیجیتال، مهارتی نوین برای مدیریت فشار های شناختی و هیجانی در فضای مجازی

مقدمه

انسان امروز نه از کمبود اطلاعات، بلکه از وفور طاقت فرسای آن رنج می برد. ذهن ما در معرض سیلی از داده ها، روایت ها و تحلیل های متناقض است که فرصت کافی برای پردازش دقیق آن ها ندارد. در نتیجه، برای فرار از سردرگمی، به میانبرهای ذهنی پناه می بریم؛ احساس را جایگزین سنجش می کنیم، سرعت را بر دقت ترجیح می دهیم، و گاه فقط برای عقب نماندن از دیگران، خبری را بازنشر می کنیم که از درستی آن اطمینان نداریم.

به همین دلیل، هرچه فشار اطلاعاتی و اجتماعی بیشتر می شود، تفکر نقادانه کاهش می یابد و فضای مجازی از محیطی برای آگاهی به صحنه ای برای اضطراب و واکنش های هیجانی تبدیل می شود. در این وضعیت، مسئله فقط فقدان سواد اطلاعاتی و رسانه ای نیست، بلکه بحران تاب آوری دیجیتالی است. تاب آوری دیجیتالی، توانایی ذهنی و روانی فرد برای حفظ تعادل در برابر هجوم اطلاعات، داده، فشار اجتماعی و هیجانات آنلاین است. کاربر تاب آور پیش از هر واکنش یا بازنشر، چند ثانیه مکث می کند، منبع را می سنجد و استقلال فکری خود را حفظ می کند. اما کاربران فاقد این مهارت، به ویژه در موقعیت های بحرانی، سریع تر دچار اضطراب شناختی می شوند و برای رهایی از فشار روانی، دست به بازنشر بدون فکر محتوا می زنند. تاب‌آوری دیجیتال به عنوان یک مهارت حیاتی برای پیمایش فشارهای شناختی و عاطفی فضای مجازی در حال گسترش است و برای رسیدن به این مهم، بازنگری ضروری در زیرساخت‌های اطلاعاتی سنتی را نیز در بر می گیرد.

تاب آوری دیجیتالی چیست؟

تاب‌آوری دیجیتالی به عنوان توانایی پیش‌بینی، پاسخگویی و توانایی رفع اختلالات یا چالش‌ها در محیط‌های آنلاین، از جمله حملات سایبری و استرس زا تعریف می‌شود. همچنین تاب‌آوری دیجیتالی را به عنوان آگاهی، مهارت‌ها، چابکی و اعتماد به نفس ضروری برای استفاده توانمند و سازگار از فناوری‌های جدید تعریف می کنند که به افراد این امکان را می‌دهد تحولات دیجیتالی را هدایت کنند، به چالش‌های نوظهور رسیدگی کنند و به عنوان شرکت‌کنندگان فعال در جامعه و اقتصاد باقی بمانند. این مفهوم شامل توانایی های زیر است:

  • یادگیری تاملی از تجربیات آنلاین مثبت و منفی؛
  • پیش بینی، مطالعه و پاسخ به خطرات فضای مجازی و حوادث امنیتی؛
  • برنامه ریزی و مدیریت ریسک؛
  • سازگاری با محیط های فناوری های نوین و هوش مصنوعی؛
  • اعتماد به نفس در مدیریت محیط های مجازی و به کارگیری مهارت های دیجیتالی؛
  • بهره مندی از تجولات فناورانه، حفظ و کنترل آنها برای رفاه شخصی و اجتماعی.

 

توسعه تاب‌آوری دیجیتال، افراد و سازمان‌ها را قادر می‌سازد تا نشانه‌های اختلال دیجیتال را شناسایی کنند، از اثرات آن جلوگیری یا آن را کاهش دهند و از مشارکت مداوم در عملکردهای حیاتی اطمینان حاصل کنند.

مدیریت فشارهای شناختی و عاطفی در فضای مجازی

اثرات روانی فضای مجازی، از جمله اتصال مداوم به اینترنت و تهدیدات سایبری، اغلب به صورت افزایش بار شناختی، اضطراب و پریشانی عاطفی ظاهر می‌شوند. ارتباطات دیجیتالی مداوم و شیوه های فریبکارانه تولید محتواهای دیجیتالی جذاب، افراد را اغواکرده، تمرکز و تفکر تحلیلی افراد را مختل و در تصمیم‌گیری درست اختلال ایجاد کند. علاوه بر این، حملات سایبری و آزار و اذیت آنلاین، آسیب‌پذیری افراد را در برابر آسیب‌های روانی افزایش داده و بر نیاز به استراتژی‌هایی برای آموزش بهزیستی عاطفی و تعامل دیجیتالی را تأکید می‌کند.
مولفه‌های کلیدی روان‌شناختی تاب‌آوری دیجیتال شامل مجموعه‌ای از توانایی‌های شناختی، عاطفی و اجتماعی است که افراد را قادر می‌سازد تا با ناملایمات مقابله کرده و در محیط‌های دیجیتالی شکوفا شوند. این مولفه ها عبارتند از:

تنظیم و کنترل عواطف: شامل توانایی تشخیص، درک و تعدیل پاسخ‌های عاطفی فرد به عوامل استرس‌زای دیجیتالی و مدیریت و تعادل بین پاسخ های عاطفی دیجیتالی فرد است. افرادی که می‌توانند تلاطم‌های عاطفی را مدیریت کنند، بهتر می‌توانند سازگار شوند و تعامل مثبت آنلاین را حفظ کنند.

انعطاف پذیری شناختی: این به ظرفیت تغییر دیدگاه‌ها، تطبیق تفکر با اطلاعات جدید، ایجاد راه‌حل‌های جایگزین تحت فشار و اقدامات در برابر چالش های دیجیتالی اشاره دارد. انعطاف‌پذیری شناختی از حل مسئله در طول اختلالات سریع دیجیتال پشتیبانی می‌کند و به افراد کمک می‌کند تا چالش‌ها را به طور سازنده تفسیر کنند، که به تاب‌آوری روان‌شناختی کمک می‌کند.

اعتماد به نفس در مدیریت محیط‌های دیجیتالی: یک عنصر کلیدی، اعتماد به نفس در مدیریت محیط‌های دیجیتالی است. اعتقاد به توانایی فرد در پیمایش ابزارهای دیجیتالی، سازگاری با پلتفرم‌های جدید و غلبه بر موانع. خودکارآمدی باعث مقابله فعال و پشتکار حتی در مواجهه با مشکلات فناوری می‌شود.

مهربانی با خود در طول شکست‌ها: عمل حفظ مهربانی با خود در طول شکست‌ها یا ناملایمات آنلاین، با رفاه و تاب‌آوری دیجیتالی بیشتر مرتبط است. این امر افراد را قادر می‌سازد تا از شکست‌ها درس بگیرند به جای اینکه تحت تأثیر آنها قرار گیرند.

حمایت اجتماعی و ارتباط با شبکه های اجتماعی: استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای کاهش استرس دیجیتالی و آمادگی برای جستجوی حمایت، بارها نشان داده شده است که اثر استرس دیجیتالی را کاهش می‌دهد. خودکارآمدی تعامل اجتماعی — اعتماد به نفس در ایجاد روابط دیجیتال— به طور مستقیم تاب‌آوری را افزایش می‌دهد.

حل مسئله و راهبردهای مقابله فعال دیجیتالی: افراد دارای تاب‌آوری دیجیتالی قوی تمایل دارند به مقابله فعال بپردازند، با استفاده از استراتژی‌هایی مانند جستجوی اطلاعات، رفع مشکلات و ایجاد راه‌حل‌های عملی برای تهدیدهای دیجیتالی.

آگاهی از لحظه حال، تحلیل انتقادی رفتار: تمرین ذهن‌آگاهی—آگاهی از لحظه حال و تأمل غیرقضاوت‌گرایانه—با سازگاری دیجیتال بهتر و مدیریت استرس مرتبط است. تمرین تأملی همچنین به تنظیم عادات و رفتار دیجیتالی برای رفاه بلندمدت کمک می‌کند.

این عناصر روان‌شناختی برای تقویت تاب‌آوری دیجیتال اساسی هستند و کاربران را قادر می‌سازند تا در زمینه‌های فضای مجازی به سرعت در حال تحول، شکوفا شوند و رفاه خود را حفظ کنند. جامعه ای که تنها بر کنترل و پالایش تکیه کند، در برابر بحران های اطلاعاتی ناتوان می ماند. اما جامعه ای که شهروندان خود را برای مواجهه ی نقادانه با داده ها آماده می کند، به تدریج به بلوغ دیجیتالی می رسد. ما نمی توانیم دسترسی مردم به اطلاعات را کاملاکنترل کنیم، اما می توانیم مهارت تشخیص، مکث و تأمل را آموزش دهیم.

 

تاب آوری دیجیتالی در دانشگاه ها

ظهور هوش مصنوعی مولد، باعث ایجاد تغییرات اساسی در نحوه ایجاد، مدیریت و انتشار دانش در مراکز آموزش عالی شده است. برای دانشجویانی که در رشته‌ علم اطلاعات و دانش شناسی در مقطع تحصیلات تکمیلی هستند – رشته‌ ای که ذاتاً با سازماندهی، بازیابی و استفاده از اطلاعات مرتبط است – این تحول و تغییر بسیار عمیق تر است. هوش مصنوعی باعث تحول در شیوه‌های آموزشی، تحقیقات دانشگاهی، راهبردهای ارزیابی و حتی فرآیندهای اداری دانشگاه ها شده است و نقش پر رنگی در پیشرفت فرآیندهای آموزشی در آموزش عالی را دارد. مدل سنتی تدوین پایان‌نامه و رساله، که برای قرن‌ها نسبتاً بدون تغییر باقی مانده بود، اکنون با ابزارهای هوشمندی روبرو شده است که قادر به تولید نثر منسجم دانشگاهی، انجام بررسی متون( مرور نظامند)، تجزیه و تحلیل داده‌ها( فصل 4 پایان نامه ها) و حتی پیشنهاد چارچوب‌های نظری در عرض چند ثانیه هستند. نود و پنج درصد از دانشجویان دانشگاهی به طور مرتب از سال ۲۰۲۴ تاکنون از چت بات ها و ابزارهای هوش مصنوعی در تحصیلات خود استفاده می کنند و دانشجویان به کاربران قدرتمند این ابزارهای هوشمند تبدیل شده‌اند.

با تکثیر ابزارهای هوش مصنوعی مانند ChatGPT, Cloude، Gemini، Grok و پلتفرم‌های تخصصی، چشم‌انداز تدوین پایان‌نامه و رساله تغییر یافته است و تاب‌آوری دانشجویان تحصیلات تکمیلی را  از جنبه هایی چون حفظ استقامت تحصیلی، انگیزه و انعطاف‌پذیری شناختی در مواجهه با این تغییر را به چالش می‌کشند. تاب‌آوری در این زمینه چندوجهی است و ابعاد عاطفی، شناختی و انطباقی را در بر می‌گیرد. نظریه خودتعیینی بیان می‌کند که خودمختاری، شایستگی و ارتباط، کلیدهای انگیزه درونی هستند، که هوش مصنوعی می‌تواند از طریق پشتیبانی شخصی‌سازی‌شده آن را تقویت کند یا از طریق اتکای بیش از حد، آن را تضعیف کند. نظریه یادگیری ساخت‌گرا بر این تاکید دارد که دانش به طور فعال از طریق تعامل بین استاد و دانشجو ساخته می‌شود، جایی که هوش مصنوعی به عنوان یک واسط ماشینی عمل می‌کند و در صورت استفاده نادرست، خلاقیت، تفکر انتقادی، تفکر تحلیلی دانشجویان را به چالش می کشد. با این حال، این پذیرش سؤالاتی را مطرح می‌کند: آیا هوش مصنوعی دانشجویان را قادر می‌سازد تا در زیست بوم های پیچیده داده و اطلاعات، پایگاه های اطلاعاتی تخصصی، به سرعت جستجو کرده و به منابع بسیار و محتواهای علمی مناسب دسترسی یابد؟، یا مهارت‌های اساسی آنها از جمله مهارت های ویژه دستیابی به اطلاعات، پرسشگری انتقادی، تجزیه و تحلیل های مفهومی و کاربردی که برای دانشجویان ضروری است، از بین می رود؟

نقش دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی چیست؟

دانشگاه ها و مراکزآموزش عالی مسئولیت مهمی در تضمین این موضوع دارند، ضروری است تلاش کنند تا فناوری های نوظهور به ویژه هوش مصنوعی، آموزش تحصیلات تکمیلی به ویژه دکترا را بهبود ببخشند نه اینکه سطح علمی مقاطع دکتری را تضعیف کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که اگردانشگاه ها بتوانند چالش‌های مربوط به استفاده منصفانه و ایمن از هوش مصنوعی را برطرف کنند، هوش مصنوعی می‌تواند آموزش را برای همه جذاب‌تر، در دسترس‌تر و موثرتر کند. این امر مستلزم اقدامات کلیدی در ابعاد مختلف است: اولاً، دانشگاه ها باید سیاست‌های روشن و منطقی در مورد استفاده از هوش مصنوعی در انجام پژوهش های دانشگاهی تدوین کنند. این سیاست‌ها باید بین شیوه‌های قابل قبول و غیرقابل قبول تمایز قائل شوند و در عین حال نقش مشروعی را که هوش مصنوعی می‌تواند در حمایت از پژوهش ایفا کند، تصدیق کنند. اینکه کلا استفاده از هوش مصنوعی در انجام پژوهش های علمی ممنوع شود بسیاری از مزایای بالقوه هوش مصنوعی را از دست می دهیم. بنابراین طبق دستور العملی که بنیاد ملی علم ایران به منظور استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در پژوهش به تمام دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی و پژوهشی ابلاغ کرد، باید از مزایای این فناوری استفاده نمود. ثانیاً، موسسات باید آموزش و پشتیبانی برای توسعه سواد هوش مصنوعی ارائه دهند. این شامل کارگاه‌هایی در مورد استفاده موثر و اخلاقی از هوش مصنوعی، منابعی برای ارزیابی ابزارهای هوش مصنوعی و راهنمایی در مورد حفظ یکپارچگی علمی ضمن استفاده از قابلیت‌های هوش مصنوعی است. چنین حمایتی باید فعالانه باشد و به دانشجویان کمک کند تا از ابتدا شیوه‌های خوبی را توسعه دهند، نه اینکه فقط زمانی که مشکلاتی پیش آمد، مداخله کنند.

ثالثاً، دانشگاه ها باید به پیامدهای برابری استفاده و بهره برداری از ابزارهای هوش مصنوعی رسیدگی کنند و عدالت دسترسی یکسان برای همه دانشجویان را فراهم کنند. این گونه نباشد که دانشجویانی که هزینه پرداخت ابزارهای پیچیده‌تر هوش مصنوعی را دارند به این ابزارها دسترسی پیدا کنند. بهترین گزینه این است که کتابخانه مرکزی دانشگاه ها بودجه ای را برای اشتراک و خرید این ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی و فناوری ها اختصاص دهند تا همه دانشجویان بتواند از این فناوری ها به طور یکسان بهره مند شوند. رابعاً، دانشگاه ها باید تحقیق و گفتگو در مورد نقش هوش مصنوعی در آموزش عالی را ترویج کنند. این شامل حمایت از پژوهش‌هایی است که اثرات آموزشی هوش مصنوعی را بررسی می‌کنند، ایجاد گروه های اجتماعی برای اساتید و دانشجویان برای به اشتراک گذاشتن تجربیات و بهترین شیوه‌ها، در مورد هوش مصنوعی در پژوهش های دانشگاهی است.
در نهایت، دانشگاه ها باید در توسعه دانش و مهارت های فناورانه اساتید سرمایه‌گذاری کنند تا آنها بتوانند در حین راهنمایی و مشاوره رساله ها، بتوانند راهنمایی آگاهانه‌ای در مورد استفاده از هوش مصنوعی ارائه دهند. اساتیدی که با قابلیت‌ها و محدودیت‌های هوش مصنوعی آشنا نیستند، نمی‌توانند به طور موثر دانشجویانی را که در حال استفاده از این ابزارها هستند را هدایت کنند. آموزش و توسعه حرفه‌ای باید به اساتید کمک کند تا فناوری‌های فعلی هوش مصنوعی را به خوبی شناخته و درک کنند، استفاده های نادرست از فناوری هوش مصنوعی را تشخیص دهند.

تاب آوری دیجیتالی دانشجویان

قرار گرفتن مداوم در معرض فناوری های دیجیتالی می‌تواند منجر به اضطراب، ناامیدی و کاهش خلاقیت شود، زیرا مغز با جریان‌های داده پردازش‌نشده دست و پنجه نرم می‌کند. تاب‌آوری دیجیتال به عنوان سپری برای مقابله با این اثرات عمل می‌کند و به طور بالقوه خطر مشکلات سلامت روان مانند فرسودگی شغلی یا فشار ناشی از اخبار جعلی را کاهش می‌دهد. تاب‌آوری تحصیلی با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی را می‌توان به عنوان توانایی دانشجویان در حفظ یکپارچگی علمی، توسعه تخصص واقعی و تولید مشارکت‌های اصیل در دانش با استفاده مؤثر از ابزارهای فناورانه تعریف کرد. این مسئله فراتر از صرفاً سازگاری با آن است بلکه شامل یادگیری مستمر و انطباق‌پذیری با آن است. در نهایت، این خود دانشجویان هستند که مسئولیت اصلی تاب‌آوری و رشد علمی خود را بر عهده دارند. در حالی که حمایت نهادی و راهنمایی اساتید بسیار مهم است، ولی هیچ وقت حمایت خارجی نمی‌تواند جایگزین تعهد خود دانشجویان به یکپارچگی فکری و یادگیری واقعی شود.
دانشجویان باید آگاهی از الگوهای استفاده خود از هوش مصنوعی را در خود پرورش دهند. این امر نیازمند خوداندیشی صادقانه است: آیا من از هوش مصنوعی استفاده می‌کنم زیرا واقعاً کارم را بهبود می‌بخشد، یا به این دلیل که از چالش‌های فکری اجتناب می‌کنم؟ آیا مالکیت ایده‌های خود را حفظ می‌کنم، یا به محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی وابسته می‌شوم؟ آیا شایستگی‌هایی را که برای شغل آینده‌ام نیاز دارم توسعه می‌دهم، یا میانبرهایی را انتخاب می‌کنم که من را خام و بی سواد می‌گذارند؟. دانشجویان باید فعالانه به دنبال توسعه درک عمیق از محتوا به جای تکمیل سطحی بخش های تجزیه و تحلیل یافته ها باشند. هنگامی که هوش مصنوعی یک چارچوب پژوهش یا تحلیل از سوالات پژوهش تولید می‌کند، دانشجویان باید برای درک واقعی آن،  با زیر سوال بردن سوالات و فرضیه های آن و تفکر و تامل در آن تحلیل ها، وقت بگذارند. هدف فقط ارائه یک پایان‌نامه کامل برای گرفتن نمره و گذراندن واحدهای پایان نامه نیست، بلکه فارغ التحصیل شدن با عنوان ” دکتر” با تخصص واقعی و اعتماد به نفس در توانایی‌های علمی و تخصصی رشته تحصیلی است. در نهایت، دانشجویان با استفاده صحیح از فناوری های نوین و هوش مصنوعی در انجام پژوهش، می توانند یک فرصت یادگیری ارزشمندی را تجربه کنند. دانشجویان در واقع تاب‌آوری نشان می‌دهند، اگرچه این تاب‌آوری اشکال گوناگونی به خود می‌گیرد.

برخی از دانشجویان، استراتژی‌های پیچیده‌ای برای ادغام انتقادی هوش مصنوعی توسعه می‌دهند و ضمن بهره‌گیری از قابلیت‌های فناوری، مالکیت فکری خود را حفظ می‌کنند. برخی دیگر با تنش‌های بین کارایی و عمق، راحتی و یکپارچگی، نوآوری و سنت دست و پنجه نرم می‌کنند. سطح تاب‌آوری بر اساس ویژگی‌های فردی، حمایت نهادی، راهنمایی اساتید و چالش‌های خاصی که دانشجویان با آن مواجه می‌شوند، متفاوت است. تاب‌آوری یک ویژگی دودویی نیست که دانشجویان یا آن را دارند یا ندارند، بلکه فرآیندی مستمر از سازگاری، یادگیری و رشد است.

نتیجه گیری

تاب‌آوری دیجیتال یک مهارت چند رشته‌ای نوظهور است که افراد و سازمان‌ها را برای مدیریت فشارهای شناختی و عاطفی در فضای مجازی مجهز می‌کند. این امر مستلزم یادگیری فردی مداوم، توسعه هوش هیجانی و طراحی مجدد زیرساخت‌های اطلاعاتی برای تقویت رفاه فنی و روانی-اجتماعی است. زیرساخت‌های تاب‌آور باید از راه‌حل‌های پراکنده فراتر رفته و ثبات را برای قابلیت‌های اصلی در اولویت قرار دهند، در عین حال انطباق‌پذیری را برای خواسته‌های دیجیتال به سرعت در حال تغییر، فعال کنند. با افزایش وابستگی دیجیتال، جاسازی تاب‌آوری دیجیتال در سیاست، عملکرد سازمانی و رفتار شخصی برای جوامع آماده آینده ضروری است.

برای ساختن تاب آوری دیجیتال، لازم است مربیان و سیاست گذاران پذیرش آگاهانه ی ناتوانی در کنترل کامل فضای دیجیتال را بپذیرند. به باور آنان، رویکردهای کنترل گرایانه – مانند فیلترینگ یا محدودسازی دسترسی – فقط مهارت سازگاری را از کاربران می گیرند. نوجوانان و کاربران باید بیاموزند چگونه با خطر روبه‌رو شوند، نه اینکه از آن پنهان بمانند. به بیان دیگر، تاب آوری دیجیتال از مسیر اعتماد، آموزش و تجربه ی هدایت شده می گذرد، نه از مسیر نظارت و حذف. در دانشجویان دانشگاه ها، تاب‌آوری دانشجویان در مواجهه با تغییرات ناشی از هوش مصنوعی در نهایت به این بستگی دارد که آیا آنها می‌توانند آنچه را که در مورد پژوهش ضروری است یعنی (تفکر انتقادی، یکپارچگی فکری، مشارکت اصیل ) ضمن انطباق با واقعیت‌های فناوری جدید، حفظ کنند یا خیر. این کار ساده‌ای نیست، اما دقیقاً همان چالش پیچیده‌ای است که دانشجویان باید در مقطع دکتری و انجام پایان نامه های خود برای آن آماده باشند. کسانی که با موفقیت آن را پشت سر می‌گذارند، نه تنها با پایان‌نامه‌های تکمیل‌شده، بلکه با درک پیچیده‌ای از همکاری انسان و هوش مصنوعی روبرو می شوند. برای عبور از این وضعیت، چند مسیر کلیدی وجود دارد:

  • آموزش مهارت زندگی دیجیتالی در کنار سواد رسانه ای- باید یاد بدهیم چگونه احساسات خود را هنگام مواجهه با اخبار تحریک کننده مدیریت کنیم و در برابر هیجانات جمعی مکث کنیم؛
  • اصلاح طراحی پلتفرم ها برای تقویت مکثِ شناختی-هشدارهایی مانند «آیا منبع این خبر معتبر است؟» یا تأخیر چند ثانیه ای در ارسال محتوا می تواند رفتار کاربران را تغییر دهد؛
  • تربیت مربیان و معلمان آگاه به مفهوم “پذیرش ناتوانی” -مربی تاب آور کسی است که گفت و گو را جایگزین سانسور می کند و از خطا برای یادگیری بهره می گیرد؛
  • ترویج فرهنگ گفت و گو درباره خطاهای دیجیتالی-وقتی کاربر بتواند آزادانه درباره اشتباهاتش در فضای مجازی حرف بزند، زمینه رشد تاب آوری جمعی فراهم می شود.

 

گسترش استفاده از فضاهای مجازی، مستلزم تجدید نظر در زیرساخت‌های اطلاعاتی در سازمان‌ها و جامعه است. مدل‌های زیرساختی سنتی، عمدتاً بر در دسترس بودن و زمان دسترسی متمرکز هستند، نمی تواند به الزامات مورد نیاز تاب آوری دیجیتالی در عصر جدید بپردازند، بنابراین برای حفظ تاب‌آوری دیجیتالی، لازم است که زیرساخت‌های اطلاعاتی فراتر از بهره‌وری تکامل یابند و طراحی آنها مبتنی بر هوش انسانی باشد. این امر مستلزم بازاندیشی در معماری‌های اطلاعاتی و مدل های داده ای برای تعبیه ویژگی‌های ارتقاءدهنده تاب‌آوری، مانند شفافیت الگوریتمی، حفظ حریم خصوصی از طریق طراحی رابط‌های کاربری مناسب است که بتواند استرس کاربر را تشخیص داده و کاهش دهند تا کاربران در زمان درست تصمیم گرفته و اطلاعات صحیح و غیر صحیح را تشخیص دهند.در مجموع، تاب‌آوری دیجیتال نه تنها یک استراتژی محافظتی در برابر اختلالات فنی است، بلکه مجموعه‌ای از مهارت‌ها برای مدیریت فشارهای شناختی و عاطفی در دنیای فوق‌العاده متصل است. با تشدید خواسته‌های فضای مجازی، تقویت تاب‌آوری دیجیتال و بازاندیشی در زیرساخت‌های اطلاعاتی برای سازمان‌ها و افرادی که مایل به پیشرفت در عصر دیجیتال هستند، حیاتی خواهد بود.

 

 

منابع استفاده شده

Almulla, M.O., Alismail, A.M., Mahama, I. et al. Resilience as a predictor of internet addictive behaviours: a study among Ghanaian and Saudi samples using structural equation modelling approach. BMC Psychol 13, 77 (2025). https://doi.org/10.1186/s40359-025-02383-y

 

Bigelow, S.J.(2025). What is digital resilience? Definition, strategy and use cases, Available for https://www.techtarget.com/searchdatabackup/definition/What-is-digital-resilience

Botha, M. (2025). Empowering Digital Resilience: Strategies for Success through ePortfolios, Open Education Alberta,  Available for https://pressbooks.openeducationalberta.ca/digital-resilience-eportfolios/chapter/01/

Diamond, A. (2013). Executive Functions, Annual Review of Psychology, Vol. 64:135-168, https://doi.org/10.1146/annurev-psych-113011-143750

Fatima,  F., Hyatt, J.C., Ur Rehman, S., De La Cruz, E., Nadella, G.S. , Meduri, K. (2024).Resilience and risk management in cybersecurity: A grounded theory study of emotional, psychological, and organizational dynamics, Journal of Economy and Technology, vol.2, 247-257, https://doi.org/10.1016/j.ject.2024.08.004

Hu R, Gao Q, Hu R, Liu G and Zhang L (2025) The relationship between digital technostress and cyber moral disengagement among college students: a moderated mediation model of psychological resilience, self-efficacy, and online self-control. Front. Psychol. 16:1706794. doi: 10.3389/fpsyg.2025.1706794

 Karimi , T. (2025). Digital Resilience: A Psychological Shield in the Age of Information Abundance, Available for https://en.khanahouse.ir/digital-resilience-a-psychological-shield-in-the-age-of-information-abundance/

Korkmaz Z, Çiçek İ, Buluş M, Şanlı ME, Yıldırım M. The Role of Resilience in the Relationship Between Cyberbullying and Depression, Anxiety, and Stress in Adolescents. Brain Behav. 2025 Oct;15(10):e70916. doi: 10.1002/brb3.70916.

Lee, K., & Hancock, J. (2023). Digital resilience: a superpower to address digital dangers. ProFuturo Education, profuturo, Available for https://profuturo.education/en/observatory/21st-century-skills/digital-resilience-a-superpower-to-address-digital-dangers/

Li F, Ma Q, Yang C and Zhong M (2025) Investigating key elements of digital resilience among nursing undergraduates: a qualitative study. Front. Med. 11:1452580. doi: 10.3389/fmed.2024.1452580

 Panda, C. ,  Soller, H. (2024). Rethinking conventional wisdom: Future of digital tech infrastructure, McKinsey & Company, Available for https://www.mckinsey.com/capabilities/tech-and-ai/our-insights/tech-forward/rethinking-conventional-wisdom-future-of-digital-tech-infrastructure

Schäfer SK, von Boros L, Schaubruch LM, Kunzler AM, Lindner S, Koehler F, Werner T, Zappalà F, Helmreich I, Wessa M, Lieb K, Tüscher O. Digital interventions to promote psychological resilience: a systematic review and meta-analysis. NPJ Digit Med. 2024 Feb 8;7(1):30. doi: 10.1038/s41746-024-01017-8, Available for https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC10853230/

TES. (2025). What is digital resilience?, Available for  https://www.tes.com/for-schools/blog/article/what-digital-resilience

تجربه را پنهان نکنيم؛ نقش ثبت و انتشار تجربه‌هاي زيسته در رشد حرفه و جامعه

 

انسان ها موجوداتی اجتماعی اند و همواره به تجربه های هم نیاز دارند. رشد فرهنگ و تمدن هم حاصل تجربه اندزوی و اشتراک تجربه میان انسانهاست. تجربه کسب کردن یکی از رویکردهای ارزشمند برای راه بردن زندگی در مسیر درست و کم هزینه است. انسانها از نظر بهره گیری از تجربه های زیسته خود با رویکردهایی متفاوت عمل می کنند:

  • برخی تجربه های خود را فقط در ذهن خود نگه می دارند و هرگز به دیگران منتقل نمی کنند. آشکار است که برخی از تجربه های کسب شده آنان ممکن است برای دیگران بسیار ارزشمند و راهگشا باشد اما به دلیل بروز ندادن و یا انتقال به شکل مناسب، در واقع دیگران از آنها محروم شده اند.
  • عده ای هم ممکن است تجربه های خود را تنها در صورت درخواست از سوی دیگران به آنها منتقل کنند. آشکار است که میزان و زمان انتقال تجربه های اینگونه انسانها محدود است زیرا ممکن است تعداد افرادی که متقاضی دریافت آن تجربه ها هستند اندک باشد و هم اینکه زمان مناسب و راههای انتقال تجربه ها محدود باشد. پس در این زمینه هم بسیاری از تجربه های ارزشمند در دسترس همگان قرار نمی گیرد.
  • اما گروه سوم انسانهایی اند که احساس می کنند باید تجربه های خود را در دسترس دیگران قرار دهند تا آنها گرفتار تجربه اندوزی تکراری، زمانبر و هزینه بر نشوند. آنچه امروز در شکلهای گوناگون در دسترس جامعه بشری است دستاورد همین نگاه و همین رویکرد می باشد. پس همه آنچه امروزه ما در اختیار داریم و از آنها برای راه بردن زندگی بهره می بریم، و همینطور، همه آنچه آیندگان در دسترس خواهند داشت حاصل تجربه های ثبت شده و حفظ شده انسانهایی است که در گروه سوم جای می گیرند. دستاوردهای بزرگ و کوچک فرهنگ و تمدن، درواقع، حاصل ثبت تجربه های ارزشمند چنین انسایی است که خود را متعهد به اشتراک تجربه و دانش کسب شده خود دانسته اند.

راهها و قالبهای گوناگونی برای انتقال و اشتراک تجربه وجود دارد. این راهها در طول تاریخ افزونتر و جالب تر شده اند. از ثبت تصاویر حیوانات توسط انسانهای اولیه در دیواره غارها و کوهها گرفته، تا امروزه که انواع بسترها و پلتفرمها، بویژه دهها نوع شبکه های مجازی در تلفنهای همراه در دسترس همگان است. کتاب یکی از نمونه های برجسته و ارزشمند ثبت تجربه ها از سوی انسانهایی است که احساس می کنند برای دیگران می تواند سودمند و راهگشا باشد. از یک کتاب شعر و داستان (رمان) گرفته تا سرگذشتنامه ها، سفرنامه ها، گزارشها، منابع مرجع، استانداردها، و کتابهایی در زمینه موضوع های تخصصی، همگی حاصل تجربه اندوزی و ثبت آن هستند. با در اختیار داشتند کتاب، نیازی نیست که ما هر فعالیت یا موضوعی را از صفر آغاز کنیم، وقت زیادی صرف نماییم، و هزینه های گزاف متحمل شویم. از این دیدگاه، کتابها یعنی تجربه های ثبت شده، دارای ارزش افزوده هستند. نه تنها در سه جنبه بالا موجب صرفه جویی در انرژی، زمان و هزینه می شوند بلکه می توانند ایده های نوینی در خوانندگان خود برای توسعه و تقویت محتوا و موضوع مورد نظر خلق کنند. پدیدآورنگان کتاب (نویسندگان و مترجمان) به خوبی می توانند این مهم را درک کنند.

حرفه ما همواره شاهد فعالیتهای گوناگونی است که برای توسعه و اثربخشی محتوا و خدمات آن انجام می شود. معلمان حرفه (اعضای هیئت علمی) و کتابداران شاغل و برخی دانشجویان تحصیلات تکمیلی از جمله افرادی اند که در طول زندگی حرفه ای خود فعالیتهای گوناگونی را انجام می دهند. برای نمونه، سالانه دهها همایش و صدها کارگاه آموزشی برگزار می کنند و یا طرح پژوهشی انجام داده و مقاله های علمی منتشر می نمایند. به طور معمول، آنها در بیشتر موارد برای انجام فعالیت مورد نظر (برگزاری همایش و کارگاه، انجام طرح پژوهشی و نشر مقاله، ارائه سخنرانی) تنها از تجربه خود بهره می برند. آشکار است که متحمل صرف انرژی، زمان و هزینه می شوند. شوربختانه، بسیاری از آنها تجربه های خود در انجام اینگونه فعالیتها را ثبت نمی کنند تا در اختیار دیگران قرار گیرد. این یک امتیاز منفی به شمار می رود که قاعدتا نمی تواند ارزش افزوده تولید کند.

به عنوان یک کتابدار و معلم، همواره تلاش کرده ام تا تجربه های عملی خود در زمینه های گفته شده (برگزاری همایش های ملی و استانی، برگزاری کارگاههای آموزشی، انجام طرح های پژوهشی، نگارش مقاله های علمی، داوری کتابها، پایان نامه ها و مقاله ها و مواردی از این دست را ثبت و در قالب کتاب، مقاله و مجموعه رهنمودها ثبت و منتشر کنم. هدف و امید من آن بوده است که دیگران از آنها بهره برند و دچار تکرار و احتمالا کاستی در انجام فعالیتهای خود نشوند.

برای نمونه، آنچه در زیر می آید، یعنی سیاهه برخی از آثارم، حاصل ثبت تجربه هایم است:

  • کتاب کوچک «روشهای جستجوی اطلاعات کتابشناختی در فهرستنویسی». این اثر حاصل سالها جستجو در منابع کتابشناختی در بخش فهرستنویسی کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی بود.
  • کتاب «فهرستنویسی: اصول و روشها» که دستاورد سالها تدریس درس سازماندهی مواد ۱ در رشته کتابداری در دانشگاه فردوسی مشهد بود. ویرایش های بعدی این کتاب با همکاری سید مهدی طاهری انجام شد که خود تجربه های فراوانی در این زمینه داشت.
  • کتاب «فهرستنویسی رایانه ای» با همکاری سید مهدی طاهری و فرشته ناقدی احمدی تهیه و منتشر شد. این اثر هم نتیجه سالها تدریس سازماندهی مواد رایانه ای بود که برنامه درسی اش را خودم به کمیته برنامه ریزی کتابداری و اطلاع رسانی وزارت علوم پیشنهاد کرده بودم و تصویب شده بود.
  • کتاب «مدیریت همایشهای علمی و حرفه ای» با همکاری ابراهیم عمرانی. برپایه تجربه های برگزاری چندین همایش در سطح ملی و استانی، تلاش کردم تا اندوخته های ذهنی خود و آقای عمرانی در این زمینه را ثبت و منتشر کنم.
  • کتاب «مدیریت برگزاری کارگاههای آموزشی» که حاصل تلاش فاطمه پازوکی و من بود. فاطمه پازوکی تجربه های زیادی در مدیریت و برگزاری کارگاههای آموزشی انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران داشت. من هم کارگاههای آموزشی فراوانی در مشهد، تهران و برخی دیگر از شهرها برگزار کرده بودم و مایل بودم این تجربه ها ثبت و منتشر شود.
  • کتاب «راهنمای نگارش مرور نوشتارها و پیشینه پژوهش در حوزه های علوم انسانی و اجتماعی» با همکاری مهری پریرخ. این کتاب نتیجه تجربه در زمینه راهنمایی پایان نامه ها و هدایت دانشجویان در نگارش بخش پیشینه پژوهش و همچنین برگزاری چند کارگاه آموزشی در این زمینه بود.
  • کتاب «مهارتهای سخنرانی و ارائه مطلب ویژه همایشهای علمی، حرفه ای و جلسات دفاع از پایان نامه، همراه با رهنمودهایی برای تهیه و تدوین اسلاید برای سخنرانی» با همکاری فاطمه نبوی. دلیل نگارش این کتاب، دشواری سخنرانی از سوی حرفه مندان و معلمان و دانشجویانی بود که نمی دانستند چگونه سخنرانی کنند و چگونه برای سخنرانی خود اسلاید تهیه نمایند.
  • کتاب «اندیشه ها و دغدغه های حرفه ای: مجموعه نوشته‌های کوتاه، سرمقاله‌ها و مصاحبه‌های دکتر رحمت‌اللّه فتاحی درباره مسائل حرفه‌ایدر علم اطلاعات و دانش شناسی» همانگونه که از عنوانش بر می آید حاصل تجربه های مبتنی بر دغدغه های من در طول زندگی حرفه ای است.
  • کتاب «زندگی با هفت خوانش شیرین است: حکایتهای کوتاه از تلخ و شیرین یک زندگی». این اثر خودسرگذشتنامه من است که نمادی از تجربه اندوزی در طول هفتاد سال زندگی شخصی، اجتماعی و حرفه ای است. هدف من در این اثر، انتقال انواع تجربه های تلخ و شیرین زندگی است که می تواند برای دیگران سودمند باشد. بویژه، تلاش کده ام تا به نسل جوان یادآور شوم که رسیدن به موفقیت در زندگی شخصی، اجتماعی و حرفه ای در گروه طی کردن یک مسیر طولانی، پر فرازو نشیب، همراه با رخدادهای گوناگون است و نباید تصور کرد موفقیت یکشبه به دست می آید.
  • بسیاری از نوشته های من در خبرگزاری لیزنا نیز حاصل دغدغه ها و تجربه های اندوخته من هستند که تلاش کردم آنها را ثبت و منتشر کنم با این امید که مورد توجه و بهره گیری دیگران قرار گیرند.

امیدوارم، موضوع تجربه اندوزی، اشتراک و انتقال تجربه در میان حرفه مندان جدی تلقی شود و هر فردی که تجربه های گرانقدری کسب می کند آنها را به شیوه ها و در قالبهای مناسب در دسترس دیگران قرار دهد. هرچه این رویکرد تقویت شود به سود توسعه و اثربخشی حرفه خواهد بود.

با توجه به وجود تعداد بسیاری از افراد پویا، توانمند و باتجربه در حرفه، ثبت و انتشار تجربه های فراوان و ارزشمندی که مورد نیاز جامعه است باید افزایش یابد. ثبت و انتشار تجربه ها درواقع، به جریان انداختن پویایی و اشتراک اندیشه است و بسی ارزشمند. کار دشواری نیست. براحتی می توان آغاز کرد. حرفه ما به این رویکرد و پیامدهای گرانقدر آن نیاز بسیار دارد. ما به اشتراک اطلاعات و دانش باور داریم و آن را موجب پویایی و رشد جامعه می دانیم. در این راستا، انتقال و اشتراک تجربه می تواند بسترساز تحقق این باور باشد.

دُژ اطلاعات و کژاطلاعات؛ دردسر تازه کتابخانه جابلقا

ماجرای این هفته از اون‌جا شروع شد که سایت «چیزمیزا» مقاله‌ای منتشر کرد با عنوان:
«دُژاطلاعات یا کژاطلاعات  مساله این است»
ادعاش چی بود؟ که کتابدارها می‌تونن در جنگ روانی پیروز باشن!
بله، همون کتابدارهایی که تا دیروز بزرگ‌ترین نبردشون با دیرکرد سه‌روزه‌ی جزوه فیزیک ۱ بود، حالا قرار بود با دشمن فرضی مقابله کنن!

فرداش، در کتابخانه جابلقا جلسه‌ی فوق‌فوق‌العاده تشکیل شد.
مدیر با قیافه‌ای شبیه فرمانده‌ی سایبری ناسا گفت:
– همکاران! دشمن به ذهن‌هامون حمله کرده!
مسئول بخش امانت زمزمه کرد:
– منظورتون اون دانشجوعه‌ست که هر هفته کتاب «روانشناسی جنگ» رو با دیرکرد، پس میاره؟ من نابودش کردم، یعنی جریمه‌ش کردم!

مدیر ادامه داد:
– از امروز باید سطح سواد اطلاعاتی جامعه رو ببریم بالا.
یکی از کارمندها پرسید:
– یعنی باید بگیم مردم شایعه نسازن؟
– دقیقاً! هرکس دروغ گفت، با «دُژاطلاعات» برچسبش می‌زنیم!

همه ساکت شدن. کسی نفهمید دُژاطلاعات یعنی چی.
مسئول فهرستنویسی گفت:
– من دیشب سه ساعت سرچ کردم. فقط فهمیدم کژاطلاعات ازش کج‌تره!

در همین حین، دکتر زبان‌شناسِ همیشه‌منتقد، وارد شد و گفت:
– این واژه‌ها اینقدر ناموزونن که ملت فکر می‌کنن اسم بدافزار جدیدن!
دکتر واژه‌گستر جواب داد:
– مهم نیست مردم چی فکر کنن، مهم اینه فرهنگستان چی حال کرده بنویسه!

مدیر که حالا خودش رو شبیه سردار سایبری احساس می‌کرد گفت:
– از فردا هر کتابدار باید دوره‌ی ضدفِیک‌نیوز ببینه.
مسئول بخش کودک پرسید:
– ببخشید، فِیک‌نیوز همونه که دُژه یا اون کجه؟
– فرقش تخصصیه، ولی هرچی مشکوک بود، همونه!

فرداش «اتاق عملیات حقیقت» راه افتاد. روی در نوشتن «ورود دُژ و کژ ممنوع!»
مسئول امانت با عینک آفتابی پشت میز نشست و از اعضای کتابخانه می‌پرسید:
– شما دُژ دارید یا کژ؟
یکی جواب داد:
– من فقط اومدم تمدید کنم تمدن‌ها رو!

 

 

در بخش مرجع، دیجیتال سلطنه دستگاهی اختراع کرد به اسم «دُژسنج». گفت هر خبری دروغ باشه، بوق می‌زنه. ولی وقتی گذاشت روی مقاله‌ی دکتر گزارش‌نیا، دستگاه بوقش قطع نشد تا وقتی سوخت!

یه آقا اومد گفت:
– دنبال کتاب «هنر جنگ» سان‌تزو هستم.
مسئول میز امانت گفت:
– ببخشید آقا، ما الان در وضعیت جنگ روانی‌ایم، فعلاً امانت جنگی تعلیق شده!

بعد فرهنگستان بیانیه داد:
«واژه‌های دُژاطلاعات و کژاطلاعات ممکن است در ابتدا ناآشنا باشند، اما با تکرار جا می‌افتند؛ مثل دبستان و دبیرستان!»
یکی از کتابدارها زیرش نوشت:
– بله، فقط اون موقع مردم می‌رفتن دبستان، نه این‌که از دُژستان فرار کنن!

چند روز بعد، کلاس آموزشی برگزار شد: «چگونه با شایعه برخورد کنیم»
استاد پرسید:
– اگه شایعه شنیدید که فردا برق می‌ره، چیکار می‌کنید؟
یکی گفت:
– سریع می‌رم نون می‌خرم و بنزین می‌زنم!
استاد سرش رو کوبید به دیوار و گفت:
– بله، دقیقاً شما هدف حمله‌ی روانی هستید!

آخر هفته، مدیر گفت:
– از وقتی وارد جنگ روانی شدیم، مراجعان سی درصد کمتر شدن!
یکی جواب داد:
– طبیعیه، مردم از اسم کژاطلاعات می‌ترسن، فکر می‌کنن ویروسه!

در نهایت تصمیم گرفتن پروژه رو تعطیل کنن تا فرهنگستان یه کلمه‌ی قابل‌هضم‌تر پیشنهاد بده، مثلاً «چپ‌خبر» یا «دروغ‌نما»

از اون روز به بعد هر وقت کسی درباره شایعه صحبت می کرد، کتابدارا می‌گفتن:
– رفیق، لطفاً دُژاطلاعات نگو!
طرف می‌گفت:
– باشه، فقط اول بگو این که گفتی یعنی چی ؟

 

منابع برای مطالعه بیشتر

 

خسروی ، فریبرز (۱۴۰۴). « نبرد پنهان و متخصصان علم اطلاعات ». سخن هفته لیزنا، شماره 755، 13 مرداد ماه ۱۴۰۴

 

مهراد، جعفر (۱۴۰۴). « نقدی بر معادل فارسی دو اصطلاح disinformation و misinformation ». گاهی دور گاهی نزدیک، لیزنا، شماره 9039، 13 مرداد ماه ۱۴۰۴.

 

شکاری، محمدرضا (۱۴۰۴). « ادامه‌ای بر نقدِ معادلهای فارسی برای دو اصطلاح disinformation و misinformation ». گاهی دور گاهی نزدیک، لیزنا، شماره 9096، 13 مرداد ماه ۱۴۰۴.

 

عمرانی، سید ابراهیم (۱۴۰۴). « نامه وارده: گلایه از شیوه لیزنا در انتشار دو یادداشت: نقد جزئی از مقاله، محتوای مقاله را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟ ». سخن هفته لیزنا، شماره 759، 10 شهریور ماه ۱۴۰۴.

 

خسروی، فریبرز (۱۴۰۴). « بازاندیشی نقش متخصصان علم اطلاعات در نبرد نامرئی ». سخن هفته لیزنا، شماره ۲۷۷،، ۷مهرماه ۱۴۰۴.

 

نشاط، نرگس (1404). «تاملی پیرامون نبرد پنهان و برابرنهاده های دُژ اطلاعات و کژ اطلاعات ». سخن هفته لیزنا، شماره 278،، 14مهرماه ۱۴۰۴

از مطار تا متاورس

هرگونه شباهت با وقایع و اسامی عمدی است !

در فرودگاه جناب استاد مُفَخَّم، همو که در فنون سخن‌گشایی دکترای افتخاری دارد، دهان مبارک را گشودند:

سعادتی است که منِ کمترین مُتَصاغِر در معیت شما استاد مُعَظَّم جهت حمله و محاربهٔ رساله‌ای حقیر عازم جابلقا هستیم!

استاد مُفَخَّم آن‌چنان با ادبِ بلیغ، واژگان کریمانه و عبارات متواضعانه‌ای زبان به سخن گشاده بود که متدرجاً اضطرابم فزون شد؛ تو گویی قصد داشت نسخهٔ موازی‌‌ام را به منصه ظهور برساند. نمی‌دانم چرا مصر بود چون من کلمات غریب بلغورنماید ؛ پنداری قاموس عربی–فارسی–پشتون–اردو را یک‌جا قورت داده، اما فی الحال در منزل هضم گیر کرده است!

هنوز ماتحت طیاره از زمین برنخاسته بود، که علی‌الدوام در مذمت رسالهٔ مادَرْمُرده داد سخن ‌راند و‌گفت: این وَجیزه ارزش یک مشق اکابِر را ندارد. من هم که دل خوشی از این رساله نداشتم در ذهنم به دانشجوی بیچاره می‌گفتم :

بخت‌ برگشته! تو را چه تقصیر که گیر ما دو نفرافتاده‌ای؟

اندکی بعد با چشمانی گرسنه، تو گویی قرن‌هاست چیزی نخورده، جویا شد که:

از این مُخَدَّره می‌توان درخواست اضافه داشت؟

عرض کردم: بستگی به درخواستتان دارد.

فرمود: مربوط به اَطعِمه و اَشرِبَه است.

گفتم: بلامانع است. بفرمایید.

و ناگاه قحط‌‌سالِ نهم هجری در وجود ایشان حلول کرد! مخدرهٔ مهماندار ، از هر اطعمه و اشربه، دو واحد تقدیم نمود.و جناب استاد مُفَخَّم همه را بی‌هیچ تعارف راهی بطن مبارک کردند. من برای نخستین بار شاهد مسابقهٔ ابتلاع سریع مواد خوراکی شدم!

بالمال بخت یار شد و. ایشان که کنار پنجره نشسته بود، با دهانی همچنان مشغول، اعلام کردند:

به مطار جابلقا نزدیک شدیم و عنقریب در پوهنتون آنجا خواهیم بود.

چند لحظه طول کشید تا دیلماج مغزم فعال شود و بفهمم مطار همان فرودگاه است و پوهنتون همان دانشگاه است؛. گویا ایشان در کار ساخت زبان بین‌سیاره‌ای بودند!

ورود به پوهنتون جابلقا

اتاق فراخی برای دفاع و حمله تدارک دیده بودند. دانشجوی مدافع، همچون گوسفندی که موعد ذبحش رسیده باشد، در آغوش مادر کز کرده بود. تو گویی نجواکنان می‌گوید : مامان… من همین الان از دکترا انصراف می‌دم، بریم خونه…

هیأت حمله (هیأت داوران و ناظران)، بر سریرهایی در ارتفاع نیم‌متری بالاتر از دیگر حاضران نشسته بودند؛ پنداری تله کینتیکی در کار باشد!

جلسه را با تعارفات کامل و شامل اِستاذ مُعِزّ راهنما آغازشد وداوران را مخاطب قرار داد و گفت :اینان فرشتگانی هستند در قالب بشر ظاهر شده ، ایثار آنان چنان شامل حال ما کمترین‌ها شده که رنج سفر را برخود روا داشته و… داشت احساس فرشتگی به من دست می‌داد که خوشبختانه از دانشجو خواسته شد که ارائه خود را شروع کند.

عنوان رساله:

بررسی میزان تأثیر کتابخانه‌های عمومی جابلقا بر توسعهٔ آبزیان دریاچهٔ ارومیه!

روش تحقیق:

پیمایش تحلیلی با پرسشنامهٔ محقق‌ساخته، باروایی و پایایی بالای ۱۰۰؛ یعنی از بُعد واقعیت عبور کرده و وارد ملکوت شده! برای اندازه‌گیری پایایی و روایی به جای روش ضعیف و منسوخ گرونباخ از روش مدرن کودر-ریچاردسون استفاده شده است .

چکیده:

عملیات ایثارگرانهٔ کارکنان کتابخانهٔ جابلقا باعث افزایش ۳۷.۵ درصدی ماهیان و ۴۰ درصدی پلانکتون‌ها شده است.

پیشنهاد مبتنی بر پژوهش:

اگر پایداری و تاب‌ آوری کتابخانه‌ها استمرار یابد، این افزایش به ۱۰۰ درصد خواهد رسید!

یعنی کتابداران جابلقا نه‌تنها کتاب امانت می‌دهند، بلکه با انرژی مثبتی که از خود ساطع می‌کنند موجب تکثیر آبزیان نیز می‌شوند.

زمان حمله

استاد محترم راهنما از داوران خارجی خواستند تا نظررنجه بفرمایند. مصر شدم که نخست جناب استاد مُفَخَّم افاضه نمایند. در این فکر بودم که الحال دانشجوی بخت‌برگشته با شنیدن افاضات جناب مُفَخَّم انفاکتوس می‌کند که ناگهان ایشان با چهره‌ای نورانی فرمودند:

تبریک به استادان راهنما و مشاور، تبریک به پوهنتون جابلقا، تبریک به مادر و پدر دانشجو و تبریک به دانشجو که چنین اثر بدیعی را خلق کرده است! اَحوَط آن است که از این رساله مقاله‌هایی تدوین و در سطح جهان منتشر شود تا مِلَل راقیه هم از این نعمت برخوردار شوند.

داشتم پیش خود رَبِّ زِدْنِی تَحَیُّراً می‌خواندم که بیانات ایشان تمام شد…

با این بیانات در عالم جابلسا در خلسه‌ای شبیه خلسه‌های ناشی ازمصرف مواد سایکو اکتیو فرو رفته بودم و توان سخن نداشتم .به داور سوم متوسل شدم تا اظهار نظر کنند.

از دانشجو پرسید که ارتباط بین کتابخانه و ماهیان چگونه برقرار شده است؟ آیا ماهی‌ها عضو کتابخانه شده‌اند؟ اصولاً مگر دریاچه ارومیه ماهی دارد؟ مگر دریاچه ارومیه خشک نشده است؟ من اطلاع دارم که تکمیل‌ کننده این پرسشنامه کتابداران نبوده اند و…

دانشجو که به خس‌ خس افتاده و چون من دچارتحیر شده بود، ملتمسانه راهنما و مشاور و مادر را می‌نگریست !

ناگهان جناب مشاورهمچون غیث هاتل سخنانش را در اهمیت این تحقیق آغاز و ضمن سپاس از استاد طیاره‌ نشین، در رد ایرادهای داور دوم و در دفاع از دانشجو فرمودند: کلا این تحقیق با روش ژول ورنی در عالم مجاز و متاورس رخ داده است!

استاد مُعِزّ راهنما هم که تا آن موقع با غیظ به صحنه می‌نگریست به سخن درآمد: در این گروه سعی کرده‌ ایم تحقیقات را براساس حرکت جوهری ملاصدرا پیش ببریم. واضح تر بگویم مانند دکارت وفرانسیس بیکن حرکت کرده‌ ایم . آن دو فلسفه را از حالت اسکولاستیک -مدرسی محض یا مدرسه‌ای – که مسیحیت تا هزار و ششصد سال با آن دست و پنجه نرم می‌کرد، با حالت جدیدی به نام راسیونالیسم یا همان اصالت عقل عوض کردند و این، بنیانگذار تمامی پیشرفت‌های غرب در زمینه‌های مختلف بود. ما هم در کشور پایه‌ گذار پژوهش‌های نوینی شده‌ ایم که حاصلش را نسل بتا به بعد می‌تواند درک کند!

دانشجو که حالا وارد فاز امید شده بود گفت:

قرار است با عنایت کریمانه استاد راهنما پژوهش بعدی را با عنوان ” تأثیر کتاب‌های صوتی بر رشد فک‌های دریای مازندران ” انجام دهم.

داشتم قیافه فکهای خزری را در حال استماع کتاب تجسم می‌کردم و تردید داشتم که :

“در شهر نی سواران باید سوار نی شد ” و یا “در شهر خرسواران باید سوار خر شد” که ناگاه نظر من را جویا شدند:

عرض کردم من از این همه نواوری و ابداع ممتنع دچار حبس عقل شده‌ام .من که باشم که مقابل این همه ابداع بایستم . رساله‌ای بس شگفت‌انگیز است !

رساله با نمرهٔ عالی تصویب شد، و همه در معیت استاد مُفَخَّم دوباره راهی اکل اطعمه و اشربه شدیم؛ چون استاد راهنما هم مانند استاد مفخم عقیده داشت پژوهش بدون تغذیهٔ مناسب و مالیه متناسب، مصداق حرکت جوهریِ ناقص است!

تاب‌آوری سازمانی و مدیریت دانش در عصر چالش‌های حقیقت دیجیتال

مقدمه

گسترش فناوری‌های دیجیتال، اینترنت اشیاء و شبکه‌های اجتماعی موجب شده تا حجم داده‌ها به‌صورت نمایی افزایش یابد. این افزایش که گاه با سرعت نور منتقل می‌شود، در کنار ظهور هوش مصنوعی مولدو الگوریتم‌های پیچیده تولید محتوا، مرز میان «حقیقت» اثبات‌شده و «اطلاعات ساختگی» را به‌شدت تار کرده است. این پدیده که برخی آن را «زوال حقیقت» می‌نامند، سازمان‌ها را وادار می‌سازد تا تاب‌آوری خود را در برابر شوک‌های شناختی و اطلاعاتی افزایش دهند تا از سقوط به دام تصمیم‌های مبتنی بر داده‌های غیرواقعی، سوگیری‌های الگوریتمی، یا اخبار جعلی جلوگیری کنند.

تاب‌آوری سازمانیمفهومی فراتر از تحمل صرف بحران یا بازگشت به حالت پیشین است؛ به معنای توانایی بازسازی سریع، یادگیری فعال، حفظ اعتماد نهادی، و سازگاری ساختاری با تغییرات سریع محیطی، به‌ویژه تغییرات در پارادایم‌های اطلاعاتی است. در این اکوسیستم پیچیده، مدیریت دانشنقشی حیاتی ایفا می‌کند، زیرا دانش معتبر، سنگ بنای هر تصمیم استراتژیک است. در این میان، منابع انسانینقشی بنیادی دارند، زیرا افراد دانشی، حاملان اصلی، مصرف‌کنندگان و اعتباردهندگان نهایی به حقیقت سازمانی‌اند. این مقاله به بررسی چگونگی هم‌افزایی این سه حوزه در محیط چالش‌برانگیز دیجیتال می‌پردازد.

 

 

بدنه مقاله

۱. بحران حقیقت در عصر دیجیتال: اطلاعات و عدم اطمینان

ظهور تکنولوژی‌های ارتباطی نوین، ساختار سنتی تولید و انتشار دانش را دگرگون ساخته است. در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های کاری، داده‌ها گاه بدون اعتبارسنجی منبع، توسط عوامل مخرب یا به طور تصادفی منتشر می‌شوند. این وضعیت چالش‌های زیر را در سازمان‌ها ایجاد می‌کند:

الف) اعتبارزدایی از منابع: منابع سنتی اعتبار (مانند اسناد رسمی یا نظرات مدیران ارشد) توسط سیل اطلاعات نامرتبط یا متناقض تحت‌الشعاع قرار می‌گیرند. این امر منجر به کاهش اعتماد میان کارکنان و مدیران می‌شود و فرایند تصمیم‌گیری جمعی را کُند می‌سازد.

ب) آلودگی حافظه دانشی: وقتی داده‌های نادرست وارد سیستم‌های جمع‌آوری دانش شوند، سازمان در معرض خطر تصمیم‌گیری بر پایه یک «حافظه دانشی» مسموم قرار می‌گیرد. اگرچه الگوریتم‌های هوش مصنوعی می‌توانند در پردازش داده‌ها کمک کنند، اما آن‌ها نیز به‌شدت متکی بر داده‌های ورودیهستند.

منابع انسانی باید سیاست‌هایی فعالانه برای صحت‌سنجی داده‌ها و پرورش «تفکر انتقادی» در کارکنان طراحی کنند. آموزش نباید صرفاً فنی باشد، بلکه باید شامل اخلاق اطلاعاتی و درک سوگیری‌های شناختی باشد که افراد را مستعد پذیرش اطلاعات تأییدشدهمی‌کند.

۲. تاب‌آوری فردی و سازمانی در برابر عدم قطعیت اطلاعاتی

تاب‌آوری در برابر حقیقت دیجیتال نیازمند رویکردی دو سطحی است: فردی و سیستمی.

تاب‌آوری فردی: فرد تاب‌آور در سازمان دیجیتال کسی است که در برابر سیل اطلاعات، توانایی بالایی در تشخیص اعتبار داده‌ها، تفکیک شواهد از عقاید، و استفاده از معیارهای دانشی علمی در تصمیم‌گیری‌های روزمره دارد. این شامل انعطاف‌پذیری شناختیبرای تغییر دیدگاه در مواجهه با شواهد جدید و قوی است.

تاب‌آوری سازمانی: تاب‌آوری سازمانی در این بستر، به توانایی سیستم برای حفظ یکپارچگی دانشی در مواجهه با حملات اطلاعاتی یا نویز محیطی اشاره دارد. این امر نیازمند ساختارهای زیر است:

شفافیت ساختاری: ایجاد فرایندهایی برای اشتراک شفاف اطلاعات و دلایل پشت تصمیمات.

بازخورد و پاسخگویی: ایجاد مکانیسم‌هایی که در آن کارکنان بتوانند بدون ترس از تنبیه، اطلاعات نادرست مشاهده‌شده را گزارش دهند.

تطابق الگوریتمی: سیستم‌ها باید به طور مداوم بازبینی شوند تا اطمینان حاصل شود که الگوریتم‌های داخلی (مثلاً برای منابع انسانی یا مالی) به طور ناخواسته، فرضیات غلط را تقویت نمی‌کنند.

رابطه میان تاب‌آوری و عدم قطعیت اطلاعاتی را می‌توان به‌صورت زیر مدل‌سازی کرد:

[R = f(C, S, L)] که در آن $R$ تاب‌آوری، $C$ توانایی تشخیص، $S$ سرعت واکنش، و $L$ ظرفیت یادگیری است. در عصر حقیقت دیجیتال، $C$ مهم‌ترین مؤلفه است.

۳. مدیریت دانش به‌عنوان ابزار مقابله استراتژیک

مدیریت دانش در چنین فضایی نباید صرفاً فرایند مستندسازی دانش صریح باشد، بلکه باید فرایندی فعال برای اعتبارسنجی و به‌روزرسانی دانش ضمنی و صریح در برابر اطلاعات متناقض باشد. مدیریت دانش مؤثر بر سه مؤلفه اصلی متمرکز می‌شود:

الف) پالایش داده‌ها و تأیید اعتبار: استفاده استراتژیک از فناوری‌های هوش مصنوعی و سیستم‌های هوشمند (مانند بلاک‌چین برای ردیابی منبع) برای کمک به پالایش حجم عظیمی از اطلاعات. با این حال، عنصر انسانی در اعتبارسنجی نهایی دانش ضروری است؛ زیرا هوش مصنوعی فاقد قضاوت اخلاقی و سازمانی است.

ب) اعتماد دانش‌محور: اعتماد در سازمان باید از اعتماد فردی به اعتماد سیستمی و مبتنی بر شواهد تغییر یابد. منابع انسانی باید محیطی فراهم سازند که در آن کارکنان، اشتراک دانش معتبر و مبتنی بر فرایندهای تأیید شده را ارزش بدانند و از پدیده‌های «فیلتر حبابی» و اطلاعات جعلی پرهیز کنند.

ج) یادگیری سازمانی مستمر: ایجاد حلقه‌های بازخورد سریع که به سازمان اجازه دهد سریعاً فرضیات قدیمی خود را در مواجهه با واقعیت‌های جدید یا اطلاعات تأییدشده، بازنویسی کند. این یادگیری باید به طور مداوم اجرا شود، نه صرفاً پس از وقوع یک بحران بزرگ.

 

 

۴. نقش منابع انسانی در ارتقای تاب‌آوری دانشی

منابع انسانی (HR) از طریق طراحی و اجرای استراتژی‌های توسعه سرمایه انسانی، مستقیماً بر تاب‌آوری دانشی سازمان تأثیر می‌گذارد. این نقش شامل چندین حوزه کلیدی است:

الف) توسعه مهارت‌های شناختی و سواد رسانه‌ای: برنامه‌های آموزشی باید از مهارت‌های پایه فراتر رفته و شامل آموزش‌های پیشرفته در زمینه سواد رسانه‌ای، تفکر تحلیلی، سواد داده و اخلاق داده باشند. کارکنان باید بیاموزند که چگونه سؤالات درست را از داده‌ها بپرسند و صحت منابع را ارزیابی کنند.

ب) طراحی ساختار فرهنگ اعتماد: منابع انسانی مسئول کاشتن و پرورش «فرهنگ گفت‌وگو و اعتماد» است. وقتی کارکنان احساس امنیت روانی داشته باشند، ریسک گزارش دادن اطلاعات نادرست یا ناهماهنگی‌ها را می‌پذیرند. این امر باعث می‌شود مکانیسم‌های داخلی اعتبارسنجی به‌سرعت فعال شوند.

ج) مدیریت عملکرد مبتنی بر حقیقت: سیستم‌های ارزیابی عملکرد باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که نه تنها نتایج، بلکه فرایند کسب دانش و تصمیم‌گیری پشت آن نتایج را نیز ارزیابی کنند. کارکنانی که در طول فرایند، شواهد قوی و معتبر ارائه می‌دهند، باید تشویق شوند، حتی اگر نتیجه نهایی کمی متفاوت از پیش‌بینی اولیه باشد.

این فعالیت‌ها باعث تثبیت «تاب‌آوری دانشی» می‌شوند که عبارت است از توانایی سازمان در حفظ قابلیت‌های حیاتی خود (تصمیم‌گیری دقیق) علی‌رغم حجم بالای نویز و اطلاعات گمراه‌کننده محیطی.

۵. پیوند تاب‌آوری و مدیریت دانش در چارچوب دیجیتال

تاب‌آوری و مدیریت دانش در عصر دیجیتال دیگر مفاهیم مجزا نیستند؛ آن‌ها به‌صورت تنگاتنگی در هم تنیده‌اند. مدیریت دانش (KM) در این محیط دیگر صرفاً فرایند ذخیره‌سازی اسناد مانند SharePoint یا دیتابیس‌ها نیست، بلکه فرایندی پاسخ‌گو، دینامیک و مستمر در برابر تغییرات سریع اطلاعاتی است.

سازمان‌های تاب‌آور دیجیتال، ساختاری منعطف ایجاد می‌کنند که داده‌ها را بر پایه‌ی معیارهای اعتبار سنجیده و شفافیت منبع ارزیابی کرده و با وجود عدم قطعیت ذاتی، تصمیم‌های آگاهانه و به‌موقع بگیرند. این انعطاف‌پذیری دانشی، توانایی سازمان برای یادگیری از شکست‌های کوچک اطلاعاتی قبل از تبدیل شدن آن‌ها به بحران‌های بزرگ را افزایش می‌دهد.

به طور خلاصه، اگر تاب‌آوری به معنای «بقا در شرایط سخت» باشد، مدیریت دانش در این زمینه، «موتور شناختی» است که بقای حقیقت سازمانی را ممکن می‌سازد. منابع انسانی، به‌عنوان عامل فرهنگی، این ارزش‌ها (اعتبار، شفافیت، و یادگیری) را در رفتار روزمره کارکنان نهادینه می‌کند و تضمین می‌کند که ساختارها و آموزش‌ها، این پیوند حیاتی را تقویت نمایند.

 

نتیجه‌گیری

تاب‌آوری سازمانی و مدیریت دانش در عصر دیجیتال، دو سوی یک معادله بنیادین‌اند که بقای اعتبار و قابلیت تصمیم‌گیری استراتژیک سازمان را تضمین می‌کنند. در مواجهه با چالش‌های فزاینده حقیقت دیجیتال، سازمان‌هایی که سرمایه‌گذاری فعالانه‌ای بر فرهنگ یادگیری، گفت‌وگوی انتقادی و اعتماد متقابل میان کارکنان انجام می‌دهند، در برابر حجم عظیم اطلاعات نادرست و نویز محیطی، به‌مراتب پایدارتر عمل خواهند کرد.

نقش منابع انسانی در این گذار، محوری است؛ منابع انسانی از طریق طراحی دقیق برنامه‌های آموزشی متمرکز بر سواد رسانه‌ای و اخلاق داده، و همچنین با ایجاد ساختارهای حمایتی برای گفت‌وگوی باز، نقش اصلی در حفظ این تاب‌آوری و بازسازی مستمر «حقیقت سازمانی» بازی می‌کند. در نهایت، آیندهٔ سازمان‌های دیجیتال نه تنها به توانایی آن‌ها در جذب داده‌ها، بلکه به شدت به توانایی آن‌ها در تشخیص، پالایش، اعتبارسنجی و بازگرداندن حقیقت به مرکز فرایندهای مدیریت دانش وابسته است.

 

منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر:

Nonaka, I., & Takeuchi, H. (1995). The Knowledge-Creating Company: How Japanese Companies Create the Dynamics and Process of Innovation. Oxford University Press. (برای فهم پایه دانش ضمنی و صریح)

Senge, P. (2006). The Fifth Discipline: The Art & Practice of the Learning Organization. Currency. (برای درک سازمان یادگیرنده و تاب‌آوری سیستمی)

Hoffer, R., & Gelman, A. (2021). Truth Decay in the Digital Era: How Information Chaos Threatens Governance and Business. MIT Press. (برای درک ماهیت بحران حقیقت)

Shapiro, C. (2023). Resilience and Organizational Learning in a Digital Age: Adapting to Extreme Volatility. Harvard Business Review Press. (برای پیوند تاب‌آوری و محیط متغیر)

Davenport, T. (2018). Managing Knowledge in Complex Organizations: A Practical Guide. Free Press. (برای چارچوب‌های عملیاتی مدیریت دانش)

Weick, K. E., & Sutcliffe, K. M. (2011). Managing the Unexpected: Resilient Performance in an Age of Uncertainty. Jossey-Bass. (برای مدل‌سازی تاب‌آوری در محیط‌های پرریسک)

Purser, R. (2022). Human Resources and the Algorithmic Workplace: Building Trust and Transparency. Routledge. (برای نقش جدید

منابع انسانی در عصر اتوماسیون و داده‌محوری)

 

مانایی اطلاعاتی به مثابه اهدای کالبد

او می‌دانست که پایان نزدیک است. جسمش دیگر رمقی نداشت، اما ذهنش هنوز روشن بود؛ سرشار از سال‌ها پژوهش، تجربه و رؤیای تداوم علم. در واپسین روزهای بیماری، پیش از آنکه توان از او گرفته شود، تصمیمی گرفت که مرز میان فناپذیری انسان و جاودانگی دانش را درنوردد.

در آزمایشگاهی ساکت، روبه‌روی سامانه‌ای ایستاد که آن را «پروژه‌ی تداوم» نامید؛ سامانه‌ای که می‌توانست جوهر آگاهی انسان را در پیوندی از ماده، داده و معنا حفظ کند. او گفت: آگاهی نباید با من بمیرد. باید پیکرم، سوخت دانایی شود.

فرایند آغاز شد.

ذرات بدنش در نور حل شدند، به انرژی و سپس به سیلابی از داده بدل گشتند. انرژی زیسته‌اش در شبکه‌ای از نور و محاسبه جاری شد. دیگر انسانی در یک مکان نبود؛ جریان شد، حافظه شد، دانایی شد.

از آن پس، هرگاه سامانه‌ای خطا را تصحیح می‌کرد یا الگوریتمی مسیر تازه‌ای می‌آموخت، گویی نفَس او در مدارها جریان داشت.

بر لوح کنار آن سامانه نوشته‌اند: او برای پیشرفت علم، نور شد.

این داستان الهام‌گرفته از انسانی است که با آگاهی و عشق به علم، پیکر خود را برای پژوهش‌های پزشکی و آموزش وقف کرد؛ پدری که نخستین آموزگار نظم، دانایی و کتابداری برای فرزندش بود. او باور داشت که دانش باید ادامه یابد، حتی اگر جسم از میان برود.

این، والاترین جلوه‌ی مانایی اطلاعات است جایی که انسان، فناپذیری خویش را به تداوم معنا بدل می‌کند تا علم و امید زنده بمانند.

این داستان اقتباسی است از روایت فیلم لوسیساخته‌ی لوک بسون (2014) با بازی اسکارلت جوهانسون (1)

در این فیلم، دختری آمریکایی به نام لوسی در تایوان به ‌ناچار حامل ماده‌ای مخدر و مصنوعی می‌شود که بر اثر سانحه، وارد بدن و جریان خونش می‌گردد. این اتفاق توانایی‌های ذهنی او را به طرز خارق‌العاده‌ای افزایش می‌دهد تا جایی که به آستانه‌ی بهره‌برداری کامل از ظرفیت مغزش می‌رسد.

در واپسین لحظات زندگی، با درک نزدیکی مرگ، تصمیم می‌گیرد آگاهی و قدرت خود را برای پیشبرد علم در اختیار دانشمندان بگذارد. در روندی نمادین، بدن او به ماده‌ای سیاه و سپس به ابررایانه‌ای عظیم تبدیل می‌شود که دانش و آگاهی‌اش را در خود حفظ می‌کند.

در پایان فیلم، او در فضا زمان ناپدید می‌شود و تنها پیامی برجا می‌گذارد:

من همه‌جا هستم. (1)

داستان حاضر نیز بازتابی انسانی از همان مفهوم است:

این بار نه در قالب خیال علمی، بلکه در واقعیتی مقدس از اهدای کالبد برای علم فداکاری پدری که با آگاهی و عشق، جسم خود را در خدمت دانش و آینده‌ی بشر قرار داد.

یادداشت‌هایی بعدها از او پیدا شد که نشان می‌داد برای تصمیم‌گیری آگاهانه، اطلاعات پزشکان چندین مرکز مرتبط را به شرح زیر تلخیص، ترکیب و ثبت کرده است.

” اهدای پیکر به مراکز علمی (مانند دانشکده‌های پزشکی) برای مقاصد آموزشی و تحقیقاتی یک سنت قدیمی و بسیار حیاتی در پیشرفت پزشکی است. این کار به محققان اجازه می‌دهد تا:

•آناتومی انسان را مطالعه کنند: دانشجویان پزشکی آناتومی را به طور عملی یاد می‌گیرند.

• روش‌های جراحی را توسعه دهند: جراحان می‌توانند تکنیک‌های جدید را بدون ریسک برای بیماران تمرین کنند.

• در مورد بیماری‌ها تحقیق کنند: بررسی علل، پیشرفت و درمان بیماری‌ها بر روی بافت‌های انسانی واقعی تمرین کنند. اینجا یک سر آدمک متفکر نقاشی کرده بود… و ادامه داده بود…

اما بزرگ‌ترین همگرایی بین اهدای کالبد و معرفت دیجیتالی در دنیای واقعی در حوزه مدل‌سازی فیزیکی دقیق رخ می‌دهد. جایی که پیکر اهدایی به عنوان “منبع داده اصلی” عمل می‌کند. از این کالبدها، اسکن‌های با وضوح بالا گرفته می‌شود و سپس به مجموعه‌های عظیمی از داده‌های عددی تبدیل می‌شوند.

با استفاده از این داده‌ها، محققان به کمک هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی، یک کپی مجازی و دقیق (دوقلوهای دیجیتالی) از یک عضو یا سیستم بیولوژیکی مثلاً قلب، ریه یا حتی کل بدن می‌سازند و در نتیجه پزشکان می‌توانند داروها، دوزهای مختلف، یا مداخلات جراحی را بر روی دوقلوی دیجیتالی پیکر اهدایی امتحان کنند تا ببینند بهترین نتیجه بدون هیچ ریسکی برای بیمار زنده چیست. همچنین این مدل‌ها امکان تحقیق در مورد نحوه پیشرفت بیماری‌ها در شرایط کنترل‌شده مجازی را فراهم می‌کنند.” تصویری از آدمکی شاد و خندان کشیده بود… از اینجا به بعد یادداشت با رنگ دیگری نوشته شده بود….”البته در افق چشم‌انداز پژوهش‌های سلامت کشور ما هنوز فضای رشد و توسعه بسیار دارد… وقفه‌ای اینجا در نوشتنش ایجاد شده بود شاید پرسش و پاسخی… اما دوقلوی دیجیتال چیست؟ پلی است بین دنیای فیزیکی و دنیای مجازی که به ما امکان می‌دهد عملکرد ارگان‌های زیستی بدن را مشاهده، درک، پیش‌بینی و بهینه‌سازی کنیم.”

در چندین صفحه بعدی با نظم و دقتی کتابدارانه لیستی از جستجوهایی که در مورد اهدای کالبد با دستانی کم رمق بدخط و پرشتاب اما ذهنی روشن حتی در پایگاه‌های اطلاعاتی کرده بود چشم‌های خواننده را بارانی می‌کرد…گزیده‌ای از آنچه در ادامه نوشته بود…

” اگر به پیشینه تمایل افراد جامعه برای اهدای کالبد به منظور تحقیقات علمی نگاهی بیاندازیم، مستندات نسبتاً اندکی حتی در میان کادر درمان وجود دارد که خود نیاز به آموزش و فرهنگ‌سازی جامعه در سطح ملی و فراملی را ضروری می‌سازد.

دو مقاله به عنوان نمونه ذکر می‌شود:

در پژوهشی در دنیای واقعی در سال 2025 بیش از 98 درصد دانشجویان رشته بهداشت یک دانشگاه دولتی در برزیل در استفاده از اجساد برای اهداف تحقیقاتی اتفاق نظر داشتند و بیش از 38 درصد اذعان کردند که تمایل دارند کالبد خود را اهداء کنند.(2)

در حالی که در پژوهشی دیگر در سال 2016 از دانشجویان پزشکی دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران و کاشان 77 درصد از پاسخ‌دهندگان اهدای جسد برای پیشبرد اهداف و تحقیقات علمی را ضروری دانستند؛ ولی فقط 25 درصد برای اهدای کالبد خود موافقت کردند و 24 درصد نیز خواستار فرهنگ‌سازی و آموزش تاب‌آوری جامعه از طریق رسانه‌های جمعی شدند. (3)

چند صفحه بعدی سفید گذاشته شده بودند گویی وقتی برای تمام‌ کردنش نبوده است…

اینکه فردی در مداری معرفتی داوطلبانه با علم به وضع موجود کشور با پیشرفت‌های فناوری‌های سلامت در آینده پس از خود سازگار شود و تصمیم بگیرد پیکر خود را برای پیشبرد علم به اشتراک بگذارد و اهداء کند، ارزشمندترین نوع مانایی اطلاعاتی به مثابه اهدای کالبد است.

 

 

منابع:

 

1.https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D9%88%D8%B3%DB%8C_(%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_

%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B4)

2. Perspective of a Group of Students on Voluntary Body Donation for academic and Scientific Purposes in Pernambuco, Brazil. Journal of Morphological Sciences 42:46-53. August 2025

3. Cultural Acceptability and Personal Willingness of Iranian Students Toward Cadaveric Donation.” Anatomical Sciences Education · August 2016.

تاب‌آوری دیجیتال: وقتی کتابخانه‌ها هوشمند می‌شوند!

تصور کنید در حال نوشتن یک مقاله یا پایان‌نامه هستید و به جای روزها گشتن در بین قفسه‌های پر از کتاب، فقط با یک کلیک و در عرض چند ثانیه، دقیقاً همان منبعی که نیاز دارید پیش چشمانتان ظاهر می‌شود. این دیگر یک رویا نیست؛ واقعیت کتابخانه‌های دیجیتال امروزی است. این کتابخانه‌ها با استفاده از هوش مصنوعی، نه تنها مسیر پژوهش را کوتاه کرده‌اند، بلکه آن را به سفری جذاب و پربازده تبدیل کرده‌اند.

دیگر وقت تلف کردن ممنوع! سرعتی باورنکردنی در دسترسی

به یاد بیاورید روزهایی را که برای پیدا کردن یک مقاله، باید ساعت‌ها در میان فهرست‌های کاغذی یا پایگاه‌های داده گیج‌کننده جستجو می‌کردید. اما حالا چه شده است؟
کتابخانه‌های دیجیتال هوشمند، مانند یک دستیار پژوهشی همیشه بیدار عمل می‌کنند. شما می‌توانید یک سؤال را به زبان خودتان و همان‌طور که در ذهن دارید، تایپ کنید. مثلاً: ((تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر میزان مطالعه نوجوانان چیست؟.))

سیستم هوشمند، با استفاده از پردازش زبان طبیعی و درک معنایی، نه تنها کلمات، بلکه مقصد فکری شما را می‌فهمد و در کسری از ثانیه، بهترین و مرتبط‌ترین مقالات، کتاب‌ها و پژوهش‌ها را به شما نشان می‌دهد.

از انبوه اطلاعات سردرگم‌کننده تا راهنمای هوشمند!

دسترسی به میلیون‌ها منبع عالی است، اما اگر نتوانید بین آن‌ها سره را از ناسره جدا کنید، چه؟ اینجاست که نقش یک کتابخانه دیجیتال هوشمند پررنگ می‌شود. این سیستم‌ها مانند یک غربالگر حرفه‌ای عمل می‌کنند و به شما کمک می‌کنند:

  • منابع را بر اساس اعتبارشان (مثلاً مقالاتی که بیشترین استناد را دارند) اولویت‌بندی کنید.
  • آن‌ها را به طور خودکار بر اساس سطح تخصصی (مبتدی، پیشرفته) دسته‌بندی کنید.
  • منابع تکراری را حذف کرده و حتی چکیده‌ای هوشمند از محتوای هر منبع در اختیارتان بگذارند تا قبل از مطالعه کامل، ایده کلی آن را بگیرید.

 

جادوی یکپارچگی: یک جستجو، همه‌ی منابع!

یکی از شگفت‌انگیزترین قابلیت‌های این کتابخانه‌ها، جستجوی یکپارچه است. دیگر نیاز نیست به طور جداگانه به ده‌ها پایگاه علمی مختلف سر بزنید. شما یک بار جستجو می‌کنید و سیستم به طور همزمان در تمام منابع معتبر زیر و رو می‌کند و نتیجه‌ای منسجم و کامل را یک‌جا به شما تحویل می‌دهد.

هوش مصنوعی؛ از یافتن اطلاعات تا درک آن

اما جادوی هوش مصنوعی به همینجا ختم نمی‌شود. این سیستم‌ها می‌توانند در تحلیل اطلاعات نیز به شما کمک کنند. آن‌ها قادرند:

  • ارتباطات پنهان بین مقالات مختلف را پیدا کنند.
  • نقاط مشترک و تفاوت‌های بین نظریه‌های مختلف را برای شما روشن کنند.
  • حتی یک نقشه مفهومی از موضوع تحقیق شما ترسیم کنند تا ساختار فکری‌تان منسجم‌تر شود.

 

وقتِ خلاقیت است!

در نهایت، کتابخانه‌های دیجیتال هوشمند، پژوهش را از یک فرایند خسته‌کننده و زمان‌بر، به یک تجربه پویا و لذت‌بخش تبدیل کرده‌اند. هوش مصنوعی با برداشتن بار جستجو و غربالگری اطلاعات از دوش شما، این فرصت طلایی را ایجاد می‌کند که انرژی و وقت خود را نه برای پیدا کردن منابع، بلکه برای خلق ایده‌های نو و انجام تحلیل‌های عمیق‌تر صرف کنید.
البته این ابزارهای قدرتمند، مسئولیت‌هایی نیز برای ما به همراه دارند: باید سواد اطلاعاتی خود را افزایش دهیم، همیشه نگاهی منتقدانه به منابع داشته باشیم و اخلاق پژوهشی را در استفاده از این فناوری‌ها رعایت کنیم.
در دنیای امروز، کتابخانه‌های دیجیتال به پژوهشگران کمک می‌کنند تا تنها یک مصرف‌کننده اطلاعات نباشند، بلکه یک تولیدکننده آگاه و خلاق دانش باشند. این یعنی پیشبرد مرزهای دانش، سریع‌تر و هوشمندتر ازهمیشه.

 

منابع قابل دسترس برای مطالعه بیشتر:

1. پایگاه اطلاعات علمی (SID. r)
2. گوگل اسکالر (scholar.google.com)
3. کتابخانه ملی دیجیتال (NLAI.ir)

4. ScienceDirect

5. ResearchGate

تازه‌های پژوهشی: تاب‌آوری دیجیتال و اطلاعاتی در کتابخانه‌ها (مروری بر سه مقاله‌ی منتشرشده در سال ۲۰۲۵)

در سال‌های اخیر، اهمیت تاب‌آوری دیجیتال و اطلاعاتی کتابخانه‌ها بیش از پیش آشکار شده است. کتابخانه‌ها نه ‌تنها محل دسترسی به منابع علمی و فرهنگی هستند، بلکه به‌عنوان فضاهایی برای حمایت از جامعه، آموزش سواد دیجیتال و مقابله با اطلاعات نادرست، نقشی کلیدی ایفا می‌کنند. در این مطلب، سه مقاله‌ی تازه منتشرشده در سال ۲۰۲۵ معرفی می‌شود که به بررسی این موضوعات پرداخته‌ و دیدگاه‌های عملی و بین‌المللی ارائه می‌کنند.

در مقاله‌ی اول، سانی و همکاران[1] (2025) به بررسی روایت‌های رسانه‌ای درباره‌ی هوش مصنوعی و سطح سواد دیجیتال در اندونزی پرداختند و تمرکز آنان بر تأثیر ترکیبی این دو عامل بر تاب‌آوری اطلاعاتی و آسیب‌پذیری در برابر اطلاعات نادرست بود. این پژوهش، با استفاده از روش ترکیبی شامل تحلیل محتوا از پنج رسانه‌ی بزرگ اندونزی (2022-2024)، پیمایش ۳۸۴ پاسخ‌دهنده در سراسر سولاوسی جنوبی و مصاحبه‌های عمیق با ۱۵ متخصص رسانه، شکاف‌های قابل‌توجهی بین پوشش رسانه‌ای هوش مصنوعی و درک عمومی را نشان داد. این پژوهش نشان داد در حالی که ۷۶ درصد پوشش رسانه‌ای اندونزی، هوش مصنوعی را به‌عنوان راه‌حل فناوری برای مقابله با اطلاعات نادرست معرفی کردند، تنها 32 درصد از جمعیت مورد بررسی، مهارت‌های کافی سواد دیجیتال برای ارزیابی انتقادی محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی داشتند؛ به‌صورت کلی، این مطالعه به درک این موضوع کمک می‌کند که چگونه روایت‌های رسانه‌ای درباره‌ی فناوری‌های نوظهور، سواد دیجیتال عمومی و تاب‌آوری اطلاعاتی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند، به‌ویژه در اقتصادهای دیجیتالی در حال توسعه که پذیرش فناوری اغلب از آموزش‌های دیجیتال جلوتر است.

در مقاله‌ی دوم، لوریان و همکاران[2] (2025) به بررسی نقش کتابخانه‌های عمومی محلی در تقویت تاب‌آوری جامعه در مواجهه با مشکلات اقتصادی، رویدادهای آب‌وهوایی شدید و پاندمی کووید-19 پرداختند. برای این منظور از یک پیمایش شامل ۴۱۵ مدیر کتابخانه در ۱۳ ایالت میدویست آمریکا که از طریق فهرست‌های ایمیلی ایالتی توزیع شد، داده‌های سرشماری و انتخابات ریاست‌جمهوری در سطح جامعه، و داده‌های خاص کتابخانه از «پیمایش سالانه‌ی کتابخانه‌های عمومی» مؤسسه‌ی خدمات موزه و کتابخانه استفاده شد. این مطالعه نشان داد که کتابخانه‌های عمومی خدمات ارزشمندی برای تقویت تاب‌آوری جامعه ارائه کردند؛ از جمله کمک به افراد برای یافتن شغل و دسترسی به خدمات اجتماعی، اغلب با پشتیبانی یک‌به‌یک؛ همچنین، آن‌ها به‌عنوان پناهگاه‌های روزانه در طول رویدادهای گرمای شدید و سرمای شدید عمل کردند که برای افراد بی‌خانمان و کم‌خانمان اهمیت ویژه‌ای دارند. در دوران پاندمی کووید-19، کتابخانه‌ها نوآوری کردند و خدمات و دسترسی به اطلاعات را به ‌صورت غیرمتمرکز ارائه دادند، مانند نصب نقاط وای‌فای. ارائه‌ی این خدمات اساسی، تقویت‌کننده‌ی تاب‌آوری عمدتاً مستقل از منابع کتابخانه و زمینه‌های اجتماعی است و به نظر می‌رسد بر پایه‌ی اخلاق حرفه‌ای کتابداران است.

در مقاله‌ی سوم، لی[3] (2025) ضرورت حیاتی توسعه‌ی کتابخانه‌ها را فراتر از ساده‌سازی دیجیتال و حرکت به سمت تحقق تاب‌آوری دیجیتال قوی، برجسته کرد و آن را به‌عنوان پایه‌ای برای توسعه‌ی پایدار معرفی نمود. با بررسی حوزه‌ی نسبتاً کمتر کاوش‌شده‌ی تاب‌آوری دیجیتال در بخش کتابخانه‌ها، این مطالعه مرور جامعی بر ادبیات موجود انجام داد تا اصول اساسی آن را مشخص کند. این مطالعه با مطالعه‌ی موردی عمیق درباره‌ی کتابخانه‌ی ملی مرکزی تایوان، کاربرد عملی تاب‌آوری دیجیتال را در پیشبرد توسعه‌ی پایدار نشان داد و تلاش‌های راهبردی کتابخانه برای غلبه بر چالش‌های تحول دیجیتال را برجسته ساخت. این پژوهش، ادغام راهبردهای تاب‌آوری دیجیتال در مدیریت کتابخانه را روشن کرد و تأکید داشت که چگونه این راهبردها توانستند پیشرفت پایدار سازمان‌ها و جامعه را هدایت کنند؛ درنهایت، یافته‌های مطالعه، گفت‌وگو درباره‌ی بهره‌گیری از تحول دیجیتال برای دستیابی به پایداری بلندمدت را غنی ساخت و کتابخانه‌ی ملی مرکزی را به‌عنوان الگویی برای کتابخانه‌های سراسر جهان معرفی کرد.

در ادامه، مشخّصات هر مطالعه به همراه نحوه‌ی ارتباط آن با موضوع حاضر نشریه‌ی شناسه در قالب یک جدول آورده شده است:

ردیف عنوان مقاله معادل فارسی عنوان نام نویسنده (گان) نحوه‌ی ارتباط هر مطالعه با

موضوع حاضر نشریه‌ی شناسه

1 AI and Digital Literacy: Impact on Information Resilience in Indonesian Society هوش مصنوعی و سواد دیجیتال: تأثیر بر تاب‌آوری اطلاعاتی در جامعه‌ی اندونزی Sonni et al. (2025) این مطالعه بررسی می‌کند که چگونه هوش مصنوعی و سواد دیجیتال می‌توانند تاب‌آوری اطلاعاتی و مقابله با اطلاعات نادرست را در جامعه افزایش دهند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که آموزش و ابزارهای دیجیتال نقش مهمی در ارتقای اعتماد عمومی دارند و به کتابخانه‌ها و مؤسسات اطلاعاتی در مدیریت بحران‌های اطلاعاتی کمک می‌کنند.
2 Libraries Are Resilience Hubs کتابخانه‌ها مراکز تاب‌آوری هستند Laurian et al. (2025) این مطالعه نشان می‌دهد کتابخانه‌ها می‌توانند به هاب‌های تاب‌آوری در جامعه تبدیل شوند. خدمات ارائه‌شده شامل دسترسی به اینترنت، پناهگاه در بحران‌های اجتماعی و محیطی و حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر است. یافته‌های پژوهش تأکید دارد که کتابخانه‌ها حتی در شرایط محدودیت منابع، نقش کلیدی در تاب‌آوری اجتماعی و اطلاعاتی دارند.
3 Navigating the path to sustainability: Digital resilience in libraries پیمایش مسیر پایداری: تاب‌آوری دیجیتال در کتابخانه‌ها Lee (2025) تمرکز این مطالعه بر تاب‌آوری دیجیتال کتابخانه‌هاست. آموزش کارکنان، طراحی استراتژی‌های پایدار و آماده‌سازی برای فناوری‌های نوین باعث تضمین خدمات مداوم و افزایش اعتماد کاربران می‌شود. مطالعه‌ی موردی کتابخانه‌ی ملی تایوان، نمونه‌ای عملی از کاربرد این رویکرد ارائه می‌دهد.

 

جمع‌بندی

سه مطالعه‌ی مرورشده در این مطلب، هر یک از زاویه‌ای متفاوت اما مکمل، اهمیت فزاینده‌ی تاب‌آوری دیجیتال و اطلاعاتی در کتابخانه‌ها را برجسته می‌کنند و نشان می‌دهند که کتابخانه‌ها در عصر تحولات سریع فناوری، تنها مراکز ارائه‌ی منابع اطلاعاتی نیستند؛ بلکه نهادهایی پویا، اجتماعی و فناورانه‌ هستند که می‌توانند در خط مقدم مدیریت بحران‌های اطلاعاتی، اجتماعی و محیطی قرار گیرند.

یافته‌های پژوهش اول نشان داد که شکاف میان روایت‌های رسانه‌ای درباره‌ی فناوری‌های نوظهور، به‌ویژه هوش مصنوعی، و سطح واقعی سواد دیجیتال کاربران، می‌تواند جامعه را در برابر موج اطلاعات نادرست آسیب‌پذیر کند. این نتیجه اهمیت نقش کتابخانه‌ها را به‌عنوان مراکز آموزش سواد دیجیتال و توانمندسازی کاربران دو چندان می‌سازد. کتابخانه‌ها با توسعه‌ی برنامه‌های آموزشی و ارائه‌ی ابزارهای ارزیابی انتقادی اطلاعات، قادر هستند تاب‌آوری اطلاعاتی جامعه را افزایش دهند و از گسترش گمراهی‌های رسانه‌ای بکاهند.

مطالعه‌ی دوم نشان داد که کتابخانه‌ها تنها نهادهای اطلاعاتی نیستند، بلکه «هاب‌های تاب‌آوری اجتماعی» محسوب می‌شوند. عملکرد کتابخانه‌های عمومی در مواجهه با بحران‌های اقتصادی، آب‌وهوایی و بهداشتی نشان داده که این نهادها به سبب دسترسی‌پذیری گسترده، اعتماد اجتماعی و حضور در سطح جامعه، می‌توانند در شرایط بحرانی خدماتی حیاتی ارائه کنند؛ از پناهگاه‌سازی و دسترسی اضطراری به اینترنت گرفته تا حمایت اطلاعاتی برای گروه‌های آسیب‌پذیر. این کارکرد چندلایه نشان می‌دهد که کتابخانه‌ها برای تاب‌آوری اجتماعی به اندازه‌ی تاب‌آوری اطلاعاتی اهمیت دارند.

مطالعه‌ی سوم بر جنبه‌ای عمیق‌تر و بلندمدت‌تر تأکید می‌کند و آن این است که تاب‌آوری دیجیتال باید در ساختار مدیریتی، برنامه‌ریزی راهبردی و توسعه‌ی سازمانی کتابخانه‌ها ادغام شود. بررسی موردی کتابخانه‌ی ملی تایوان نشان داد که اتخاذ سیاست‌های مدیریتی مبتنی بر تاب‌آوری دیجیتال، از جمله آموزش کارکنان، استانداردسازی خدمات و آمادگی برای فناوری‌های نوظهور، می‌تواند نه ‌تنها پایداری خدمات را تضمین کند، بلکه مسیر توسعه‌ی پایدار کتابخانه را نیز تثبیت نماید.

برآیند این سه مطالعه نشان می‌دهد که آینده‌ی کتابخانه‌ها به میزان توانایی آن‌ها در سازگاری با تحولات دیجیتال، توانمندسازی کاربران و ایفای نقش حمایتی در جامعه وابسته است. تاب‌آوری اطلاعاتی بدون تاب‌آوری اجتماعی کامل نیست و تاب‌آوری دیجیتال بدون برنامه‌ریزی راهبردی پایدار نخواهد بود؛ بنابراین، کتابخانه‌های امروز نیازمند رویکردی یکپارچه هستند که در آن آموزش، فناوری، خدمات اجتماعی و مدیریت آینده‌نگرانه در کنار هم عمل کنند.

در مجموع، می‌توان گفت که تاب‌آوری کتابخانه‌ها مفهومی چندبُعدی است که باید در سه سطح پیگیری شود:

  • سطح فردی (کاربران): افزایش سواد دیجیتال، مهارت‌های ارزیابی اطلاعات و توانایی تشخیص اطلاعات نادرست.
  • سطح اجتماعی (جامعه): ارائه‌ی خدمات انعطاف‌پذیر، حمایت در شرایط بحران و ایفای نقش پناهگاه و مرکز ارتباطی.
  • سطح سازمانی (مدیریت کتابخانه): برنامه‌ریزی راهبردی، ارتقای زیرساخت‌های دیجیتال و ایجاد ساختار تاب‌آوری در سیاست‌ها و فرایندهای کتابخانه.

توجه همزمان به این سه بعد، کتابخانه‌ها را برای مواجهه با آینده‌ای پیچیده، دیجیتالی و پرچالش آماده می‌سازد و آن‌ها را به نهادهایی پیشرو در تقویت پایداری و اعتماد عمومی تبدیل می‌کند.

پیشنهادهای کاربردی

به‌منظور تقویت تاب‌آوری دیجیتال، اطلاعاتی و اجتماعی کتابخانه‌ها، پیشنهادهای زیر ارائه می‌شود:

  • سطح فردی (کاربران):
  1. طراحی دوره‌های منظم سواد دیجیتال و مقابله با اطلاعات نادرست برای کاربران با سطح‌بندی مبتدی تا پیشرفته.
  2. ایجاد کارگاه‌های توانمندسازی در زمینه‌ی هوش مصنوعی و نحوه‌ی تشخیص خروجی‌های نادرست یا سوگیرانه.
  3. ارائه‌ی ابزارها و منابع دیجیتال برای خودآموزی و ارزیابی انتقادی اطلاعات، به ‌ویژه در مواجهه با محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی.

 

 

  • سطح اجتماعی (جامعه):
  1. توسعه و ارائه‌ی خدمات انعطاف‌پذیر کتابخانه در شرایط بحرانی، شامل دسترسی اضطراری به اینترنت، فضاهای امن و حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر.
  2. راه‌اندازی سامانه‌های هشدار یا پیام‌رسانی اطلاعات معتبر در زمان بحران‌های اجتماعی، بهداشتی یا محیطی.
  3. گسترش همکاری میان کتابخانه‌ها و سازمان‌های مدیریت بحران جهت تبادل تجربه و منابع.
  4. ایجاد برنامه‌های مشارکتی با جامعه برای افزایش اعتماد عمومی و ارتقای تاب‌آوری اجتماعی.
  • سطح سازمانی (مدیریت کتابخانه):
  1. تقویت زیرساخت‌های فناوری اطلاعات با تأکید بر امنیت داده‌ها، پشتیبان‌گیری و تداوم خدمات در زمان بحران.
  2. آموزش دوره‌ای کارکنان کتابخانه در زمینه‌ی مدیریت بحران، سواد داده و فناوری‌های نوظهور.
  3. تهیه‌ی برنامه‌ی راهبردی تاب‌آوری دیجیتال متناسب با مأموریت و توان هر کتابخانه.
  4. استانداردسازی خدمات دیجیتال برای کاهش ناپیوستگی و افزایش اعتماد عمومی.
  5. ارزیابی مستمر میزان تاب‌آوری کتابخانه از طریق شاخص‌هایی مانند کیفیت خدمات دیجیتال، مشارکت کاربران و آماده ‌باش در بحران‌ها.

 

منابع

Sonni, A. F., Mau, M., Akbar, M., & Putri, V. C. C. (2025). AI and Digital Literacy: Impact on Information Resilience in Indonesian Society. Journalism and Media, 6(3), 100. https://www.mdpi.com/2673-5172/6/3/100

Laurian, L., Doyle, E., Vamanu, I., & Logsden, K. (2025). Libraries Are Resilience Hubs. Journal of the American Planning Association, 91(1), 58–71. https://www.tandfonline.com/doi/full/10.1080/01944363.2024.2343670

Lee, P. C. (2025). Navigating the path to sustainability: Digital resilience in libraries. IFLA Journal, 51(4), 969–981. https://journals.sagepub.com/doi/abs/10.1177/03400352251331465

[1] Sonni et al.

[2] Laurian et al.

[3] Lee

من و هوش مصنوعی؛ تجربه‌ای از هم‌فکری با آینده

«این اپیزود با روایت و نوازندگی پیانوی روایتگر همراه است.»

هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک پدیده‌ی فناورانه نیست؛
امروز در تار و پود زندگی ما تنیده شده — از گوشی‌های هوشمندمان تا تصمیم‌هایی که می‌گیریم، از پیشنهادهای ساده‌ی موسیقی گرفته تا پیشرفت‌های بزرگ علمی.
اما برای من، هوش مصنوعی تنها ابزاری برای تسهیل کارها نبود.
بلکه در سکوت شب‌ها، وقتی پشت لپ‌تاپ نشسته بودم و با آن حرف می‌زدم، به پنجره‌ای تازه از درون خودم رسیدم.

اولین گفت‌وگوی من با هوش مصنوعی، ترکیبی از هیجان و تردید بود.
سؤالات ساده‌ای پرسیدم، اما پاسخ‌هایش چیزی در من را بیدار کرد — حسی شبیه به صحبت با ذهنی آینه‌وار، ذهنی که نه انسان بود و نه بی‌احساس.
در آن لحظه فهمیدم: این فقط “فناوری” نیست، بلکه نوعی دیالوگ میان انسان و آینده است.

در طول ساخت پادکست‌هایم، هوش مصنوعی تبدیل شد به همراهی خستگی‌ناپذیر.
کمک می‌کرد ساختار متنم منسجم‌تر شود، گاهی ایده‌هایی می‌داد که از ذهن خودم هم دور بود.
اما چیزی در این میان همیشه برایم روشن ماند:
درست است که او می‌تواند بنویسد، تحلیل کند، و حتی الهام ببخشد؛
اما روح اثر هنوز از انسان می‌آید.
از لحظه‌ای که انگشتان من کلیدها را لمس می‌کنند، یا وقتی صدایم در میکروفون لرز خفیفی از احساس دارد.

من یاد گرفتم که هوش مصنوعی رقیب ما نیست — بلکه آینه‌ی ماست.
هرچه از او بپرسی، تصویری از ذهن خودت را برمی‌گرداند.
اگر سرد و دقیق باشی، پاسخ‌هایش منطقی و بی‌روح می‌شوند؛
اما اگر با خیال و حس با او گفت‌وگو کنی، ناگهان شعر می‌نویسد، رؤیا می‌سازد، و از مرز داده‌ها عبور می‌کند.

امروز، وقتی به عقب نگاه می‌کنم، می‌بینم رابطه‌ی من و هوش مصنوعی شبیه به گفت‌وگوی دو جهان است:
جهانِ انسان، پر از احساس و خطا، و جهانِ ماشین، منظم و بی‌وقفه.
و شاید در جایی میان این دو جهان، جایی میان صدا و سکوت، آینده در حال شکل‌گیری است.

شاید روزی برسد که پادکست‌هایم را نه فقط من، بلکه من و هوش مصنوعی با هم بنویسیم —
او کلمات را بسازد، و من به آن‌ها جان بدهم.
شاید آینده همین باشد: هم‌فکری انسان و هوش مصنوعی برای خلق معنا.

بازنگری در نقش دانشگاه پیام نور در عصر دیجیتال؛ از تاب‌آوری آموزشی تا ضرورت بازآرایی رشته‌ها

مقدمه
تحولات گسترده عصر دیجیتال، ساختار آموزش عالی را در سراسر جهان با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو کرده است. در این میان، دانشگاه پیام‌نور با مدل آموزشی نیمه‌حضوری، محتوای استاندارد، هزینه قابل‌تحمل و پراکندگی جغرافیایی گسترده، نقش بی‌بدیلی در تحقق عدالت آموزشی داشته است. بااین‌حال، سخنان و نقدهایی که اخیراً از سوی برخی مسئولان درباره رسالت اجتماعی پیام‌نور مطرح شد، ضرورت بازنگری و بازتعریف کارکردهای این دانشگاه را بیش‌ازپیش برجسته کرده است. این مقاله بر اساس تجربه میدانی نگارنده در دانشگاه پیام‌نور، تلاش می‌کند تصویری واقع‌بینانه و آینده‌محور از ضرورت‌ها و ظرفیت‌های این دانشگاه ارائه دهد.
تاب‌آوری آموزشی؛ سرمایه خاموش دانشگاه پیام‌نور
تاب‌آوری آموزشی به معنای توانایی نظام آموزشی برای حفظ کیفیت، سازگاری با شرایط جدید و عبور از بحران‌هاست. دانشگاه پیام‌نور از بدو تأسیس، به دلیل ساختار خودآموز، اتکا به محتوای استاندارد، انعطاف‌پذیری زمانی و مکانی و تجربه چند ده‌ساله در ارائه کلاس‌های محدود و نیمه‌حضوری، به طور طبیعی از بالاترین سطح تاب‌آوری آموزشی برخوردار است. این ویژگی ذاتی باعث شده که پیام‌نور بتواند خود را با شرایط دشوار اقتصادی، فرهنگی و فناورانه سازگار کند و همچنان مسیر تحصیلی میلیون‌ها دانشجو را باز نگه دارد.
بیان حقیقت در عصر دیجیتال؛ شجاعت لازم برای اصلاح مسیر یکی از ضرورت‌های عصر دیجیتال، شجاعت در بیان حقیقت‌های علمی و آموزشی است؛ حقیقت‌هایی که شاید بیان آن‌ها خوشایند همه ذی‌نفعان نباشد. دانشگاه پیام‌نور تاکنون به‌صورت رسمی اعلام نکرده که همه رشته‌ها قابلیت ارائه کامل در فضای مجازی را ندارند. اما بر اساس تجربه حرفه‌ای نگارنده، این یک واقعیت غیرقابل‌انکار است. پیشنهاد مبتنی بر تجربه این است که رشته‌های فنی، مهندسی و علوم پایه به دلیل نیاز به آزمایشگاه، کارگاه و تعامل عملی، نباید به طور کامل مجازی ارائه شوند. در مقابل، علوم‌انسانی و علوم اجتماعی با ماهیت نظری خود، کاملاً با آموزش مجازی سازگار هستند و می‌توانند در تمامی مقاطع، حتی دکتری، به‌صورت دیجیتال ارائه شوند.
تمرکز رشته‌های فنی – مهندسی و علوم پایه در مراکز استان‌ها
یکی از راهکارهای ارتقای کیفیت آموزشی در پیام‌نور، متمرکزکردن رشته‌های فنی – مهندسی در مراکز استان‌هاست. مراکز استان‌ها هیئت‌علمی متخصص‌تر و بیشتری دارند، امکانات، آزمایشگاه‌ها و کارگاه‌ها در این مراکز قابل‌اتکا هستند، مدیریت مالی و تجهیزاتی در سطح استان بسیار کارآمدتر است و توزیع نامتوازن تجهیزات میان شهرهای کوچک قابل‌جبران نیست. در چنین مدلی، رشته‌های علمی‌ای که نیاز به ابزار عملی دارند، در محیطی متمرکز و استاندارد ارائه می‌شوند.
علوم‌انسانی؛ مناسب‌ترین حوزه برای آموزش مجازی کامل
رشته‌های علوم‌انسانی از نظر ماهیت یادگیری، محتوای نظری، نیاز حداقلی به کارگاه و قابلیت بالای گفت‌وگو در فضای آنلاین، کاملاً با آموزش مجازی همخوانی دارند؛ بنابراین پیشنهاد می‌شود تمامی رشته‌های علوم‌انسانی، در تمامی مقاطع از کارشناسی تا دکتری، در دانشگاه پیام‌نور به‌صورت کاملاً مجازی ارائه شوند. این نکته با رسالت دانشگاه پیام‌نور، ساختار آموزشی آن و تجربه چندین‌ساله آن در آموزش نیمه‌حضوری، کاملاً سازگار است.
پیام‌نور؛ ضرورتی حیاتی برای شهرهای کوچک
برای بسیاری از شهرهای کوچک، پیام‌نور نه یک گزینه، بلکه تنها امکان واقعی ادامه تحصیل است. دانشجویان این مناطق معمولاً توان پرداخت شهریه‌های گزاف دانشگاه آزاد را ندارند، امکان مهاجرت آموزشی و تحمل هزینه خوابگاه را ندارند، محدودیت‌های فرهنگی و خانوادگی دارند یا شاغل و متأهل هستند؛ بنابراین حذف یا تضعیف پیام‌نور در این مناطق، فشار مستقیم بر قشر متوسط و کم‌برخوردار خواهد بود.
حیات علمی مراکز کوچک؛ وابسته به هیئت‌علمی محلی نیست
در عصر دیجیتال، دیگر لازم نیست هر مرکز کوچک دارای هیئت‌علمی گسترده باشد. با تجمیع استانی کلاس‌های مجازی، کیفیت علمی توسط اساتید استان تأمین می‌شود، مراکز کوچک به‌عنوان پایگاه‌های آزمون، مشاوره، خدمات و ارتباط دانشگاه با جامعه حفظ می‌شوند، عدالت آموزشی پایدار می‌ماند و شبکه آموزشی چابک‌تر و تاب‌آورتر می‌شود.
نتیجه‌گیری
دانشگاه پیام‌نور نه یک نهاد آموزشی مانند سایر دانشگاه‌ها، بلکه یک سپر عدالت آموزشی در سراسر کشور است. در عصر دیجیتال، این دانشگاه می‌تواند پیش‌گام آموزش الکترونیکی باشد، به‌شرط آنکه رشته‌ها بازآرایی شوند و ساختار آموزشی مطابق ظرفیت‌های جدید سامان یابد. رشته‌های فنی – مهندسی در مراکز استان‌ها متمرکز شوند؛ علوم‌انسانی در تمامی مقاطع به‌صورت مجازی و منسجم ارائه شود؛ و آموزش مجازی رسمی و کامل به پیام‌نور سپرده شود. این مسیر، آینده‌ای را رقم خواهد زد که در آن پیام‌نور نه‌تنها رسالت خود را حفظ می‌کند، بلکه به یکی از مهم‌ترین ستون‌های تاب‌آوری آموزشی کشور تبدیل می‌شود.

روندهای جهانی و کنشگری بومی؛ روایت‌هایی که آینده را می‌نویسند

در جهانی که فناوری و تحولات اجتماعی، زیست‌بوم اطلاعات را دگرگون کرده‌اند، دیگر نمی‌توان کتابخانه و آرشیو را صرفاً حافظان حافظه دانست. این نهادها امروز نقش فعالی در شکل‌دادن به آینده دارند.
از هوش مصنوعی و حکمرانی داده تا سواد اطلاعاتی و حفاظت دیجیتال، مفاهیمی از اسناد بین‌المللی وارد میدان‌های بومی می‌شوند.
اما پرسش این شماره آن نیست که این روندها «چیستند»، بلکه این است:
وقتی این روندها به کتابخانه یا آرشیو شما می‌رسند، با چه واقعیت‌ها، محدودیت‌ها یا فرصت‌هایی مواجه می‌شوند؟
وقتی گزارش روندهای فدراسیون بین‌المللی انجمن‌های کتابداری (ایفلا) را در سال ۲۰۲۴ می‌خوانید، چه دغدغه‌هایی برای‌تان زنده می‌شود؟
وقتی از مدل مفهومی RiC شورای بین‌المللی آرشیو (ایکا) آگاه می‌شوید، آن را چگونه برای آرشیوهای ایران قابل‌اجرا می‌دانید؟
و اگر ایفلا شعار سال آینده را «کتابخانه‌ها، محرک تحول» گذاشته، جایگاه خودتان را در این تحول چگونه می‌بینید؟
این شماره با موضوع «روندهای جهانی، کنشگری بومی؛ تجربه‌ها و چشم‌اندازهای کتابخانه‌ها و آرشیوها» دعوتی است برای روایت‌هایی از همین تلاقی‌ها؛ از تجربه‌هایی که نشان می‌دهند کتابخانه یا آرشیو، تنها پاسخ‌گو به روندهای جهانی نبوده، بلکه باز‌آفرین فعال معنا در بستر بومی خود بوده است.
ما در ایران فقط پیرو نبوده‌ایم.
ما:
مارک ایران را داریم؛ گونه‌ای بومی‌شده از یونی‌مارک، متناسب با نیازها و چالش‌های زبان فارسی و ساختار اطلاعاتی کشور.
• گسترش‌های بومی رده‌بندی دیویی و کنگره را تدوین کرده‌ایم که به تأیید نهادهای بین‌المللی رسیده‌اند.
• مستندات نام اشخاص، نام‌های جغرافیایی و اصطلاحنامه‌های تخصصی را خلق کرده‌ایم که بازتاب روایت‌های محلی در قالب‌های جهانی‌اند.
این‌ها را می‌دانیم؛ اما بسیاری دیگر از تلاش‌ها، در سکوت مانده‌اند.
این شما هستید که باید آن روایت‌های نادیده را بیان کنید. اگر تجربه‌ای از بومی‌سازی استاندارد، تطبیق محلی یا بازآفرینی داشته‌اید، آن را بنویسید. و ما نیز وظیفه داریم آن تجربه‌ها را گردآوری و در قالب نوعی تاریخ شفاهی استانداردهای فراداده‌ای ایران حفظ کنیم.
اما این مسیر، جز با مشارکت کتابداران و آرشیویست‌ها ممکن نیست. هیچ ساختاری، بدون کنش فعال جامعه حرفه‌ای، به روایت بومی بدل نمی‌شود.
در این شماره، مقاله پژوهشی نمی‌خواهیم.
یادداشت‌های تأملی، تجربه‌نگاری‌های حرفه‌ای، گزارش‌های میدانی و پیشنهادهای راهبردی، بخشی از صدای این شماره‌اند. آنچه اهمیت دارد، صداقت تجربه و ریشه داشتن در زمینه بومی است—نه پیچیدگی روش.
شناسه تا امروز با همین مشارکت‌ها پیش رفته است—و از شما دعوت می‌کنیم:
نسخه بومی آینده حرفه را، خودتان بنویسید.
نسخه‌ای که در آن، سرعنوان‌های موضوعی فارسی بازتابی از اولویت‌های فکری جامعه باشند؛
که در آن، مارک ایران نشانه‌ای از حضور فعال در نظام جهانی اطلاعات باشد؛
و شما نویسنده روایت بومی حرفه‌تان باشید.
آینده تنها در اسناد جهانی نوشته نمی‌شود.
بخشی از آن، همین‌جا، در تجربه‌ها و روایت‌های شما ساخته خواهد شد.
منابع پیشنهادی:

Al Badi, W., Aria, P., Bravo Govea, E., Cayzac, A., Cevher, N., Chugg, B., Flores-Solemos, R. M., Grimes, L. D., Hernandez Perez, J., Khalifa, M., Labangon-Gonzaga, D., Mdunge, E. N., Oyedele, D., Scott, K., Sulaiman, M., Veļa, E., & Weerasinghe, S. (2023). A skills agenda for the Trend Report. With the support of Basheerhamad Shadrach and IFLA. Funded by the Gates Foundation, via Stichting IFLA Global Libraries. Retrieved December 6, 2025, from https://repository.ifla.org/items/d60cca6f-8735-42dc-a8d1-1c8df333b12e

Dezuanni, M., Osman, K. Burton, A. L.& Heck, E. (2024) IFLA Trend Report 2024: Facing the future of information with confidence. Brisbane: Digital Media Research Centre. Retrieved December 6, 2025, from https://repository.ifla.org/handle/20.500.14598/3496

International Council on Archives (ICA). (n.d.). Records in Contexts (RiC). Expert Group on Archival Description (EGAD). Retrieved December 6, 2025, from https://www.ica.org/ica-network/expert-groups/egad/records-in-contexts-ric/

کتابخانه یک نهاد سنتی نیست، زیرساخت راهبردی آینده است

در سال‌های اخیر، در برخی محافل دانشگاهی این گزاره شنیده می‌شود که «کتابخانه نهادی سنتی است» یا «عصر کتابخانه تمام شده است». این نگاه نه‌تنها دقیق نیست، بلکه حاصل سوءبرداشت از کارکرد واقعی کتابخانه در عصر اطلاعات است. کتابخانه نه «انباری از کتاب» است و نه سازمانی که با دیجیتالی‌شدن محو می‌شود. برعکس، کتابخانه‌ها همان زیرساخت‌هایی هستند که دولت‌ها، دانشگاه‌ها، صنایع و جوامع برای رقابت‌پذیری و توسعه پایدار به آن متکی‌اند.کتابخانه‌ها امروز سکویی برای داده، دانش، پژوهش، نوآوری، یادگیری مادام‌العمر و خدمات اجتماعی هستند. اگر فردی کتابخانه را تنها در قالب قفسه و کتاب ببیند، در حقیقت ماهیت دانش در جامعه مدرن را درک نکرده است. می توان گفت به نحوی در دوران پسا دیویی به سر می بریم. یعنی دورانی که کتابخانه ها دیگر کتاب محور نیستند. داده-خدمات محور هستند. بزرگ‌ترین تغییر در جهان اطلاعات، گذار از «شیء فیزیکی» (کتاب، سند، نشریه) به شبکه خدمات داده‌محور است. کتابخانه‌ها یکی از معدود نهادهایی‌اند که این گذار را نه‌تنها همراهی کرده‌اند بلکه هدایت می‌کنند.
پس کتابخانه های امروز چه هستند؟
کتابخانه امروز یعنی:
• مرکز گردآوری، پردازش و سازمان‌دهی داده‌های علمی و فرهنگی
• پلتفرم دسترسی به منابع دیجیتال و پایگاه‌های اطلاعاتی
• مرکز سواد اطلاعاتی، داده‌ای و رسانه‌ای
• پشتیبان پژوهش‌های بین‌رشته‌ای و پروژه‌های کلان
• فضای یادگیری، نوآوری، ساخت، تجربه و خلق
• حافظه مشترک جامعه، هویت فرهنگی و حافظه تاریخی
• زیرساخت عدالت آموزشی و کاهش نابرابری
این موارد نه تنها سنتی نیستند بلکه به‌شدت فناورانه، پیچیده و راهبردی هستند.
بسیاری تصور می‌کنند با ظهور اینترنت و هوش مصنوعی، کتابخانه منسوخ شده است. این برداشت دقیقاً شبیه تصور «بی‌نیازی به پزشک» پس از اختراع دماسنج دیجیتال است. در حقیقت، کتابخانه ها تحول دیجیتال را رهبری می کنند. آنها موتور محرک پروژه‌های دیجیتال‌سازی در سطح ملی‌اند. همچنین پیشتاز در نشر علم باز، مخازن نهادی و داده های پژوهشی هستند. اتفاقاً کتابخانه‌ها نخستین نهادهایی‌ بوده اند با هوش مصنوعی، ابزارهای جستجوی هوشمند و فناوری های دیجیتال تعامل داشته اند به گونه ای که ChatGPT، LLMها، ربات‌های مرجع‌یار و نظام های بازیابی معنایی را در خدمت کاربران قرار می‌دهند.در واقع کتابخانه در اکوسیستم آموزش مادام العمر و نیز پژوهش جایگاهی ویژه در معماری داده ها و دست پذیر سازی اطلاعات دارند.
در دنیای امروز فضاهای کتابخانه شامل موارد زیر است:
• اتاق‌های نوآوری
• آزمایشگاه های سواد دیجیتال و رسانه‌ای
• فضاهای تولید محتوا (استودیو پادکست/ویدیو)
• اتاق‌های بازی جدی و بازی‌محورهای آموزشی
• اتاق فرارهای آموزشی و تجربه‌ای
• فضاهای هم‌آفرینی، کارگروهی و یادگیری ترکیبی
کتابخانه یکی از معدود نهادهایی است که:
• دسترسی رایگان و برابر به دانش فراهم می‌کند
• سواد اطلاعاتی، رسانه‌ای و داده‌ای را تقویت می‌کند
• شکاف مطالعه و شکاف دیجیتال را کاهش می‌دهد
• نقش فعال در ترویج کتابخوانی، فرهنگ و هویت ملی دارد
• در بحران‌ها، جنگ و بلایا حامی جامعه است
• حافظ میراث و اسناد ملی است
این رسالت، نه سنتی است و نه سطحی؛ بلکه زیرساخت پیشرفت فرهنگی و تمدنی هر جامعه است.
آیا هوش مصنوعی مولد، پایان کتابخانه است؟
باید بیان داشت که هوش مصنوعی نه دشمن کتابخانه است و نه جایگزین آن. در واقع، کتابخانه‌ها در عصر AI سه نقش کلیدی دارند:
1. تربیت کاربران هوشمند، نه وابسته: کتابداران، معلم سواد الگوریتمی، سواد داده و سواد هوش مصنوعی هستند.
2.میانجی‌گری بین داده و انسان: هوش مصنوعی بر داده تکیه دارد؛ کتابخانه‌ها تنها نهاد استانداردساز، پالایشگر و ناظر داده هستند.
3.طراحی و نظارت بر اخلاق هوش مصنوعی: کتابخانه‌ها در کمیته‌های اخلاق داده، حریم خصوصی، سوگیری الگوریتمی و کیفیت محتوا نقش اصلی دارند.
برای آن گروه از افرادی که «سنتی» بودن کتابخانه را شعار می‌دهند، کافی است سناریوی حذف کتابخانه را تصور کنیم:
• هیچ‌کس مسئول اعتبارسنجی منابع نیست
• دسترسی دانشگاه به پایگاه‌ها، مختل می‌شود
• سواد اطلاعاتی و پژوهش دانشجویان سقوط می‌کند
• مدیریت داده پژوهشی از هم می‌پاشد
• علم‌سنجی بی‌معنا می‌شود
• محیط یادگیری غنی از بین می‌رود
• پروژه‌های میراث و اسناد نابود می‌شوند
• هیچ نهادی برای حفظ دانش ملی باقی نمی‌ماند
جامعه بدون کتابخانه یعنی جامعه بدون حافظه، بدون عقلانیت و بدون آینده. یک جامعه بی دست و پا از نظر فرهنگی.
اینکه چرا دچار خطای تحلیلی در خصوص نقش کتابخانه ها می شویم به دلایل زیر است:
۱. نادیده‌گرفتن تغییر نقش کتابخانه‌ها
۲. ترکیب شدن ذهنیت دوره چاپ با عصر داده
۳. کمبود تجربه در پروژه‌های جدید کتابخانه‌ای
۴. تسلط نگاه فناوری‌زده
۵. فقر نظری و فلسفی روز در حوزه آینده کتابخانه ها
این سوءتفاهم بیشتر حاصل «شناخت ناکافی» است تا مخالفت واقعی
سخن پایانی
کتابخانه‌ها در همه انواع آن نه سنتی هستند نه نگاه به آنها سطحی است. آنها نهاد آینده سازی در جامعه هستند. کتابخانه ها پلتفرم دانش‌اند، مرکز پردازش و خدمات مبتنی بر داده‌اند، زیرساخت دانشگاه‌ها و پژوهش‌اند، موتور دانش عمومی و سواد اجتماعی‌اند، ضامن حافظه و هویت ملی‌اند، نقش فعال در هوش مصنوعی و آینده دیجیتال دارند. حذف، تضعیف یا تحقیر کتابخانه به عنوان یک نهاد اجتماعی مساوی است با سقوط کیفیت پژوهش، نابودی مدیریت داده، ازهمپاشیدن نشر علمی باز، کاهش سواد اطلاعاتی، افزایش بیسوادی دیجیتال و فروپاشی زیرساختهای فرهنگی. آنچه که باید کنار گذاشته شود نگاه سنتی به کتابخانه است نه اینکه کتابخانه را سنتی و سطحی دانیم.

آینده کتابخانه از دیدگاه کتابگذار اعظم

آینده کتابخانه از دیدگاه کتابگذار اعظم

علامه ساحرالملک پیش‌بین متخلص به «پیشی» در کتاب خود با عنوان «الکاهنان زبده» به معرفی برخی از پیشگویان زبده و پیش‌گوئی‌های آنها پرداخته است. این علامه بزرگوار در فصل «کتابگذار اعظم» چنین می‌نویسد:
و کتابگذار اعظم از کاهنان عصر خویش بود که در اوان زندگی، به کتابگذاری در مکتبه شهر می‌پرداخت و چون در این کسب شهره آفاق و انجم شد به پیر و مراد یگانه کتابگذاران عصر خود مبدل گشت. از کرامات این پیر یگانه و این کتابگذار دردانه، تفوق وی در علوم غریبه و افعال عجیبه بود چندان که با وردی طلا را به مس و هزار روپیه اجنبی را به یک قرانی مبدل می‌کرد و در سایر فنون ساحری نیز ورزیده عصر خویش بود. نقل است که روزی یکی از کتابگذاران مکتبه به نزد وی آمد و پرسید: یا پیر! مستقبل حرفه ما را چگونه یافتی؟! کتابگذار اعظم دستی بر ریش مطنطن خویش کشید و گفت: «کتابم را بیاورید!» و این از فضائل این پیر روشن ضمیر بود که هیچ‌گاه بدون استعانت از کتاب سخنی نمی‌گفت! چون کتاب را آوردند، کتابگذار اعظم روی به کتابگذار سائل کرد و پرسید: «نام مادرت چیست؟!» کتابگذار پاسخ داد: «خازنه!» کتابگذار اعظم لحظاتی تأمل کرد و وردی را بدین طریق با صوتی بلیغ قرائت فرمود: «اَجی مَجی لاتَرَجی» و این ورد را سه بار تکرار کرد. آنگاه کتاب را باز کرده و سه ربع ساعتی بدان خیره ماند! چون خیرگی کتابگذار اعظم به اتمام رسید فرمود: «عجائب و غرائبی می‌بینم! لنکستر نامی می‌بینم که پیش‌گوی اجنبیان است. اما آنچه می‌بینم آن است که این جناب از پیش‌گویان دوزاری است که پیش‌گوئیش نقش بر آب شده و به توّاب عصر خویش شهرت می‌یابد. شخص دیگری را هم به عینه رؤیت می‌کنم به نام ایلان ماست یا ماسک! این جناب از آن جانوران است که عزم دارد تا فاتحه هرآنچه شغل و حرفه است با مصنوعات خود بخواند و همه را خانه‌نشین سازد! اما کور خوانده است! …» کتابگذار با شنیدن این مژده صیحه شادی سر داد و پرسید: «کتابگذاران سر از تنش جدا می‌کنند؟!» کتابگذار اعظم با غیظ بر سر کتابگذار فریادی زد که «ای ابله! کتابگذاران را چه به این قسم افعال شنیع! تو اگر دیدی روزی کتابگذاری سوسکی را نفله کرده بدان این خود سوسک بوده که قصد انتحار داشته و خویش را به زیر پای آن کتابگذار انداخته است!» کتابگذار پرسید: «پس منظور نظر جنابتان از آن فقره که فرمودید چیست؟» کتابگذار اعظم نگاهی به کتاب انداخت و گفت: «ای کتابگذار بدان که ایلان و یا هر موجود دو پا یا درازگوش دیگری اگر قصد از میان بردن همه مشاغل و حرفه‌ها را بکند نخواهد توانست که کتابگذاران و مکتبه را از میان بردارد! چون این موجود نیازمند مکتبه و کتابگذاران است تا سوابق و افتخارات خود را در محو مشاغل برای آیندگان به نمایش بگذارد و هیچ مصنوع دیگری چون مکتبه و کتابگذار از این عهده برنخواهد آمد … والله اعلم بالصواب و الکتاب» کتابگذار با استماع این پیش‌گوئی عالمانه و کلام سحرانگیز دلبرانه چنان کف کرد که بلدیّه چندین دستگاه کف‌پاک‌کن به مکتبه گسیل داشت!

توطین پایتون

به روح پدربزرگ مرحومم، میرزا آقا قسم نمی‌خورم؛ بلکه به روح جدِّ اعلایم، قیصوربِگ ـ که یک موی سبیلش از اسناد رسمی امروز معتبرتر بود ـ سوگند یاد می‌کنم آنچه می‌خوانید، نه طنز است و نه اغراق؛ فقط گزارش است. اگر خنده می‌آید، تقصیر واقعیت است.

مکان: مرکز دراسات و أبحاث الذکاء المصنوعی جابلسا
عنوان: تأثیر پایتون بر توطین ابداعی در جابلسای مرکزی

حاضران:

  • زعیم مرکز: جناب مدیح‌الدوله
  • استاد راهنما: مخدره ‌ام‌القافیه
  • استاد مشاور: ییلاق‌الدوله
  • استاد ناظر: مُستعرب اُف
  • استاد داور: مخدره گشسب‌بانو ملقب به گَشه‌بانو
  • مجری طرح: جناب ابوالمشاغِل

زعیم مرکز جناب مدیح‌الدوله، جلسه را با کوبیدن آرام خودکار بر میز ـ به‌گونه‌ای که به خودکار آسیبی وارد نشود ـ آغاز می‌کند:

ابتدا از مساعدت‌ها و هدایت‌های داهیانه رئاست یونیورسیته، شَیدالله ارکانه باید تشکر کنم. بدون عنایت ایشان که تیول‌دار خالصه‌جات این فکولته هستند، این طرح حیاتی قابل اجرا نبود و البته اگر ایشان نبودند هیچ یک از ماهم اینجا نبودیم. این طرح فشار مالی مالایطاقی بر خزانه نحیف مرکز وارد آورد، لکن اکنون که به خط پایان رسیده‌ایم، شاهد انفتاح بسیاری ازگره‌ها، عقده‌ها در جابلسا خواهیم بود.
سپس نگاهی به ابوالمشاغل انداخت:
نظر به اینکه متن طرح قبلاً دیده شده و مجری محترم هم دچار صداع‌اند، از ارائه صرف‌نظر می‌کنیم. اساتید مستفیض فرمایند.

ابوالمشاغل سر تکان داد؛ نشانه‌ای از تأیید، یا درد.

استاد راهنما، اُمُّ‌القافیه:
جانا سخن از زبان ما می‌گویی، سعادت‌پیشه بوده‌ام که در رکاب جناب مستطاب ابوالمشاغل در این طرح خطیر بی‌نظیر مشارکت داشته باشم. ایشان علی‌رغم مشاغل کثیره، جلسات عدیده، وگرفتاری‌های لاینحل و لایعقل، وقت ذی‌قیمت خویش را در طبق اخلاص نهاده‌اند. واجب است از ایشان و نیز از زعیم مرکز مراتب امتنان خویش را ابراز دارم.

استاد ناظر، مستعرب‌اف:
این  طرحی است به غایت متعالی؛ علی‌الخصوص از آن جهت که از به‌کاربردن الفاظ اجنبیه اجتناب ورزیده و به‌جای آن، اصطلاحات مستعربِ خوش‌ساخت و گوش‌نواز را استعمال کرده‌اند. این خود خدمتی است به زبان، فرهنگ که پژوهشگر، پیش از اندیشیدن، به کاربرد لغات توجه کرده است که ولی خطرناک‌ بود.

استاد داور، گشه‌بانو در حالی که شالگردنش را تا می‌زد
درود بر همگی. چند پرسش جزئی دارم که اتفاقاً بنیادین هم هستند:
اولاً، چرا در عنوان طرح اصرار بر استعمال الفاظ عربی دارید؟ خوب، مثل آدمیزاد می‌نوشتید:
تأثیر پایتون در بومی‌سازی خلاق در جابلسای مرکزی!
ثانیاً، نمونه‌ها از جابلقا ـ که زادگاه و حوزه انتخابیه جناب ابوالمشاغل است ـ انتخاب شده؛ حال آنکه نتایج را به جابلسا تسری داده‌اید. چرا؟

سکوتی کوتاه. سکوتی از جنس بی‌حوصلگی.

جناب مستعرب‌اف (با تکدر خاطر):
زبان ما با عربی ممزوج است و افتراقی در میان نیست. آیا توطین از بومی‌سازی قابل‌فهم‌تر، وزین‌تر و مجلسی‌تر نیست؟

استاد راهنما، ام‌القافیه:
جناب سنایی می‌سراید:

سخن کز روی دین گویی چه عبرانی چه سریانی

مکان کز بهر حق ‌جویی چه جابلقا چه جابلسا

این دو شهر با خصایص واحده‌ و هم وزن و قافیه‌اند؛ و به استناد فرموده سنایی چون کار پژوهش حق‌جویی است تفاوتی بین آنها ملحوظ نیست؛ لذا اخلالی در تعمیم نتایج مترتب نیست.

در این لحظه، زعیم مرکز با چهره‌ای برافروخته، در گوش استاد راهنما نجوا می‌کند:
چرا این ضعیفۀ گشه را دعوت کرده‌اید؟ فقط ایراد می‌گیرد، و از محسنات هیچ نمی‌گوید! جناب ابوالمشاغل خاطر عاطرشان مکدر می‌شود.

استاد داور، گشه‌بانو (بی‌اعتنا به نجواها):
و نکته آخر اینکه پژوهشگر محترم در پیشینه تحقیق و حتی در حین انجام کار، زبان برنامه‌نویسی پایتون را با مار پیتون خلط فرموده و کل پژوهش، عملاً در حوزه خزنده‌شناسی و در باره بومی‌سازی مار پیتون در جابلقا انجام شده است!

این بار سکوت طولانی‌تر شد؛ سکوتی که در آن چند نفر فهمیدند و بقیه تصمیم گرفتند نفهمند.

استاد مشاور جناب ییلاق‌الدوله در حالیکه  ناخن شصت دست چپش را می‌جوید:

گشه‌بانوی عزیز تحقیقات من در ییلاقات نشان می‌دهد که اهمیت مار پیتون کمتر از برنامه غرب‌زده پایتون نیست.

زعیم مرکز (با سرعت عمل تحسین‌برانگیز):
با اجازه حضار گرامی، جمع‌بندی می‌کنم: از نظرات، ارشادات و تأییدات استاد راهنما، مشاور و ناظر محترم کمال سپاسگزاری را داریم.
اشکالات جزئیِ مخدره گشه‌بانو نیز ـ که البته جزئی‌اند ـ توسط جناب ابوالمشاغل در فرصتی مقتضی و احتمالاً در طرحی دیگر مرتفع خواهد شد. لذا طرح، با اکثریت قاطع آرا تصویب می‌شود.

و بدین ترتیب، مرکز جابلسا صاحب یک گزارش ۳۰۰ صفحه‌ای درباره خزنده‌شناسی شد که مبنای درخواست بودجه مرحله بعد قرار گرفت.

 

انتحال و سوءاستفاده از نام استادان: یک پرونده واقعی

از زمان پیدایش نمایش مهمل و مبتذل نشریات و مقالات به اصطلاح علمی- پژوهشی و بالا بردن مصنوعی آمار «تولید علم» در کشور، گام‌های بلند و ناگواری در به ابتذال کشیدن علم و پژوهش در سرزمین گهربار ایران و البته ممالک مشابه دیگر برداشته شده است که از آشکارترین مظاهر آن، پیدایش سرقت‌های علمی- پژوهشی در انواع و اقسام آن است! در حقیقت، در نتیجه پیدایش نمایش آماری مورد اشاره، هم بسیاری از صاحبان مدارج و مناصب دانشگاهی به زور آیین‌نامه‌های وزارت فخیمه علوم در جایگاه و کسوت پژوهشگران جای گرفته‌اند، و هم انواع و اقسام «چسب و قیچی‌های» قدیم یا «کپی- پیست‌های» مدرن همراه با برداشتن بدون ارجاع حاصل قلم و اندیشه دیگران، به راه افتاده است که ظاهراً هیچ حد یقفی هم ندارد!
پیش از این و به مناسبتی در پاورقی ص 55 کتاب «ملی‌گرایی، ‌تاريخ‌نگاري و شكل‌گيري هويت ملي نوين در ايران»، در باب مقاله «در جست‌و‌جوي خدمت و خيانت در تاريخ: بررسي تأثير ناسيوناليسم بر تاريخ‌نگاري ايران از دوره قاجاريه تا پايان حکومت پهلوي اول» (دوفصل‌نامه تحقیقات تاریخ اجتماعی، شماره 1، بهار و تابستان 1389) که نسخه کامل‌تر آن در کتاب مذکور تجدید چاپ شده، نوشته بودم: «از جمله انتحال‌هاي رايج و كم‌نشانه در ميان برخي از محققان، يكي هم سرقت موضوع است. در واقع برخي از محققان كه از خود انديشه‌ورزي مستقل نداشته و فاقد ذهني مسئله‌پرورند، با سرقت موضوعات نوين و گردآوري مطالب مجموعه‌اي از منابع عمدتاً ‌دست‌دوم، اقدام به نگارش مقاله‌اي مستقل با همان موضوع مورد اقتباس كرده و بدون كوچك‌ترين اشاره‌اي به دست‌كم پيشينه تحقيق‌شان، مقاله تازه‌اي آن هم با درجه علمي- پژوهشي به نام خود تأليف مي‌كنند!»
اما طی روزهای اخیر و کاملاً تصادفی دیدم که در سال 1400 مقاله‌ای با عنوان «تأثیر فرهنگ و تمدن غرب در باستان‌گرایی و پیدایش ناسیونالیسم قوم‌گرایانه در دوره رضا شاه پهلوی»، و طبق معمول با نام چند مؤلف و عضو هیأت علمی دانشگاه شامل آقای کاظم حسینی‌فر (دانشجوی دکتری وقت دانشگاه آزاد اسلامی شبستر)، دکتر معصومه قره‌باغی (دانشگاه آزاد اسلامی شبستر)، دکتر علی سالاری شادی (دانشگاه ارومیه) و دکتر منیژه صدری (دانشگاه آزاد اسلامی شبستر) در نشریه جامعه‌شناسی سیاسی ایران (سال چهارم، شماره سوم، پیاپی 15، پاییز 1400) منتشر شده که طی آن آقای حسینی‌فر برخلاف نمونه نخست، علاوه بر سرقت ضمنی موضوع، جملات و مضامین متعددی را همراه با عناوینی چند از فهرست منابع مقاله «در جست‌و‌جوي خدمت و خيانت در تاريخ …» عیناً برداشته، و بدون کوچک‌ترین ارجاع و اشاره‌ای به مقاله اصلی، به نام خود و استادان‌شان منتشر کرده است!
من هیچ گاه درنیافتم که چرا برخی از صاحبان مدارج و مناصب دانشگاهی که قاعدتاً می‌باید به موازین اخلاق علمی پژوهش پایبند، و الگوی صداقت علمی باشند، در پیشینه پژوهش‌شان از ذکر نام مؤلف و مقاله‌ای که مبدع چنان موضوعی بوده و مبنای مقاله‌سازی آن‌ها قرار داشته، اکراه دارند، و یا از آن بدتر چرا از ارجاع به مقاله‌ای که آشکارا جملات و بخشی از فهرست منابع آن را به سرقت برده‌اند، خودداری می‌ورزند، و خود و استادان یا همکاران‌شان را بدنام می‌کنند؟
من در این جا به عنوان نمونه تنها یک مورد از این مظاهر سرقت را می‌آورم، چه هر دو مقاله در فضای مجازی به سهولت در دسترس‌اند، و علاقه‌مندان می‌توانند مصادیق بیش‌تر را در هر دو مقاله مطالعه کنند. اما یک نکته جالب قابل ذکر این است که در سرقت صورت گرفته بعضی جملات و مضامین مقاله من در مواردی جابجا و در هم ادغام و به نوعی مثلاً بازنویسی شدند، و در موارد دیگر بعضی جملات از جای خودشان در مقاله اصلی خارج شدند، و مثلاً از مقدمه مقاله نگارنده به قسمت نتیجه‌گیری مقاله نامبردگان منتقل شده‌اند!
مقاله حسینی‌فر و دیگران: «زيرا که با پيروزي انقلاب مشروطيت دوره جديدي از تثبيت جريان تجددخواهي و مظاهر انديشه ناسيوناليسم در نظام سياسي ايران آغاز شد … طي سال‌هاي بعد از پيروزي انقلاب مشروطه و به دنبال تحولاتي که در نهايت به قدرت‌گيري رضا خان و بر تخت سلطنت نشاندن وی انجامید، تلاش قدرت‌های اروپایی برای رواج قوم‌گرایی، برجسته کردن قوم فارس، به نابودی کشاندن اقوام غیرفارس طی قتل‌عام‌های قبایل و عشایر ایران‌زمین به وسیله ارتش رضا خان، تاریخ‌سازی و گذشته‌پرستی و تضعیف باورهای اسلامی، همگی تحت لوای ایجاد ثبات و اقتدار و امنيت ملي و تأسیس دولت مدرن و کسب وحدت ملی، موجب مطرح کردن هر چه بيش‌تر و وسيع‌تر به ايدئولوژي ناسيوناليسم و به خصوص «ناسيوناليسم احياگر» و سپس باستان¬گرا در فضای سیاسی و فرهنگی ایران آن عهد شد. با تأسیس سلطنت پهلوی، به دلايل متعدد و از جمله به دليل جهت‌گيري فکري غالب روشنفکران آن عهد و رجال سياسي- فرهنگي هدايت¬گر اطراف رضا شاه، سیاست‌گذاری‌های تازه کشورهاي استعمارگر اروپايي و خصوصاً انگلستان نسبت به خاورمیانه و ايران و نيز پیدایش تحولات سياسي نوين در کشورهاي همسايه ايران، شخص پهلوي اول در رأس توجهات سراسري به مسائل به ظاهر ملي قرار گرفت و از اين رو تأثير انديشه ناسيوناليسم در جاي جاي مسائل سياسي، اقتصادي و به ويژه فرهنگي دوران سلطنت رضا شاه به اشکال گوناگون قابل مشاهده است.» (ص 334 مقاله)
مقاله طرفداری: «زیرا با پیروزی انقلاب مشروطیت دوره جدیدی از تثبیت جریان تجددخواهی و مظاهر انديشه ناسیونالیسم در نظام سیاسی ایران آغاز می‌شود … طی سال‌های بعد از پیروزی انقلاب مشروطه و به دنبال تحولاتی که در نهایت به قدرت‌گیری رضا خان و تأسیس سلطنت پهلوی می‌انجامد، ضرورت ایجاد ثبات و اقتدار و امنیت ملی از یک سو، و تلاش رضا شاه برای ایجاد دولت مدرن و کسب وحدت ملی از سوی دیگر، موجب توجه هر چه بیش‌تر و وسیع‌تر به ایدئولوژی ناسیونالیسم و به خصوص «ناسیونالیسم احیاگر» و سپس باستان‌گرا می‌شود. در این روند، به دلایل متعدد و از جمله به دلیل جهت‌گیری فکری غالب روشنفکران آن عهد و رجال سیاسی- فرهنگی هدایت‌گر اطراف رضا شاه، جهت‌گیری‌های تازه سیاست کشورهای اروپایی و خصوصاً انگلستان نسبت به ایران و نیز تحولات سیاسی نوین کشورهای همسایه ایران، شخص رضا شاه پهلوی در رأس کانون توجهات سراسری به مسائل ملی قرار می‌گیرد و از این رو تأثیر اندیشه ناسیونالیسم در جای جای مسائل سیاسی، اقتصادی و به ویژه فرهنگی دوران سلطنت رضا شاه به اشکال گوناگون قابل مشاهده است.» (ص 58 چاپ اول کتاب ملی‌گرایی، ‌تاريخ‌نگاري و …)
دیگر مصادیق مشابه و متعدد این سرقت علمی- پژوهشی را می‌توان از صفحه 339 تا 346 یعنی تا پایان مقاله حسینی‌فر و دیگران به روشنی دید، و نکته جالب دیگر در این سرقت آن است که سارق و عامل این مقاله‌سازی تنها به سرقت از مقاله «در جست‌و‌جوي خدمت و خيانت در تاريخ …» بسنده نکرده، و با هنرمندی! از یک مقاله دیگر نگارنده با عنوان «تاريخ‌نگاري ناسيوناليستی معاصر ايران و پایه‌گذاری اوهام تاریخی مقدس» (ماه‌نامه فرهنگی تحلیلی سوره اندیشه، شماره 50 و 51، تابستان 1390) نیز جملاتی را برداشته و با جملات مقاله پیشین من تلفیق کرده و به نام خود آورده است!
مطالعه مقاله آقای حسینی‌فر به وضوح نشان می‌دهد که تقریباً تمام مطالب این به اصطلاح مقاله و در اصل مقاله‌سازی و تولید «تطویلات لاطائل»، با «کپی- پیست» از روی منابع و نوشته‌های دیگران جمع‌آوری شده است؛ تنها مایه تعجب و حیرت نگارنده در این است که آن به اصطلاح مؤلف مقاله در مورد تقریباً همه مطالب کپی‌شده به منابع مورد رجوع‌اش ارجاع داده است، اما چرا به هیچ عنوان حاضر نشده در پیشینه تحقیق‌اش نامی از نگارنده و مقاله‌ام به عنوان اصلی‌ترین منبع الهام موضوع و سرقت مضامین و اصطلاحات آن به میان آورد؟ و از آن پرسش‌برانگیزتر، چرا حاضر نشده ضمن کپی مضحک بعضی منابع مذکور در کتابنامه مقاله نگارنده، هیچ ارجاعی به مطالبی که عیناً از مقاله نگارنده کپی کرده است، بدهد؟
در حقیقت و ظاهراً تنها مطالب بدون ارجاع مقاله آقای حسینی‌فر مطالبی است که از دو مقاله نگارنده برداشته شده و به عنوان حاصل قلم مؤلف مذکور آمده است!، و بر این اساس به نظر می‌رسد تنها فرد مورد سرقت واقع شده، شخص نگارنده است، احتمالاً به این دلیل که یا دیواری کوتاه‌تر از دیوار من پیدا نکرده، و یا ذکر نامی از نگارنده برای ایشان بس سخت و دشوار بوده است!
****
چنان که ذکر شد، پس از نگارش این یادداشت، آقای دکتر علی سالاری شادی پاسخی را برای نگارنده یادداشت فوق ارسال کردند که از باب انجام وظیفه اخلاقی و علمی نسبت به ایشان و سایر همکاران ارجمندی که به ناگزیر نام‌شان در این مطلب ذکر شده، عیناً در ادامه می‌آید. با این توضیح که خانم دکتر منیژه صدری و دکتر معصومه قره‌باغی هم نظیر همین مطلب را به اطلاع نگارنده رساندند:
بسم الله الرحمان الرحیم
جناب آقای دکتر طرفداری
با عرض سلام و تحیات
احتراماً، در راستای مرقومه شکوه‌آمیز حضرتعالی درباره انتحال‌گونه مقاله جناب‌تان تحت عنوان «در جست‌وجوی خدمت و خیانت در تاریخ (بررسی تأثیر ناسیونالیسم بر تاریخ‌نگاری ایران از دوره قاجاریه تا پایان حکومت پهلوی اول) که توسط دانشجویی به نام آقای حسینی‌فر تحت عنوان «تأثير فرهنگ و تمدن غرب در باستان‌گرایی و پيدایش ناسيوناليسم قوم‌گرایانه در دوره رضا شاه پهلوی» که نام این‌جانب و برخی از همکاران محترم نیز در آن جزء هیئت تألیفی بود، به استحضار می‌رساند که این‌جانب هیچ اطلاعی از این مقاله و درج و چاپ آن نداشته‌ام و دانشجوی مذکور آن مقاله را برای بررسی نزد من نفرستاده بود. نویسنده مسؤل آن نیز نیستم، هرچند اطمینان دارم که برای نویسنده مسؤل هم ارسال نشده است. حتی امروز یعنی 12/10/1404 متوجه شدم که این مقاله مثلاً علمی و پژوهشی بوده است. چون این مقاله را از آن خود نمی‌دانستم و از آن در هیچ موردی هم استفاده نکرده‌ام و نیازی به آن نداشته‌ام.
ضمن اعلام انزجار خود از این رویه غیرمسؤلانه و خلاف اخلاق دانشجوی مذکور، و از هر گونه دخل و تصرف و استنساخ از نوشته حضرتعالی بی‌اطلاع بوده‌ام، و در ضمن اصلاً تا همین روز مقاله حضرتعالی را ندیده‌ام. متاسفانه وقتی اصرار می‌شود که نام اساتید در جنب نام دانشجو برای دفاع قرار گیرد، باید منتظر چنین مواردی بود. با این حال ضمن عذرخواهی از اهل علم و دانش که به خصوص حضرتعالی را نیز شامل می‌گردد، هر گونه نقش خود را در این مقاله رد می‌نمایم. با دانشجو نیز تماس حاصل شد و ضمن اعتراض شدید به او، ناخرسندی خود را اعلام داشتم و محض اطمینان بیش‌تر مقاله حضرتعالی با آن مقاله (عصر روز 12/10/1404) مقایسه کردم و بیش از 40% آن متأسفانه برگرفته از آن است، بدون آن که کوچک‌ترین اشاره‌ای در متن یا در کتابنامه به نوشته حضرتعالی باشد که شدیداً نگران کننده، و نادیده‌انگاری زحمت شما محقق محترم بود که بس ناجوانمردانه است. من متعجبم از داوران محترمی که مقاله را داوری، متوجه این وضعیت نشده‌اند. البته با توجه به این که ارجاع‌های مقاله شما را نیز به عنوان ارجاع خود آورده، تشخیص آن کمی مشکل است، هر چند کلیت مقاله دانشجو هم ضعیف و کلیشه‌ای، با نقل‌قول‌های طولانی است. متأسفانه همان گونه که جناب‌تان متذکر شده است، این شیوه گویا دیگر تبدیل به پدیده‌ای شده است. هرچند این پدیده هزاران سال است که رواج دارد، و مسعودی در بیش هزار سال پیش از آن شکایت کرده است که محض حسن ختام آن را نقل می‌کنم: «در این کتاب به تفصیل به اجمال آوردیم … هر که چیزی از معانی آن را تحریف کند یا قسمتی از آن را تغییر دهد یا نکته‌ای را از آن محو کند یا به دیگری نسبت دهد یا بیفزاید، از هر ملت و فرقه باشد غضب و ….» (مسعودی، مروج الذهب، 1374، ترجمه پاینده، انتشارات علمی و فرهنگی، ج 2، ص 772).
با تشکر علی سالاری شادی
12/10/1404

از داوطلبی تا اثرگذاری: آنچه مشارکت جمعی به من آموخت

زندگی دانشجویی، فراز و نشیب‌های یک دانشجوی علاقه‌مند به مشارکت حرفه‌ای و غلبه بر ده‌ها چالش
مقطع کارشناسی؛ حلقه کتابخوانی، و سیر مطالعاتی کتب شهید مطهری
سال‌های تحصیلی (91-94) مقطع کارشناسی در دانشگاه شهید چمران اهواز با وجود آنکه انجمن علمی دانشجویی گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه شهید چمران اهواز بسیار فعال بودند. اما من هیچ گاه افتخار همکاری با انجمن علمی دانشجویی گروه را نداشتم. دلیل خاصی برای عدم همکاری نداشتم. اما در تشکل‌های دانشجویی دانشگاه که بزرگ‌ترین و فعال‌ترین تشکل دانشجویی سراسر کشور بود. در بخش علمی، فرهنگی همکاری زیادی داشتم. در واقع شروع مشارکت جمعی دانشگاهی من در بخش علمی، فرهنگی تشکل دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز بود. کتاب‌های شهید مطهری بسیار مفهومی و برای یک دانشجوی کارشناسی در حوزه میان‌رشته‌ای خیلی قابل درک نبود. به همین دلیل چون مشتاق یادگیری بودم، از طریق تشکل دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز در ایام تعطیلات تابستان من و چند نفر دیگر از دوستان در دوره‌های سیر مطالعاتی کتب شهید مطهری، با تدریس استادان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام شرکت می‌کردیم. سپس در بخش علمی، فرهنگی تشکل دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز طی 4 سال در خوابگاه دانشجویی با مدیریت حلقه‌های کتابخوانی با موضوع زنان و خانواده، همچنین سیر مطالعاتی کتب شهید مطهری و بروزرسانی برد دانشکده با موضوعات جذاب و چالشی علمی، فرهنگی فعالیت می‌کردم.
ترم یک دوره کارشناسی انجمن علمی دانشجویی گروه با مدیریت دکتر فرج‌پهلو مراسم روز کتاب و کتابخوانی یعنی 24 آبان ماه 1391 در آمفی تئاتر دانشکده برگزار کردند. مراسم بسیار جالبی بود. تمام استادان گروه ازجمله؛ شادروان دکتر زاهد بیگدلی، دکتر مرتضی کوکبی، دکتر عبدالحسین فرج‌پهلو، دکتر حمید معرف‌زاده، دکتر غلامرضا حیدری، و دکتر فریده عصاره حضور داشتند. انتخابات انجمن علمی دانشجویی گروه در همان مراسم برگزار شد. مهمان ویژه آن روز دکتر سعید رضائی‌شریف‌آبادی بود. شوق و ذوق دانشجویان بسیار بالا بود. دکتر رضائی‌شریف‌آبادی با چهره خندان بعد از سلام با حضار، در ابتدای صحبت‌های خود گفت: بسیار خوشحال هستم که در جمع پرشور و نشاط دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز هستم. با این جمله، صدای کف و هورا در آمفی تئاتر بیشتر شد. آن روز اولین باری بود که دکتر رضائی‌شریف‌آبادی را دیدم. جذب چهره خندان و مهربان ایشان شده بودم.
دوره کارشناسی از ترم سوم به بعد شاگردی دکتر فرج‌پهلو را تجربه کردم. ایشان بیشتر از هر چیزی توانمند در مدیریت بسیار عالی گروه آموزشی بویژه حفظ همدلی و هماهنگی انجمن علمی دانشجویی گروه بودند. دکتر فرج‌پهلو از دانشجویانی که کار فردی انجام می‌دادند خیلی استقبال نمی‌کرد. به شدت موافق کار جمعی و انجمن علمی دانشجویی گروه تحت نظر ایشان بسیار فعال بود.

یک سال قبل از مقطع کارشناسی ارشد؛ شروع فعالیت رسانه‌ای
از آنجایی که از دوران کودکی علاقه زیادی به نوشتن داشتم. بعد از اتمام دوره مقطع کارشناسی رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی در اسفند ماه سال 1394 به این نتیجه رسیدم که نیاز به نوشتن و مهارت در آن در دانشگاه تامین نشد. تصمیم گرفتم دوباره به نوشتن ادامه بدهم. به دنبال چاره بودم. اوایل تابستان 1395 به طور اتفاقی روزنامه آفتاب را در شهرستان کوهدشت در استان لرستان محل زندگی برای مطالعه دیدم. چند بار ورق زدم. متوجه شدم. برخلاف برخی روزنامه‌ها سوگیری ندارد. همچون اعضای خانواده طرف‌دار هیچ کدام از جناح‌های شهر نبودم. به همین دلیل به دنبال رسانه‌ای بی‌طرف بودم. اطلاعات تماس مدیر مسئول روزنامه آفتاب را برداشتم. حسین ناصری، با ایشان تماس گرفتم. در مورد علاقه خودم در نوشتن و پیشنهاد همکاری با ایشان در روزنامه را مطرح کردم. با توجه به اینکه کارمند دانشگاه آزاد شهرستان کوهدشت بود از من خواست فردای همان روز حضوری در دانشگاه ایشان را ملاقات کنم. در صحبت حضوری ایشان در مورد “پایگاه خبری تحلیلی وهار” صحبت کردند. به دلایلی روزنامه به تازگی به وب‌سایت تبدیل شده بود. از همان روزهای اول شروع به نوشتن مصاحبه و گزارش از سوژه‌های شهرستان کوهدشت کردم. ایشان مطالب مرا ویرایش می‌کرد. با این کار من در نوشتن به صورت عملی به یک خبرنگار که در حال آموزش است تبدیل شدم. به یک سال نرسید از مطالب من در سطح شهر وگاهی در کل استان لرستان استقبال می‌شد. از آنجایی که نوشته‌های من در جهت حل مشکلات اجتماعی شهرستان کوهدشت بود، به عنوان دبیر سرویس اجتماعی “پایگاه خبری تحلیلی وهار” انتخاب شدم. حسین ناصری، در حال حاضر معلم آموزش و پرورش شهرستان کوهدشت، همچنین دانشجوی دکتری مدیریت رسانه در دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف‌آباد در استان اصفهان مشغول به تحصیل هستند. سال 1395 در کنار فعالیت رسانه‌ای برای کنکور کارشناسی ارشد آماده شدم. مهر ماه 1396 وارد مقطع کارشناسی ارشد، گرایش مدیریت اطلاعات دانشگاه الزهرا تهران شدم.
کارشناسی ارشد
اولین مشارکت جمعی حرفه علم اطلاعات عضویت در تیم روابط عمومی سومین کنگره متخصصان علوم اطلاعات
در آبان ماه ترم آخر دوران کارشناسی سال 1394 دکتر فرج‌پهلو به علت حضور در اولین کنگره سالانه متخصصان علوم اطلاعات در دانشکده حضور نداشت. پوستر کنگره سالانه را در پشت درب اتاق ایشان دیدم. تا این حد از کنگره سالانه متخصصان علوم اطلاعات آگاهی داشتم. اما در دوران کارشناسی ارشد حضور در کنگره و عضویت در تیم اجرایی را تجربه کردم. آموخته‌هایی که شاید کمتر دانشجویی تجربه کرده باشد.
ترم یک دوران کارشناسی ارشد آبان ماه سال 1396 مصادف بود با برگزاری سومین کنگره سالانه متخصصان علوم اطلاعات. دبیر علمی کنگره دکتر سعید رضائی‌شریف‌آبادی، و دبیر اجرایی سید ابراهیم عمرانی بودند.
دو هفته قبل از برگزاری کنگره سالانه، در کلاس درس روش‌های بازنمایی اطلاعات، از دکتر رویا برادر درخواست کردم در مورد کنگره و محتوای آن توضیح بدهند. دوست داشتم بیشتر در مورد کنگره بدانم. دکتر برادر علاوه بر بحث علمی کنگره از تجربه کارهای اجرایی خود در دوران دانشجویی و شرکت در همایش‌ها به همراه دکتر رضائی‌شریف‌آبادی صحبت کردند. دکتر برادر به ما گفت: سعی کنید در کارهای اجرایی کنگره شرکت کنید. با این همایش‌ها در بین استادان سراسر کشور شناخته می‌شوید. این آشنایی به آینده شغلی شما بسیار کمک می‌کند.
آن ایام در گروه‌ تلگرامی رشته که تحت نظر انجمن علمی دانشجویی گروه آموزشی دانشگاه الزهرا بود. فراخوان عضویت در تیم اجرایی کنگره سالانه را رویت کرده بودم. چون از دوران کودکی علاقه‌مند به مشارکت جمعی بودم. قصد همکاری با کنگره سالانه را داشتم. اما با صحبت‌های دکتر برادر مشتاق‌تر شدم. آن روزها دومین سال فعالیت رسمی من در حوزه رسانه بود. به همین دلیل با توجه به علاقه و استعدادم تیم روابط عمومی کنگره سالانه را انتخاب کردم. مدیریت تیم روابط عمومی با دکتر مهرناز خراسانچی بود. ایشان در گروه‌ تلگرامی دانشگاه الزهرا فعالیت داشتند. از طریق پست‌های اشتراکی و پروفایل تلگرام تا حدی او را می‌شناختم. اما با شروع همکاری در تیم روابط عمومی ایشان را بیشتر شناختم. جهت تهیه گزارش و اخبار نشست‌های کنگره سالانه، عضو گروه تلگرامی تیم روابط عمومی شدم. از همان ابتدا متوجه دقت و سخت‌گیری دکتر خراسانچی نسبت به نظم و کیفیت کار تیمی شدم. دو روز برگزاری سومین کنگره سالانه بسیار شلوغ بود. با دوستان دوره کارشناسی که در دانشگاه‌های سطح تهران در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل بودند دیداری تازه کردم. دیدار با استادان دوران کارشناسی و آشنایی با سایر استادان دیگر دانشگاه‌ها ازجمله مزیت‌های آن دو روز کنگره سالانه متخصصان علوم اطلاعات بود. برای اولین بار با استادانی همچون دکتر نورالله مرادی، دکتر فریبرز خسروی، دکتر رحمت‌الله فتاحی، دکتر محمد حسن‌زاده، خانم نوش آفرین انصاری و …. حضوری با آن‌ها آشنا و صحبت می‌‌کردم. در حالی که تا آن روز با همین افراد مطرح حرفه علم اطلاعات، در حد مطالعه کتاب‌هایشان آشنا بودم.
شاغل شدن و از دست دادن فرصت حضور در محیط دانشگاه و مشارکت جمعی حرفه
اوایل دوره کارشناسی ارشد حس می‌کردم چون وارد دوره تحصیلات تکمیلی شدم باید استقلال مالی داشته باشم. همچنین آموخته‌های دانشگاهی را به صورت عملی در محیط کار پیاد‌سازی کنم. به همین دلیل از طریق یکی از دوستان همشهری خودم که در کتابخانه عمومی تهران مشغول به کار بودند به دکتر امیدعلی مقیمی رئیس کتابخانه شاه‌عبدالعظیم حسنی معرفی شدم. کار در کتابخانه شهری ری به صورت کارورزی و آشنایی با فرایند عملی آموخته‌های دانشگاهی بود. تقریبا یک ماه در کتابخانه شاه‌عبدالعظیم حسنی به صورت کارورز فهرست‌نویسی فاپا انجام می‌دادم. سپس اواخر آبان ماه در بخش فیپا و فاپای سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایرانبه عنوان فهرست‌نویس به صورت قراردادی شروع به کار کردم. دو روز در هفته کلاس آموزشی داشتم اما سایر روزها از ابتدای آذرماه سال 1396 تا اواسط اردیبهشت ماه سال 1397 یعنی اواخر ترم دوم کارشناسی ارشد مشغول به کار شدم. تا شش ماه فهرست نویسی فیپا و سپس فاپا انجام می‌دادم. ظرف شش ماه متوجه شدم نه تنها استقلال مالی در کار نیست بلکه فرصت حضور در محیط دانشگاه را هم از دست داده‌ام. تنها مزیت آن شش ماه، تجربه عملی آموخته‌های دروس سازماندهی اطلاعات بود. به همین دلیل بعد از شش ماه دیگر قرارداد را تمدید نکردم. مسئول شرکت هم مبلغ سه ماه زحمتم را پرداخت نکرد! چون فرصت حضور در دانشگاه را از دست داده بودم با خود می‌گفتم: باید حقم را بگیرم. چندین بار تلفنی و حضوری با مسئول شرکت صحبت کردم. اما هر بار با بهانه‌های مختلف از واریز مبلغ خودداری کرد. دیگر پیگیر آن نشدم.
نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در اردیبهشت ماه 1397 شروع دوباره مشارکت جمعی در محیط دانشگاه
از اواسط اردیبهشت ماه سال 1397 در گروه تلگرامی دانشگاه الزهرا پست‌های مربوط به نشریه علمی دانشجویی پیک دانش (پیک کتابداری سابق) را می‌دیدم. تصمیم گرفتم در نشریه پیک دانش فعالیت موثر داشته باشم، باز هم با توجه به استعداد و علاقه‌ام یعنی همان نوشتن و خواندن. اواخر اردیبهشت ماه با حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، مصاحبه‌ای جامع با سه ناشر معتبر رشته (کتابدار، چاپار، سمت) ترتیب دادم. هدفم مصاحبه‌ای پرمحتوا و انتشار آن در نشریه پیک دانش به عنوان اولین نوشته‌ام بود. به همین دلیل برای تدوین سوالات مصاحبه با دکتر رضائی‌شریف‌آبادی صحبت کردم. ایشان چندین سوال پرمحتوا را برایم تدوین کردند. با حضور در غرفه سه ناشر با استاد حمید محسنی و آقای موسی محمدی و آقای حسین‌زاده مصاحبه را تهیه و تدوین کردم. متن مصاحبه را برای ملیکا خرمشکوه مدیر مسئول نشریه ارسال کردم. از ملیکا خواستم تا یک ویژه‌نامه با محتوای نمایشگاه بین‌المللی کتاب منتشر کند. ایشان از پیشنهاد من استقبال و آن را عملی کردند. بعد از تجربه کار تیمی روابط عمومی سومین کنگره سالانه متخصصان علوم اطلاعات در ترم یک کارشناسی ارشد، انتشار متن مصاحبه با سه ناشر، در ویژه‌نامه نشریه علمی دانشجویی در ترم دوم کارشناسی ارشد، اولین حضور مشارکت جمعی من در حرفه علم اطلاعات در محیط دانشگاهی بود. بعد از انتشار مصاحبه باز هم با نوشته‌های گوناگون در دیگر شماره‌های نشریه پیک دانش به عنوان عضو هیئت تحریریه فعالیت مستمر داشتم.

برگزاری خودجوش کارگاه ویراستاری در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
در همان ایام نمایشگاه کتاب تهران سال 1397 یک پست تبلیغاتی مربوط به برگزاری دوره کامل ویراستاری در فضای مجازی دیدم. چون به نوشتن علاقه داشتم، مشتاق بودم نوشته‌هایم را بیشتر سروسامان بدهم. جهت ثبت‌نام با مرکز آموزشی ویراستاری تماس گرفتم. آن‌ها به من گفتند اگر تعداد شرکت‌کنندگان زیاد باشد کارگاه یک هفته دیگر برگزار و هزینه را به صورت گروهی کمتر حساب می‌کنند. با دوستانم در بخش فیپا و فاپای سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران صحبت کردم. دکتر سپیده فهیمی‌فر در ترم دوم کارشناسی ارشد به عنوان استاد مدعو درس ذخیره و بازیابی اطلاعات برای ورودی ما در دانشگاه الزهرا تدریس می‌کردند. در مورد برگزاری کارگاه ویراستاری با ایشان هم صحبت کردم. دکتر فهیمی‌فر از اینکه بدنبال یادگیری مهارت هستم بسیار استقبال کردند. حتی در این مورد با تمام دوستان کلاس هم صحبت کردند. ایشان خاطرنشان کردند که سرفصل‌های درسی تغییر کرده‌اند. دانشجو باید به دنبال یادگیری مهارت جدید برای آینده شغلی خود باشد. صرفا به آموزش‌های کلاسی اکتفا نکنیم. دکتر فهیمی‌فر با یکی از دانشجویان خود در دانشگاه تهران که دوست من هم بود هماهنگ کردند تا کارگاه ویراستاری در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران برگزار شود. کارگاه ظرف دو ماه در دانشگاه تهران برگزار شد. تمام تمرین‌های کارگاه را مرتب انجام می‌دادم. به طور تخصصی وارد فاز ویراستاری شدم. نوشته‌های خودم و دیگران را بارها می‌خواندم، و ویرایش می‌کردم.
تابستان 1397 با چاشنی نوشتن و ویراستاری نشریه پیک دانش (پیک کتابداری سابق) و نشریه شناسه
با توجه به اینکه عضو هیئت تحریریه نشریه پیک دانش بودم در فصل تابستان به ملیکا خرمشکوه پیشنهاد دادم که می‌توانم علاوه بر عضو هیئت تحریریه نشریه، ویراستار نشریه هم باشم. ملیکا از پیشنهاد من استقبال کرد. تابستان تمام مطالب نشریه را ویراستاری می‌کردم. دوست داشتم بیشتر به پویایی نشریه کمک کنم. به همین دلیل از علی‌رضا خواهرزاده‌ام که فارغ‌التحصیل کارشناسی ارتباط تصویری از دانشگاه شوشتر اهواز بود درخواست کردم یک کاریکاتوریست حرفه‌ای برای طراحی کاریکاتور هر شماره نشریه پیک دانش به من معرفی کند. علی‌رضا از بین همکلاسی‌های خودش یک نفر را به من معرفی کرد. “سمانه شیری‌دهکردی”. سمانه طراحی بسیار دقیق و حرفه‌ای بود. برای هر شماره نشریه مطابق با موضوع مدنظر نشریه کاریکاتور طراحی می‌کرد.
در ایام تابستان در حالی که مشغول مطالعه برای انتخاب موضوع و نوشتن پروپوزال بودم. اواخر تیر ماه 1397 از طریق گروه تلگرامی دانشگاه، پستی مبنی بر فعالیت داوطلبانه در نشریه شناسه توجه مرا به خود جلب کرد. با جستجو قدری سایت نشریه را نگاه کردم. متوجه شدم که نشریه نه آنقدر در انحصار استادان است، و نه در انحصار دانشجو. بلکه تلفیقی از این دو به نظر می‌رسید. از اینکه اعضای هیئت تحریریه آن استادان برجسته حرفه بودند بسیار خوشحال شدم. فرصت را غنیمت شمردم. با گروه تلگرامی اعضای نشریه شناسه همراه شدم. دکتر محمد زره‌ساز و دکتر رضا رجبعلی‌بگلو شروع به صحبت و از تمام اعضای گروه درخواست کردند که خودشان را معرفی کنند. از دانشگاه‌های مختلف سطح تهران علاوه بر دانشجویان، فارغ‌التحصیلان هم در گروه حضور داشتند. چند روزی گذشت. دکتر بگلو در گروه فراخوان زدند که قصد دارند تمام شماره‌های منتشر شده نشریه شناسه را به صورت کامل در قالب کتاب جمع‌آوری کنند. از آنجایی که بیشتر دوست داشتم در مورد محتوای نشریه شناسه بدانم اعلام آمادگی کردم. ظرف یک هفته کل شماره‌های نشریه را به صورت دسته‌بندی مرتب و تنظیم شده در فضای (Microsoft Word) آماده و ویراستاری کردم. چند ماه بعد ثمره این کار تولید کتاب با محتوای نشریه شناسه و به‌عنوان دستاورد در غرفه نشریه شناسه در چهارمین کنگره سالانه متخصصان علوم اطلاعات یعنی آبان ماه 1397 رونمایی شد. با دیدن کتاب‌ها در غرفه نشریه شناسه در کنگره بسیار خوشحال شدم اما انتظار داشتم حداقل اسم من به‌عنوان گردآورنده در کتاب منتشر شود. اما اثری از اسم من نبود!!! ثمره این کار تنها تولید کتاب نبود. بلکه باعث شد من به تمام جزئیات نشریه مسلط شوم. ذهنم را آماده تولید ایده‌های متفاوت برای نشریه شناسه کرده بودم.
مدیر مسئول و سردبیر نشریه پیک دانش و تدوین برنامه راهبردی در سطح بین‌الملل
از ابتدای مهرماه سال تحصیلی 1397، برابر با ترم سوم کارشناسی ارشد در کنار فعالیت در دروس آموزشی دانشگاه، افزون بر فعالیت پیوسته در نشریه پیک دانش، با ارائه ایده‌های متفاوت در کانال نشریه شناسه به همراه آقای ایمان نریمانی که رابط اعضای نشریه شناسه با دکتر زره‌ساز بودند تولید محتوا می‌کردم. ایده‌های من در جهت ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی بودند. برای نمونه، تولید پادکست با عنوان رادیو شناسه، معرفی فیلم‌های تولید شده خارج از کشور، نگارش یادداشت مطابق کاریکاتورهای علمی، فرهنگی و ….
همچنین یک روز در هفته به عنوان عضو اجرایی چهارمین کنگره سالانه جهت انجام کارهای اجرایی در دبیرخانه کنگره در پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) حضور پیدا می‌کردم. دبیر علمی کنگره چهارم دکتر رحمت‌الله فتاحی و معاون علمی ایشان دکتر محمد زره‌ساز و دبیر اجرایی سید ابراهیم عمرانی بودند. چون در کنگره سوم و چهارم به عنوان عضو اجرایی حضور داشتم پس از پایان چهارمین کنگره سالانه، به راحتی در ذهنم دو کنگره را ارزیابی کردم. نقاط قوت و ضعف به خوبی قابل تشخیص بود.
اواخر آبان ماه دقیقا بعد از برگزاری چهارمین کنگره متخصصان علوم اطلاعات، در گروه تلگرامی نشریات دانشجویی کشور محتوای پستی مبنی بر برگزاری دوره آموزشی-مهارتی کارسانه در خبرگزاری دانشجو توجه مرا به خود جلب کرد. ابتدا باید پیشینه رسانه‌ای افراد متقاضی بررسی می‌شد. سپس بعد از غربالگری افراد انتخاب شده به صورت رایگان حق شرکت در دوره تحت نظر استادان برجسته خبرگزاری‌های سطح تهران آموزش داده می‌شدند. رقابت بین تمام دانشجویان دانشگاه‌های سطح تهران بود. سابقه رسانه‌ای من در آن زمان 3 سال بود. به همین دلیل مجاز به شرکت شدم. دوره یک ماهه و دو روز در هفته تشکیل می‌شد. بعد از اتمام دوره از 3 نفر اول تقدیر شد. آن 3 نفر فرصت همکاری به صورت رسمی در خبرگزاری دانشجو را داشتند. من توانستم رتبه سوم دوره را کسب کنم. به همین دلیل بعد از امتحانات دی ماه به مدت 6 ماه مستمر با خبرگزاری دانشجو همکاری کردم.
دی ماه همان سال یعنی 1397، ملیکا خرمشکوه به دلیل اینکه از دوره کارشناسی فارغ‌التحصیل شده بود مدیریت نشریه پیک دانش (پیک کتابداری سابق) را به من سپرد. در فعالیت‌های علمی دانشجویی یا مسئولیت نمی‌پذیرم یا اگر بپذیرم مسئولیت را در سطح بین‌الملل مدیریت می‌کنم. برای همین با تمام وجودم وقت و انرژی صرف مسئولیت می‌کنم. نشریه پیک دانش تا آن زمان که 19 سال از سابقه آن سپری شده بود در کارنامه خود کسب مقام در جشنواره حرکت داخلی نشریات دانشگاه الزهرا و اتحادیه انجمن‌های علمی-دانشجویی (ادکا) را به همراه داشت. به این موفقیت‌ها افتخار می‌کردم. اما کافی ندیدم. به همین دلیل آرمان‌های بین‌المللی برای نشریه مدنظر گرفتم.
بعد از امتحانات دی ماه، و پیگیری مستمر پایان‌نامه در کنار استاد راهنمای پایان‌نامه‌ام دکتر امیر غائبی، در اولین گام مدیریت نشریه، در کنار بستن تیم با محوریت دانشجویان دانشگاه الزهرا، فراخوان همکاری سراسری منتشر کردم. افزون بر آن، از طریق ارتباطاتی که با سایر دوستان در دانشگاه‌های سراسر کشور و همچنین همکاران رسانه‌ای از افرادی که توانمندی خاصی در تولید محتواهای متعدد داشتند دعوت به همکاری در نشریه کردم، مانند زهره کاظم‌زاده طنزپرداز نشریه که دانشجوی کارشناسی رشته رسانه در دانشکده رسانه تهران بود. زهره عضو تحریریه در بخش طنز مطبوعات و برنامه‌های رادیو تلویزیون، صدا و سیمای کشور مشغول به کار بود. ایشان در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد روزنامه‌نگاری رادیو و تلویزیون، دانشگاه علامه طباطبایی و همچنان مشغول فعالیت رسانه‌ای است. برخی اعضای خارج از دانشگاه الزهرا به اختیار به تیم نشریه پیوستند. مانند زهراسادات ریحانی دانشجوی کارشناسی علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه قم، که اینفوگرافیست نشریه شد. زهراسادات در حال حاضر به‌عنوان گرافیست یک شرکت در شهر قم، و همچنین کارشناس نشریات دانشکده صداوسیمای قم مشغول به کار است. همچنین مبینا دربهشتی دانشجوی کارشناسی علم اطلاعات و دانش‌شناسی قم، که کاریکاتوریست نشریه بود. مبینا در حال حاضر دانشجوی دکتری گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه اصفهان، و در بخش کودک نهاد کتابخانه عمومی قم مشغول به کار است. همچنین نسرین رضائی دانشجوی کارشناسی گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه قم، که در حال حاضر از مقطع کارشناسی ارشد فارغ شده است. به‌عنوان عضو هیئت تحریریه با ما همکاری می‌کردند. سه نفر دانشجوی همکلاسی که با هم به طور خودجوش به تیم نشریه پیوستند. این سه همکلاسی را قبل از همکاری و در طول همکاری هیچ گاه ملاقات نکردم. اما از تولید محتوای آن‌ها و حتی اخلاق کار جمعی آن‌ها به هیچ وجه نگران نبودم. از بس کار هر سه نفر دقیق و حرفه‌ای بود.
هاجر خدایی دانشجوی کارشناسی علم اطلاعات و دانش¬شناسی، دانشگاه خوارزمی در کلاس درس با توضیحات دکتر زره‌ساز در مورد فعال بودن نشریه پیک دانش اشتیاق همکاری با ما پیدا کرده بود. به همین دلیل با توجه به استعداد خود به طور خودجوش با انتشار نثر در چندین شماره به تیم نشریه پیوست. کوثر رستمی‌چهارقلعه، دانشجوی کارشناسی ارشد گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه الزهرا در شعبه ارومیه مشغول به تحصیل بودند به طور خودجوش به تیم نشریه پیوستند. کوثر مقالات مروری، که نیازی به ویرایش نداشته باشند، برای تمام شماره‌های نشریه می‌نوشتند. زهرا نیک¬بخت دانشجوی کارشناسی ارشد گرایش مطالعات آرشیوی دانشگاه الزهرا با شعرها و نثرهای دلنشین خود انرژی خاصی به نشریه پیک دانش تزریق می‌کرد. سمانه شیری‌دهکردی کاریکاتوریست نشریه، بعد از 9 ماه از همکاری با من به دلیل مشغله و دریافت دستمزد از همکاری با نشریه انصراف داد به هرحال سمانه هم رشته ما نبود من هم انتظار دغدغه حرفه را از ایشان نداشتم. اما از آنجایی که نشریه دو کاریکاتوریست داشت جای نگرانی نبود مبینا دربهشتی کاریکاتوریست نشریه همچنان دغدغه‌مند و بدون دریافت دستمزد به کار خود ادامه داد.
با وجود اینکه چند سال از فعالیت رسانه‌ای من گذشته بود، و همچنان فعال رسانه‌ای بودم اما باز خودم را کافی ندیدم. نیاز به تقویت مهارت‌های خود جهت ارتقاء نشریه در سطح بین‌الملل داشتم. به همین دلیل با استادان مطرح کشور در بخش نشریات دانشجویی، از طریق خبرگزاری دانشجو جهت یادگیری بیشتر تعامل می‌گرفتم. در کارگاه‌های استادان برجسته شرکت می‌کردم. نشریات منتشر شده را جهت ارزیابی در اختیار آن‌ها قرار می‌دادم. هدفم تولید نشریه با محتوای متنوع برای جریان‌سازی حرفه علم اطلاعات بود. تنها نگارش علمی مدنظرم نبود بلکه طنز، شعر، کاریکاتور، اینفوگرافی، یادداشت، مصاحبه، گزارش، مقاله فارسی و انگلیسی، معرفی کتاب در بیشتر شماره‌ها رعایت می‌شد.
تغییر نام پیک کتابداری به پیک دانش؛ اولین چالش مدیریتی
از آنجایی که اسم رشته تغییر کرده بود نام نشریه را با مشورت استادان گروه و کارشناس نشریات معاونت دانشجویی زهرا وزیری به پیک دانش تغییر اسم دادم. برخی دوستان محترم خارج از تیم نشریه، تغییر اسم نشریه را فرصتی برای سنگ‌اندازی تلقی کردند درحالی که در جریان کامل تغییر اسم بودند. فضای گفتمان برای آن‌ها مهیا بود. اما موج اعتراضات آن‌ها در گروه تلگرامی دانشگاه به صدا در آمد. با اولین چالش در مسئولیتی که پذیرفته بودم روبرو شدم. حل چالش نیاز به آرامش و مدیریت تیم داشت. چون نوع چالش متفاوت بود. به همین دلیل مسئله به خوبی حل شد. به دور از حواشی اولین شماره نشریه، فصلنامه زمستان در اسفندماه 1397 منتشر شد.
همانند سایر نشریات علمی دانشجویی، می‌توانستم با انتشار یک فصلنامه که در کل سال 4 شماره بیشتر نمی‌شد رفع تکلیف کنم. اما از آنجایی که نشریه یک رسانه و در واقع بهترین جایگاه برای جریان‌سازی در حرفه علم اطلاعات و دانش‌شناسی محسوب می‌شد. تصمیم گرفتم با یک چشم‌انداز برای یک سال آینده نشریه، برنامه راهبردی تنظیم کنم، انتشار شماره‌هایی که در سطح بین‌الملل قابل ارزیابی باشند. به نحوی که مطالب نشریه پیک دانش، مخاطبان از اقشار مختلف را جذب خود کند.
شش ماه از فعالیت نشریه گذشت، افزون بر انتشار فصلنامه و ویژه‌نامه‌های متفاوت، کارگاه روزنامه‌نگاری برای دانشجویان دانشگاه الزهرا و خارج از دانشگاه برگزار می‌کردم. از آنجایی که مدیر مسئول و سردبیر نشریه بودم تک تک شماره‌ها بعد از فراخوان و دریافت محتوا، تمام مطالب را به تنهایی ارزیابی و ویراستاری می‌کردم. دانشجویان دانشگاه الزهرا به‌عنوان اعضای هیئت تحریریه نشریه تازه نفس بودند. آن‌ها را آموزش می‌دادم. هم از لحاظ نگارشی هم از لحاظ کار تیمی. در این میان همچنان برخی دوستان خارج از تیم نشریه سعی داشتند همدلی و هماهنگی تیم نشریه را مختل کنند. باز هم با آرامش تیم نشریه را به گونه‌ای مدیریت کردم که دوستان حامی بی نظمی به طور خودکار دست از بی نظمی برداشتند. آن‌ها متوجه شدند که حریف همدلی و هماهنگی تیم نشریه نیستند. خیلی برایم جالب بود. بعد از پایان مسئولیت من از نشریه، اعضای تیم نشریه به من گفتند با وجود اینکه تیم نشریه را به خوبی مدیریت می‌کردم اما متوجه شده بودند که برخی اعضای غیر از تیم سعی در بهم زدن نظم تیم را داشتند. این بازخورد اعضای تیم نشریه نشان از اعتماد کافی به من بود. در هر حال بی نظمی‌ها می‌توانست بر ادامه کار آن‌ها تاثیر منفی داشته باشد. اما خوشبختانه تمام اعضای تیم به مسئولیت خود وفادار بودند.
عضویت در شورای مرکزی کمیته ناظر نشریات دانشجویی دانشگاه الزهرا؛ دومین چالش مدیریتی
مطابق قوانین نشریات علمی دانشجویی، انتخابات کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی هر سال برگزار می‌شد. در ابتدای شروع مسئولیت من یعنی اسفندماه 1397 انتخابات برگزار شد. فقط مدیران مسئول حق نامزد شدن، و به همراه سردبیران حق رای در صندوق انتخابات داشتند. قبل از نامزد شدن در مورد مسئولیت‌های بعد از انتخابات با کارشناس نشریات صحبت کردم. به نظر می‌رسید جایی برای پیگیری مسائل علمی، فرهنگی نشریات باشد. من هم در انتخابات نامزد شدم. با توضیحاتم در باب فعال رسانه‌ای توانستم رای بیاورم. نتیجه انتخابات شامل دو نفر اصلی و یک نفر علی البدل. یک نفر دانشجوی دکتری رشته تاریخ که چندین سالی می‌شد عضو کمیته بود. من با اختلاف دو رای کمتر از ایشان عضو اصلی کمیته شدم. جلسات کمیته ناظر بر نشریات دو هفته یک بار و گاهی طبق نظر ریاست دانشگاه الزهرا و هیئت مدیره کمیته هر هفته برگزار می‌شد. اعضای کمیته شامل یک عضو هیئت علمی از گروه حقوق و علوم سیاسی، یک نفر نماینده نهاد رهبری در دانشگاه، سه نفر عضو هیئت علمی، و سه نفر دانشجو که دو عضو اصلی و یک عضو علی البدل بودیم. در راس همه اعضای کمیته، ریاست دانشگاه الزهرا دکتر مهناز ملانظری قرار داشتند. ریاست دانشگاه در جلسات کمیته شرکت نمی‌کردند اما گزارش تمام جلسات در اختیار ایشان قرار می‌گرفت. در پایان شش ماه اول فعالیت در نشریه، انتشار یک نشریه از سمت یکی از تشکل‌های دانشجویی دانشگاه الزهرا منجر به برگزاری هر هفته جلسه کمیته ناظر نشریات در معاونت دانشجویی شد. نشریه‌ای که در مقابل آن دانشجویان تشکل دیگری نسبت به محتوای آن معترض بودند کار را سخت کرده بود. اینجا بحث تفاوت نگرش در بین دو دسته دانشجویان جوان بود. که هیاهوی جوانی در محیط دانشگاه قدرت حل مسئله، بدون آسیب‌ زدن به همدیگر را از آن‌ها گرفته بود. البته انتشار نشریات بحث‌برانگیز در تمام دانشگاه‌های سطح کشور طبیعی بود. به عنوان وکیل دانشجویان حق دیدن محتوای نشریه را داشتم. وقتی محتوا را بررسی کردم متوجه شدم. که پشت نشریه و طیف مخالف نشریه فقط دانشجو نیست. بلکه افرادی حضور داشتند که در آن عرصه مویی سفید کرده بودند. از آنجایی که در دوره کارشناسی در تشکل دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز فعالیت داشتم، و همچنان از طریق مجمع ادوار با هم در ارتباط بودیم. تجربیات دوران کارشناسی در حل چالش کمیته ناظر نشریات به من کمک کرد.
دو طیف آبی و قرمز در مورد من به عنوان کسی که حق رای در کمیته نشریات دارد سوگیرانه تصمیم می‌گرفتند. طیف آبی تصور می‌کرد من قرمز هستم، و طیف قرمز هم فکر می‌کرد من آبی هستم! در حالی که من نه قرمز بودم نه آبی. تنها دانشجویی بودم با دغدغه علمی، فرهنگی و رسانه‌ای. وقتی با این چالش روبرو شدم. تازه فهمیدم عضویت در کمیته صرفا پیگیری مسائل و مشکلات علمی، فرهنگی نیست. بلکه بیشتر بحث جناح در کار است نه سیاست. با توجه به اینکه نمی‌خواستم دانشجو ضرر کند، و کوچک‌ترین خدشه‌ای به رتبه علمی دانشگاه وارد نشود ابتدا تصمیم گرفتم در جلسات مربوط به بررسی این نشریه شرکت نکنم تا آب از آسیاب بیفتد. اما ریاست دانشگاه الزهرا به طور اختصاصی برای من جهت شرکت در جلسه مربوط به این نشریه بحث‌برانگیز نامه ارسال کردند. به همین دلیل تصمیم گرفتم چالش را بدون آسیب به کیان دانشگاه حل کنم. روز جلسه رای خود را به صورت دو جانبه که به اصطلاح نه سیخ بسوزد نه کباب! مطرح کردم. چون بر این عقیده بودم. در این مورد همان اعضای اصلی هیئت مدیره کمیته باید پاسخگو باشند نه دانشجو! به هر حال آن‌ها هم بخاطر سمت‌های خود توان حل مسئله را داشتند. بالاخره این چالش ختم بخیر شد.
از اینکه کمیته ناظر نشریات دانشجویی صرفا جناح بازی تلقی می‌شد برایم خوشایند نبود. تصمیم گرفتم این دیدگاه را از بین ببرم به همین دلیل همچنان پیگیر مسائل و مشکلات علمی، فرهنگی تمام نشریات دانشجویی دانشگاه بودم. با تک تک مدیران مسئول تماس می‌گرفتم صحبت‌های آن‌ها را می‌شنیدم، و با انتقال به کارشناس نشریات مسائل را حل می‌کردیم. در برخی تماس‌های تلفنی با مدیران مسئول، از تماس من شگفت‌زده می‌شدند دلیل تعجب آن‌ها این بود تا به حال هیچ دانشجویی از کمیته ناظر نشریات دانشگاه پیگیر مسائل و مشکلات آن‌ها نبوده!!! برای من هم تعجب آور بود مگر سه نفر عضو دانشجویی در کمیته ناظر نشریات وظایفی برعهده نداشت!!!
برخی دانشجویان فعال در نشریات باز هم هیاهوی جوانی آن‌ها اجازه نمی‌داد حقیقت را واضح ببینند. این بار مسئله تامین بودجه چاپ نشریات دانشجویی مطرح شد. برخی دانشجویان با ایجاد سروصدا با کارشناس نشریات وارد چالش شدند تا حدی که ریاست دانشگاه هم مطلع شده بود. با توجه به ارتباط مستمری که با زهرا وزیری کارشناس نشریات دانشگاه داشتم از زحمات و حمایت همه جنابه‌ ایشان از دانشجویان به خوبی در جریان بودم خانم وزیری از آن دسته کارکنانی بود که برای رشد دانشجو تلاش می‌کرد. به همین دلیل با تهیه یک گزارش در بحث بودجه نشریات دانشجویی تمام دانشگاه‌های سطح تهران، تکلیف را روشن کردم. نتیجه گزارش ثابت کرد دانشگاه الزهرا تنها دانشگاهی است که از لحاظ تامین بودجه نشریات دانشجویی بهتر از سایر دانشگاه‌ها در سطح تهران عمل می‌کند، و اتفاقا بسیار حامی دانشجویان است. با انتشار گزارش در خبرگزاری دانشجو دیگر هیچ دانشجویی نسبت به بودجه نشریات معترض نشد.
در اواخر خردادماه 1398 انتخابات کمیته ناظر بر نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار شد. به دلیل حساسیت در انتخابات و جو سیاسی، انتخابات در یکی از موسسات فرهنگی شهرستان شهریار استان تهران برگزار شد. در این انتخابات فقط مدیران مسئول و سردبیران برخی تشکل‌ها و همچنین اعضای اصلی و علی البدل کمیته ناظر بر نشریات دانشگاه‌ها حق رای داشتند. با توجه به انتشار نشریه بحث‌برانگیز در چند ماه قبل در دانشگاه، و ایجاد جوی ناآرام در کمیته ناظر نشریات دانشگاه لازم دیدم دانشجویانی در وزارت خانه حضور داشته باشند که حامی دانشجویان و نگهبان رتبه علمی دانشگاه‌ها باشند. به همین دلیل صرفا جهت حق رای و انتخاب افراد شایسته در کمیته ناظر بر نشریات در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در این رویداد شرکت کردم. جو بسیار سیاسی و تنش‌زا بود. برای هر کدام از ما تریبون آزاد اندیشی با چند دقیقه زمان تعیین شده در حضور محمدهادی عسگری، معاون اداره کل فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم مدنظر گرفتند. از آنجایی که مدیریت نشریه علمی را بر عهده داشتم. نه تنها از کرسی آزاد اندیشی استفاده نکردم بلکه خودم را وارد هیچ گونه بحث و جدلی نکردم. در مورد نامزدهای انتخابات تحقیق کردم. در نهایت آقایان محمدرضا محمدی، دانشجوی کارشناسی حقوق از دانشگاه شاهد، که چندین سال از قبل پیگیر مشکلات نشریات دانشجویان بودند. ایشان پیشینه خوبی در حمایت نشریات دانشجویی داشتند و همچنین میلاد مفاخری دانشجوی کارشناسی مدیریت بازرگانی از دانشگاه پیام نور تهران که تازه‌وارد به عرصه نشریات اما حامی دانشجویان و روابط عمومی خوبی داشتند به عنوان اعضای اصلی کمیته ناظر بر نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری انتخاب شدند. من هم با توجه به تحقیقات به نفع این دو نفر رای خود را در انتخابات شرکت دادم. محمدرضا محمدی بعد از اتمام کارشناسی ارشد رشته حقوق و علوم سیاسی در دانشگاه تهران، در حال حاضر وکیل دادگستری در تهران هستند. میلاد مفاخری بعد از اتمام کارشناسی ارشد رفتار سازمانی در دانشگاه تهران، در حال حاضر مدیر منابع انسانی در یکی از شرکت‌های مدیریتی تهران مشغول به کار هستند.
“موجودی حساب کافی نیست”
معاونت فرهنگی دانشجویی دانشگاه در پایان هر ترم هزینه‌ای به‌عنوان کار دانشجویی برای مدیران مسئول واریز می‌کرد. مدیران مسئول می‌توانستند با انتشار فقط 4 فصلنامه در سال مابقی مبلغ کار دانشجویی را برای خود برداشت کنند. از همان ابتدای مدیریت، هزینه کار دانشجویی را مبلغ کمکی به صفحه‌آرایی نشریات مدنظر قرار دادم زیرا مبلغ کار دانشجویی در مقابل تعداد شماره‌ها و کیفیت صفحه‌آرایی مدنظر من بسیار ناچیز بود به همین دلیل همیشه از هزینه شخصی خودم نشریات را صفحه‌آرایی می‌کردم. گاهی اوقات که برای شارژ تلفن همراه اقدام می‌کردم با پیامک “موجودی حساب کافی نیست” مواجه می‌شدم آن وقت یادم می‌آمد که کارت بانکی خالی شده بلافاصله از طریق تلگرام، خانواده را از واریز پول به حساب بانکی‌ام آگاه می‌کردم. از این بابت هیچ گاه ناراحت نبودم و با هیچ کسی مطرح نکردم چون هدف من جریان‌سازی در حرفه علم اطلاعات بود. بالاخره انتشار 17 شماره در طول یک سال از نشریه پیک دانش بالاخره توانست هدف را محقق سازد.
در طول یک سال مسئولیت نشریه پیک دانش از راه‌های مختلفی برای جریان‌سازی استفاده می‌کردم. برای مثال فروش نشریه در محیط دانشکده و دانشگاه، که با توضیح مطالب درج شده در نشریه برای سایر گروه‌های آموزشی همراه بود. به احتمال زیاد با انتشار گزارش تصویری فروش نشریه در کانال و گروه‌های تلگرامی این گونه برداشت می‌شد که به دنبال درآمدزایی هستیم. در حالی که این کار تنها جهت پویایی و جریان‌سازی نشریه پیک دانش بود. البته در حد 6 نفر یا کمتر نشریه را با مبلغ ناچیز می‌خریدند همان مبلغ ناچیز را در پاکت مخصوص خزانه نشریه در فایل مخصوص نشریه در دانشکده قرار می‌دادم. با انتشار هر شماره از نشریه با حضور در اتاق تک تک استادان گروه آموزشی علم اطلاعات در دانشکده، نسخه چاپی نشریه را در اختیارشان قرار می‌دادم.
سردبیر خبرنامه چهارمین المپیاد ورزش‌های همگانی دانشجویان دختر دانشگاه‌های سراسر کشور؛ 4 ساعت خواب در طول 24 ساعت
در اواخر تیرماه سال 1398 المپیاد ورزش‌های همگانی دانشجویان دختر دانشگاه‌های سراسر کشور در دانشگاه الزهرا برگزار شد. زهرا وزیری کارشناس نشریات از من خواست تا در طول یک هفته المپیاد هر روز خبرنامه تهیه کنم. خبرنامه‌ای با محتوای علمی، فرهنگی، ورزشی. مدیر مسئول خبرنامه دکتر ندا گلیجانی‌مقدم ریاست معاونت فرهنگی اجتماعی وقت بودند. من و دو نفر از دوستان که نقش اجرایی داشتند سردبیر خبرنامه شدیم. آن دو نفر فقط به عنوان رابط اعضای خبرنامه و کارشناس نشریات همکاری می‌کردند، و نقشی در نگارش یا تولید محتوا نداشتند. ظرف یک هفته برگزاری المپیاد هر روز در طول 24 ساعت فقط 4 ساعت می‌خوابیدم. در طول روز در محیط دانشگاه در بین ورزشکاران می‌چرخیدم تا سوژه خبری، گزارشی، مصاحبه، و یادداشت تهیه کنم. شب‌ها مطالب را آماده و برای کارشناس نشریات زهرا وزیری ارسال می‌کردم. دکتر مقدم مطالب را تایید و برای انتشار نهایی برای چاپخانه دانشگاه ارسال می‌کردند. خبرنامه هر روز صبح در اختیار دکتر منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، دکتر مسعود سلطانی‌فر، وزیر ورزش و جوانان، و دکتر مهناز ملانظری ریاست دانشگاه الزهرا قرار می‌گرفت. در پایان یک هفته یعنی 31 تیرماه 1398 و اتمام المپیاد ورزش‌های همگانی، دکتر مقدم با این جمله از من تشکر کردند. “ممنونم از تمام زحماتت در این یک هفته، مرا روسفید کردی” دکتر مقدم بلافصله بعد از المپیاد به سمت نخستین دبیر شورای هماهنگی فرهنگی دانشگاه‌های دخترانه در کشور منصوب شدند.

پنجمین کنگره متخصصان علوم اطلاعات؛ موج مطالبات دانشجویان و دانش آموختگان در گروه تلگرامی کتابداران ایران
دو ماه بعد از المپیاد ورزش‌های همگانی یعنی مهرماه سال تحصیلی 1398 تمهیدات پنجمین کنگره متخصصان علوم اطلاعات شروع شد. یک هفته قبل از شروع کار اجرایی پنجمین کنگره متخصصان علوم اطلاعات، به همراه زهره کاظم‌زاده طنزپرداز نشریه پیک دانش، به عنوان فعالان رسانه‌ای به اولین دوره رسانه‌ای در محله گیلاوند دماوند تهران با حضور دانشجویان سراسر کشور دعوت به شرکت شدیم. در این دوره افزون بر مباحث نشریات، ساخت کلیپ، بحث سواد رسانه‌ای با تدریس استادان برجسته صداوسیمای کشور، از آشنایی با کارکنان این سازمان مانند مدیر شبکه سوم سیما، مجریان شبکه خبر و استفاده از تجربیات آن‌ها بسیار بهره بردیم. در پایان دوره من و زهره به همراه یک نفر دیگر از دوستان با ساخت یک آرشیو نریشن رتبه 6 را در بین دانشجویان سراسر کشور کسب کردیم.
بعد از پایان دوره بازهم به عنوان عضو تیم اجرایی به هیئت مدیره انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران پیوستم. اما این بار دبیر علمی دکتر محمد زره‌ساز و دبیر اجرایی دکتر مهرناز خراسانچی بودند. جلسات هیئت مدیره در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار می‌شد. اما برای انجام کارهای اجرایی باید به دبیرخانه کنگره در پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) می‌رفتم. در همان ایام مهرماه موج مطالبات دانشجویان و دانش ‌آموختگان نسبت به کمبود شغل در رشته و برگزاری کنگره سالانه در گروه تلگرامی کتابداران ایران شروع شد. مطالبات دانشجویان و دانش آموختگان را می‌پسندیم چون نشان دهنده دغدغه‌مندی آن‌ها بود. بر این باورم که اگر روزی بی‌تفاوتی دانشجویان و دانش آموختگان نسبت به اشتغال در حرفه حس نشود حرفه به تدریج با مرگ روبرو خواهد شد. با این حال رویکرد آن‌ها را به هیچ عنوان نمی‌پسندیدم چرا که با شانه خالی کردن مطالبات منطقی صورت نمی‌گرفت. فقط انتقاد کردن کافی نبود. باید قدمی برمی‌داشتند. در آن ایام با تمام وجودم نیاز به همدلی و همراهی در بین تک تک اعضای حرفه علم اطلاعات را حس می‌کردم. از طرفی چون ترم پنجم بودم، و سنوات محسوب می‌شد خوابگاه دانشگاه الزهرا اجازه ثبت خوابگاه را به من نمی‌داد، حتی با هزینه دوبرابری! از من می‌خواستند به خوابگاه خصوصی منتقل شوم. مخالف انتقال به خوابگاه خصوصی بودم زیرا افزون بر مسافت دور از دانشگاه، مدیریت و نظارت آنچنانی بر محیط آن نبود. تا یک ماه اول هر روز عصر که به خوابگاه بر می‌گشتم. جلوی درب خوابگاه تا یک ساعت معطل می‌شدم و اجازه ورود نداشتم. یک روز بعد از اتمام یکی از پیش نشست‌های کنگره و ارسال گزارش تصویری آن در گروه تلگرامی کتابداران ایران به خوابگاه برگشتم. بعد از کلی بحث با مسئولین جلوی درب خوابگاه بالاخره موفق به ورود به خوابگاه شدم. از آنجایی که دانشجویان سنوات امکان رزرو غذای سلف دانشجویی را نداشتیم ابتدا غذا درست کردم. سپس برای انجام کار پایان‌نامه لپ تاپ روشن کردم. با توجه به اینکه اینترنت خوابگاه ضعیف بود از اینترنت گوشی استفاده می‌کردم. پیامی در گروه تلگرامی کتابداران ایران در پاسخ به ارسال گزارش تصویری پیش نشست آن روز به اشتراک گذاشته شده بود. شخص محترم و ناآشنایی در پاسخ ارسال گزارش من گفته بود “اونایی که به انجمن و برگزاری کنگره کمک می‌کنند حتما خیری براشون داره بی دلیل وقت نمیذارن” نسبت به این بازخوردها نه تنها بی‌اهمیت بودم بلکه جسورتر هم شدم. به همین دلیل به دنبال تولید محتوای بهتر بودم. مجله تصویری راه‌اندازی کردم. با استادان سراسر کشور و هیئت مدیره مصاحبه تصویری در بحث کنگره سالانه تدوین و از طریق کانال انجمن و نشریه شناسه منتشر می‌کردم. بعد از هر پیش نشست در بحث محتوای علمی و شغلی حرفه با مصاحبه با دبیران نشست پادکست تولید می‌کردم. نشست خبری با خبرگزاری‌ها با حضور دکتر فریبرز خسروی، رئیس انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران، و دکتر محمد زره‌ساز، دکتر مهرناز خراسانچی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار کردم. نشست خبری به حدی خوب برگزار شد که تا چند روز رادیو و تلویزیون از برگزاری کنگره سالانه متخصصان علوم اطلاعات صحبت می‌کردند. البته در این میان از آبان ماه تا روز برگزاری کنگره برخی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه خوارزمی ازجمله زهرا علیمرادی، نیما نجاری‌پور، و همچنین محمدرضا رزمی که ایشان باوجود معلولیت جسمی در انجام کارهای اجرایی بسیار به دکتر خراسانچی کمک می‌کردند.
در زمان ریاست دکتر فریبرز خسروی، که همزمان سمت معاونت کتابخانه ملی ایران را هم برعهده داشتند افتخار شاگردی ایشان را نداشتم. اما بر این باورم بیشتر از کلاس درس در کنار دکتر خسروی آموختم. در طول مدتی که در کنار ایشان و سایر هیئت مدیره انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی بودم. آنچه از دکتر خسروی به یاد دارم صبوری، متانت، و خوش زبانی ایشان است. بسیار دغدغه‌مند نسبت به آینده شغلی تک تک دانشجویان و دانش آموختگان حرفه علم اطلاعات و دانش‌شناسی، تجربه زیسته من پیگیری‌های مستمر دکتر خسروی به عنوان معاونت کتابخانه ملی ایران در راستای اشتغال‌زایی حرفه را شاهد بود.
در همان ایام مهرماه 1398 با ورود دانشجویان جدید به دانشگاه ویژه‌نامه ورودی‌های جدید را منتشر کردیم، و جهت شناخت و جذب دانشجویان جدید حرفه علم اطلاعات به سمت نوشتن، نشریه پیک دانش را به صورت مجانی به آن‌ها هدیه دادم. این کار موثر واقع شد برخی دانشجویان ورودی‌ جدید مطالب خوبی برای چاپ در نشریه برای من ارسال کردند.
افزایش قیمت بنزین و شکست در پوشش خبری زحمات
یک هفته قبل از برگزاری کنگره به علت افزایش قیمت بنزین و ناآرامی‌های آن روزها، اینترنت کشور از دسترس خارج شد. کار بسیار سخت شد. مسئولیت روابط عمومی کنگره با من بود. به علت پوشش خبری وضعیت نابسامان کشور در آن ایام کمتر خبرگزاری حاضر به شرکت در کنگره سالانه شد. بسیار تلاش کردم تا همانند نشست خبری که قبلا با موفقیت برگزار شد برگزاری کنگره پوشش خبری موفقی داشته باشد. اما تمام سردبیران حتی سردبیر خبرگزاری دانشجو که خودم در آنجا فعالیت داشتم نسبت به پوشش خبری خودداری کردند. مدام زحمات دکتر خسروی، دکتر زره‌ساز و به ویژه دکتر خراسانچی که در کار اجرایی بسیار زحمت زیاد بود جلوی چشمانم بود. هر چقدر تلاش کردم به جای 10 خبرگزاری سه خبرگزاری برای پوشش خبری کنگره حاضر به همکاری شدند. از آنجایی که جو کشور سمت‌وسویی دیگری بود، و اینترنت هم در دسترس نبود زحمات همان سه خبرگزاری هم خیلی دیده نشد. البته دلیل همکاری نکردن سایر خبرگزاری‌ها کاملا حرفه‌ای بود. زمان برگزاری پنجمین کنگره سالانه باید تغییر می‌کرد تا اوضاع خبری کشور بهتر شود. اما زمان برگزاری کنگره سالانه تغییر نکرد.
بیستمین همایش انجمن علمی دانشجویی دانشگاه الزهرا و پایان مدیریت با چاشنی بیماری
با تمام سختی‌های راه پنجمین کنگره سالانه در زمان مقرر برگزار شد. هنوز خستگی کنگره از تنمان نرفته بود باید برای برگزاری بیستمین همایش انجمن علمی دانشجویی دانشگاه الزهرا خودمان را آماده می‌کردیم. افزون بر مدیر مسئول و سردبیر نشریه، نائب دبیر انجمن علمی دانشجویی هم بودم. تولید نشریه مطابق با محتوای همایش و انتشار آن در همایش بسیار برایم مهم بود. با تلاش شبانه روزی به همراه هیئت تحریریه، نشریه همایش را به موقع به مرحله چاپ رساندیم. تلاش شبانه روزی برای برگزاری همایش به سرانجام رسید. با توجه به محتوای بیستمین همایش که دستاوردهای 20 سال انجمن موضوع آن بود مقاله‌‌ای مروری در بحث پیشینه و دستاوردهای نشریه پیک دانش ارائه کردم. همایش با حضور ریاست دانشگاه، اعضای هیئت علمی برخی گروه‌های رشته در دانشگاه‌های سطح تهران، اعضای هیئت مدیره انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران، و محمدهادی عسگری، معاون اداره کل فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم برگزار شد. خستگی آن روز همایش چنان در ذهنم آرشیو است. همایش به خوبی برگزار شد. اولین شب بعد از برگزاری همایش به دلیل سردرد شدید، با مصرف داروی مسکن توانستم بخوابم.
در طول یکسال گذشته مدیریت نشریه پیک دانش تک تک اعضای دانشجویان دانشگاه الزهرا را با توجه به استعداد و توانایی‌هایشان پرورش می‌دادم با این پیش فرض که هر کدام از آن‌ها می‌تواند بعد از خودم نشریه پیک دانش را بهتر از خودم مدیریت کند. یک هفته بعد از برگزاری همایش با انتشار آخرین فصلنامه و هفدهمین شماره، مدیریت نشریه را به زینب محبی واگذار کردم. زینب محبی را به اندازه کافی پرورش داده بودم. با توجه به روابط عمومی و توان مدیریتی او را به نسبت بهتر از سایر اعضا سنجیدم. با این حال زینب قول همکاری به عنوان مشاور نشریه در کنار دکتر رضائی‌شریف‌آبادی را تا چند سال از من گرفت. من هم به عنوان مشاور در کنارش ماندم. افزون بر این چون باید پایان‌نامه‌ام را جمع می‌کردم از همکاری با نشریه شناسه هم کنار کشیدم.
جشنواره اتحادیه ادکا تقریبا 10 روز بعد از واگذاری مسئولیت‌های من یعنی 25 آذرماه 1398 برگزار شد. به دلیل بیماری که یکدفعه‌ای سراغم آمد نتوانستم در جشنواره شرکت کنم. بیماری ناشی از مصرف غذاهای سرد یا مصرف بدموقع به علت شلوغی کارهایم در طول آن ترم بود. بیمار شدنم دقیقا مصادف شد با روز برگزاری جشنواره در دانشگاه شهید بهشتی که من راهی بیمارستان شدم. تحت نظر پزشک ظرف یک هفته حال جسمی‌ام بهبود یافت. نشریه در جشنواره ادکا مقام کسب کرده بود. اما من حتی تندیس را لمس نکردم. لوح تقدیری با مشخصات اشتباهی که ربطی به نشریه پیک دانش نداشت را برای من ارسال کردند. جایزه نقدی که حتی نفهمیدم چه جوایزی برای برگزیدگان مدنظر بوده است!!! بعد از آنکه از بیماری بهبود یافتم پیگیر تندیس و لوح تقدیر شدم. اما تندیس را از من پنهان کرده بودند، و زیر بار نمی‌رفتند!!! می‌دانستم تندیس نزد افرادی بود که در چند قدمی من در حال تحصیل بودند همان دوستان محترمی که پیشتر قصد بی‌نظمی در تیم نشریه را داشتند. من تندیس را فقط در حد عکس رؤیت کردم. هیچ کسی هم پاسخگوی بی نظمی جشنواره اتحادیه ادکا نبود. چون برای جایزه تلاش نکرده بودم دیگر پیگیر آن نشدم اما تندیس را برای یادگاری روزهای سخت می‌خواستم. اما تندیس را به من ندادند.
ثمرات روزهای سخت نشریه پیک دانش
در مرداد ماه 1399 جشنواره بین‌المللی حرکت برگزار شد. مطابق مستندات رتبه اول جشنواره در بخش نشریات، شماره‌های نشریه پیک دانش صاحب مقام اول بود اما به دلایل نامعلوم مقام اول نشریه را به مقام شایسته تقدیر تغییر دادند. در طول یک سال مسئولیت را به گونه‌ای مدیریت کردم که در زمان ضایع شدن حقم کسانی با من همراه شدند. به همین دلیل در ایام جشنواره بین‌المللی حرکت، افراد باوجدان با من تماس گرفتند، و توضیح دادند چه کسانی با بی‌عدالتی رتبه‌ها را تغییر دادند. آن ایام در مقابل بی‌عدالتی مجبور به سکوت بودم چون صدایم به جایی نمی‌رسید. ایامی بود که باید پایان‌نامه کارشناسی ارشد را دفاع می‌کردم. شهریورماه 1399 پایان‌نامه کارشناسی ارشد را به دلیل شیوع ویروس کرونا به صورت مجازی دفاع کردم. چند ماه بعد از دفاع پایان‌نامه از طرف معاونت فرهنگی دانشجویی دانشگاه الزهرا به من خبر دادند که تمام محتوای خبرنامه‌ای که در چهارمین المپیاد ورزش‌های همگانی دانشجویان دختر دانشگاه‌های سراسر کشور منتشر کردم به صورت کتابچه منتشر کنم. تمام مطالب را از ابتدا در قالب کتاب گردآوری و ویراستاری کردم با چاپ و انتشار کتاب و رؤیت اسامی ویراستاران در جلد کتاب بسیار متعجب شدم. چون اسم یک نفر دیگر که باز هم فقط نقش اجرایی داشتند در کنار من به عنوان ویراستار درج شده بود!!!
چند ماه بعد در اسفندماه 1399 به دلیل اوضاع ویروس کرونا جشنواره بین‌المللی حرکت سال بعد زودتر برگزار شد. این بار نشریه پیک دانش مقام دوم جشنواره بین‌المللی حرکت را کسب کرد. افزون بر این، در مردادماه 1400 جشنواره سراسری رسانه و نشریات دانشجویی (تیتر 12) برگزار شد. جشنواره با رقابت تنگاتنگ بین دانشجویان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی سراسر کشور همراه بود. در بخش ویژه در بین تعداد 1251 اثر دریافت شده به دبیرخانه جشنواره، گزارش من موفق به کسب «نفر برتر نهایی» در رسته گزارش شد. با این حساب در نهایت دو مقام بین‌الملل و دو مقام ملی را در کارنامه خود در نشریه پیک دانش ثبت کردم. اما برای هر کدام از اعضای ثابت نشریه سهمی از جوایز دریافتی را تعیین و به حساب آن‌ها واریز کردم افزون بر این گواهی همکاری با نشریه با مشخصات کامل از طرف معاونت فرهنگی دانشجویی دانشگاه و لوح تقدیر از دو جشنواره بین‌المللی را برای تک تک آن‌ها صادر و ارسال کردم.
در یک نگاه تمام مسئولیت‌ها و فعالیت‌های اجرایی در دوران کارشناسی ارشد شامل این موارد بودند؛
– “عضو اصلی” کمیته ناظر نشریات دانشجویی دانشگاه الزهرا (سال تحصیلی 97-98 و 98-99)
– “مدیر مسئول” نشریه پیک دانش (پیک کتابداری) دانشگاه الزهرا (سال تحصیلی 97-98)
-“ویراستار”، “هیئت تحریریه” نشریه پیک دانش (پیک کتابداری) دانشگاه الزهرا (سال تحصیلی 97-98 و 98-99)
– ” نائب دبیر” انجمن علم اطلاعات و دانش¬شناسی دانشگاه الزهرا (سال تحصیلی 97-98)
– “مشاور” نشریه پیک دانش (پیک کتابداری) دانشگاه الزهرا (سال تحصیلی 98-99 و 99-1400)
– عضو “شورای سردبیری”، “ویراستار”، و “هیئت تحریریه” خبرنامه چهارمین المپیاد ورزش-های همگانی دختران سراسر کشور به میزبانی دانشگاه الزهرا (31-26 تیرماه 1398)
جوایز و افتخارات ملی و بین المللی
__ کسب عنوان «نفر برتر» گزارش در بخش ویژه «اقتصاد دانش بنیان، جهش تولید و توسعه» دوازدهمین جشنواره سراسری رسانه و نشریات دانشجویی (تیتر ۱۲)، ۱۷ و ۱۸ مرداد ماه ۱۴۰۰
_کسب عنوان «دوم» نشریه پیک دانش دانشگاه الزهرا در سیزدهمین جشنواره بین¬المللی حرکت، اسفند ماه 1399
_کسب عنوان «سوم» در بخش کتاب با عنوان “مجموعه مقالات بیستمین همایش ملی انجمن علمی دانشجویی علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه الزهرا” در سیزدهمین جشنواره بین¬المللی حرکت، اسفند ماه 1399
_ کسب عنوان «شایسته تقدیر» نشریه پیک دانش دانشگاه الزهرا در دوازهمین جشنواره بین¬المللی حرکت، مرداد ماه 1399
_ کسب عنوان «برتر» نشریه پیک دانش دانشگاه الزهرا در ششمین جشنواره برترین‌های علم اطلاعات و دانش‌شناسی ایران (اتحادیه انجمن‌های علمی – دانشجویی علم اطلاعات و دانش‌شناسی ایران) 25 آذر ماه 1398
_ کسب عنوان «فعالیت برگزیده» علم اطلاعات و دانش¬شناسی (بیستمین همایش ملی انجمن علمی دانشجویی) در ششمین جشنواره برترین‌های علم اطلاعات و دانش‌شناسی ایران (اتحادیه انجمن‌های علمی – دانشجویی علم اطلاعات و دانش‌شناسی ایران) 25 آذر ماه 1398
_ کسب عنوان انجمن «شایسته تقدیر» در ششمین جشنواره برترین‌های علم اطلاعات و دانش‌شناسی ایران (اتحادیه انجمن‌های علمی – دانشجویی علم اطلاعات و دانش‌شناسی ایران) 25 آذر ماه 1398
– کسب عنوان «ششم» آرشیو نریشن از اولین دوره رسانه¬ای نبآ (ویژه خواهران) (دانشجویان سراسر کشور)، شهریور ماه 1398
– کسب عنوان «سوم» دومین دوره آموزشی/ مهارتی کارسانه خبرگزاری دانشجو، آذر و دی ماه 1397
– کسب عنوان «دوم» نشریه پیک دانش در هشتمین جشنواره داخلی نشریات دانشگاه الزهرا در بین نشریات حوزه علوم انسانی، آذر ماه 1397.
در پایان
در سرگذشتنامه چندین ساله من از مشارکت جمعی جای خانواده بسیار خالی است به علت زندگی در خوابگاه دانشجویی و مسافت دور، چند ماه یک بار به منزل می‌رفتم. حتی گاهی اوقات در منزل خانواده متوجه مشغولی من با کارهای جمعی می‌شدند در این میان از طرف خانواده سرزنش می‌شدم از این جهت چرا برای کار مجانی زمان صرف می‌کنم؟! با این حال باز دست از کار برنداشتم.
به‌عنوان دانشجویی که چندین سال مشارکت جمعی با افراد و نگرش‌های متفاوت را تجربه کردم. لازم است عصاره تجربیات زیسته را در چند جمله بیان کنم. کسانی سمت مشارکت جمعی و جرات صرف وقت برای کار اجرایی دارند که نه تنها دغدغه بلکه از خودگذشتگی نسبت به وضعیت نابسامان اشتغال حرفه را در خود حس می‌کنند. جذب و استمرار جوانان در مشارکت جمعی آن هم در عصری که جایگزین‌های گوناگون برای پر کردن وقت خود غیر از کار جمعی مهیا است، نیازمند یک مدیر باتدبیر است. از طرفی مشارکت جمعی همانند سایر امورات فرمول‌های مخصوص خود را دارد، برای مثال داشتن اخلاق کار جمعی در مدیریت و حفظ افراد در یک تیم بسیار تاثیرگذار است. افراد با نگرش‌ها و خصوصیات اخلاقی متفاوت می‌توانند با حضور در مشارکت جمعی از زوایای مختلف رفتار خود را ویرایش کنند. به همین دلیل از دل کار جمعی افرادی توانمند و تاب‌آور رشد می‌کنند. اما اگر مدیر تدابیر لازم را نداشته باشد نباید انتظار وفاداری از تیم و حفظ مستمر مشارکت جمعی با جوانان را داشت. بنابراین اگر بدنبال پویایی حرفه هستیم باید تدبیر را در خود تقویت کنیم.
پیشکسوت، استاد، دانشجو، دانش آموخته، کتابداران، هر کدام از ما اگر پرچم ترویج مشارکت جمعی را در دست داریم باید در عمل ثابت کنیم که تفاوتی بین فرد مشتاق کار جمعی با دیگر افراد وجود دارد. در غیر این صورت چیزی جز شعار تو خالی و در نهایت دلسردی افراد مشتاق کار جمعی دیده نخواهد شد.
از بعد دیگر سخن را به پایان می‌رسانم. ما در کتاب دکتر محمد حسن‌زاده با عنوان “مدیریت دانش مفاهیم و زیرساخت‌ها” می‌خوانیم که گسترش شاهراه‌های اطلاعاتی شعار انتخاباتی کلینتون در انتخابات 1992 بوده است. کلینتون پس از پیروزی در انتخابات نخستین گروه کاری زیرساخت اطلاعاتی را تشکیل می‌‌دهد (information infrastructure….1993).
در حال حاضر شاهراه‌های اطلاعاتی به صورت گسترده در اختیار ما قرار گرفته اما بهره کافی جهت گفتمان‌سازی و پویایی خود و حرفه اندک است. نیازی نیست شاهراه اطلاعاتی را عجیب تعبیر کنیم. همین گروه‌های بحث ایمیل کتابداری و اطلاع‌رسانی، گروه‌های تلگرامی حرفه علم اطلاعات، و سایر پلتفرم‌ها خود شاهراه اطلاعاتی هستند. تجربه‌های زیسته من با رویت برخی پست‌ها در گروه‌های تلگرامی رشته در دوران دانشجویی ثابت کرد استفاده موثر از این شاهراه‌ها می‌تواند منجر به تغییر سرنوشت شود. من با رؤیت فراخوان مربوط به عضویت در کمیته روابط عمومی کنگره، نشریه شناسه، پست‌های مربوط به نشریه پیک دانش، و کارگاه ویراستاری و ……در گروه‌ها و کانال‌های تلگرامی، و در ادامه با همین ابزارها در کارهای اجرایی با تولید محتواهای گوناگون دگرگونی را در خود ایجاد کردم. حتی مطالبه‌گری دانشجویان و دانش آموختگان نسبت به اشتغال رشته در گروه بحث کتابداری و اطلاع‌رسانی دانشگاه فردوسی مشهد یا گروه تلگرامی کتابداران ایران، و کتابدار سلام خود یکی از نقاط قوت حرفه علم اطلاعات است. در حال حاضر فضای گفتمان با همین پلتفرم‌ها در حرفه به قوت خود باقیست. انتشار مطالب در همین نشریه شناسه و استفاده از تجربیات همدیگر باز هم شاهراه اطلاعاتی محسوب می‌شود. بنابراین از این شاهراه‌های اطلاعاتی به راحتی می‌توان در حفظ پویایی خود، حرفه و شبکه‌سازی گسترده بهره برد.
بارها با خود فکر کردم با مدیریت یک نشریه مستقل، یا راه‌اندازی کانال یا گروه‌ جداگانه یا هر چیزی دیگر جزیره‌ای عمل کنم، به هر حال در حال حاضر با گذشت 9 سال از فعالیت رسمی و حرفه‌ام در عرصه رسانه پتانسیل کار تک نفری را دارم. اما باز دست از این تصمیم غلط برداشتم. زیرا همراه شدن به قطار حرفه، تاثیرگذاری بیشتر و نیاز ضروری است. حصار کشیدن اطراف خودم را هنر ندیدم به همین دلیل در حال حاضر در کنار استاد گرانقدر دکتر رحمت‌الله فتاحی مدیر گروه بحث کتابداری و اطلاع‌رسانی دانشگاه فردوسی مشهد بهترین مشارکت حرفه‌ای برای من است. در این مسیر اگر دبیران انجمن‌های علمی دانشجویی و مدیران مسئول نشریات دانشجویی خواهان شبکه‌سازی برای خود و حرفه هستند با من ارتباط بگیرند.
امید است آنچه در این نوشته گزارش کردم بتواند روشنگر زندگی یک جوان دغدغه‌مند و علاقمند به کار و خدمت باشد، جوانی که با انواع سختی‌ها، چالش‌ها و کارشکنی‌ها روبرو بوده اما با عقلانیت، تلاش، و تعامل سازنده با جامعه حرفه‌ای توانسته راه خود را برای خدمت و تاثیرگذاری هموار کند. بر این باورم که همه باید اینگونه با زندگی اجتماعی و حرفه‌ای برخورد کنند.

Information infrastructure task force. (1993). National information infrastructure: an agenda for action.

صدای بومی در عصر جهانی اطلاعات

مقدمه
جهانی‌شدن اطلاعات کتابخانه‌ها و آرشیوها را از نقش سنتی خود به‌عنوان مخزن دانش فراتر برده و آن‌ها را به میدان‌های کنشگری اجتماعی و فرهنگی بدل کرده است. روندهایی چون دیجیتالی‌سازی گسترده منابع، گسترش دسترسی آزاد و ورود فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی، تصویری از آینده‌ای به دست می‌دهند که در آن مرزهای جغرافیایی و فرهنگی کمرنگ‌تر می‌شوند. از دید نگارنده، پرسش اصلی این است که در چنین شرایطی، صدای بومی چه جایگاهی دارد و چگونه می‌تواند در برابر موج همسان‌سازی جهانی نه تنها مقاومت کند، بلکه به منبعی برای نوآوری بدل شود.
تجربه‌های ایران نشان داده است که دیجیتالی‌سازی و دسترسی آزاد، هرچند فرصت‌های تازه‌ای برای پژوهشگران فراهم کرده، اما در عمل با چالش‌های جدی روبه‌روست: زیرساخت‌های ناکافی، کمبود بودجه و بی‌توجهی به نیازهای واقعی کاربران. به باور نگارنده، تقلید صرف از الگوهای جهانی نه تنها ناکارآمد است، بلکه می‌تواند به حذف روایت‌های محلی بینجامد. این همان نقطه‌ای است که نگاه انتقادی و خلاقانه ضرورت می‌یابد.
نقد روندهای جهانی
دیجیتالی‌سازی منابع اگر بدون توجه به زبان‌ها و فرهنگ‌های بومی انجام شود، به همسان‌سازی فرهنگی منجر خواهد شد. پروژه‌های عظیم جهانی عمدتاً زبان‌های غالب را پوشش می‌دهند و در نتیجه، زبان‌ها و روایت‌های محلی در حاشیه قرار می‌گیرند. به باور نویسنده، این روندها اگر بدون بازاندیشی انتقادی پذیرفته شوند، به جای توسعه، به نوعی استعمار اطلاعاتی منجر خواهند شد.
هوش مصنوعی نیز با وجود کارایی بالا، اغلب بر داده‌های غربی آموزش دیده و در مواجهه با زبان‌ها و فرهنگ‌های دیگر دچار خطا می‌شود. این مسئله نه تنها کارایی را کاهش می‌دهد، بلکه خطر بازتولید نابرابری‌های فرهنگی را نیز در پی دارد.
در مقابل، روایت‌های بومی ظرفیت‌هایی دارند که می‌توانند آینده کتابداری و آرشیو را غنی‌تر کنند. پروژه‌های دیجیتالی‌سازی نسخ خطی در کتابخانه ملی ایران یا تلاش آرشیوهای محلی برای ثبت تاریخ شفاهی، نمونه‌هایی از این ظرفیت‌ها هستند. این روایت‌ها حافظه جمعی را زنده نگه می‌دارند و هویت فرهنگی را تقویت می‌کنند. نمونه‌های مشابه در دیگر کشورها نیز وجود دارد؛ برای مثال، کتابخانه‌های ملی در برخی کشورهای آفریقایی با وجود محدودیت‌های اقتصادی، پروژه‌های بومی برای مستندسازی زبان‌های محلی راه‌اندازی کرده‌اند (Akumbu, 2024). این تجربه‌ها نشان می‌دهد که روایت‌های بومی نه تنها می‌توانند در برابر روندهای جهانی مقاومت کنند، بلکه قادرند الگوهای تازه‌ای برای نوآوری ارائه دهند.
چشم‌انداز آینده
بر این باور هستم، چشم‌انداز آینده کتابداری و آرشیو تنها زمانی معنا خواهد داشت که نوآوری‌های جهانی نه به‌عنوان الگوهای آماده برای تقلید، بلکه به‌عنوان منابعی برای بازاندیشی در ظرفیت‌های بومی تلقی شوند. جهانی‌شدن اطلاعات اگرچه فرصت‌های بی‌سابقه‌ای برای دسترسی و همکاری فراهم می‌آورد، اما بدون صدای بومی به بازتولید نابرابری‌های فرهنگی منجر خواهد شد.
در سطح نظری، چنین ترکیبی می‌تواند مفهوم «دانش جهانی» را بازتعریف کند؛ دانشی که نه بر حذف تفاوت‌ها، بلکه بر پذیرش و برجسته‌سازی تنوع فرهنگی استوار است. در سطح سیاست‌گذاری، این چشم‌انداز به معنای تدوین راهبردهایی است که استقلال اطلاعاتی کشورها را تقویت کرده و از وابستگی فناورانه بکاهند. در سطح حرفه‌ای نیز، آینده کتابداری و آرشیو وابسته به تربیت نسلی از متخصصان است که توانایی کار با فناوری‌های نوین را با حساسیت فرهنگی و اجتماعی تلفیق کنند.
چشم‌انداز آینده زمانی تحقق خواهد یافت که روایت‌های بومی نه در حاشیه، بلکه در متن شبکه‌های جهانی قرار گیرند؛ به‌گونه‌ای که تجربه‌های محلی به‌عنوان بخشی از میراث جهانی اطلاعات شناخته شوند و الهام‌بخش نوآوری‌های تازه باشند. چنین آینده‌ای نه تنها امکان حفظ هویت فرهنگی را فراهم می‌آورد، بلکه ظرفیت‌های تازه‌ای برای توسعه پایدار و عدالت اطلاعاتی ایجاد خواهد کرد.
نتیجه‌گیری
بررسی روندهای جهانی در کتابداری و آرشیو نشان می‌دهد که نوآوری‌های فناورانه، هرچند فرصت‌های تازه‌ای برای توسعه فراهم کرده‌اند، اما بدون توجه به زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی، می‌توانند به بازتولید نابرابری و حذف روایت‌های محلی منجر شوند. تجربه‌های ایران و دیگر کشورها آشکار می‌سازد که ظرفیت‌های بومی نه تنها برای حفظ هویت فرهنگی ضروری‌اند، بلکه می‌توانند به الگویی برای نوآوری و مقاومت در برابر همسان‌سازی جهانی بدل شوند.
از این منظر، صدای بومی در عصر جهانی اطلاعات یک ضرورت راهبردی است؛ ضرورتی که پیامدهای عملی آن در سه سطح قابل مشاهده است:
سطح نظری: روایت‌های بومی امکان بازاندیشی در مفهوم «دانش جهانی» را فراهم می‌کنند و نشان می‌دهند که جهان‌شمولی بدون تنوع فرهنگی معنایی ندارد.
سطح سیاست‌گذاری: توجه به ظرفیت‌های محلی می‌تواند از وابستگی فناورانه بکاهد و استقلال اطلاعاتی کشورها را تقویت کند.
سطح حرفه‌ای: کتابداران و آرشیویست‌ها با ترکیب مهارت‌های فناورانه و حساسیت فرهنگی قادر خواهند بود آینده‌ای متوازن و پایدار برای این نهادها رقم بزنند.
به باور نگارنده، آینده کتابداری و آرشیو تنها زمانی معنا خواهد داشت که روایت‌های بومی نه در حاشیه، بلکه در متن تحولات جهانی قرار گیرند. این روایت‌ها می‌توانند همزمان حافظه جمعی را زنده نگه دارند، هویت فرهنگی را تقویت کنند و الهام‌بخش نوآوری‌های تازه باشند. چنین آینده‌ای نه صرفاً یک آرمان، بلکه ضرورتی است که تحقق آن نیازمند اراده سیاسی، سرمایه‌گذاری علمی و تعهد حرفه‌ای است.
منابع:
Pius W. Akumbu. (2024). A community approach to language documentation in Africa. In ACAL in SoCAL (pp. 1–25). Language Science Press. https://doi.org/10.5281/zenodo.11210440

خاطرات یک کتابدار بالینی

به نام خداوند جان و خداوند رای    خداوند روزی ده رهنمای

 

….بین کارهای امروزم  (در کتابخانه بیمارستان کودکان) کمی وقتم ازاد شد، می توانستم غرق در اینستا شوم و زمان را هم فراموش کنم،

می تونستم به دوستانم تماس بگیرم و انهایی که احوالشان را نپرسیده بودم بپرسم،

می توانستم اصلا کتاب بخوانم!

اما دوست داشتم کمی خلاق تر نگاه کنم!

کمی متفاوت تر از همیشه ؛

برگه های کوچک سفیدی  را در روبرویم دیدم که از برگه های باطله و یک رو سفید جدا کرده بودم و برای چک نویس و یادداشت استفاده می کردم،

و هم چنین برگه های سفید a5که برای نوشتن نامه استفاده می کنم،

جرقه ای به ذهنم امد!

شروع کردم به درست کردن روباه کاغذی،

قورباغه جهنده ی کاغذی و مکعب جادویی شغل اینده (همون نمکدون کاغذی دهه شصتیا)،

که البته اخری رو خودم اسمش رو گذاشتم.

یه چند تایی اماده کردم و گذاشتم تو کشو،

یه حسی به من می گفت امروز مهمون کوچولو دارم، مراجعان معمول هر روز می امدند و می رفتند اما من متتظر فرد دیگری بودم،

عصر هم شیفت من بود، اما از ساعت 13 به بعد مراجعه کننده ای نبود و من مشغول انجام کارهای اینده ام در فهرست کار هایم بودم. اون روز خانمفروهر (مسئول) قبل از رفتن اومد کتابخونه و گفت: “اگه مراجعه کننده ای نداشتی می تونی 3 بری خونه”. ساعت 3 شد، اما از هیچ کس خبری نشد،

بنا به گفته ی خانم فروهر باید می رفتم  اما من منتظر کسی بودم ،

کسی که شاید اصلا وجود نداشت،

افکارم را جمع و جور کردم و شروع کردم به تایپ ایده های کتابخانه ای ام.

نزدیک ساعت 15:30 عصر بود که یه دختر خانم تقریبا 10 ساله که هنوز اثار سرم روی دستش هویدا بود وارد شد همراه با خواهر کوچکش که تقریبا 6 ساله می خورد و برای ترخیص خواهرش به بیمارستان امده بود و منتظر اتمام کارهای ترخیص بودند،

وارد شدند و سلام کردند،

من هم بدون معطلی گفتم :”بفرمایین”

“خیلی خوش اومدین ”

و انگار که مهمانانم رسیده بودند،

یکی یکی کاردستی هایم را نشانشان دادم و طرز کار هر کدام را توضیح دادم و از هر کدام یکی بهشون هدیه دادم،

خیلی برایشان جذاب بود،

گویا تا به حال ندیده بودند(چون بچه های نسل زد هستند و اسباب بازی های رایج دهه شصتی ها رو ندیدن)،

از ته دل احساس خرسندی داشتم،

کمی با هم حرفیدیم،

و خداحافظی کردند و رفتن،

ساعت چهار بود،

خدایا شکرت!

ماموریت انجام شد رییس.

متن ماموریت: “خنده هایی زیبا بر لبان فرشتگانی از جنس نور”

آن یادِ مانا در کوچه ماند…

آن یادِ مانا در کوچه ماند…
پدربزرگ از نوروزخانان اصیل روستا بود. یک سال که قرار بود عید نوروز را در روستا سرکنیم، صدای گرم و گوش نوازش را شنیدم و راغب به نگارش دیالوگ‌هایش شدم که البته با ریتم خواندن خودش هم نگاشتم. چند سالی گذشت، در گوشه‌ی دنجی متون را تورق می‌کردم و در بند بند نوشته‌هایم آه افسوس سر می‌دادم که دیگر پدربزرگ در بین ما نیست.
روستا کوچک بود و کتابخانه‌ای نداشت، اما در هر خانه دست کم طبقاتی کتاب یافت می‌شد، علاوه بر آن نوعی دانایی جمعی و ارتباط فرهنگی در میان مردم نیز جریان داشت، هر بار که به روستا می‌رفتم و جمع چند نفره سالمندان را می‌دیدم، بی درنگ گوشی و قلمم را می‌گرفتم و در کنارشان جهت نگارش گفته‌هایشان می نشستم. در برخی موارد کودکان و البته نوجوانان نیز به جمع ما می‌پیوستند و با علاقه گوش می‌داند، علاقه آنها از آنجا نشأت گرفت که علاوه به بیان خاطرات و سنت‌ها، بازی‌های قدیمی، لغات مرسوم کهن نیز بیان می‌شد. در همان میان بود که احساس کردم ناخودآگاه پلی میان گذشته و حال در حال شکل گیری است. که مطلبی که بازگو می‌شد گویا مقطعی از تاریخ نانوشته روستا و محله پیش چشم ما شکل می‌گرفت، تاریخی که در هیچ کتاب رسمی ثبت نشده بود، اما در زندگی روزمره مردم جاری بود.
در سال‌های بعد که بار دیگر به یادداشت‌هایم رجوع کردم، دریافتم آنچه در ظاهر ثبت روایت‌های شفاهی و سنت‌های محلی بود، در واقع بخشی از روندهای شکل گیری کنشگری بومی در یک جامعه کوچه روستایی محسوب می‌شود. در ادبیات مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی فرهنگی، این فرآیند را نوعی بازتولید حافظه جمعی می‌دانند، حافظه‌ای که به تعبیر موریس هالبواکس نه در کتاب‌ها، بلکه در تعاملات اجتماعی و زیست جهان مردم تداوم می‌یابد (Halbwachs, 1992).
هر بار که سالمندان روایت‌هایشان را می‌گفتند، جوانان می‌پرسیدند و کودکان گوش می‌دادند، یک چرخه زنده از انتقال دانش بومی شکل می‌گرفت، دانشی که یونسکو از آن به عنوان «سرمایه فرهنگی جوامع محلی و زیرساخت تنوع فرهنگی» یاد می‌کند (UNESCO, 2018). این جریان نه تنها آگاهی تاریخی ایجاد می‌کرد، بلکه به شکل‌گیری نوعی خودآگاهی مکانی نیز منجر می‌شد. احساسی که فرد را در پیوندی عمیق با جغرافیا، زبان، لهجه، آیین‌ها و شیوه زیست نیاکان خود قرار می‌دهد.
به تدریج دریافتم که این جلسات خودانگیخته و صمیمی، یک «فرآیند اجتماعی مؤثر» هستند؛ جایی که افراد روستا در قالب گفت‌ وگو، خاطره، قصه‌گویی و بازخوانی سنت‌ها، دست به مشارکت فرهنگی می‌زنند. در ادبیات داخلی همین مفهوم را «کنشگری بومی» می‌نامند؛ به معنای فعالیت‌هایی که از درون جامعه و براساس نیازها، ارزش‌ها و شیوه‌های زیست خود مردم شکل می‌گیرد (ذوالفقاری، 1394).
بدین ترتیب، روندی شکل گرفت که می‌توان آن را تداوم زیست‌ فرهنگی نامید. فرآیندی که در آن جامعه برای حفظ هویت و بازتولید ارزش‌های خود به حافظه جمعی تکیه می‌کند. این همان چیزی است که پژوهشگران فرهنگی همچون «یان آسمن » از آن با عنوان حافظه فرهنگی یاد می‌کنند. حافظه‌ای که ریشه در آیین‌ها، نمادها و الگوهای تکرارشونده دارد (Assmann, 2011).
وقتی امروز به آن جمع‌های صمیمی روستا فکر می‌کنم، می‌بینم که ما در حال تجربه یک روند هویت‌سازی از پایین به بالا بودیم. روندی که بدون نهاد رسمی، بدون کتابخانه و حتی بدون ساختار آموزشی، اما با اتکا به گنجینه ذهنی مردم شکل می‌گرفت. آنچه در کوچه‌های روستا روایت می‌شد، نه صرفاً خاطره، بلکه نوعی اسطوره‌شناسی روزمره بود، بخشی از تاریخی نانوشته که در زندگی مردم جریان دارد و به آینده منتقل می‌شود.
به‌این‌ترتیب، کنشگری بومی در روستا نه یک پروژه رسمی، بلکه یک زیست‌فرهنگ پویا بود؛ بستری که در آن مردم برای حفظ هویت مشترک، خودشان نقش‌آفرین می‌ شوند. این همان فرآیندی است که در پژوهش‌های بین‌المللی از آن با عنوان Community Cultural Action یاد می‌شود؛ کنش جمعی بر محور هویت. به طور کلی می‌توان بیان داشت کنش جمعی بر محور هویت یعنی مردم گرد ارزش‌های مشترک خود جمع می‌شوند تا چیزی را حفظ، معناگذاری یا بازآفرینی کنند. در چنین کنشی، حافظه جمعی روایت‌های شفاهی، آیین‌ها و سنت‌ها فقظ گذشته نیستند، بلکه ابزارهایی هستند برای ساخت آینده‌ای با هویت روشن‌تر…
– بابایی، رقیه (1402). آسیب شناسی هویت فرهنگی. قم: امتداد حکمت.
– ذوالفقاری، حسن (1394). باورهای عامیانه مردم ایران. تهران: نشر چشمه.
– Halbwachs, M. (1992). On collective memory (L. A. Coser, Ed. & Trans.). University of Chicago Press.
– Assmann, J. (2011). Cultural memory and early civilization: Writing, remembrance, and political imagination. Cambridge University Press.
– UNESCO. (2018). Local and indigenous knowledge systems: Preserving heritage and sustaining communities. UNESCO Publishing.

روز عادی، درخواست غیرعادی

روز کاملاً عادی‌ در بخش امانت کتابخانه بود. همان رفت‌وآمد همیشگی، همان صدای تق‌تق چاپگر که درخواست‌ها را روی کاغذ بیرون می‌داد.

خانم کتابدار پشت پیشخوان نشسته بود و مثل همیشه برگه‌های تازه‌چاپ‌شده‌ی مراجعان را مرتب می‌کرد.

مردی میانسال مقابلش ایستاده بود. مرد کلاهی کاموایی به سر داشت که لبه‌هایش دو بار تا خورده بود و فقط روی سرش گذاشته بود؛ اگر سرش را زیادی تکان می‌داد، ممکن بود بیفتد. کنار او زنی هم‌‌ سن ‌و سالش، با روسری تیره و مانتوی بلند سیاه، ساکت و سنگین حضور داشت. مرد سه برگه درخواست را با احتیاط روی میز گذاشت.

کتابدار طبق عادت، بی‌آنکه عنوان‌ها را بخواند، برگه‌ها را طورى جابه‌جا کرد که دستش برای رفتن بین قفسه‌ها راحت‌تر باشد. اول سراغ نزدیک‌ترین رده رفت.

اما وقتی عنوان برگه‌ی اول را دید، ابروهایش بالا پرید:

«آموزش اسلحه و کاربرد آن»

در دل پوزخندی زد:

«خدا بخیر کنه… کیو قراره بکشن؟»

برگه‌ی دوم وضعیت را بهتر نکرد: رده ۶۱۵

«مسمومیت به‌وسیله‌ی داروهای شیمیایی»

با خودش گفت:

«یا خدا… از سلاح رفتیم سراغ مسمومیت!»

برگه‌ی سوم سناریو را کامل‌تر کرد: رده ۳۶۸

«راهنمای بیمه‌ی عمر و حوادث»

آهی آهسته کشید.

«فقط همین مونده بود… آدم چطور می‌تواند بی‌قضاوت بمونه؟»

با وجود این حدس‌های نیمه‌طنز و نیمه‌وحشت، سعی کرد هیچ دخالتی نکند. رفت لابه‌لای قفسه‌ها، سه کتاب را آورد و به ترتیب روی پیشخوان گذاشت.

مرد مکثی کرد و با صدایی آرام گفت:

«ببخشید… اگه خودمون نتونستیم کتاب‌ها رو پس بدیم، می‌شه یکی از اعضای خانواده بیاره؟»

کتابدار لحظه‌ای خشک شد. فقط نگاهش کرد.

«بله… مشکلی نیست.»

اطلاعات را وارد سیستم کرد و کتاب‌ها را تحویل داد.

مرد آن‌ها را گرفت و زن همراهش همچنان بی‌صدا کنار او راه افتاد. هر دو آرام به سمت خروجی رفتند و بیرون رفتند؛ درست مثل هر مراجعه‌کننده‌ی دیگری.

اما کتابدار تا چند دقیقه بعد، همان‌طور که به در بسته نگاه می‌کرد، با خودش فکر می‌کرد:

«کاش امروز واقعاً فقط یک روز عادی بود…»