علم آزاد، علم باز، علم گشوده، یا … ؟ تأملی کوتاه برای برابرنهاده «اُپِن ساینس» در زبان فارسی
نمیدانم درست در چه تاریخ اولین بار عبارت جامعه باز را شنیدم. حدوداً اواخر دوره دبیرستان را میگذراندم و تحت تأثیر کتاب پوپر با عنوان انگلیسی «Open society and its enemies» با این عبارت آشنا شدم. آن موقع، این کتاب خیلی پرسروصدا بود و من که آشنایی بسیار اندک با این حوزه موضوعی و این مفهوم داشتم، با تورق چند صفحه، آنرا کنار گذاشتم. در توضیح یک سایت کتابفروشی درباره این کتاب آمده است: « … جامعه باز و دشمنان آن، نخستین بار در دو جلد در سال 1945 انتشار یافت، توجهی فوری را برانگیخت و این دستاورد مهم کارل پوپر به جایگاهی باورنکردنی در هر دو جناح راست و چپ رسید؛ به طوری که این کتاب را الهام بخش مخالفان ضد کمونیست در طول جنگ سرد می دانند. کارل پوپر با این استدلال که روح پرسشگر آزاد و انتقادی حاکم بر تحقیقات علمی، باید در مورد سیاست نیز اعمال شود، ردپای گرایشی مخالف و متمایل به استبداد را که توسط افلاطون، مارکس و هگل ارائه شده، دنبال می کند … .».
اکنون حدود 40 سال از ترجمه و انتشار این اثر میگذرد اما واژه « اُپِن »بیش از پیش در جایجای مفاهیم اجتماعی، سیاسی، علمی و غیره دیده و بهکار گرفته میشود. به گمان من، این اثر و ترجمه آن تأثیر بسیاری در فهم ما از این واژه (اُپِن) داشته و شاید فراخوانی مفاهیم و مابهازای آن در زبان فارسی، ناخودآگاه یا خودآگاه تحت تأثیر این کتاب مهم و ترجمه آن باشد. این واژه برای ما که به زبانی بجز زبان مبدأ (اینجا زبان انگلیسی) آن را درک میکنیم و در بافت زبانی ما با مفاهیم دیگری پیوند دارد. از روی عمد دربارة برابرنهاده آن تا بهحال سخنی مطرح نکردهام تا نخست دربارة خودِ این واژه صحبت کنم و در زبان فارسی دنبال تشریح بهترش باشم. سپس، در چارچوب یک جنبش علمی مثل« اُپِن ساینس» آنرا واکاوی کنم و در پایان دربارة برابرنهاده پیشنهادی خود، جمعبندی کنم. بهرحال، شناخت یک مفهوم در درجه نخست، از مبدأ باید انجام شود؛ جایی که برای نخستینبار سکه زده میشود و به دیگر جوامع و زبانها گسترش و شیوع پیدا میکند.
واژه اُپِن در حالت اسمی در زبان انگلیسی در واژهنامه آکسفورد اینگونه آمده است:
(1. بستهنشده؛ 2. آماده برای استفاده یا فراهمآوری یک خدمت )
و در واژهنامه آکسفورد لرنرز برای این واژه 21 کاربست وجود دارد که برخی از آنها (بیرون از خانه یا فضای باز ، ناپنهان ) کمتر شناختهشدهاند. در زبان فارسی نیز در حالت اسمی واژههایی همچون موارد زیر در آبادیس آمده است:
«فراز، صریح، دایر، باز، آشکار، بیابر، مفتوح، آزاد، روباز، در معرض، رکگو، بیآلایش، فاش، علنی، سرگشاده، گشوده، بیتاق، سر باز، ناپوشیده، عمومی، همگانی، در گشوده، تمامنشده، خاتمهنیافته، ناتمام، همیشگی، بیحصار، بیدیوار، بیمانع، هموار، صاف، شکفته و … ».
فارغ از اینکه در زبان فارسی کدامیک از برابرنهادهها با کدام واژهها و معناها در زبان انگلیسی برابر است (برای نمونه: open pool= استخر رو باز؛ open letter= نامه سرگشاده) میتوان فارغ از بافت، یک واژه را درک کرد. برای نمونه اگر از ما بپرسند: « این مغاز باز است یا خیر» برابرنهاده ما در زبان انگلیسی بدون تردید (اکنون و دستِکم، در این لحظه که این متن را مینویسم) «Open» خواهد بود چون در برابر واژه «Close» قرار دارد و همگان یک معنی از آن دریافت میکنند. اما وقتی یک واژه در یک بافت خاص استفاده میشود معنایش کاملاً فرق میکند؛ همچون دو نمونهای که درباره «استخر» و «نامه» بالاتر اشاره کردم. برای نمونه، اگر بخواهیم یک نامه «سرگشاده» به زبان انگلیسی به مدیر یک استخر «روباز» بفرستیم که درباره تغییر زمانبندی «باز» بودن گلایه و شکایت داشته باشیم، در این بافت، از یک واژه (open) در زبان انگلیسی استفاده میکنیم و معنایی که در زبان فارسی در ذهن مخاطب ایجاد میکند با واژههایی که عرض کردم، تا حدود زیادی همخوان است . حال، برسیم به عبارت «اُپِن ساینس».
این مفهوم دربرگیرنده مفاهیم گوناگونی است که هریک از آنها معنایی متفاوت را میتواند در زبان فارسی تداعی کند.
نمودار 1. اجزای علم آزاد
برای نمونه، همانگونه که در نمودار بالا میتوان دید، اُپِن ساینس دربرگیرنده اجزا و جنبههایی است که هرکدام معنایی ویژه برای ما در پی دارد. برای نمونه، وقتی صحبت از اُپِن اکسِس میکنیم سخن از «دسترسی آزاد» به محتوای اطلاعاتی است که در اختیار همگان (از سراسر جهان یا یک منطقه، کشور و غیره) قرار دارد. در اینجا، «آزاد»ی از نظر دسترسی، حق استفاده، و رهایی از محدودیت است که با علامت قفل باز شده هم شناخته میشود. البته هرچه این همگانی بودن، دایره جغرافیایی و مخاطب کوچکتری را به خود اختصاص بدهد، طبیعی است از ماهیتش (آزادی) بیشتر فاصله گرفته است. برای نمونه، اگر ما دسترسی آزاد به منابع (اطلاعاتی) را برای مدیران یک سازمان فراهم کنیم، دیگر نمیتوانیم بگوییم دسترسی آزاد؛ باید بگوییم دسترسی محدود . همچنین، باید این موضوع (آزاد بودن) را از «رایگان بودن» هم مجزا کرد. برای نمونه، برای «رایگان بودن» از واژه «فری » استفاده میشود که طبیعتاً مفهوم دیگری را به ذهن میرساند.
همچون دسترسی آزاد، همین قاعده را میتوان برای مفهومی همچون «منابع آموزشی» نظر گرفت که «منابع آموزشی آزاد» پیشنهاد میشود. یا برای ارزیابی آشکار چون بحث هویت (ارزیابیکننده) و انتشار سرگشادة گزارشهای ارزیابی مطرح است، بهتر است از واژه آشکار برای این موضوع استفاده شود. همینگونه است برای عبارت اُپِن سورس که برابرنهاده متن (منبع) باز مناسبتر است چون صحبت از باز بودن کدها برای تغییر، استفاده دوباره و غیره است که گویا به مفهوم فیزیکی، ساختاری، بازاستفادهپذیری ارتباطی تنگاتنگ پیدا میکند؛ و برای نوآوری باز هم میتوان همچون مورد پیشین از واژه باز استفاده کرد. برای زیرساخت هم استفاده از واژه آزاد یا باز تا حدود زیادی، نتیجه مشابهی دارد چون هم به ساختار، فیزیک و هم به آزاد بودن برای استفاده اشاره دارد. البته جایی که از پیشوندها و پسوندهای اسمساز برای برساخت یک واژه استفاده میشود هم میتوان متفاوت عمل کرد. برای نمونه، از گشودگی میتوان استفاده کرد.
نکته اساسی در اینجا، استفاده از واژه گشوده، باز و آزاد برای چتر بزرگ اُپِن ساینس است که چالشبرانگیزتر است. به بیان دیگر، اگر اُپِن ساینس را مفهومی چترگونه برای گستره به نسبت گستردهای از مفاهیم و عبارتها همچون، زیرساخت، ارزیابی، دادهها، آزمایشگاه، سختافزار، متن(منبع)، دسترسی، منابع آموزشی، نوآوری و غیره استفاده کنیم، آنگاه کاربست یک واژه معنایی به همه اجزای زیرمجموعه خود تسریبخش است. البته میان سه واژه آخری که اشاره شد میان دو واژه آخر (باز و آزاد) بیش از همه مناقشه وجود دارد. در زبان فارسی، «باز» چند کارکرد دارد. نخست، کارکردی ویژه دارد که برابر «re» در زبان انگلیسی است که مفهومی «دوباره» را در ذهن تداعی میکند. برای نمونه در حالت فعلی، فعلهایی همچون بازتعریف ، بازاستفاده ، بازآرایی ، بازسازی ، و غیره همین خاصیت را دارند. افزون بر این، واژه «باز» در زبان فارسی معناهای دیگری هم دارد؛ باز = نام یک پرنده شکاری؛ مخالف بسته؛ دوباره؛ هم؛ غیراسید ؛ بازگشتن؛ ازنو؛ واحد اندازهگیری (اندازۀ سرانگشتان تا آرنج)؛ باج و خراج؛ و غیره. البته با ترکیبهای آن معناهای دیگری هم در ذهن تداعی میکند. مثل: جانباز (باختن)؛ گاوباز(بازیکننده).
بهگمان من، دقت در استفاده از واژگان برای سطوح بالاتری از انتزاع (اگر بپذیریم که اُپِن ساینس یک چتر بزرگ برای مفاهیم و اجزای زیرمجموعه آن است) اهمیت بسیار ببیشتری دارد. این پیشفرض، برای افرادی که درگیر یا مسئول برساخت یک هستیشناسی ، تحلیل محتوا (شمول و خروج مفاهیم مشابه)، یا واژهشناسی هستند، اهمیت بیشتری دارد. از اینرو، استفاده از واژه «آزاد» و «باز» از نظر کارکرد قیاسی و استقرایی آن، اهمیت خواهد داشت. واژه «آزاد» هم از نظر معنا، سطح انتزاع (و طبیعتاً، شمول) بالاتری دارد و هم بیشتر به مفهومی که برای دسترسی (بهعنوان رکن اساسی بهرهمندی از همه اجزای داخلی اُپِن ساینس) در ذهن ما فراخوانی میشود نزدیک است. به بیان دیگر، از آنجا که «دسترسی آزاد» و «دادههای آزاد» (با معنای نبود محدودیت در دیدن، استفاده، باز استفاده و غیره) در اُپِن ساینس دو کارکرد اساسی و اصلی را به دنبال دارد و حتی اگر بپذیریم ملاک ما برای پذیرش یک واژه، فراوانی استفاده و استقبال مخاطبان از یک واژه است، کمتر از عبارت «دسترسی باز» استفاده میشود، این پرسش مطرح میشود که «بازبودن» برای علم چه معنایی را به ذهن مخاطب متبادر میکند؟ آیا در ذهن مخاطب، آزادی و نبود محدودیت در استفاده از یک منبع اطلاعاتی، داده، آزمایشگاه، زیرساخت، و غیره فراخوانی میشود یا باز بودن که برساختی فیزیکی و ساختاری به ذهن او نزدیکتر است. این پرسش در ذهن من (بهعنوان نویسنده این متن و اینکه مدتهاست با این موضوع سروکله میزنم) به واژه «آزاد» بیشتر گره میخورد تا باز (با همه انواع معناها و کارکردهایی که پیشتر اشاره کردم). امیدوارم، عبارت «علم باز» سرنوشت «ابرداده» را برای «متادیتا» پیدا نکند … .
[1] Open science
[2] Open society
[3] Popper
[4] https://www.iranketab.ir/book/15981-the-open-society-and-its-enemies
[5] از این کتاب 4 ترجمه در ویکیپدیا آمده که سال 1364 قدیمیترین آن است. البته در سایت خانه کتاب، ترجمههای بیشتری هست اما هیچکدام به پیش از سال 1364 برنمیگردد.
