نشریه الکترونیکی شناسه

ISSN: 2538-5534​

علم آزاد، علم باز، علم گشوده، یا … ؟ تأملی کوتاه برای برابرنهاده «اُپِن‌ ساینس» در زبان فارسی

چکیده

این نوشتار با واکاوی معنای واژه «open» در بافت‌های گوناگون، نشان می‌دهد که معادل‌سازی آن در فارسی وابسته به زمینه کاربرد است و نمی‌توان یک برگردان واحد برای همه مصادیق ارائه کرد. در سطح چتری «Open Science»، با توجه به بار مفهومی دسترسی و نبود محدودیت، «علم آزاد» نسبت به «علم باز» و «علم گشوده» دقیق‌تر و فراگیرتر ارزیابی می‌شود.

علم آزاد، علم باز، علم گشوده، یا … ؟ تأملی کوتاه برای برابرنهاده «اُپِن‌ ساینس» در زبان فارسی

نمی‌دانم درست در چه تاریخ اولین بار عبارت جامعه باز را شنیدم. حدوداً اواخر دوره دبیرستان را می‌گذراندم و تحت تأثیر کتاب پوپر با عنوان انگلیسی «Open society and its enemies» با این عبارت آشنا شدم. آن موقع، این کتاب خیلی پرسروصدا بود و من که آشنایی بسیار اندک با این حوزه موضوعی و این مفهوم داشتم،‌ با تورق چند صفحه، آن‌را کنار گذاشتم. در توضیح یک سایت کتاب‌فروشی درباره این کتاب آمده است: « … جامعه باز و دشمنان آن، نخستین بار در دو جلد در سال 1945 انتشار یافت، توجهی فوری را برانگیخت و این دستاورد مهم کارل پوپر به جایگاهی باورنکردنی در هر دو جناح راست و چپ رسید؛ به طوری که این کتاب را الهام بخش مخالفان ضد کمونیست در طول جنگ سرد می دانند. کارل پوپر با این استدلال که روح پرسشگر آزاد و انتقادی حاکم بر تحقیقات علمی، باید در مورد سیاست نیز اعمال شود، ردپای گرایشی مخالف و متمایل به استبداد را که توسط افلاطون، مارکس و هگل ارائه شده، دنبال می کند … .».
اکنون حدود 40 سال از ترجمه و انتشار این اثر می‌گذرد اما واژه « اُپِن »بیش از پیش در جای‌جای مفاهیم اجتماعی، سیاسی، علمی و غیره دیده و به‌کار گرفته می‌شود. به گمان من، این اثر و ترجمه آن تأثیر بسیاری در فهم ما از این واژه (اُپِن) داشته و شاید فراخوانی مفاهیم و مابه‌ازای آن در زبان فارسی، ناخودآگاه یا خودآگاه تحت تأثیر این کتاب مهم و ترجمه آن باشد. این واژه برای ما که به زبانی بجز زبان مبدأ (اینجا زبان انگلیسی) آن را درک می‌کنیم و در بافت زبانی ما با مفاهیم دیگری پیوند دارد. از روی عمد دربارة برابرنهاده آن تا به‌حال سخنی مطرح نکرده‌ام تا نخست دربارة خودِ این واژه صحبت کنم و در زبان فارسی دنبال تشریح بهترش باشم. سپس، در چارچوب یک جنبش علمی مثل« اُپِن ساینس» آن‌را واکاوی کنم و در پایان دربارة برابرنهاده پیشنهادی خود، جمع‌بندی کنم. بهرحال،‌ شناخت یک مفهوم در درجه نخست، از مبدأ باید انجام شود؛ جایی که برای نخستین‌بار سکه زده می‌شود و به دیگر جوامع و زبان‌ها گسترش و شیوع پیدا می‌کند.
واژه اُپِن در حالت اسمی در زبان انگلیسی در واژه‌نامه آکسفورد این‌گونه آمده است:
(1. بسته‌نشده؛ 2. آماده برای استفاده یا فراهم‌آوری یک خدمت )
و در واژه‌نامه آکسفورد لرنرز برای این واژه 21 کاربست وجود دارد که برخی از آن‌ها (بیرون از خانه یا فضای باز ، ناپنهان ) کمتر شناخته‌شده‌اند. در زبان فارسی نیز در حالت اسمی واژه‌هایی همچون موارد زیر در آبادیس آمده است:‌
«فراز، صریح، دایر، باز، آشکار، بی‌ابر، مفتوح، آزاد، روباز، در معرض، رک‌گو، بی‌آلایش، فاش، علنی، سرگشاده، گشوده، بی‌تاق، سر باز، ناپوشیده، عمومی، همگانی، در گشوده، تمام‌نشده، خاتمه‌نیافته، ناتمام، همیشگی، بی‌حصار، بی‌دیوار، بی‌مانع، هموار، صاف، شکفته و … ».
فارغ از این‌که در زبان فارسی کدام‌یک از برابرنهاده‌ها با کدام واژه‌ها و معناها در زبان انگلیسی برابر است (برای نمونه: open pool= استخر رو باز؛ open letter= نامه سرگشاده) می‌توان فارغ از بافت، یک واژه را درک کرد. برای نمونه اگر از ما بپرسند: « این مغاز باز است یا خیر» برابرنهاده ما در زبان انگلیسی بدون تردید (اکنون و دستِ‌کم، در این لحظه که این متن را می‌نویسم) «Open» خواهد بود چون در برابر واژه «Close» قرار دارد و همگان یک معنی از آن دریافت می‌کنند. اما وقتی یک واژه در یک بافت خاص استفاده می‌شود معنایش کاملاً فرق می‌کند؛ همچون دو نمونه‌ای که درباره «استخر» و «نامه» بالاتر اشاره کردم. برای نمونه، اگر بخواهیم یک نامه «سرگشاده» به زبان انگلیسی به مدیر یک استخر «روباز» بفرستیم که درباره تغییر زمانبندی «باز» بودن گلایه و شکایت داشته باشیم، در این بافت، از یک واژه (open) در زبان انگلیسی استفاده می‌کنیم و معنایی که در زبان فارسی در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند با واژه‌هایی که عرض کردم، تا حدود زیادی همخوان است . حال، برسیم به عبارت «اُپِن ساینس».
این مفهوم دربرگیرنده مفاهیم گوناگونی است که هریک از آن‌ها معنایی متفاوت را می‌تواند در زبان فارسی تداعی کند.

 

نمودار 1. اجزای علم آزاد
برای نمونه، همانگونه که در نمودار بالا می‌توان دید، اُپِن ساینس دربرگیرنده اجزا و جنبه‌هایی است که هرکدام معنایی ویژه برای ما در پی دارد. برای نمونه، وقتی صحبت از اُپِن اکسِس می‌کنیم سخن از «دسترسی آزاد» به محتوای اطلاعاتی است که در اختیار همگان (از سراسر جهان یا یک منطقه، کشور و غیره) قرار دارد. در این‌جا، «آزاد»ی از نظر دسترسی، حق استفاده، و رهایی از محدودیت است که با علامت قفل باز شده هم شناخته می‌شود. البته هرچه این همگانی بودن، دایره جغرافیایی و مخاطب کوچک‌تری را به خود اختصاص بدهد، طبیعی است از ماهیتش (آزادی) بیشتر فاصله گرفته است. برای نمونه، اگر ما دسترسی آزاد به منابع (اطلاعاتی) را برای مدیران یک سازمان فراهم کنیم، دیگر نمی‌توانیم بگوییم دسترسی آزاد؛ باید بگوییم دسترسی محدود . همچنین، باید این موضوع (آزاد بودن) را از «رایگان بودن» هم مجزا کرد. برای نمونه، برای «رایگان بودن» از واژه «فری » استفاده می‌شود که طبیعتاً مفهوم دیگری را به ذهن می‌رساند.
همچون دسترسی آزاد،‌ همین قاعده را می‌توان برای مفهومی همچون «منابع آموزشی» نظر گرفت که «منابع آموزشی آزاد» پیشنهاد می‌شود. یا برای ارزیابی آشکار چون بحث هویت (ارزیابی‌کننده) و انتشار سرگشادة گزارش‌های ارزیابی مطرح است، بهتر است از واژه آشکار برای این موضوع استفاده شود. همینگونه است برای عبارت اُپِن سورس که برابرنهاده متن (منبع) باز مناسب‌تر است چون صحبت از باز بودن کدها برای تغییر،‌ استفاده دوباره و غیره است که گویا به مفهوم فیزیکی، ساختاری، بازاستفاده‌پذیری ارتباطی تنگاتنگ پیدا می‌کند؛ و برای نوآوری باز هم می‌توان همچون مورد پیشین از واژه باز استفاده کرد. برای زیرساخت هم استفاده از واژه آزاد یا باز تا حدود زیادی، نتیجه مشابهی دارد چون هم به ساختار، فیزیک و هم به آزاد بودن برای استفاده اشاره دارد. البته جایی که از پیشوندها و پسوندهای اسم‌ساز برای برساخت یک واژه استفاده می‌شود هم می‌توان متفاوت عمل کرد. برای نمونه، از گشودگی می‌توان استفاده کرد.
نکته اساسی در این‌جا، استفاده از واژه گشوده، باز و آزاد برای چتر بزرگ اُپِن ساینس است که چالش‌برانگیزتر است. به بیان دیگر، اگر اُپِن ساینس را مفهومی چترگونه برای گستره به نسبت گسترده‌ای از مفاهیم و عبارت‌ها همچون، زیرساخت، ارزیابی، داده‌ها، آزمایشگاه، سخت‌افزار، متن(منبع)، دسترسی، منابع آموزشی، نوآوری و غیره استفاده کنیم، آنگاه کاربست یک واژه معنایی به همه اجزای زیرمجموعه خود تسری‌بخش است. البته میان سه واژه آخری که اشاره شد میان دو واژه آخر (باز و آزاد) بیش از همه مناقشه وجود دارد. در زبان فارسی، «باز» چند کارکرد دارد. نخست، کارکردی ویژه دارد که برابر «re» در زبان انگلیسی است که مفهومی «دوباره» را در ذهن تداعی می‌کند. برای نمونه در حالت فعلی، فعل‌هایی همچون بازتعریف ، بازاستفاده ، بازآرایی ، بازسازی ، و غیره همین خاصیت را دارند. افزون بر این، واژه «باز» در زبان فارسی معناهای دیگری هم دارد؛ باز = نام یک پرنده شکاری؛ مخالف بسته؛ دوباره؛ هم؛ غیراسید ؛ بازگشتن؛ ازنو؛ واحد اندازه‌گیری (اندازۀ سرانگشتان تا آرنج)؛ باج و خراج؛ و غیره. البته با ترکیب‌های آن معناهای دیگری هم در ذهن تداعی می‌کند. مثل: جانباز (باختن)؛ گاوباز(بازی‌کننده).
به‌گمان من، دقت در استفاده از واژگان برای سطوح بالاتری از انتزاع (اگر بپذیریم که اُپِن ساینس یک چتر بزرگ برای مفاهیم و اجزای زیرمجموعه آن است) اهمیت بسیار ببیشتری دارد. این پیش‌فرض، برای افرادی که درگیر یا مسئول برساخت یک هستی‌شناسی ، تحلیل محتوا (شمول و خروج مفاهیم مشابه)، یا واژه‌شناسی هستند، اهمیت بیشتری دارد. از این‌رو، استفاده از واژه «آزاد» و «باز» از نظر کارکرد قیاسی و استقرایی آن، اهمیت خواهد داشت. واژه «آزاد» هم از نظر معنا، سطح انتزاع (و طبیعتاً، شمول) بالاتری دارد و هم بیشتر به مفهومی که برای دسترسی (به‌عنوان رکن اساسی بهره‌مندی از همه اجزای داخلی اُپِن ساینس) در ذهن ما فراخوانی می‌شود نزدیک است. به بیان دیگر، از آنجا که «دسترسی آزاد» و «داده‌های آزاد» (با معنای نبود محدودیت در دیدن، استفاده، باز استفاده و غیره) در اُپِن ساینس دو کارکرد اساسی و اصلی را به دنبال دارد و حتی اگر بپذیریم ملاک ما برای پذیرش یک واژه، فراوانی استفاده و استقبال مخاطبان از یک واژه است، کمتر از عبارت «دسترسی باز» استفاده می‌شود، این پرسش مطرح می‌شود که «بازبودن» برای علم چه معنایی را به ذهن مخاطب متبادر می‌کند؟ آیا در ذهن مخاطب، آزادی و نبود محدودیت در استفاده از یک منبع اطلاعاتی، داده، آزمایشگاه، زیرساخت، و غیره فراخوانی می‌شود یا باز بودن که برساختی فیزیکی و ساختاری به ذهن او نزدیک‌تر است. این پرسش در ذهن من (به‌عنوان نویسنده این متن و اینکه مدتهاست با این موضوع سروکله می‌زنم) به واژه «آزاد» بیشتر گره می‌خورد تا باز (با همه انواع معناها و کارکردهایی که پیشتر اشاره کردم). امیدوارم، عبارت «علم باز» سرنوشت «ابرداده» را برای «متادیتا» پیدا نکند … .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *