زندگی دانشجویی، فراز و نشیبهای یک دانشجوی علاقهمند به مشارکت حرفهای و غلبه بر دهها چالش
مقطع کارشناسی؛ حلقه کتابخوانی، و سیر مطالعاتی کتب شهید مطهری
سالهای تحصیلی (91-94) مقطع کارشناسی در دانشگاه شهید چمران اهواز با وجود آنکه انجمن علمی دانشجویی گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه شهید چمران اهواز بسیار فعال بودند. اما من هیچ گاه افتخار همکاری با انجمن علمی دانشجویی گروه را نداشتم. دلیل خاصی برای عدم همکاری نداشتم. اما در تشکلهای دانشجویی دانشگاه که بزرگترین و فعالترین تشکل دانشجویی سراسر کشور بود. در بخش علمی، فرهنگی همکاری زیادی داشتم. در واقع شروع مشارکت جمعی دانشگاهی من در بخش علمی، فرهنگی تشکل دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز بود. کتابهای شهید مطهری بسیار مفهومی و برای یک دانشجوی کارشناسی در حوزه میانرشتهای خیلی قابل درک نبود. به همین دلیل چون مشتاق یادگیری بودم، از طریق تشکل دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز در ایام تعطیلات تابستان من و چند نفر دیگر از دوستان در دورههای سیر مطالعاتی کتب شهید مطهری، با تدریس استادان دانشگاه امام صادق علیهالسلام شرکت میکردیم. سپس در بخش علمی، فرهنگی تشکل دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز طی 4 سال در خوابگاه دانشجویی با مدیریت حلقههای کتابخوانی با موضوع زنان و خانواده، همچنین سیر مطالعاتی کتب شهید مطهری و بروزرسانی برد دانشکده با موضوعات جذاب و چالشی علمی، فرهنگی فعالیت میکردم.
ترم یک دوره کارشناسی انجمن علمی دانشجویی گروه با مدیریت دکتر فرجپهلو مراسم روز کتاب و کتابخوانی یعنی 24 آبان ماه 1391 در آمفی تئاتر دانشکده برگزار کردند. مراسم بسیار جالبی بود. تمام استادان گروه ازجمله؛ شادروان دکتر زاهد بیگدلی، دکتر مرتضی کوکبی، دکتر عبدالحسین فرجپهلو، دکتر حمید معرفزاده، دکتر غلامرضا حیدری، و دکتر فریده عصاره حضور داشتند. انتخابات انجمن علمی دانشجویی گروه در همان مراسم برگزار شد. مهمان ویژه آن روز دکتر سعید رضائیشریفآبادی بود. شوق و ذوق دانشجویان بسیار بالا بود. دکتر رضائیشریفآبادی با چهره خندان بعد از سلام با حضار، در ابتدای صحبتهای خود گفت: بسیار خوشحال هستم که در جمع پرشور و نشاط دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز هستم. با این جمله، صدای کف و هورا در آمفی تئاتر بیشتر شد. آن روز اولین باری بود که دکتر رضائیشریفآبادی را دیدم. جذب چهره خندان و مهربان ایشان شده بودم.
دوره کارشناسی از ترم سوم به بعد شاگردی دکتر فرجپهلو را تجربه کردم. ایشان بیشتر از هر چیزی توانمند در مدیریت بسیار عالی گروه آموزشی بویژه حفظ همدلی و هماهنگی انجمن علمی دانشجویی گروه بودند. دکتر فرجپهلو از دانشجویانی که کار فردی انجام میدادند خیلی استقبال نمیکرد. به شدت موافق کار جمعی و انجمن علمی دانشجویی گروه تحت نظر ایشان بسیار فعال بود.
یک سال قبل از مقطع کارشناسی ارشد؛ شروع فعالیت رسانهای
از آنجایی که از دوران کودکی علاقه زیادی به نوشتن داشتم. بعد از اتمام دوره مقطع کارشناسی رشته علم اطلاعات و دانششناسی در اسفند ماه سال 1394 به این نتیجه رسیدم که نیاز به نوشتن و مهارت در آن در دانشگاه تامین نشد. تصمیم گرفتم دوباره به نوشتن ادامه بدهم. به دنبال چاره بودم. اوایل تابستان 1395 به طور اتفاقی روزنامه آفتاب را در شهرستان کوهدشت در استان لرستان محل زندگی برای مطالعه دیدم. چند بار ورق زدم. متوجه شدم. برخلاف برخی روزنامهها سوگیری ندارد. همچون اعضای خانواده طرفدار هیچ کدام از جناحهای شهر نبودم. به همین دلیل به دنبال رسانهای بیطرف بودم. اطلاعات تماس مدیر مسئول روزنامه آفتاب را برداشتم. حسین ناصری، با ایشان تماس گرفتم. در مورد علاقه خودم در نوشتن و پیشنهاد همکاری با ایشان در روزنامه را مطرح کردم. با توجه به اینکه کارمند دانشگاه آزاد شهرستان کوهدشت بود از من خواست فردای همان روز حضوری در دانشگاه ایشان را ملاقات کنم. در صحبت حضوری ایشان در مورد “پایگاه خبری تحلیلی وهار” صحبت کردند. به دلایلی روزنامه به تازگی به وبسایت تبدیل شده بود. از همان روزهای اول شروع به نوشتن مصاحبه و گزارش از سوژههای شهرستان کوهدشت کردم. ایشان مطالب مرا ویرایش میکرد. با این کار من در نوشتن به صورت عملی به یک خبرنگار که در حال آموزش است تبدیل شدم. به یک سال نرسید از مطالب من در سطح شهر وگاهی در کل استان لرستان استقبال میشد. از آنجایی که نوشتههای من در جهت حل مشکلات اجتماعی شهرستان کوهدشت بود، به عنوان دبیر سرویس اجتماعی “پایگاه خبری تحلیلی وهار” انتخاب شدم. حسین ناصری، در حال حاضر معلم آموزش و پرورش شهرستان کوهدشت، همچنین دانشجوی دکتری مدیریت رسانه در دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجفآباد در استان اصفهان مشغول به تحصیل هستند. سال 1395 در کنار فعالیت رسانهای برای کنکور کارشناسی ارشد آماده شدم. مهر ماه 1396 وارد مقطع کارشناسی ارشد، گرایش مدیریت اطلاعات دانشگاه الزهرا تهران شدم.
کارشناسی ارشد
اولین مشارکت جمعی حرفه علم اطلاعات عضویت در تیم روابط عمومی سومین کنگره متخصصان علوم اطلاعات
در آبان ماه ترم آخر دوران کارشناسی سال 1394 دکتر فرجپهلو به علت حضور در اولین کنگره سالانه متخصصان علوم اطلاعات در دانشکده حضور نداشت. پوستر کنگره سالانه را در پشت درب اتاق ایشان دیدم. تا این حد از کنگره سالانه متخصصان علوم اطلاعات آگاهی داشتم. اما در دوران کارشناسی ارشد حضور در کنگره و عضویت در تیم اجرایی را تجربه کردم. آموختههایی که شاید کمتر دانشجویی تجربه کرده باشد.
ترم یک دوران کارشناسی ارشد آبان ماه سال 1396 مصادف بود با برگزاری سومین کنگره سالانه متخصصان علوم اطلاعات. دبیر علمی کنگره دکتر سعید رضائیشریفآبادی، و دبیر اجرایی سید ابراهیم عمرانی بودند.
دو هفته قبل از برگزاری کنگره سالانه، در کلاس درس روشهای بازنمایی اطلاعات، از دکتر رویا برادر درخواست کردم در مورد کنگره و محتوای آن توضیح بدهند. دوست داشتم بیشتر در مورد کنگره بدانم. دکتر برادر علاوه بر بحث علمی کنگره از تجربه کارهای اجرایی خود در دوران دانشجویی و شرکت در همایشها به همراه دکتر رضائیشریفآبادی صحبت کردند. دکتر برادر به ما گفت: سعی کنید در کارهای اجرایی کنگره شرکت کنید. با این همایشها در بین استادان سراسر کشور شناخته میشوید. این آشنایی به آینده شغلی شما بسیار کمک میکند.
آن ایام در گروه تلگرامی رشته که تحت نظر انجمن علمی دانشجویی گروه آموزشی دانشگاه الزهرا بود. فراخوان عضویت در تیم اجرایی کنگره سالانه را رویت کرده بودم. چون از دوران کودکی علاقهمند به مشارکت جمعی بودم. قصد همکاری با کنگره سالانه را داشتم. اما با صحبتهای دکتر برادر مشتاقتر شدم. آن روزها دومین سال فعالیت رسمی من در حوزه رسانه بود. به همین دلیل با توجه به علاقه و استعدادم تیم روابط عمومی کنگره سالانه را انتخاب کردم. مدیریت تیم روابط عمومی با دکتر مهرناز خراسانچی بود. ایشان در گروه تلگرامی دانشگاه الزهرا فعالیت داشتند. از طریق پستهای اشتراکی و پروفایل تلگرام تا حدی او را میشناختم. اما با شروع همکاری در تیم روابط عمومی ایشان را بیشتر شناختم. جهت تهیه گزارش و اخبار نشستهای کنگره سالانه، عضو گروه تلگرامی تیم روابط عمومی شدم. از همان ابتدا متوجه دقت و سختگیری دکتر خراسانچی نسبت به نظم و کیفیت کار تیمی شدم. دو روز برگزاری سومین کنگره سالانه بسیار شلوغ بود. با دوستان دوره کارشناسی که در دانشگاههای سطح تهران در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل بودند دیداری تازه کردم. دیدار با استادان دوران کارشناسی و آشنایی با سایر استادان دیگر دانشگاهها ازجمله مزیتهای آن دو روز کنگره سالانه متخصصان علوم اطلاعات بود. برای اولین بار با استادانی همچون دکتر نورالله مرادی، دکتر فریبرز خسروی، دکتر رحمتالله فتاحی، دکتر محمد حسنزاده، خانم نوش آفرین انصاری و …. حضوری با آنها آشنا و صحبت میکردم. در حالی که تا آن روز با همین افراد مطرح حرفه علم اطلاعات، در حد مطالعه کتابهایشان آشنا بودم.
شاغل شدن و از دست دادن فرصت حضور در محیط دانشگاه و مشارکت جمعی حرفه
اوایل دوره کارشناسی ارشد حس میکردم چون وارد دوره تحصیلات تکمیلی شدم باید استقلال مالی داشته باشم. همچنین آموختههای دانشگاهی را به صورت عملی در محیط کار پیادسازی کنم. به همین دلیل از طریق یکی از دوستان همشهری خودم که در کتابخانه عمومی تهران مشغول به کار بودند به دکتر امیدعلی مقیمی رئیس کتابخانه شاهعبدالعظیم حسنی معرفی شدم. کار در کتابخانه شهری ری به صورت کارورزی و آشنایی با فرایند عملی آموختههای دانشگاهی بود. تقریبا یک ماه در کتابخانه شاهعبدالعظیم حسنی به صورت کارورز فهرستنویسی فاپا انجام میدادم. سپس اواخر آبان ماه در بخش فیپا و فاپای سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایرانبه عنوان فهرستنویس به صورت قراردادی شروع به کار کردم. دو روز در هفته کلاس آموزشی داشتم اما سایر روزها از ابتدای آذرماه سال 1396 تا اواسط اردیبهشت ماه سال 1397 یعنی اواخر ترم دوم کارشناسی ارشد مشغول به کار شدم. تا شش ماه فهرست نویسی فیپا و سپس فاپا انجام میدادم. ظرف شش ماه متوجه شدم نه تنها استقلال مالی در کار نیست بلکه فرصت حضور در محیط دانشگاه را هم از دست دادهام. تنها مزیت آن شش ماه، تجربه عملی آموختههای دروس سازماندهی اطلاعات بود. به همین دلیل بعد از شش ماه دیگر قرارداد را تمدید نکردم. مسئول شرکت هم مبلغ سه ماه زحمتم را پرداخت نکرد! چون فرصت حضور در دانشگاه را از دست داده بودم با خود میگفتم: باید حقم را بگیرم. چندین بار تلفنی و حضوری با مسئول شرکت صحبت کردم. اما هر بار با بهانههای مختلف از واریز مبلغ خودداری کرد. دیگر پیگیر آن نشدم.
نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در اردیبهشت ماه 1397 شروع دوباره مشارکت جمعی در محیط دانشگاه
از اواسط اردیبهشت ماه سال 1397 در گروه تلگرامی دانشگاه الزهرا پستهای مربوط به نشریه علمی دانشجویی پیک دانش (پیک کتابداری سابق) را میدیدم. تصمیم گرفتم در نشریه پیک دانش فعالیت موثر داشته باشم، باز هم با توجه به استعداد و علاقهام یعنی همان نوشتن و خواندن. اواخر اردیبهشت ماه با حضور در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، مصاحبهای جامع با سه ناشر معتبر رشته (کتابدار، چاپار، سمت) ترتیب دادم. هدفم مصاحبهای پرمحتوا و انتشار آن در نشریه پیک دانش به عنوان اولین نوشتهام بود. به همین دلیل برای تدوین سوالات مصاحبه با دکتر رضائیشریفآبادی صحبت کردم. ایشان چندین سوال پرمحتوا را برایم تدوین کردند. با حضور در غرفه سه ناشر با استاد حمید محسنی و آقای موسی محمدی و آقای حسینزاده مصاحبه را تهیه و تدوین کردم. متن مصاحبه را برای ملیکا خرمشکوه مدیر مسئول نشریه ارسال کردم. از ملیکا خواستم تا یک ویژهنامه با محتوای نمایشگاه بینالمللی کتاب منتشر کند. ایشان از پیشنهاد من استقبال و آن را عملی کردند. بعد از تجربه کار تیمی روابط عمومی سومین کنگره سالانه متخصصان علوم اطلاعات در ترم یک کارشناسی ارشد، انتشار متن مصاحبه با سه ناشر، در ویژهنامه نشریه علمی دانشجویی در ترم دوم کارشناسی ارشد، اولین حضور مشارکت جمعی من در حرفه علم اطلاعات در محیط دانشگاهی بود. بعد از انتشار مصاحبه باز هم با نوشتههای گوناگون در دیگر شمارههای نشریه پیک دانش به عنوان عضو هیئت تحریریه فعالیت مستمر داشتم.
برگزاری خودجوش کارگاه ویراستاری در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
در همان ایام نمایشگاه کتاب تهران سال 1397 یک پست تبلیغاتی مربوط به برگزاری دوره کامل ویراستاری در فضای مجازی دیدم. چون به نوشتن علاقه داشتم، مشتاق بودم نوشتههایم را بیشتر سروسامان بدهم. جهت ثبتنام با مرکز آموزشی ویراستاری تماس گرفتم. آنها به من گفتند اگر تعداد شرکتکنندگان زیاد باشد کارگاه یک هفته دیگر برگزار و هزینه را به صورت گروهی کمتر حساب میکنند. با دوستانم در بخش فیپا و فاپای سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران صحبت کردم. دکتر سپیده فهیمیفر در ترم دوم کارشناسی ارشد به عنوان استاد مدعو درس ذخیره و بازیابی اطلاعات برای ورودی ما در دانشگاه الزهرا تدریس میکردند. در مورد برگزاری کارگاه ویراستاری با ایشان هم صحبت کردم. دکتر فهیمیفر از اینکه بدنبال یادگیری مهارت هستم بسیار استقبال کردند. حتی در این مورد با تمام دوستان کلاس هم صحبت کردند. ایشان خاطرنشان کردند که سرفصلهای درسی تغییر کردهاند. دانشجو باید به دنبال یادگیری مهارت جدید برای آینده شغلی خود باشد. صرفا به آموزشهای کلاسی اکتفا نکنیم. دکتر فهیمیفر با یکی از دانشجویان خود در دانشگاه تهران که دوست من هم بود هماهنگ کردند تا کارگاه ویراستاری در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران برگزار شود. کارگاه ظرف دو ماه در دانشگاه تهران برگزار شد. تمام تمرینهای کارگاه را مرتب انجام میدادم. به طور تخصصی وارد فاز ویراستاری شدم. نوشتههای خودم و دیگران را بارها میخواندم، و ویرایش میکردم.
تابستان 1397 با چاشنی نوشتن و ویراستاری نشریه پیک دانش (پیک کتابداری سابق) و نشریه شناسه
با توجه به اینکه عضو هیئت تحریریه نشریه پیک دانش بودم در فصل تابستان به ملیکا خرمشکوه پیشنهاد دادم که میتوانم علاوه بر عضو هیئت تحریریه نشریه، ویراستار نشریه هم باشم. ملیکا از پیشنهاد من استقبال کرد. تابستان تمام مطالب نشریه را ویراستاری میکردم. دوست داشتم بیشتر به پویایی نشریه کمک کنم. به همین دلیل از علیرضا خواهرزادهام که فارغالتحصیل کارشناسی ارتباط تصویری از دانشگاه شوشتر اهواز بود درخواست کردم یک کاریکاتوریست حرفهای برای طراحی کاریکاتور هر شماره نشریه پیک دانش به من معرفی کند. علیرضا از بین همکلاسیهای خودش یک نفر را به من معرفی کرد. “سمانه شیریدهکردی”. سمانه طراحی بسیار دقیق و حرفهای بود. برای هر شماره نشریه مطابق با موضوع مدنظر نشریه کاریکاتور طراحی میکرد.
در ایام تابستان در حالی که مشغول مطالعه برای انتخاب موضوع و نوشتن پروپوزال بودم. اواخر تیر ماه 1397 از طریق گروه تلگرامی دانشگاه، پستی مبنی بر فعالیت داوطلبانه در نشریه شناسه توجه مرا به خود جلب کرد. با جستجو قدری سایت نشریه را نگاه کردم. متوجه شدم که نشریه نه آنقدر در انحصار استادان است، و نه در انحصار دانشجو. بلکه تلفیقی از این دو به نظر میرسید. از اینکه اعضای هیئت تحریریه آن استادان برجسته حرفه بودند بسیار خوشحال شدم. فرصت را غنیمت شمردم. با گروه تلگرامی اعضای نشریه شناسه همراه شدم. دکتر محمد زرهساز و دکتر رضا رجبعلیبگلو شروع به صحبت و از تمام اعضای گروه درخواست کردند که خودشان را معرفی کنند. از دانشگاههای مختلف سطح تهران علاوه بر دانشجویان، فارغالتحصیلان هم در گروه حضور داشتند. چند روزی گذشت. دکتر بگلو در گروه فراخوان زدند که قصد دارند تمام شمارههای منتشر شده نشریه شناسه را به صورت کامل در قالب کتاب جمعآوری کنند. از آنجایی که بیشتر دوست داشتم در مورد محتوای نشریه شناسه بدانم اعلام آمادگی کردم. ظرف یک هفته کل شمارههای نشریه را به صورت دستهبندی مرتب و تنظیم شده در فضای (Microsoft Word) آماده و ویراستاری کردم. چند ماه بعد ثمره این کار تولید کتاب با محتوای نشریه شناسه و بهعنوان دستاورد در غرفه نشریه شناسه در چهارمین کنگره سالانه متخصصان علوم اطلاعات یعنی آبان ماه 1397 رونمایی شد. با دیدن کتابها در غرفه نشریه شناسه در کنگره بسیار خوشحال شدم اما انتظار داشتم حداقل اسم من بهعنوان گردآورنده در کتاب منتشر شود. اما اثری از اسم من نبود!!! ثمره این کار تنها تولید کتاب نبود. بلکه باعث شد من به تمام جزئیات نشریه مسلط شوم. ذهنم را آماده تولید ایدههای متفاوت برای نشریه شناسه کرده بودم.
مدیر مسئول و سردبیر نشریه پیک دانش و تدوین برنامه راهبردی در سطح بینالملل
از ابتدای مهرماه سال تحصیلی 1397، برابر با ترم سوم کارشناسی ارشد در کنار فعالیت در دروس آموزشی دانشگاه، افزون بر فعالیت پیوسته در نشریه پیک دانش، با ارائه ایدههای متفاوت در کانال نشریه شناسه به همراه آقای ایمان نریمانی که رابط اعضای نشریه شناسه با دکتر زرهساز بودند تولید محتوا میکردم. ایدههای من در جهت ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی بودند. برای نمونه، تولید پادکست با عنوان رادیو شناسه، معرفی فیلمهای تولید شده خارج از کشور، نگارش یادداشت مطابق کاریکاتورهای علمی، فرهنگی و ….
همچنین یک روز در هفته به عنوان عضو اجرایی چهارمین کنگره سالانه جهت انجام کارهای اجرایی در دبیرخانه کنگره در پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) حضور پیدا میکردم. دبیر علمی کنگره چهارم دکتر رحمتالله فتاحی و معاون علمی ایشان دکتر محمد زرهساز و دبیر اجرایی سید ابراهیم عمرانی بودند. چون در کنگره سوم و چهارم به عنوان عضو اجرایی حضور داشتم پس از پایان چهارمین کنگره سالانه، به راحتی در ذهنم دو کنگره را ارزیابی کردم. نقاط قوت و ضعف به خوبی قابل تشخیص بود.
اواخر آبان ماه دقیقا بعد از برگزاری چهارمین کنگره متخصصان علوم اطلاعات، در گروه تلگرامی نشریات دانشجویی کشور محتوای پستی مبنی بر برگزاری دوره آموزشی-مهارتی کارسانه در خبرگزاری دانشجو توجه مرا به خود جلب کرد. ابتدا باید پیشینه رسانهای افراد متقاضی بررسی میشد. سپس بعد از غربالگری افراد انتخاب شده به صورت رایگان حق شرکت در دوره تحت نظر استادان برجسته خبرگزاریهای سطح تهران آموزش داده میشدند. رقابت بین تمام دانشجویان دانشگاههای سطح تهران بود. سابقه رسانهای من در آن زمان 3 سال بود. به همین دلیل مجاز به شرکت شدم. دوره یک ماهه و دو روز در هفته تشکیل میشد. بعد از اتمام دوره از 3 نفر اول تقدیر شد. آن 3 نفر فرصت همکاری به صورت رسمی در خبرگزاری دانشجو را داشتند. من توانستم رتبه سوم دوره را کسب کنم. به همین دلیل بعد از امتحانات دی ماه به مدت 6 ماه مستمر با خبرگزاری دانشجو همکاری کردم.
دی ماه همان سال یعنی 1397، ملیکا خرمشکوه به دلیل اینکه از دوره کارشناسی فارغالتحصیل شده بود مدیریت نشریه پیک دانش (پیک کتابداری سابق) را به من سپرد. در فعالیتهای علمی دانشجویی یا مسئولیت نمیپذیرم یا اگر بپذیرم مسئولیت را در سطح بینالملل مدیریت میکنم. برای همین با تمام وجودم وقت و انرژی صرف مسئولیت میکنم. نشریه پیک دانش تا آن زمان که 19 سال از سابقه آن سپری شده بود در کارنامه خود کسب مقام در جشنواره حرکت داخلی نشریات دانشگاه الزهرا و اتحادیه انجمنهای علمی-دانشجویی (ادکا) را به همراه داشت. به این موفقیتها افتخار میکردم. اما کافی ندیدم. به همین دلیل آرمانهای بینالمللی برای نشریه مدنظر گرفتم.
بعد از امتحانات دی ماه، و پیگیری مستمر پایاننامه در کنار استاد راهنمای پایاننامهام دکتر امیر غائبی، در اولین گام مدیریت نشریه، در کنار بستن تیم با محوریت دانشجویان دانشگاه الزهرا، فراخوان همکاری سراسری منتشر کردم. افزون بر آن، از طریق ارتباطاتی که با سایر دوستان در دانشگاههای سراسر کشور و همچنین همکاران رسانهای از افرادی که توانمندی خاصی در تولید محتواهای متعدد داشتند دعوت به همکاری در نشریه کردم، مانند زهره کاظمزاده طنزپرداز نشریه که دانشجوی کارشناسی رشته رسانه در دانشکده رسانه تهران بود. زهره عضو تحریریه در بخش طنز مطبوعات و برنامههای رادیو تلویزیون، صدا و سیمای کشور مشغول به کار بود. ایشان در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد روزنامهنگاری رادیو و تلویزیون، دانشگاه علامه طباطبایی و همچنان مشغول فعالیت رسانهای است. برخی اعضای خارج از دانشگاه الزهرا به اختیار به تیم نشریه پیوستند. مانند زهراسادات ریحانی دانشجوی کارشناسی علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه قم، که اینفوگرافیست نشریه شد. زهراسادات در حال حاضر بهعنوان گرافیست یک شرکت در شهر قم، و همچنین کارشناس نشریات دانشکده صداوسیمای قم مشغول به کار است. همچنین مبینا دربهشتی دانشجوی کارشناسی علم اطلاعات و دانششناسی قم، که کاریکاتوریست نشریه بود. مبینا در حال حاضر دانشجوی دکتری گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه اصفهان، و در بخش کودک نهاد کتابخانه عمومی قم مشغول به کار است. همچنین نسرین رضائی دانشجوی کارشناسی گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه قم، که در حال حاضر از مقطع کارشناسی ارشد فارغ شده است. بهعنوان عضو هیئت تحریریه با ما همکاری میکردند. سه نفر دانشجوی همکلاسی که با هم به طور خودجوش به تیم نشریه پیوستند. این سه همکلاسی را قبل از همکاری و در طول همکاری هیچ گاه ملاقات نکردم. اما از تولید محتوای آنها و حتی اخلاق کار جمعی آنها به هیچ وجه نگران نبودم. از بس کار هر سه نفر دقیق و حرفهای بود.
هاجر خدایی دانشجوی کارشناسی علم اطلاعات و دانش¬شناسی، دانشگاه خوارزمی در کلاس درس با توضیحات دکتر زرهساز در مورد فعال بودن نشریه پیک دانش اشتیاق همکاری با ما پیدا کرده بود. به همین دلیل با توجه به استعداد خود به طور خودجوش با انتشار نثر در چندین شماره به تیم نشریه پیوست. کوثر رستمیچهارقلعه، دانشجوی کارشناسی ارشد گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه الزهرا در شعبه ارومیه مشغول به تحصیل بودند به طور خودجوش به تیم نشریه پیوستند. کوثر مقالات مروری، که نیازی به ویرایش نداشته باشند، برای تمام شمارههای نشریه مینوشتند. زهرا نیک¬بخت دانشجوی کارشناسی ارشد گرایش مطالعات آرشیوی دانشگاه الزهرا با شعرها و نثرهای دلنشین خود انرژی خاصی به نشریه پیک دانش تزریق میکرد. سمانه شیریدهکردی کاریکاتوریست نشریه، بعد از 9 ماه از همکاری با من به دلیل مشغله و دریافت دستمزد از همکاری با نشریه انصراف داد به هرحال سمانه هم رشته ما نبود من هم انتظار دغدغه حرفه را از ایشان نداشتم. اما از آنجایی که نشریه دو کاریکاتوریست داشت جای نگرانی نبود مبینا دربهشتی کاریکاتوریست نشریه همچنان دغدغهمند و بدون دریافت دستمزد به کار خود ادامه داد.
با وجود اینکه چند سال از فعالیت رسانهای من گذشته بود، و همچنان فعال رسانهای بودم اما باز خودم را کافی ندیدم. نیاز به تقویت مهارتهای خود جهت ارتقاء نشریه در سطح بینالملل داشتم. به همین دلیل با استادان مطرح کشور در بخش نشریات دانشجویی، از طریق خبرگزاری دانشجو جهت یادگیری بیشتر تعامل میگرفتم. در کارگاههای استادان برجسته شرکت میکردم. نشریات منتشر شده را جهت ارزیابی در اختیار آنها قرار میدادم. هدفم تولید نشریه با محتوای متنوع برای جریانسازی حرفه علم اطلاعات بود. تنها نگارش علمی مدنظرم نبود بلکه طنز، شعر، کاریکاتور، اینفوگرافی، یادداشت، مصاحبه، گزارش، مقاله فارسی و انگلیسی، معرفی کتاب در بیشتر شمارهها رعایت میشد.
تغییر نام پیک کتابداری به پیک دانش؛ اولین چالش مدیریتی
از آنجایی که اسم رشته تغییر کرده بود نام نشریه را با مشورت استادان گروه و کارشناس نشریات معاونت دانشجویی زهرا وزیری به پیک دانش تغییر اسم دادم. برخی دوستان محترم خارج از تیم نشریه، تغییر اسم نشریه را فرصتی برای سنگاندازی تلقی کردند درحالی که در جریان کامل تغییر اسم بودند. فضای گفتمان برای آنها مهیا بود. اما موج اعتراضات آنها در گروه تلگرامی دانشگاه به صدا در آمد. با اولین چالش در مسئولیتی که پذیرفته بودم روبرو شدم. حل چالش نیاز به آرامش و مدیریت تیم داشت. چون نوع چالش متفاوت بود. به همین دلیل مسئله به خوبی حل شد. به دور از حواشی اولین شماره نشریه، فصلنامه زمستان در اسفندماه 1397 منتشر شد.
همانند سایر نشریات علمی دانشجویی، میتوانستم با انتشار یک فصلنامه که در کل سال 4 شماره بیشتر نمیشد رفع تکلیف کنم. اما از آنجایی که نشریه یک رسانه و در واقع بهترین جایگاه برای جریانسازی در حرفه علم اطلاعات و دانششناسی محسوب میشد. تصمیم گرفتم با یک چشمانداز برای یک سال آینده نشریه، برنامه راهبردی تنظیم کنم، انتشار شمارههایی که در سطح بینالملل قابل ارزیابی باشند. به نحوی که مطالب نشریه پیک دانش، مخاطبان از اقشار مختلف را جذب خود کند.
شش ماه از فعالیت نشریه گذشت، افزون بر انتشار فصلنامه و ویژهنامههای متفاوت، کارگاه روزنامهنگاری برای دانشجویان دانشگاه الزهرا و خارج از دانشگاه برگزار میکردم. از آنجایی که مدیر مسئول و سردبیر نشریه بودم تک تک شمارهها بعد از فراخوان و دریافت محتوا، تمام مطالب را به تنهایی ارزیابی و ویراستاری میکردم. دانشجویان دانشگاه الزهرا بهعنوان اعضای هیئت تحریریه نشریه تازه نفس بودند. آنها را آموزش میدادم. هم از لحاظ نگارشی هم از لحاظ کار تیمی. در این میان همچنان برخی دوستان خارج از تیم نشریه سعی داشتند همدلی و هماهنگی تیم نشریه را مختل کنند. باز هم با آرامش تیم نشریه را به گونهای مدیریت کردم که دوستان حامی بی نظمی به طور خودکار دست از بی نظمی برداشتند. آنها متوجه شدند که حریف همدلی و هماهنگی تیم نشریه نیستند. خیلی برایم جالب بود. بعد از پایان مسئولیت من از نشریه، اعضای تیم نشریه به من گفتند با وجود اینکه تیم نشریه را به خوبی مدیریت میکردم اما متوجه شده بودند که برخی اعضای غیر از تیم سعی در بهم زدن نظم تیم را داشتند. این بازخورد اعضای تیم نشریه نشان از اعتماد کافی به من بود. در هر حال بی نظمیها میتوانست بر ادامه کار آنها تاثیر منفی داشته باشد. اما خوشبختانه تمام اعضای تیم به مسئولیت خود وفادار بودند.
عضویت در شورای مرکزی کمیته ناظر نشریات دانشجویی دانشگاه الزهرا؛ دومین چالش مدیریتی
مطابق قوانین نشریات علمی دانشجویی، انتخابات کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی هر سال برگزار میشد. در ابتدای شروع مسئولیت من یعنی اسفندماه 1397 انتخابات برگزار شد. فقط مدیران مسئول حق نامزد شدن، و به همراه سردبیران حق رای در صندوق انتخابات داشتند. قبل از نامزد شدن در مورد مسئولیتهای بعد از انتخابات با کارشناس نشریات صحبت کردم. به نظر میرسید جایی برای پیگیری مسائل علمی، فرهنگی نشریات باشد. من هم در انتخابات نامزد شدم. با توضیحاتم در باب فعال رسانهای توانستم رای بیاورم. نتیجه انتخابات شامل دو نفر اصلی و یک نفر علی البدل. یک نفر دانشجوی دکتری رشته تاریخ که چندین سالی میشد عضو کمیته بود. من با اختلاف دو رای کمتر از ایشان عضو اصلی کمیته شدم. جلسات کمیته ناظر بر نشریات دو هفته یک بار و گاهی طبق نظر ریاست دانشگاه الزهرا و هیئت مدیره کمیته هر هفته برگزار میشد. اعضای کمیته شامل یک عضو هیئت علمی از گروه حقوق و علوم سیاسی، یک نفر نماینده نهاد رهبری در دانشگاه، سه نفر عضو هیئت علمی، و سه نفر دانشجو که دو عضو اصلی و یک عضو علی البدل بودیم. در راس همه اعضای کمیته، ریاست دانشگاه الزهرا دکتر مهناز ملانظری قرار داشتند. ریاست دانشگاه در جلسات کمیته شرکت نمیکردند اما گزارش تمام جلسات در اختیار ایشان قرار میگرفت. در پایان شش ماه اول فعالیت در نشریه، انتشار یک نشریه از سمت یکی از تشکلهای دانشجویی دانشگاه الزهرا منجر به برگزاری هر هفته جلسه کمیته ناظر نشریات در معاونت دانشجویی شد. نشریهای که در مقابل آن دانشجویان تشکل دیگری نسبت به محتوای آن معترض بودند کار را سخت کرده بود. اینجا بحث تفاوت نگرش در بین دو دسته دانشجویان جوان بود. که هیاهوی جوانی در محیط دانشگاه قدرت حل مسئله، بدون آسیب زدن به همدیگر را از آنها گرفته بود. البته انتشار نشریات بحثبرانگیز در تمام دانشگاههای سطح کشور طبیعی بود. به عنوان وکیل دانشجویان حق دیدن محتوای نشریه را داشتم. وقتی محتوا را بررسی کردم متوجه شدم. که پشت نشریه و طیف مخالف نشریه فقط دانشجو نیست. بلکه افرادی حضور داشتند که در آن عرصه مویی سفید کرده بودند. از آنجایی که در دوره کارشناسی در تشکل دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز فعالیت داشتم، و همچنان از طریق مجمع ادوار با هم در ارتباط بودیم. تجربیات دوران کارشناسی در حل چالش کمیته ناظر نشریات به من کمک کرد.
دو طیف آبی و قرمز در مورد من به عنوان کسی که حق رای در کمیته نشریات دارد سوگیرانه تصمیم میگرفتند. طیف آبی تصور میکرد من قرمز هستم، و طیف قرمز هم فکر میکرد من آبی هستم! در حالی که من نه قرمز بودم نه آبی. تنها دانشجویی بودم با دغدغه علمی، فرهنگی و رسانهای. وقتی با این چالش روبرو شدم. تازه فهمیدم عضویت در کمیته صرفا پیگیری مسائل و مشکلات علمی، فرهنگی نیست. بلکه بیشتر بحث جناح در کار است نه سیاست. با توجه به اینکه نمیخواستم دانشجو ضرر کند، و کوچکترین خدشهای به رتبه علمی دانشگاه وارد نشود ابتدا تصمیم گرفتم در جلسات مربوط به بررسی این نشریه شرکت نکنم تا آب از آسیاب بیفتد. اما ریاست دانشگاه الزهرا به طور اختصاصی برای من جهت شرکت در جلسه مربوط به این نشریه بحثبرانگیز نامه ارسال کردند. به همین دلیل تصمیم گرفتم چالش را بدون آسیب به کیان دانشگاه حل کنم. روز جلسه رای خود را به صورت دو جانبه که به اصطلاح نه سیخ بسوزد نه کباب! مطرح کردم. چون بر این عقیده بودم. در این مورد همان اعضای اصلی هیئت مدیره کمیته باید پاسخگو باشند نه دانشجو! به هر حال آنها هم بخاطر سمتهای خود توان حل مسئله را داشتند. بالاخره این چالش ختم بخیر شد.
از اینکه کمیته ناظر نشریات دانشجویی صرفا جناح بازی تلقی میشد برایم خوشایند نبود. تصمیم گرفتم این دیدگاه را از بین ببرم به همین دلیل همچنان پیگیر مسائل و مشکلات علمی، فرهنگی تمام نشریات دانشجویی دانشگاه بودم. با تک تک مدیران مسئول تماس میگرفتم صحبتهای آنها را میشنیدم، و با انتقال به کارشناس نشریات مسائل را حل میکردیم. در برخی تماسهای تلفنی با مدیران مسئول، از تماس من شگفتزده میشدند دلیل تعجب آنها این بود تا به حال هیچ دانشجویی از کمیته ناظر نشریات دانشگاه پیگیر مسائل و مشکلات آنها نبوده!!! برای من هم تعجب آور بود مگر سه نفر عضو دانشجویی در کمیته ناظر نشریات وظایفی برعهده نداشت!!!
برخی دانشجویان فعال در نشریات باز هم هیاهوی جوانی آنها اجازه نمیداد حقیقت را واضح ببینند. این بار مسئله تامین بودجه چاپ نشریات دانشجویی مطرح شد. برخی دانشجویان با ایجاد سروصدا با کارشناس نشریات وارد چالش شدند تا حدی که ریاست دانشگاه هم مطلع شده بود. با توجه به ارتباط مستمری که با زهرا وزیری کارشناس نشریات دانشگاه داشتم از زحمات و حمایت همه جنابه ایشان از دانشجویان به خوبی در جریان بودم خانم وزیری از آن دسته کارکنانی بود که برای رشد دانشجو تلاش میکرد. به همین دلیل با تهیه یک گزارش در بحث بودجه نشریات دانشجویی تمام دانشگاههای سطح تهران، تکلیف را روشن کردم. نتیجه گزارش ثابت کرد دانشگاه الزهرا تنها دانشگاهی است که از لحاظ تامین بودجه نشریات دانشجویی بهتر از سایر دانشگاهها در سطح تهران عمل میکند، و اتفاقا بسیار حامی دانشجویان است. با انتشار گزارش در خبرگزاری دانشجو دیگر هیچ دانشجویی نسبت به بودجه نشریات معترض نشد.
در اواخر خردادماه 1398 انتخابات کمیته ناظر بر نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار شد. به دلیل حساسیت در انتخابات و جو سیاسی، انتخابات در یکی از موسسات فرهنگی شهرستان شهریار استان تهران برگزار شد. در این انتخابات فقط مدیران مسئول و سردبیران برخی تشکلها و همچنین اعضای اصلی و علی البدل کمیته ناظر بر نشریات دانشگاهها حق رای داشتند. با توجه به انتشار نشریه بحثبرانگیز در چند ماه قبل در دانشگاه، و ایجاد جوی ناآرام در کمیته ناظر نشریات دانشگاه لازم دیدم دانشجویانی در وزارت خانه حضور داشته باشند که حامی دانشجویان و نگهبان رتبه علمی دانشگاهها باشند. به همین دلیل صرفا جهت حق رای و انتخاب افراد شایسته در کمیته ناظر بر نشریات در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در این رویداد شرکت کردم. جو بسیار سیاسی و تنشزا بود. برای هر کدام از ما تریبون آزاد اندیشی با چند دقیقه زمان تعیین شده در حضور محمدهادی عسگری، معاون اداره کل فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم مدنظر گرفتند. از آنجایی که مدیریت نشریه علمی را بر عهده داشتم. نه تنها از کرسی آزاد اندیشی استفاده نکردم بلکه خودم را وارد هیچ گونه بحث و جدلی نکردم. در مورد نامزدهای انتخابات تحقیق کردم. در نهایت آقایان محمدرضا محمدی، دانشجوی کارشناسی حقوق از دانشگاه شاهد، که چندین سال از قبل پیگیر مشکلات نشریات دانشجویان بودند. ایشان پیشینه خوبی در حمایت نشریات دانشجویی داشتند و همچنین میلاد مفاخری دانشجوی کارشناسی مدیریت بازرگانی از دانشگاه پیام نور تهران که تازهوارد به عرصه نشریات اما حامی دانشجویان و روابط عمومی خوبی داشتند به عنوان اعضای اصلی کمیته ناظر بر نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری انتخاب شدند. من هم با توجه به تحقیقات به نفع این دو نفر رای خود را در انتخابات شرکت دادم. محمدرضا محمدی بعد از اتمام کارشناسی ارشد رشته حقوق و علوم سیاسی در دانشگاه تهران، در حال حاضر وکیل دادگستری در تهران هستند. میلاد مفاخری بعد از اتمام کارشناسی ارشد رفتار سازمانی در دانشگاه تهران، در حال حاضر مدیر منابع انسانی در یکی از شرکتهای مدیریتی تهران مشغول به کار هستند.
“موجودی حساب کافی نیست”
معاونت فرهنگی دانشجویی دانشگاه در پایان هر ترم هزینهای بهعنوان کار دانشجویی برای مدیران مسئول واریز میکرد. مدیران مسئول میتوانستند با انتشار فقط 4 فصلنامه در سال مابقی مبلغ کار دانشجویی را برای خود برداشت کنند. از همان ابتدای مدیریت، هزینه کار دانشجویی را مبلغ کمکی به صفحهآرایی نشریات مدنظر قرار دادم زیرا مبلغ کار دانشجویی در مقابل تعداد شمارهها و کیفیت صفحهآرایی مدنظر من بسیار ناچیز بود به همین دلیل همیشه از هزینه شخصی خودم نشریات را صفحهآرایی میکردم. گاهی اوقات که برای شارژ تلفن همراه اقدام میکردم با پیامک “موجودی حساب کافی نیست” مواجه میشدم آن وقت یادم میآمد که کارت بانکی خالی شده بلافاصله از طریق تلگرام، خانواده را از واریز پول به حساب بانکیام آگاه میکردم. از این بابت هیچ گاه ناراحت نبودم و با هیچ کسی مطرح نکردم چون هدف من جریانسازی در حرفه علم اطلاعات بود. بالاخره انتشار 17 شماره در طول یک سال از نشریه پیک دانش بالاخره توانست هدف را محقق سازد.
در طول یک سال مسئولیت نشریه پیک دانش از راههای مختلفی برای جریانسازی استفاده میکردم. برای مثال فروش نشریه در محیط دانشکده و دانشگاه، که با توضیح مطالب درج شده در نشریه برای سایر گروههای آموزشی همراه بود. به احتمال زیاد با انتشار گزارش تصویری فروش نشریه در کانال و گروههای تلگرامی این گونه برداشت میشد که به دنبال درآمدزایی هستیم. در حالی که این کار تنها جهت پویایی و جریانسازی نشریه پیک دانش بود. البته در حد 6 نفر یا کمتر نشریه را با مبلغ ناچیز میخریدند همان مبلغ ناچیز را در پاکت مخصوص خزانه نشریه در فایل مخصوص نشریه در دانشکده قرار میدادم. با انتشار هر شماره از نشریه با حضور در اتاق تک تک استادان گروه آموزشی علم اطلاعات در دانشکده، نسخه چاپی نشریه را در اختیارشان قرار میدادم.
سردبیر خبرنامه چهارمین المپیاد ورزشهای همگانی دانشجویان دختر دانشگاههای سراسر کشور؛ 4 ساعت خواب در طول 24 ساعت
در اواخر تیرماه سال 1398 المپیاد ورزشهای همگانی دانشجویان دختر دانشگاههای سراسر کشور در دانشگاه الزهرا برگزار شد. زهرا وزیری کارشناس نشریات از من خواست تا در طول یک هفته المپیاد هر روز خبرنامه تهیه کنم. خبرنامهای با محتوای علمی، فرهنگی، ورزشی. مدیر مسئول خبرنامه دکتر ندا گلیجانیمقدم ریاست معاونت فرهنگی اجتماعی وقت بودند. من و دو نفر از دوستان که نقش اجرایی داشتند سردبیر خبرنامه شدیم. آن دو نفر فقط به عنوان رابط اعضای خبرنامه و کارشناس نشریات همکاری میکردند، و نقشی در نگارش یا تولید محتوا نداشتند. ظرف یک هفته برگزاری المپیاد هر روز در طول 24 ساعت فقط 4 ساعت میخوابیدم. در طول روز در محیط دانشگاه در بین ورزشکاران میچرخیدم تا سوژه خبری، گزارشی، مصاحبه، و یادداشت تهیه کنم. شبها مطالب را آماده و برای کارشناس نشریات زهرا وزیری ارسال میکردم. دکتر مقدم مطالب را تایید و برای انتشار نهایی برای چاپخانه دانشگاه ارسال میکردند. خبرنامه هر روز صبح در اختیار دکتر منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، دکتر مسعود سلطانیفر، وزیر ورزش و جوانان، و دکتر مهناز ملانظری ریاست دانشگاه الزهرا قرار میگرفت. در پایان یک هفته یعنی 31 تیرماه 1398 و اتمام المپیاد ورزشهای همگانی، دکتر مقدم با این جمله از من تشکر کردند. “ممنونم از تمام زحماتت در این یک هفته، مرا روسفید کردی” دکتر مقدم بلافصله بعد از المپیاد به سمت نخستین دبیر شورای هماهنگی فرهنگی دانشگاههای دخترانه در کشور منصوب شدند.
پنجمین کنگره متخصصان علوم اطلاعات؛ موج مطالبات دانشجویان و دانش آموختگان در گروه تلگرامی کتابداران ایران
دو ماه بعد از المپیاد ورزشهای همگانی یعنی مهرماه سال تحصیلی 1398 تمهیدات پنجمین کنگره متخصصان علوم اطلاعات شروع شد. یک هفته قبل از شروع کار اجرایی پنجمین کنگره متخصصان علوم اطلاعات، به همراه زهره کاظمزاده طنزپرداز نشریه پیک دانش، به عنوان فعالان رسانهای به اولین دوره رسانهای در محله گیلاوند دماوند تهران با حضور دانشجویان سراسر کشور دعوت به شرکت شدیم. در این دوره افزون بر مباحث نشریات، ساخت کلیپ، بحث سواد رسانهای با تدریس استادان برجسته صداوسیمای کشور، از آشنایی با کارکنان این سازمان مانند مدیر شبکه سوم سیما، مجریان شبکه خبر و استفاده از تجربیات آنها بسیار بهره بردیم. در پایان دوره من و زهره به همراه یک نفر دیگر از دوستان با ساخت یک آرشیو نریشن رتبه 6 را در بین دانشجویان سراسر کشور کسب کردیم.
بعد از پایان دوره بازهم به عنوان عضو تیم اجرایی به هیئت مدیره انجمن کتابداری و اطلاعرسانی ایران پیوستم. اما این بار دبیر علمی دکتر محمد زرهساز و دبیر اجرایی دکتر مهرناز خراسانچی بودند. جلسات هیئت مدیره در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار میشد. اما برای انجام کارهای اجرایی باید به دبیرخانه کنگره در پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) میرفتم. در همان ایام مهرماه موج مطالبات دانشجویان و دانش آموختگان نسبت به کمبود شغل در رشته و برگزاری کنگره سالانه در گروه تلگرامی کتابداران ایران شروع شد. مطالبات دانشجویان و دانش آموختگان را میپسندیم چون نشان دهنده دغدغهمندی آنها بود. بر این باورم که اگر روزی بیتفاوتی دانشجویان و دانش آموختگان نسبت به اشتغال در حرفه حس نشود حرفه به تدریج با مرگ روبرو خواهد شد. با این حال رویکرد آنها را به هیچ عنوان نمیپسندیدم چرا که با شانه خالی کردن مطالبات منطقی صورت نمیگرفت. فقط انتقاد کردن کافی نبود. باید قدمی برمیداشتند. در آن ایام با تمام وجودم نیاز به همدلی و همراهی در بین تک تک اعضای حرفه علم اطلاعات را حس میکردم. از طرفی چون ترم پنجم بودم، و سنوات محسوب میشد خوابگاه دانشگاه الزهرا اجازه ثبت خوابگاه را به من نمیداد، حتی با هزینه دوبرابری! از من میخواستند به خوابگاه خصوصی منتقل شوم. مخالف انتقال به خوابگاه خصوصی بودم زیرا افزون بر مسافت دور از دانشگاه، مدیریت و نظارت آنچنانی بر محیط آن نبود. تا یک ماه اول هر روز عصر که به خوابگاه بر میگشتم. جلوی درب خوابگاه تا یک ساعت معطل میشدم و اجازه ورود نداشتم. یک روز بعد از اتمام یکی از پیش نشستهای کنگره و ارسال گزارش تصویری آن در گروه تلگرامی کتابداران ایران به خوابگاه برگشتم. بعد از کلی بحث با مسئولین جلوی درب خوابگاه بالاخره موفق به ورود به خوابگاه شدم. از آنجایی که دانشجویان سنوات امکان رزرو غذای سلف دانشجویی را نداشتیم ابتدا غذا درست کردم. سپس برای انجام کار پایاننامه لپ تاپ روشن کردم. با توجه به اینکه اینترنت خوابگاه ضعیف بود از اینترنت گوشی استفاده میکردم. پیامی در گروه تلگرامی کتابداران ایران در پاسخ به ارسال گزارش تصویری پیش نشست آن روز به اشتراک گذاشته شده بود. شخص محترم و ناآشنایی در پاسخ ارسال گزارش من گفته بود “اونایی که به انجمن و برگزاری کنگره کمک میکنند حتما خیری براشون داره بی دلیل وقت نمیذارن” نسبت به این بازخوردها نه تنها بیاهمیت بودم بلکه جسورتر هم شدم. به همین دلیل به دنبال تولید محتوای بهتر بودم. مجله تصویری راهاندازی کردم. با استادان سراسر کشور و هیئت مدیره مصاحبه تصویری در بحث کنگره سالانه تدوین و از طریق کانال انجمن و نشریه شناسه منتشر میکردم. بعد از هر پیش نشست در بحث محتوای علمی و شغلی حرفه با مصاحبه با دبیران نشست پادکست تولید میکردم. نشست خبری با خبرگزاریها با حضور دکتر فریبرز خسروی، رئیس انجمن کتابداری و اطلاعرسانی ایران، و دکتر محمد زرهساز، دکتر مهرناز خراسانچی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار کردم. نشست خبری به حدی خوب برگزار شد که تا چند روز رادیو و تلویزیون از برگزاری کنگره سالانه متخصصان علوم اطلاعات صحبت میکردند. البته در این میان از آبان ماه تا روز برگزاری کنگره برخی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه خوارزمی ازجمله زهرا علیمرادی، نیما نجاریپور، و همچنین محمدرضا رزمی که ایشان باوجود معلولیت جسمی در انجام کارهای اجرایی بسیار به دکتر خراسانچی کمک میکردند.
در زمان ریاست دکتر فریبرز خسروی، که همزمان سمت معاونت کتابخانه ملی ایران را هم برعهده داشتند افتخار شاگردی ایشان را نداشتم. اما بر این باورم بیشتر از کلاس درس در کنار دکتر خسروی آموختم. در طول مدتی که در کنار ایشان و سایر هیئت مدیره انجمن کتابداری و اطلاعرسانی بودم. آنچه از دکتر خسروی به یاد دارم صبوری، متانت، و خوش زبانی ایشان است. بسیار دغدغهمند نسبت به آینده شغلی تک تک دانشجویان و دانش آموختگان حرفه علم اطلاعات و دانششناسی، تجربه زیسته من پیگیریهای مستمر دکتر خسروی به عنوان معاونت کتابخانه ملی ایران در راستای اشتغالزایی حرفه را شاهد بود.
در همان ایام مهرماه 1398 با ورود دانشجویان جدید به دانشگاه ویژهنامه ورودیهای جدید را منتشر کردیم، و جهت شناخت و جذب دانشجویان جدید حرفه علم اطلاعات به سمت نوشتن، نشریه پیک دانش را به صورت مجانی به آنها هدیه دادم. این کار موثر واقع شد برخی دانشجویان ورودی جدید مطالب خوبی برای چاپ در نشریه برای من ارسال کردند.
افزایش قیمت بنزین و شکست در پوشش خبری زحمات
یک هفته قبل از برگزاری کنگره به علت افزایش قیمت بنزین و ناآرامیهای آن روزها، اینترنت کشور از دسترس خارج شد. کار بسیار سخت شد. مسئولیت روابط عمومی کنگره با من بود. به علت پوشش خبری وضعیت نابسامان کشور در آن ایام کمتر خبرگزاری حاضر به شرکت در کنگره سالانه شد. بسیار تلاش کردم تا همانند نشست خبری که قبلا با موفقیت برگزار شد برگزاری کنگره پوشش خبری موفقی داشته باشد. اما تمام سردبیران حتی سردبیر خبرگزاری دانشجو که خودم در آنجا فعالیت داشتم نسبت به پوشش خبری خودداری کردند. مدام زحمات دکتر خسروی، دکتر زرهساز و به ویژه دکتر خراسانچی که در کار اجرایی بسیار زحمت زیاد بود جلوی چشمانم بود. هر چقدر تلاش کردم به جای 10 خبرگزاری سه خبرگزاری برای پوشش خبری کنگره حاضر به همکاری شدند. از آنجایی که جو کشور سمتوسویی دیگری بود، و اینترنت هم در دسترس نبود زحمات همان سه خبرگزاری هم خیلی دیده نشد. البته دلیل همکاری نکردن سایر خبرگزاریها کاملا حرفهای بود. زمان برگزاری پنجمین کنگره سالانه باید تغییر میکرد تا اوضاع خبری کشور بهتر شود. اما زمان برگزاری کنگره سالانه تغییر نکرد.
