نشریه الکترونیکی شناسه

ISSN: 2538-5534​

وقتی اینترنت قطع شد: بازگشت آرام به مرجع انسانی

چکیده

این یادداشت تحلیلی با تکیه بر تجربه چند روزه قطعی اینترنت در ایران، به بررسی بازگشت کاربران به منابع چاپی و تعاملات انسانی در یک کتابخانه عمومی محلی می‌پردازد. مشاهدات میدانی نشان می‌دهد که اختلال در زیرساخت‌های دیجیتال موجب تغییر رفتار اطلاعاتی کاربران شده و کتابخانه را مجدداً به مرکزی برای دستیابی به اطلاعات، گفت‌وگو و کنش‌های مرجع انسانی تبدیل می‌کند. روایت زندگی و تجربه آقای محمد شهری، فرهنگی بازنشسته و مهاجر سیستانی، در این مقاله به عنوان مطالعه‌ای موردی به کار رفته است تا پیوند میان «هویت»، «دسترسی اطلاعاتی» و «وابستگی دیجیتال» برجسته شود. یافته‌ها نشان می‌دهد که کتابخانه‌های فیزیکی، به واسطه ماهیت انسانی و اجتماعی خود، در مواجهه با بحران‌های اطلاعاتی از سطح بالایی از تاب‌آوری برخوردارند و نقش آن‌ها در سواد اطلاعاتی، احساس تعلق و خلق فضای گفتگو، همچنان ضروری و غیرقابل جایگزین است.

قطع شدن اینترنت چیز تازه‌ای نبود؛ مثل باران‌های ناگهانی پاییزی گرگان که بی‌خبر می‌بارند و چند ساعتی ریتم شهر را عوض می‌کنند. اما آن مدتی که اینترنت برای چند روز پیاپی از دسترس خارج شد، کتابخانه‌ی ما یک کتابخانه محلی در یکی از محله‌های قدیمی و کم‌برخوردار گرگان کم‌کم به جایی تبدیل شد که آدم‌ها دوباره راهشان را پیدا کردند؛ آرام و پیوسته، انگار به سمت پناهگاهی قدیمی.

در آن روزها دیدم بخشی از آنچه در کلاس‌های «خدمات مرجع» و «کتابداری انسان‌محور» خوانده بودم، در برابر چشمانم جان گرفته است. اختلال اینترنت فقط یک مشکل فنی نبود؛ اختلال در الگوی زیسته دسترسی بود.

کتابخانه ما بزرگ نیست؛ اما مخزن نسبتاً کاملی دارد و به همین دلیل سال‌هاست مراجعه‌کنندگان فقط محدود به محله نیستند. از دیگر نقاط شهر و حتی شهرهای اطراف هم گاهی مراجعه می‌کنند. جامعه کاربران ما تنوع جالبی دارد: کودکان مشتاق کتاب‌های داستان، نوجوانانی که رمان‌ها را با سرعت می‌خوانند و سالمندانی که با آرامش میان قفسه‌ها قدم می‌زنند و کتاب‌ها را همچون یاران قدیمی دوست دارند. اما در روزهای قطعی اینترنت، همین جامعه آشنا رفتاری تازه نشان داد.

کاربرانی که معمولاً پرسش‌هایشان را در تلفن همراه جست‌وجو می‌کردند، این ‌بار مستقیم سراغ میز امانت یا قفسه‌ها می‌آمدند و با لحنی آمیخته به تردید می‌پرسیدند:

«کتابی هست درباره…؟»

انگار بارها عادت کرده بودند که اولین پاسخ را از صفحه‌ تلفن همراه بگیرند و حالا با سکوت ناگهانی آن صفحه، نیاز به پناه دانشی دیگری داشتند.

در میان همه‌ی این رفت‌وآمدها، حضور فردی برای من همیشه تفاوت ویژه‌ای دارد: محمد شهری، فرهنگی بازنشسته، اهل مطالعه، جستجو، تحلیل و گفتگو است. او سال‌هاست در گرگان زندگی می‌کند؛ اما ریشه‌های فرهنگی و تجربه‌ی مهاجرت برایش هنوز زنده‌اند. او از معدود کاربرانی است که هر بار کتابی امانت می‌گیرد، با پرسش تازه‌ای برمی‌گردد. گفت‌وگوهای کوتاه ما اغلب شبیه مواجهه‌های فکری‌اند؛ نه صرفاً یک خدمت مرجع معمولی.

آن روز هم همان‌طور آرام وارد شد، کتابی از قفسه تاریخ برداشت، چند صفحه ورق زد و سپس با لحنی که در آن تأمل و تجربه شخصی درهم‌تنیده بود، گفت: «آقای نوری، این قطع شدن اینترنت یه حس عجیبی داره…»

پرسیدم: «چه حسی؟»

لبخند زد و گفت: «من اهل سیستانم. وقتی توی کودکی اومدم گرگان، مدت‌ها حس غربت داشتم. گرگان شهر دلپذیریه و زندگی‌ام اینجاست، اما گاهی فکر می‌کنم اگر هنوز سیستان بودم، حال‌وهوای دیگری داشتم. این چند روز که اینترنت قطع شده، یه جور حس غربت شبیهِ همون روزا بهم دست داده. انگار آدم از جایی که بهش عادت کرده جدا می‌شه.»

