تحول دیجیتال در دو دهه اخیر، کتابخانهها و آرشیوها را نه صرفاً با یک تغییر فناورانه، بلکه با یک دگرگونی ساختاری در منطق وجودی مواجه کرده است. در عصر دسترسی فوری، جستوجوی برخط و ذخایر دیجیتال، کارکرد سنتی دیگر به تنهایی برای توضیح ضرورت وجودی کتابخانه کافی نیست. به همین دلیل، بسیاری از کتابخانهها با نوعی بحران هویت نهادی روبهرو شدهاند:
اگر اطلاعات از راههای دیجیتال در دسترس است، پس حضور فیزیکی کتابخانه دقیقاً چه چیزی را ممکن میکند؟ (IFLA,2007; Hannebery Eddy, 2024).
این پرسش فقط درباره کاهش مراجعه برای امانت کتاب نیست. مسئله عمیقتر از آن است. دیجیتالسازی، اگرچه دسترسی را گسترش داده، اما هم زمان بخشی از تجربه فرهنگی کتابخانه را نیز تغییر داده است. تجربه حضور در یک فضای عمومی امن، مواجهه با دیگران، امکان تمرکز، مشاهده، گفتگو، یادگیری غیررسمی و بهرهگیری از خدمات انسانی. وقتی کتابخانه به صورت سادهانگارانه فقط به یک «رابط دسترسی به فایل دیجیتال» تقلیل داده شود، چیزی فراتر از قفسهها از دست میرود. بدنه اجتماعی و فضای کتابخانه تضعیف میشود. از این رو، بحث اصلی امروز دیگر فقط منبع «دیجیتال یا فیزیکی» نیست، بلکه این است که چگونه میتوان میان این دو، یک زیستبوم ترکیبی ساخت که در آن فضا، همچنان نقش اجتماعی، آموزشی و فرهنگی خود را حفظ کند (Oldenburg, 1989; IFLA, 2007).
بحران هویت کتابخانه و آرشیو همینجاست. این نهادها در سده بیستم عمدتاً با اتکا به منطق مخزن، نظم و کنترل دسترسی تعریف میشدند، اما در سده بیست و یکم، کاربران از کتابخانه فقط «مدرک» نمیخواهند، بلکه تجربه، تعامل، راهنمایی، دسترسی برابر و امکان حضور در یک محیط معنادار را نیز مطالبه میکنند. به همین دلیل، کتابخانه دیگر نمیتواند فقط حافظ منابع باشد، باید به نهادی تبدیل شود که حافظ امکانهای اجتماعی دانش نیز هست. این یعنی فضا دیگر یک ظرف خنثی نیست، بلکه خود بخشی از خدمت کتابخانهای است (Kofi & Van Melik, 2026). بنابراین، کتابخانه و آرشیو اگر بخواهند در عصر دیجیتال بمانند، باید از منطق «جایگزینی» فاصله بگیرند و به سمت منطق تکمیل، هم زیستی و بازترکیب حرکت کنند.
در این شرایط، بازتعریف فضا به یک ضرورت تبدیل میشود. فضای کتابخانه باید بتواند هم زمان:
- محل سکوت و تمرکز
- محل گفتوگو و تعامل
- محل یادگیری مهارتهای نو
- محل دسترسی دیجیتال و فیزیکی توأمان باشد،
- و در عین حال حس تعلق، امنیت و دسترسپذیری را نیز تقویت کند.
به بیان دیگر، اگر کتابخانه در گذشته «خانه کتاب» بود، امروز باید به زیر ساخت اجتماعی یادگیری، مشارکت و تجربه عمومی تبدیل شود. این همان نقطهای است که مسئله فضا از یک موضوع معماری صرف فراتر رفته و به یک مسئله در سیاستگذاری فرهنگی تبدیل میشود.
تجربهها:
نظریه «مکان سوم[1]» را ری الدنبرگ در The Great Good Place مطرح کرد و مقصودش فضاهایی بود که نه خانهاند و نه محل کار، اما در شکلگیری حیات مدنی و پیوندهای اجتماعی نقش اساسی دارند (Oldenburg, 1989). الدنبرگ در بازخوانیهای بعدی نیز کتابخانهها را در کنار کافهها و آرایشگاهها از نمونههای مکان سوم دانسته است. یعنی فضاهایی که گفتوگو، معاشرت، تساوی نسبی و تعلق اجتماعی را ممکن میکنند (Oldenburg & Christensen, 2025). نمونههای قابل تأملی وجود دارد از جمله:
- Dokk1 آرهوس[2] (دانمارک): کتابخانه بهمثابه مرکز شهری چند عملکردی است، یکی از روشنترین نمونههای بازآفرینی فضا. مطابق توضیحات رسمی معماران، این پروژه روی یک اسکله صنعتی قدیمی، میان ساحل و مرکز تاریخی شهر ساخته شد و بخشی از ناحیه بندری آرهوس است. اهمیت آن فقط در ابعاد یا فرم آن نیست، بلکه در تغییر پارادایم عملکردی آن است. در این پروژه، کتابخانه در کنار خدمات شهروندی، دفاتر، فضاهای کاری، شبکههای سازمانی و فعالیتهای فرهنگی قرار گرفته است. Dokk1 نشان میدهد که کتابخانه میتواند از یک فضای صرفاً رسانهمحور به یک گره شهری تبدیل شود. جایی که مردم نه فقط برای دریافت کتاب، بلکه برای ملاقات، تعامل، شرکت در فعالیتها، و تجربه تعلق شهری وارد آن میشوند. طراحی مشارکتی این پروژه نیز مهم است. معماران تصریح میکنند که شهروندان، کارکنان کتابخانه، سازمانهای محلی و ذینفعان متعدد در فرایند طراحی مشارکت داشتهاند و ایدههای آنان در قالب یک کاتالوگ پیشنهادی بازتاب یافته است. این تجربه نشان میدهد که بازآفرینی فضا زمانی موفقتر است که از بالا تحمیل نشود، بلکه با مشارکت واقعی کاربران شکل بگیرد.
- Oodi، هلسینکی[3] (فنلاند): این بنا تقریباً سراسر فضای عمومی است و کارکردهای آن در سه سطح متفاوت سازمان یافتهاند. طبقه همکف برای فعالیتهای پرتحرک و رویدادها، طبقه دوم برای کار، ساخت، یادگیری و تعامل، و طبقه سوم برای مطالعه آرام و تمرکز. این سازمان فضایی بسیار مهم است، چون نشان میدهد کتابخانه نباید میان «سکوت» و «فعالیت» یکی را انتخاب کند، بلکه میتواند هر دو را با وزنبندی هوشمند در خود جای دهد. Oodi همچنین از حیث دسترسپذیری و معناپردازی فضا اهمیت دارد. ALA Architects توضیح میدهد که میدان عمومی بیرون به درون ساختمان ادامه مییابد و فضای همکف با ورودیهای قابلدسترس طراحی شده است. در طبقه دوم نیز فضاهایی مانند استودیوها، اتاقهای بازی، کارگاه شهری و اتاقهای کار و جلسه، نوعی کتابخانه تولیدمحور را ممکن میسازند. کتابخانهای که فقط مصرفکننده دانش نیست، بلکه محل تولید و تجربه دانش نیز هست. این نمونه نشان میدهد که بازآفرینی فضا هم به نیاز کاربران فردی پاسخ میدهد و هم به نیازهای جمعی.
- Idea Store Whitechapel (لندن): بر اساس صفحه رسمی Adjaye Associates، این پروژه در سال ۲۰۰۵ تکمیل شد. اهمیت این پروژه در آن است که از ابتدا با هدف افزایش دسترسی به اطلاعات و امکانات آموزشی طراحی شد و معماران آن را نه فقط یک کتابخانه، بلکه یک فضای شهری پرنفوذ و در عین حال اجتماعی تعریف کردند. ویژگی شاخص آن پیوند معماری با بافت خیابانی و بازار اطراف است. پروژه بر پرمخاطب بودن و عبورپذیری فضایی تأکید دارد. یعنی کتابخانه به جای پنهان شدن در یک بلوک بسته، خود را در سطح شهر عرضه میکند. همچنین نشان میدهد بازآفرینی فضا الزاماً به بناهای بزرگ و پرهزینه محدود نیست. فضاها طوری چیده شدهاند که مراجعهکننده به راحتی میان بخشهای مختلف حرکت میکند، از فضاهای مطالعه و آموزش گرفته تا بخشهای عمومیتر و حتی کافهای که در طبقه بالاتر قرار دارد. این طراحی باعث میشود ساختمان حس یک مرکز زنده و فعال شهری را داشته باشد، نه یک بنای اداری بسته. در نتیجه گاهی با بازتعریف رابطه کتابخانه و خیابان نیز میتوان کارکرد جدیدی خلق کرد.
- کتابخانه Idea Exchange (کمبریج کانادا): این پروژه یک «اداره پست» تاریخی (ساخته ۱۸۸۵) را به یک کتابخانه عمومی بدون کتاب تبدیل کرده است. تمرکز اصلی آن بر کارگاه ساخت[4] است. کتابخانهها میتوانند بدون تکیه بر مخزن فیزیکی کتاب، صرفاً با ارائه زیرساختهای خلاقانه (چاپگر سه بعدی، استودیو رسانه) محیط جدیدی خلق کند. کتابخانه در اینجا فقط محل دسترسی به مناع نیست، بلکه یک مرکز فناوری و تولید است که استفاده از تجهیزات آن برای اعضای نوجوان و بزرگسال با عضویت کامل و امضای فرم مجاز است. همچنین خدمات آن فقط حضوری نیست، کتابخانه Makerspace Pick-up Service دارد، یعنی کاربر میتواند فایل طراحی را ارسال کند و ساخت پروژه را از طریق کارکنان پیگیری کند. در واقع نقش کتابخانه بیشتر فراهم کردن زیرساخت و پشتیبانی فنی است تا انجام طراحی به جای کاربر و این همان فضای سوم است.
- کتابخانه Deichman Bjørvika (اسلو، نروژ): این ساختمان ۶ طبقهای، فراتر از یک کتابخانه عمل میکند. دارای سینما، کافه، رستوران، اتاق بازی و کارگاههای عمومی است. بخش کارگاه مردمی[5] در این کتابخانه، دسترسی عمومی به ابزارهای ساخت (مانند ۵ چاپگر سه بعدی صنعتی) را فراهم میکند. بخشی از فعالیتهای این کتابخانه پشت صحنه انجام میشود و این امر باعث شده فضای بیشتری برای تعاملات انسانی آزاد شود. این ساختمان در سال 2021 برنده جایزه معتبر (بهترین کتابخانه عمومی جهان) شد. این مکان نمونهای عالی برای همنشینی سکوت برای مطالعه و تعامل پر سروصدا برای تولید در طبقات مختلف است.
- کتابخانه و هاب اجتماعی Dawes Road Library (تورنتو، کانادا): این پروژه به خوبی ترکیب کتابخانه با پلازای عمومی را نشان میدهد. در واقع مرز بین پیاده رو، فضای باز شهری و لابی کتابخانه بسیار کمرنگ شده است تا مردم بدون احساس فشار برای ورود به یک ساختمان خاص، به راحتی به فضای فرهنگی دسترسی داشته باشند. همچنین برای به نمایش گذاشتن پایداری و مشارکت اجتماعی عالی است، چرا که ساختمان دارای سیستمهای انرژی سبز و فضاهایی برای مراسمهای فرهنگی بومی[6] است که آن را به یک مرکز هویت بخش برای محله تبدیل کرده است و دقیقاً در نقش قلب محله عمل میکند. این کتابخانه تنها برای یک گروه سنی خاص نیست، طراحی آن به گونهای است که فضاهای آموزشی برای کودکان، مناطق مطالعه آرام برای بزرگسالان و فضاهایی برای تعاملات سالمندان را در یکپارچگی کامل در کنار هم قرار داده است تا ارتباط بین نسلها تقویت شود.
در نهایت
بازآفرینی فضاهای کتابخانهای و آرشیوی را باید در چارچوب انعطافپذیری، ترکیبپذیری، پایداری و سازگاری با زمینه محلی همگام کرد. دستورالعملهای IFLA تصریح میکنند که کتابخانههای جدید باید بر پایه نیازسنجی دقیق، طراحی آیندهنگر و شناخت شرایط اجتماعی و فرهنگی محل شکل بگیرند و نباید به صورت الگوهای سخت و یکسان بر همه کشورها تحمیل شوند (IFLA, 2007). این نکته اهمیت زیادی دارد، زیرا بسیاری از خطاهای رایج در نوسازی کتابخانهها از تقلید سطحی مدلهای موفق ناشی میشود، بدون آنکه زمینه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، اقلیمی و مدیریتی محل در نظر گرفته شود.
در جامعه ایران، بازآفرینی کتابخانهها باید پاسخی به نیازهای واقعی محله و شهر باشد. کتابخانه عمومی میتواند فراتر از محل نگهداری و امانت کتاب، به زیرساختی برای یادگیری مادامالعمر، دسترسی به فناوری، آموزشهای غیررسمی، فعالیتهای فرهنگی و تعامل میان گروههای مختلف اجتماعی تبدیل شود. تحقق این نقش، بهویژه در مناطقی که با کمبود فضاهای فرهنگی عمومی مواجهاند، میتواند به تقویت سرمایه اجتماعی و کاهش نابرابری در دسترسی به دانش کمک کند.
بر این اساس، میتوان گفت کتابخانه موفق آینده، کتابخانهای است که:
- با مشارکت کاربران و جامعه محلی طراحی شود، نه فقط برای آنان.
- سکوت، تمرکز و تعامل اجتماعی را بهصورت هوشمندانه و انعطافپذیر سازمان دهد.
- منابع دیجیتالی و فیزیکی را در کنار یکدیگر قرار دهد، نه اینکه یکی را جایگزین دیگری کند.
- با شرایط اقلیمی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی هر منطقه سازگار باشد.
- امکان استفاده برابر برای کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت و گروههای کم برخوردار را فراهم کند.
- از میراث مکتوب، شفاهی و محلی حفاظت کند.
- و در نهایت، به جای صرفاً نگهداری دانش، امکان دسترسی، مشارکت و زیستن با دانش را فراهم آورد.
منابع
- Hennebery Eddy. (2024). Public Library Design as Third Place. https://www.henneberyeddy.com/2024/09/03/libraries-as-third-place/
- IFLA. (2007). IFLA Library Building Guidelines: Developments & Reflections. https://repository.ifla.org/items/bf5913e8-8530-46a5-a7c4-e53edbf37100
- Kofi, Jamea, & Van Melik, Rianne. (2026). Unpacking the Public Library as Third Place Through Librarians’ Day-to-Day Practices. Public Library Quarterly, 1-25. https://doi.org/10.1080/01616846.2026.2646084
- Oldenburg, R. (1989). The Great Good Place. Marlowe.
- Oldenburg, R., & Christensen, K. (2025). Third places, true citizen spaces. UNESCO Courier. https://courier.unesco.org/en/articles/third-places-true-citizen-spaces
- https://www.adjaye.com/work/idea-store-whitechapel/
- https://ala.fi/work/helsinki-central-library/
- https://cambridgepl.ca/location/old-post-office
- https://oodihelsinki.fi/en/
- https://www.shl.dk/en/work/dokk1-aarhus-central-library-and-culture house/experience
- Deichman Official – Folkeverkstedet
- Toronto Public Library – Dawes Road Branch
[1] – Third Place
[2] – Arhus
[3] – Helsinki
[4] – Makerspace
[5] – Folkeverkstedet
[6] – Indigenous