بیستمین همایش انجمن علمی دانشجویی دانشگاه الزهرا و پایان مدیریت با چاشنی بیماری
با تمام سختیهای راه پنجمین کنگره سالانه در زمان مقرر برگزار شد. هنوز خستگی کنگره از تنمان نرفته بود باید برای برگزاری بیستمین همایش انجمن علمی دانشجویی دانشگاه الزهرا خودمان را آماده میکردیم. افزون بر مدیر مسئول و سردبیر نشریه، نائب دبیر انجمن علمی دانشجویی هم بودم. تولید نشریه مطابق با محتوای همایش و انتشار آن در همایش بسیار برایم مهم بود. با تلاش شبانه روزی به همراه هیئت تحریریه، نشریه همایش را به موقع به مرحله چاپ رساندیم. تلاش شبانه روزی برای برگزاری همایش به سرانجام رسید. با توجه به محتوای بیستمین همایش که دستاوردهای 20 سال انجمن موضوع آن بود مقالهای مروری در بحث پیشینه و دستاوردهای نشریه پیک دانش ارائه کردم. همایش با حضور ریاست دانشگاه، اعضای هیئت علمی برخی گروههای رشته در دانشگاههای سطح تهران، اعضای هیئت مدیره انجمن کتابداری و اطلاعرسانی ایران، و محمدهادی عسگری، معاون اداره کل فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم برگزار شد. خستگی آن روز همایش چنان در ذهنم آرشیو است. همایش به خوبی برگزار شد. اولین شب بعد از برگزاری همایش به دلیل سردرد شدید، با مصرف داروی مسکن توانستم بخوابم.
در طول یکسال گذشته مدیریت نشریه پیک دانش تک تک اعضای دانشجویان دانشگاه الزهرا را با توجه به استعداد و تواناییهایشان پرورش میدادم با این پیش فرض که هر کدام از آنها میتواند بعد از خودم نشریه پیک دانش را بهتر از خودم مدیریت کند. یک هفته بعد از برگزاری همایش با انتشار آخرین فصلنامه و هفدهمین شماره، مدیریت نشریه را به زینب محبی واگذار کردم. زینب محبی را به اندازه کافی پرورش داده بودم. با توجه به روابط عمومی و توان مدیریتی او را به نسبت بهتر از سایر اعضا سنجیدم. با این حال زینب قول همکاری به عنوان مشاور نشریه در کنار دکتر رضائیشریفآبادی را تا چند سال از من گرفت. من هم به عنوان مشاور در کنارش ماندم. افزون بر این چون باید پایاننامهام را جمع میکردم از همکاری با نشریه شناسه هم کنار کشیدم.
جشنواره اتحادیه ادکا تقریبا 10 روز بعد از واگذاری مسئولیتهای من یعنی 25 آذرماه 1398 برگزار شد. به دلیل بیماری که یکدفعهای سراغم آمد نتوانستم در جشنواره شرکت کنم. بیماری ناشی از مصرف غذاهای سرد یا مصرف بدموقع به علت شلوغی کارهایم در طول آن ترم بود. بیمار شدنم دقیقا مصادف شد با روز برگزاری جشنواره در دانشگاه شهید بهشتی که من راهی بیمارستان شدم. تحت نظر پزشک ظرف یک هفته حال جسمیام بهبود یافت. نشریه در جشنواره ادکا مقام کسب کرده بود. اما من حتی تندیس را لمس نکردم. لوح تقدیری با مشخصات اشتباهی که ربطی به نشریه پیک دانش نداشت را برای من ارسال کردند. جایزه نقدی که حتی نفهمیدم چه جوایزی برای برگزیدگان مدنظر بوده است!!! بعد از آنکه از بیماری بهبود یافتم پیگیر تندیس و لوح تقدیر شدم. اما تندیس را از من پنهان کرده بودند، و زیر بار نمیرفتند!!! میدانستم تندیس نزد افرادی بود که در چند قدمی من در حال تحصیل بودند همان دوستان محترمی که پیشتر قصد بینظمی در تیم نشریه را داشتند. من تندیس را فقط در حد عکس رؤیت کردم. هیچ کسی هم پاسخگوی بی نظمی جشنواره اتحادیه ادکا نبود. چون برای جایزه تلاش نکرده بودم دیگر پیگیر آن نشدم اما تندیس را برای یادگاری روزهای سخت میخواستم. اما تندیس را به من ندادند.
ثمرات روزهای سخت نشریه پیک دانش
در مرداد ماه 1399 جشنواره بینالمللی حرکت برگزار شد. مطابق مستندات رتبه اول جشنواره در بخش نشریات، شمارههای نشریه پیک دانش صاحب مقام اول بود اما به دلایل نامعلوم مقام اول نشریه را به مقام شایسته تقدیر تغییر دادند. در طول یک سال مسئولیت را به گونهای مدیریت کردم که در زمان ضایع شدن حقم کسانی با من همراه شدند. به همین دلیل در ایام جشنواره بینالمللی حرکت، افراد باوجدان با من تماس گرفتند، و توضیح دادند چه کسانی با بیعدالتی رتبهها را تغییر دادند. آن ایام در مقابل بیعدالتی مجبور به سکوت بودم چون صدایم به جایی نمیرسید. ایامی بود که باید پایاننامه کارشناسی ارشد را دفاع میکردم. شهریورماه 1399 پایاننامه کارشناسی ارشد را به دلیل شیوع ویروس کرونا به صورت مجازی دفاع کردم. چند ماه بعد از دفاع پایاننامه از طرف معاونت فرهنگی دانشجویی دانشگاه الزهرا به من خبر دادند که تمام محتوای خبرنامهای که در چهارمین المپیاد ورزشهای همگانی دانشجویان دختر دانشگاههای سراسر کشور منتشر کردم به صورت کتابچه منتشر کنم. تمام مطالب را از ابتدا در قالب کتاب گردآوری و ویراستاری کردم با چاپ و انتشار کتاب و رؤیت اسامی ویراستاران در جلد کتاب بسیار متعجب شدم. چون اسم یک نفر دیگر که باز هم فقط نقش اجرایی داشتند در کنار من به عنوان ویراستار درج شده بود!!!
چند ماه بعد در اسفندماه 1399 به دلیل اوضاع ویروس کرونا جشنواره بینالمللی حرکت سال بعد زودتر برگزار شد. این بار نشریه پیک دانش مقام دوم جشنواره بینالمللی حرکت را کسب کرد. افزون بر این، در مردادماه 1400 جشنواره سراسری رسانه و نشریات دانشجویی (تیتر 12) برگزار شد. جشنواره با رقابت تنگاتنگ بین دانشجویان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی سراسر کشور همراه بود. در بخش ویژه در بین تعداد 1251 اثر دریافت شده به دبیرخانه جشنواره، گزارش من موفق به کسب «نفر برتر نهایی» در رسته گزارش شد. با این حساب در نهایت دو مقام بینالملل و دو مقام ملی را در کارنامه خود در نشریه پیک دانش ثبت کردم. اما برای هر کدام از اعضای ثابت نشریه سهمی از جوایز دریافتی را تعیین و به حساب آنها واریز کردم افزون بر این گواهی همکاری با نشریه با مشخصات کامل از طرف معاونت فرهنگی دانشجویی دانشگاه و لوح تقدیر از دو جشنواره بینالمللی را برای تک تک آنها صادر و ارسال کردم.
در یک نگاه تمام مسئولیتها و فعالیتهای اجرایی در دوران کارشناسی ارشد شامل این موارد بودند؛
– “عضو اصلی” کمیته ناظر نشریات دانشجویی دانشگاه الزهرا (سال تحصیلی 97-98 و 98-99)
– “مدیر مسئول” نشریه پیک دانش (پیک کتابداری) دانشگاه الزهرا (سال تحصیلی 97-98)
-“ویراستار”، “هیئت تحریریه” نشریه پیک دانش (پیک کتابداری) دانشگاه الزهرا (سال تحصیلی 97-98 و 98-99)
– ” نائب دبیر” انجمن علم اطلاعات و دانش¬شناسی دانشگاه الزهرا (سال تحصیلی 97-98)
– “مشاور” نشریه پیک دانش (پیک کتابداری) دانشگاه الزهرا (سال تحصیلی 98-99 و 99-1400)
– عضو “شورای سردبیری”، “ویراستار”، و “هیئت تحریریه” خبرنامه چهارمین المپیاد ورزش-های همگانی دختران سراسر کشور به میزبانی دانشگاه الزهرا (31-26 تیرماه 1398)
جوایز و افتخارات ملی و بین المللی
__ کسب عنوان «نفر برتر» گزارش در بخش ویژه «اقتصاد دانش بنیان، جهش تولید و توسعه» دوازدهمین جشنواره سراسری رسانه و نشریات دانشجویی (تیتر ۱۲)، ۱۷ و ۱۸ مرداد ماه ۱۴۰۰
_کسب عنوان «دوم» نشریه پیک دانش دانشگاه الزهرا در سیزدهمین جشنواره بین¬المللی حرکت، اسفند ماه 1399
_کسب عنوان «سوم» در بخش کتاب با عنوان “مجموعه مقالات بیستمین همایش ملی انجمن علمی دانشجویی علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه الزهرا” در سیزدهمین جشنواره بین¬المللی حرکت، اسفند ماه 1399
_ کسب عنوان «شایسته تقدیر» نشریه پیک دانش دانشگاه الزهرا در دوازهمین جشنواره بین¬المللی حرکت، مرداد ماه 1399
_ کسب عنوان «برتر» نشریه پیک دانش دانشگاه الزهرا در ششمین جشنواره برترینهای علم اطلاعات و دانششناسی ایران (اتحادیه انجمنهای علمی – دانشجویی علم اطلاعات و دانششناسی ایران) 25 آذر ماه 1398
_ کسب عنوان «فعالیت برگزیده» علم اطلاعات و دانش¬شناسی (بیستمین همایش ملی انجمن علمی دانشجویی) در ششمین جشنواره برترینهای علم اطلاعات و دانششناسی ایران (اتحادیه انجمنهای علمی – دانشجویی علم اطلاعات و دانششناسی ایران) 25 آذر ماه 1398
_ کسب عنوان انجمن «شایسته تقدیر» در ششمین جشنواره برترینهای علم اطلاعات و دانششناسی ایران (اتحادیه انجمنهای علمی – دانشجویی علم اطلاعات و دانششناسی ایران) 25 آذر ماه 1398
– کسب عنوان «ششم» آرشیو نریشن از اولین دوره رسانه¬ای نبآ (ویژه خواهران) (دانشجویان سراسر کشور)، شهریور ماه 1398
– کسب عنوان «سوم» دومین دوره آموزشی/ مهارتی کارسانه خبرگزاری دانشجو، آذر و دی ماه 1397
– کسب عنوان «دوم» نشریه پیک دانش در هشتمین جشنواره داخلی نشریات دانشگاه الزهرا در بین نشریات حوزه علوم انسانی، آذر ماه 1397.
در پایان
در سرگذشتنامه چندین ساله من از مشارکت جمعی جای خانواده بسیار خالی است به علت زندگی در خوابگاه دانشجویی و مسافت دور، چند ماه یک بار به منزل میرفتم. حتی گاهی اوقات در منزل خانواده متوجه مشغولی من با کارهای جمعی میشدند در این میان از طرف خانواده سرزنش میشدم از این جهت چرا برای کار مجانی زمان صرف میکنم؟! با این حال باز دست از کار برنداشتم.
بهعنوان دانشجویی که چندین سال مشارکت جمعی با افراد و نگرشهای متفاوت را تجربه کردم. لازم است عصاره تجربیات زیسته را در چند جمله بیان کنم. کسانی سمت مشارکت جمعی و جرات صرف وقت برای کار اجرایی دارند که نه تنها دغدغه بلکه از خودگذشتگی نسبت به وضعیت نابسامان اشتغال حرفه را در خود حس میکنند. جذب و استمرار جوانان در مشارکت جمعی آن هم در عصری که جایگزینهای گوناگون برای پر کردن وقت خود غیر از کار جمعی مهیا است، نیازمند یک مدیر باتدبیر است. از طرفی مشارکت جمعی همانند سایر امورات فرمولهای مخصوص خود را دارد، برای مثال داشتن اخلاق کار جمعی در مدیریت و حفظ افراد در یک تیم بسیار تاثیرگذار است. افراد با نگرشها و خصوصیات اخلاقی متفاوت میتوانند با حضور در مشارکت جمعی از زوایای مختلف رفتار خود را ویرایش کنند. به همین دلیل از دل کار جمعی افرادی توانمند و تابآور رشد میکنند. اما اگر مدیر تدابیر لازم را نداشته باشد نباید انتظار وفاداری از تیم و حفظ مستمر مشارکت جمعی با جوانان را داشت. بنابراین اگر بدنبال پویایی حرفه هستیم باید تدبیر را در خود تقویت کنیم.
پیشکسوت، استاد، دانشجو، دانش آموخته، کتابداران، هر کدام از ما اگر پرچم ترویج مشارکت جمعی را در دست داریم باید در عمل ثابت کنیم که تفاوتی بین فرد مشتاق کار جمعی با دیگر افراد وجود دارد. در غیر این صورت چیزی جز شعار تو خالی و در نهایت دلسردی افراد مشتاق کار جمعی دیده نخواهد شد.
از بعد دیگر سخن را به پایان میرسانم. ما در کتاب دکتر محمد حسنزاده با عنوان “مدیریت دانش مفاهیم و زیرساختها” میخوانیم که گسترش شاهراههای اطلاعاتی شعار انتخاباتی کلینتون در انتخابات 1992 بوده است. کلینتون پس از پیروزی در انتخابات نخستین گروه کاری زیرساخت اطلاعاتی را تشکیل میدهد (information infrastructure….1993).
در حال حاضر شاهراههای اطلاعاتی به صورت گسترده در اختیار ما قرار گرفته اما بهره کافی جهت گفتمانسازی و پویایی خود و حرفه اندک است. نیازی نیست شاهراه اطلاعاتی را عجیب تعبیر کنیم. همین گروههای بحث ایمیل کتابداری و اطلاعرسانی، گروههای تلگرامی حرفه علم اطلاعات، و سایر پلتفرمها خود شاهراه اطلاعاتی هستند. تجربههای زیسته من با رویت برخی پستها در گروههای تلگرامی رشته در دوران دانشجویی ثابت کرد استفاده موثر از این شاهراهها میتواند منجر به تغییر سرنوشت شود. من با رؤیت فراخوان مربوط به عضویت در کمیته روابط عمومی کنگره، نشریه شناسه، پستهای مربوط به نشریه پیک دانش، و کارگاه ویراستاری و ……در گروهها و کانالهای تلگرامی، و در ادامه با همین ابزارها در کارهای اجرایی با تولید محتواهای گوناگون دگرگونی را در خود ایجاد کردم. حتی مطالبهگری دانشجویان و دانش آموختگان نسبت به اشتغال رشته در گروه بحث کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاه فردوسی مشهد یا گروه تلگرامی کتابداران ایران، و کتابدار سلام خود یکی از نقاط قوت حرفه علم اطلاعات است. در حال حاضر فضای گفتمان با همین پلتفرمها در حرفه به قوت خود باقیست. انتشار مطالب در همین نشریه شناسه و استفاده از تجربیات همدیگر باز هم شاهراه اطلاعاتی محسوب میشود. بنابراین از این شاهراههای اطلاعاتی به راحتی میتوان در حفظ پویایی خود، حرفه و شبکهسازی گسترده بهره برد.
بارها با خود فکر کردم با مدیریت یک نشریه مستقل، یا راهاندازی کانال یا گروه جداگانه یا هر چیزی دیگر جزیرهای عمل کنم، به هر حال در حال حاضر با گذشت 9 سال از فعالیت رسمی و حرفهام در عرصه رسانه پتانسیل کار تک نفری را دارم. اما باز دست از این تصمیم غلط برداشتم. زیرا همراه شدن به قطار حرفه، تاثیرگذاری بیشتر و نیاز ضروری است. حصار کشیدن اطراف خودم را هنر ندیدم به همین دلیل در حال حاضر در کنار استاد گرانقدر دکتر رحمتالله فتاحی مدیر گروه بحث کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاه فردوسی مشهد بهترین مشارکت حرفهای برای من است. در این مسیر اگر دبیران انجمنهای علمی دانشجویی و مدیران مسئول نشریات دانشجویی خواهان شبکهسازی برای خود و حرفه هستند با من ارتباط بگیرند.
امید است آنچه در این نوشته گزارش کردم بتواند روشنگر زندگی یک جوان دغدغهمند و علاقمند به کار و خدمت باشد، جوانی که با انواع سختیها، چالشها و کارشکنیها روبرو بوده اما با عقلانیت، تلاش، و تعامل سازنده با جامعه حرفهای توانسته راه خود را برای خدمت و تاثیرگذاری هموار کند. بر این باورم که همه باید اینگونه با زندگی اجتماعی و حرفهای برخورد کنند.
Information infrastructure task force. (1993). National information infrastructure: an agenda for action.