[6] Open
[7] https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/open
[8] 1. not closed or fastened: 2. ready to be used or ready to provide a service.
[9] https://www.oxfordlearnersdictionaries.com/definition/english/open_1
[10] Outdoor
[11] Not hidden
[12] Noun state
[13] https://abadis.ir/entofa/open/
[14] An open letter to an open pool for the open times!
[15] https://opusproject.eu/openscience-news/unveiling-the-rise-of-open-science-why-everyones-talking-about-it/
[16] Access
[17] Public
[18] Restricted access
[19] Free
[20] Educational resources
[21] Open evaluation
[22] Source
[23] Reusability
[24] Open innovation
[25] Infrastructure
[26] Openness
[27] Redefine
[28] Reuse
[29] Rearrange
[30] Reconstruct
[31] https://www.jadvalyab.ir/fa2fa/%D8%A8%D8%A7%D8%B2
[32] Base (non-acid)
[33] Ontology
[34] Deduction
[35] Induction
6 پاسخ
با سپاس از دکتر بگلو گرامی که همه ما را به دقت نظر در کاربرد برابرنهاده های تخصصی دعوت کرده اند . این نوشته برایم بسیار درس آموز بود .
نگاهی به مصوبات فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای واژه open هم می تواند راهگشا و موید این بحث باشد .
سلام و سپاس فراوان
از دیدگاه ارزشمندتان استفاده کردم. حقیقت اینکه من از برابرنهادههای بکار رفته در استفاده از واژه اوپن در فرهنگستان آگاه نیستم. بررسی خواهم کرد و اگر لازم باشد دیدگاهم را تغییر خواهم داد. سپاس
نکتهای که میتواند به بحث ارزشمند نویسنده افزوده شود، توجه به این است که در ادبیات علم باز، «open» صرفاً یک وضعیت زبانی یا حتی یک شعار اخلاقی درباره آزادی دانش نیست، بلکه نوعی «حکمرانیِ دسترسی» است. به بیان دیگر، علم باز همواره به معنای باز بودن مطلق همه دادهها، روشها، فرایندها و نتایج نیست؛ بلکه بر اصلی طیفی استوار است: تا حد امکان باز و تا حد ضرورت محدود.
از این منظر، برابرنهاده «علم آزاد» مزیت مهمی دارد، زیرا بر رفع موانع دسترسی، استفاده و بازاستفاده از دانش تأکید میکند؛ اما باید مراقب بود که «آزاد» در فارسی، به معنای رها از هر قید و ملاحظه فهم نشود. در عمل، علم باز با ملاحظاتی مانند حریم خصوصی، دادههای حساس، مالکیت فکری، حقوق جوامع محلی، امنیت پژوهش، اخلاق داده و عدالت در دسترسی همراه است. بنابراین، شاید لازم باشد در کنار بحث واژگانی، بر این نکته نیز تأکید شود که «آزادی» در علم آزاد، آزادیِ مسئولانه و قاعدهمند است، نه گشودگی بیمرز.
به همین دلیل، مسئله اصلی فقط این نیست که open را «باز»، «آزاد» یا «گشوده» ترجمه کنیم؛ بلکه این است که با انتخاب هر واژه، چه تصویری از مناسبات دانش، قدرت، دسترسی و مسئولیت میسازیم. اگر «علم آزاد» را برابرنهاده چتری بدانیم، لازم است در تعریف آن تصریح شود که این آزادی ناظر به بیشینهسازی دسترسی و مشارکت است، اما در چهارچوب اصول اخلاقی، حقوقی و اجتماعی علم.
سلام و سپاس فراوان
از دیدگاه ارزشمندتان استفاده کردم. نگاه من برای انتخاب واژه یا یا عبارت، مبتنی بر برساخت یا construction است تا دموکراسی (حق با اکثریت). حتی اگر نگاهی به تعداد هم داشته باشیم، دسترسی آزاد بسبار بیشتر از دسترسی باز استفاده شده است در متون علمی (چیزی حدود ده برابر). در پایگاه گنج و مگیران کافیست یک جستجو با عبارت دقیق انجام بدهیم.
ما در ایران همچون بسیاری از کشور ها، قانون دسترسی آزاد به اطلاعات (مصوبه سال ۱۳۸۵) را داریم و فحوای آن دقیقا همین دسترسی به دادهها و اطلاعات است. درست است که آنجا از واژه freedom استفاده شده است اما معنا یکی است. اتفاقا امروز یکی دیگر از دوستان هم همین نگاه سوگیرانه نسبت به واژه “آزادی” به معنای “اطلاق” “به هر گونه استفاده” را به جامعه عام ما تسری شده میدانست.
نکته همینجاست که وقتی برای جامعه ما مفهوم “آزادی” با “بیقیدی” همراه است، چرا باید برای کاربست عبارت “علم آزاد” نگران باشیم ولی برای خود آزادی نگران نباشیم؟
حقیقت تلخی است به گمانم ….
با سلام و سپاس از دکتر بگلو بزرگوار و طرح نکات ارزشمند. این مقاله و مقالاتی که درباره مباحث واژه شناختی و برابریابی اصطلاحات تخصصی مطرح شده اند را همواره با دقت می خوانم و معتقدم یکی از مسائل مهم در هویت یابی معرفتی یک دیسیپلین دانشگاهی، همین واژه یابی های دقیق و تخصصی است. برابرنهادها صرفا مسائل زبانی نیستند بلکه نقش کلیدی در ترسیم شبکه مفهومی و نیز در جهت گیری های پژوهشی و هستی شناختی یک حوزه دانشی دارند.
علم باز یک مفهوم چندوجهی است و به علمی اشاره دارد که سازوکارها، داده ها، روش ها، نتایج و دستاوردهای آن برای دیگران و همه ذینفعان فراتر از حلقه محدود و بسته پژوهشگران آشکار، قابل مشاهده و دسترسی و بازبینی است بعبارتی بسته و محصور در پشت دیوارها و قفل های مجلات، ناشران، دستگاه ها، آزمایشگاه ها و یا ادعاهای مبهم و بسته پژوهشگران نیست، بلکه به مثابه یک زیست بوم برای مشارکت، بررسی، بازتولید، ارزیابی، مشاهده روند (نه صرفا مشاهده نتیجه)، و دسترسی همگانی، گشوده و باز است. واژه باز در تقابل با بسته، محصور، غیرقابل مشاهده و ارزیابی بودن قرار می گیرد در حالی واژه آزادی بار معنایی رهایی از بند می دهد و در تقابل با واژه هایی مانند اسیر، و نداشتن اختیار عمل قرار می گیرد. وقتی گفته شود زندانی آزاد شد یعنی از بند رها شد. ولی وقتی گفته شود در اتاق باز است یعنی اندرون اتاق قابل مشاهده و دسترسی است و آنچه اتفاق می افتد برای ما عیان و شفاف است. پژوهشگران آزاد نیستند که باری به هر جهت کار کنند، بلکه فرایند علمی از قاعده، نظام و روش برخوردار است و علم باز می گوید این فرایندها و بسیاری سازوکارهای علم بایستی بر همگان گشوده و باز و شفاف باشد، در عین حال تعهدات روش شناختی در کنار تعهد به کدهای باز، داده های باز، و داوری باز به قوت خود باقی است، ولی واژه آزاد یک شعار کلی را می رساند که احتمالا فاقد الزامات علمی است. من بیشتر نگران آن هستم که آزادی علمی به معنای هرج و مرج روش شناختی تعبیر شود تا به مفهومی که علم باز مدنظر دارد.
موضوع دوم اینکه هرچند خود حضرتعالی به آزاد و رایگان اشاره کرده اید، اتفاقا همین تفاوت و درک روشن تمایز در زبان فارسی دشوارتر و بعضا مبهم است و برخی آزاد را با رایگان خلط می کنند. بطور مثال در زبان فارسی وقتی می گوییم دسترسی آزاد، بسیاری از مردم و حتی پژوهشگران آن را به معنای دسترسی رایگان می فهمند. اما دسترسی باز این ابهام را تداعی نمی کند و اشاره به دسترسی بدون مانع و همگانی دارد تا رایگان و بدون هزینه. از این حیث نیز علم باز معادل گویاتری است. واژه باز در زبان فارسی به معنی دوباره و تکرار نیز هست. امکان بازتولید، تکرارپذیری، بازآزمایی، بازارزیابی، قابلیت بازنگری و بسیاری موارد دیگر که برخی از اینها بعضا جزو ویژگی های علم باز نیز برشمرده می شوند، و یا ما متن باز داریم، نوآوری باز داریم (Open Source, Open Innovation) و این ویژگی ها واژه باز را معادل هوشمندانه و مناسبت تری نسبت به واژه آزاد می سازد. حتی به نظرم معادل های علم گشوده و علم شفاف، بسی گویاتر از واژه علم آزاد هستند و با ماهیت علم باز مطابقت دارند هرچند دارای محدودیت های معنایی نیز باشند و همه جنبه های علم باز را پوشش ندهند.
من در اینکه واژه آزاد سطح انتزاع بالاتر و معنای گسترده تری نسبت به واژه باز دارد، تردید دارم. خود پوپر در جامعه باز، آزاد بودن، عادلانه بودن، جامعه خودنقاد و اصلاح پذیر را از ویژگی های جامعه باز بر می شمارد. به بیان دیگر آزاد بودن را یکی از صفات و ویژگی های جامعه باز می بیند وگرنه که عنوان کتابش را Free Society می گذاشت اگر منظورش صرفا جامعه آزاد بود. احتمالا منظورش از جامعه باز، اشاره به چیزهایی فراتر، و دقیق تر از صرفا جامعه آزاد بوده است.
سلام و سپاس فراوان
از بیان دیدگاهتان استفاده کردم. خوشحالم که یادداشت گذاشتید و فرصت گفتگو را فراهم کردید. همانطور که در پاسخ به کامنت خانم دکتر اکبری داریان هم عرض کردم، “ما در ایران همچون بسیاری از کشور ها، قانون دسترسی آزاد به اطلاعات (مصوبه سال ۱۳۸۵) را داریم و فحوای آن دقیقا همین دسترسی به دادهها و اطلاعات است”. اتفاقا در همان یادداشت گفتگوی میان ما را اشاره کردم. گمان میکنم اگر برداشت ما از آزادی، “بیقیدی” و “اختیار تام و بی حد و حصر” باشد، باید در این نوع برداشت تجدید نظر کنیم که بهنظر من این کار اولویت بالاتری دارد.
اتفاقا این قانون در بسیاری از کشورها تدوین شده و مفهومش آزادی دسترسی به دادهها (اطلاعات) است و اگر اطلاق به واژه freedom باشد همین مشکل برای این قانون هم هست. جالب است که حتی بندهایی را در آییننامه اجرایی به اطلاعات آموزشی و پژوهشی دارد. …
بهگمان من، آزادی یعنی نبود حصر اما این به معنی بیقیدی و در هر شرایط، نباید تلقی شود. بهرحال، وقتی اگر بگوییم انسان آزاد آفریده شده نه به معنای این است که “هر” کاری که بخواهد میتواند انجام دهد. پیشفرض، آزادی است، نه حصر. بر عکس اینکه پیشفرض بر این باشد مثل قرون وسطا، کتابها را زنجیر کنیم. همانگونه که در قانون هم آمده، در آزادی اطلاعات (ماده ۲) “هر شخص ایرانی حق دسترسی به اطلاعات عمومی را دارد، مگر آن که قانون منع کرده باشد” و “استفاده از اطالعات عمومی یا انتشار آنها تابع قوانین و مقررات مربوط خواهدبود”.
در ماده ۳ هم آمده “هر شخصی حق دارد از انتشار یا پخش اطلاعاتی که به وسیله او تهیه شده ولی در جریان آماده سازی آن برای انتشار تغییریافته
است جلوگیری کند”.
بهگمانم وقتی از نردبان انتزاع در این حوزه بالا میرویم، اصل بر گمان درست است، نه نادرست. اینکه جامعه چه برداشتی از آزادی دارد، دلیل خوبی برای اطلاق به آزادی نیست. هرچند، با این باور هم که جامعه از دسترسی آزاد، به رایگان بودن فهم میکنند، همرای نیستم. رایگان بودن چیز دیگری است و هزینه داشتن است نه دسترسی.