حرفش برایم لحظه‌ای مکث آورد؛ چون چیزی فراتر از یک تشبیه ساده بود.

در ذهنم پیوندی ناگهانی شکل گرفت میان «تجربه مهاجرت» او و «تجربه کاربران در قطع اینترنت». همان مفهومی که در ادبیات کتابداری به آن جابجایی دیجیتال [1]می‌گویند: جابجایی یا بی‌جاییِ موقت کاربر هنگامی که دسترسی دیجیتال از او گرفته می‌شود.

او ادامه داد:

«ما عادت کرده‌ایم همه چیز رو از اینترنت بگیریم؛ اطلاعات، خبر، حتی گفت‌وگو. اما وقتی نیست، تازه می‌فهمیم جاهایی هست که می‌شه بهش برگشت. برای من یکی از اون جاها همین کتابخانه‌ست.»

بعد دوباره مکثی کرد و جمله‌ای گفت که بعدها بسیار به آن فکر کردم:

«گاهی همین گفت‌وگوی کوتاه بین دو نفر، خودش دسترسیه… نوع انسانی‌ترش.»

در همان لحظه به یاد مباحث «مرجع انسان‌محور» افتادم؛ این نگاه که کتابخانه فقط مجموعه‌ای از منابع نیست، بلکه رابطه است. رابطه‌ای که هیچ الگوریتمی (حتی پیشرفته‌ترینشان) نمی‌تواند جایگزینش شود.

در آن چند روز، دیدم این فقط احساس آقای شهری نبود؛ یک الگوی رفتاری جمعی در کاربران شکل گرفته بود.

نوجوانانی که همیشه می‌پرسیدند: «نسخه آنلاینش هست؟» این بار میان قفسه‌ها می‌چرخیدند.

مادری که معمولاً برای پسرش کتاب صوتی دانلود می‌کرد، از من پرسید: «کدوم کتاب رو بهتره خودش بخونه؟»

حتی چند نفر از محله‌های دورتر و یکی دو نفر از شهرهای اطراف آمده بودند تا منابع چاپی پیدا کنند. انگار قطع اینترنت، مردم را یک پله عقب‌تر برگردانده بود؛ نه از سر اجبار، بلکه از سر نیاز به دسترسی.

این رفتار در ادبیات پژوهشی با عنوان رفتار بازگشت به منابع چاپی [2]تحلیل شده است؛ بازگشت کاربران به منابع چاپی در زمان کاهش دسترسی دیجیتال. اما چیزی که من در گرگان دیدم، تنها بازگشت به کتاب چاپی نبود بازگشت به کتابدار بود. به انسانی که گوش می‌دهد، همراهی می‌کند، مسیر نشان می‌دهد و گاهی فقط چند دقیقه در کنار فکرهای آدم می‌نشیند.

این همان چیزی است که در پژوهش‌های جدید از آن به عنوان نقش کتابخانه‌های تاب‌آور [3]یاد می‌شود: کتابخانه‌هایی که در بحران‌ها، پناهگاهی دانشی و اجتماعی می‌شوند.

برای من، این تجربه یک یادآوری حرفه‌ای بود:

وقتی شبکه‌ها خاموش می‌شوند، کتابخانه روشن می‌ماند؛ چون رابطه انسانی هنوز برقرار است.

روز پایان آن هفته، آقای شهری هنگام رفتن کتاب‌ها را در دست گرفت و گفت:

«می‌دونی آقای نوری، اینترنت خیلی چیزها رو راحت کرده، اما کتابخانه یه حس دیگه داره… آدم وقتی اینجا میاد، حس می‌کنه هنوز جایی هست که می‌شه فکر کرد و حرف زد.»

آن لحظه حس کردم خلاصه همه آن روزها را در یک جمله گفت.

کتابخانه برای او و بسیاری دیگر، فقط منبع نبود؛ فضای بازگشت بود.  همان چیزی که در دنیا از نقش کتابخانه به عنوان مکان سوم تأکید می‌شود. مکانی برای بازگشت انسان‌ها به هم و شاید بازگشت به خود.

بازگشت از پراکندگی دیجیتال به تمرکز انسانی، از جست‌وجوی سریع به گفت‌وگوی آرام، از اضطراب قطعی اینترنت به اعتماد حضور کتابدار.

این تجربه برای من، نه صرفاً یک خاطره کاری، بلکه بخشی از درک جدیدم از حرفه کتابداری است. فهمیدم کتابخانه کوچک و محلی هنوز می‌تواند نقشی ایفا کند که فناوری از بازتولید آن ناتوان است:

نقش حفظ رابطه، پیوند دادن انسان‌ها به دانستن، و فراهم کردن فضایی برای فکر کردن.

قطع اینترنت برای بسیاری فقط خاموشی یک ابزار بود؛ اما برای کتابخانه فرصتی شد برای آشکار شدن قدرت پنهانش: قدرت همراهی، گفت‌وگو و زنده نگه‌داشتن تجربه انسانیِ دسترسی.

  1. Digital Displacement
  2. Return-to-Print Behavior
  3. Resilient Libraries

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *