نشریه الکترونیکی شناسه

ISSN: 2538-5534​

کتابخانه‌های سازمانی؛ غایبِ اثرگذار در سواد اطلاعاتی

چکیده

کتابخانه‌های دانشگاهی و سازمانی در عصر اطلاعات دیگر نمی‌توانند تنها به نقش سنتی خود بسنده کنند. آن‌ها باید به‌عنوان مراکز اشاعه سواد اطلاعاتی عمل کنند؛ مهارتی که فقدان آن در میان دانشجویان و کارکنان سازمان‌ها به مشکلات جدی در تصمیم‌گیری، مدیریت دانش و کارایی منجر می‌شود. بی‌توجهی به آموزش سواد اطلاعاتی در عصر فناوری اطلاعات و داده‌های دیجیتال نه تنها رفتار اطلاعاتی کاربران را مختل می‌کند؛ بلکه زمینه‌ساز تضعیف سازماندهی دانش را در عصر فناوری داده‌های دیجیتال ـ به‌عنوان یکی از مباحث کلیدی و پرچالش در سطح جهانی ـ می‌شود. این ضعف در سازماندهی دانش (فارغ از دولتی یا خصوصی بودن مجموعه‌ها) به اتلاف منابع مالی و انسانی منجر می‌شود و مانع بهره‌برداری مؤثر از ظرفیت‌های اطلاعاتی می‌گردد.

مقدمه
در جهان امروز اطلاعات به‌عنوان سرمایه‌ای راهبردی شناخته می‌شود. سرمایه‌ای که کیفیت دسترسی و توانایی استفاده از آن مسیر توسعه علمی و حرفه‌ای را تعیین می‌کند. سازماندهی دانش یکی از مباحث کلیدی و پرچالش در سطح جهانی است چرا که بدون آن داده‌ها و منابع موجود به دارایی‌های خام و پراکنده تبدیل می‌شوند. در چنین شرایطی کتابخانه‌ها دیگر نمی‌توانند تنها به نقش سنتی خود در گردآوری و نگهداری منابع بسنده کنند. آن‌ها باید به‌عنوان نهادهایی فعال در امر آموزش و پژوهش در اشاعه سواد اطلاعاتی نقش‌آفرین باشند. هنگامی که کارکنان و دانشجویان فاقد سواد اطلاعاتی باشند توانایی آن‌ها در ارزیابی و استفاده درست از داده‌ها کاهش می‌یابد و این به نوبه خود ناکارآمدی در سازماندهی دانش و هدر رفت منابع مالی و انسانی را به دنبال دارد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که همکاری کتابخانه‌ها با پژوهشگران در تولید خلاصه‌های اطلاعاتی می‌تواند این ضعف را کاهش دهد و بهره‌برداری مؤثر از ظرفیت‌های اطلاعاتی را ممکن سازد (اوپهیم و همکاران، 2026)[1]. تجربه‌های اخیر کتابخانه‌های دانشگاهی در توسعه خدمات آموزشی نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری در آموزش سواد اطلاعاتی به بهبود رفتار اطلاعاتی و افزایش سرعت و کارایی در مسیر توسعه علمی وحرفه ای منجر می‌شود (هوپلند و همکاران، 2026)[2]. در ایران کتابخانه‌های سازمانی عملاً حضوری در اشاعه سواد اطلاعاتی ندارند و یا مشغول پاره‌ای خدمات آرشیوی و جمع‌آوری کتب هستند.  این عدم حضور موجب شده است که مدیران و کارکنان در تصمیم‌سازی و مدیریت دانش به منابع پراکنده و غیرسیستماتیک متکی باشند. این رویکرد موجب کاهش کارایی و افزایش هزینه‌های اطلاعاتی و محرومیت جامعه از مزایای پیشرفت مبتنی بر داده خواهد شد. این یادداشت با نگاهی انتقادی بر ضرورت تعریف درس سواد اطلاعاتی در دانشگاه‌ها و تقویت جایگاه کتابخانه‌های سازمانی ـ به‌ویژه در قالب واحدهای مدیریت دانش – تأکید دارد. رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی در قرن بیست و یکم در مرزهای تولید، سازماندهی و انتقال دانش قرار دارد. چنان‌که بی‌توجهی به این حوزه می‌تواند توسعه علوم، فناوری و کارایی سازمان‌ها را به طور مستقیم تضعیف کند.

 

مسئله

در بسیاری از سازمان‌ها، کتابخانه‌ها به‌عنوان واحدی رسمی در ساختار اداری تعریف شده‌اند، اما نقش آن‌ها در جریان روزمره تصمیم‌گیری و مدیریت دانش بسیار کم‌رنگ است. به عبارت دیگر وقتی کتابخانه‌های سازمانی نتوانند نقش و وظایف نوین خود را در عصر داده‌های دیجیتال به‌روز کنند طبعاً نمی‌توانند سهمی هم در ارتقاء سواد اطلاعاتی و سازماندهی دانش داشته باشند. در کشور ما کتابخانه‌ها بیشتر به یک «فضای ذخیره‌سازی» کتاب و مجلات شباهت دارند و نمی‌توانند در عصر هجوم داده‌های دیجیتال در تأمین اطلاعات و تصمیم‌گیری‌های راهبردی مؤثر واقع شوند. در عصر اطلاعات کتابخانه‌های سازمانی باید بتوانند ضمن ارائه خدمات اطلاعاتی، در آموزش سواد اطلاعاتی و پشتیبانی از سازماندهی دانش مشارکت داشته باشند. در کشور ما “کتابخانه‌های سازمانی حضور دارند، اما اثر ندارند”. این وضعیت پیامدهایی جدی و چندلایه‌ای برای سازمان‌ها و جامعه به دنبال دارد که نه تنها در سطح عملیاتی بلکه در سطح راهبردی نیز مؤثر است.

پیامدها به شرح زیر هستند:

۱-  دوباره کاری

فقدان سواد اطلاعاتی باعث می‌شود کارکنان نتوانند منابع موجود را به‌ درستی شناسایی و مورد استفاده قرار دهند. ممکن است پروژه‌ها و فعالیت‌هایی‌ را بارها از ابتدا شروع کنند و داده‌ها چندین بار جمع‌آوری و پردازش شوند. این دوباره‌کاری‌ها اسباب اتلاف انرژی و کاهش بهره‌وری نیروی انسانی سازمان‌ها می‌شود.

2- تضعیف سازماندهی دانش

وقتی اطلاعات به‌درستی سازماندهی و ارزیابی نشود تصمیم‌گیرندگان بر پایه داده‌های ناقص یا نادرست عمل می‌کنند. این امر منجر به سیاست‌گذاری‌های ناکارآمد، تخصیص نادرست منابع و شکست در اجرای برنامه‌های توسعه‌ای می‌شود. در سطح کلان، چنین ضعف‌هایی روند توسعه اطلاعاتی را کند کرده و سازمان‌ها را از رقابت‌پذیری بازمی‌دارد.

۳ هدر رفت منابع مالی

در غیاب سواد اطلاعاتی و سازماندهی دانش، هزینه‌های مالی مستقیم و غیرمستقیم سازمان‌ها افزایش می‌یابد و زمینه توسعه داده‌های غیر معتبر و اطلاعات نادرست هموار می‌گردد. این خطاها نه‌تنها کیفیت خروجی‌های علمی و حرفه‌ای را کاهش می‌دهند، بلکه اعتماد به نظام اطلاعاتی سازمان را نیز تضعیف می‌کنند و سازمان‌ها با بحران اعتبار و کاهش اعتماد ذی‌نفعان مواجه می‌شوند.

4 حاشیه‌ نشینی رشته علم اطلاعات

وقتی کتابخانه‌ها در عصر فناوری اطلاعات در حاشیه باقی بمانند رشته علم اطلاعات هم به‌عنوان یک حوزه تخصصی مدرن و پیشرو در علوم و تکنولوژی ناشناخته باقی می‌ماند و بدون سازماندهی و طبقه‌بندی داده‌ها، اطلاعات ارزش راهبردی خود را از دست می‌دهند.

ریشه‌ها

کتابخانه‌های سازمانی عمدتاً در مراکز ستادی سازمان‌ها فعال‌اند و در بسیاری از زیرمجموعه‌ها اساساً چنین واحدی وجود ندارد. این فقدان یا محدودیت ساختاری موجب شده نقش کتابخانه‌ها در تصمیم‌سازی و مدیریت دانش عملاً نادیده گرفته شود و جایگاه آن‌ها به حاشیه رانده شود. در صورتی که کتابخانه‌ها در ساختار امروز سازمان‌ها تنها «محل نگهداری منابع» نیستند؛ بلکه سکویی برای داده، دانش، پژوهش، نوآوری، یادگیری مادام‌العمر و خدمات اجتماعی هستند (فتاحی، ۱۴۰۴). همین نگاه در ادبیات دیگر نیز تأکید شده است؛ چنان که (اصنافی، ۱۴۰۴) کتابخانه را سکویی برای داده، دانش، پژوهش، نوآوری، یادگیری مادام‌العمر و خدمات اجتماعی معرفی می‌کند. نادیده‌گرفتن این نقش زمینه‌ساز شکل‌گیری ضعف‌های بنیادین در مدیریت دانش و تصمیم‌سازی سازمانی می‌شود. در کشور ما ریشه‌های ضعف کتابخانه‌های سازمانی را می‌توان در سه محور اصلی جست‌وجو کرد و می‌توان آن‌ها را در بخش‌های زیر بیان کرد:

1- ناآگاهی مدیران از نقش اطلاعات

بخش قابل توجهی از مشکلات کتابخانه‌های سازمانی از این واقعیت ناشی می‌شود که مدیران هنوز نقش اطلاعات را در تصمیم‌سازی و مدیریت دانش به‌درستی درک نمی‌کنند. مطالعه (بولک و همکاران، 2018) [3]نشان می‌دهد که سطح سواد اطلاعاتی مدیران، تعیین‌کننده کیفیت تصمیم‌گیری و نحوه بهره‌برداری از منابع اطلاعاتی است. وقتی مدیران فاقد سواد اطلاعاتی کافی باشند کتابخانه‌ها در ساختار سازمانی جایگاه راهبردی پیدا نمی‌کنند و صرفاً به واحدی پشتیبان تقلیل می‌یابند.

۲  مرزهای گفتمانی و نبود سیاست‌گذاری روشن

پژوهش جدید (هوویلا و گوریچاناز، 2025)[4] نشان می‌دهد که یکی از ریشه‌های اصلی ضعف در مدیریت اطلاعات سازمانی وجود “مرزهای گفتمانی” میان واحدهای سازمانی است. مرزهایی که باعث می‌شوند اطلاعات به‌صورت جزیره‌ای تولید و مصرف شود. این مرزها مانع شکل‌گیری سیاست‌های یکپارچه سواد اطلاعاتی می‌شوند و باعث می‌گردند کارکنان در استفاده مؤثر از اطلاعات سردرگم بمانند. در چنین شرایطی کتابخانه سازمانی نمی‌تواند نقش هماهنگ‌کننده دانش را ایفا کند و عملاً از چرخه تصمیم‌سازی کنار گذاشته می‌شود.

3- نبود کتابدار متخصص در تیم‌های سازمانی

حضور کتابدار متخصص در تیم‌های پژوهشی، اجرایی و تصمیم‌سازی می‌تواند کیفیت سازماندهی دانش را به طور چشمگیری افزایش دهد. اما در بسیاری از سازمان‌ها، کتابداران در حاشیه قرار دارند و نقش آن‌ها در مدیریت داده‌ها و اطلاعات نادیده گرفته می‌شود. پژوهش‌های جدید رفتار اطلاعاتی از جمله (هوویلا و گوریچاناز، 2025) نشان می‌دهد که نبود متخصصان اطلاعات یکی از عوامل اصلی ایجاد “شکاف‌های اطلاعاتی” در سازمان‌هاست. شکاف‌هایی که مستقیماً کیفیت تصمیم‌گیری را کاهش می‌دهند. این ضعف زمانی تشدید می‌شود که مدیریت دانش نیز به‌صورت سنتی و ایستا اجرا شود. در حالی‌ که مدیریت دانش در این محیط دیگر صرفاً فرایند ذخیره‌سازی اسناد نیست، بلکه فرایندی پاسخگو، دینامیک و مستمر در برابر تغییرات سریع اطلاعاتی است (معارف، ۱۴۰۴). نبود کتابداران متخصص یعنی نبود نیرویی که بتواند این فرایند پویا را هدایت و نظارت کند. بر این اساس ریشه ضعف کتابخانه‌های سازمانی در ناآگاهی مدیران، نبود سیاست‌گذاری یکپارچه سواد اطلاعاتی، و حذف کتابداران متخصص از چرخه تصمیم‌سازی نهفته است. عواملی که موجب شکل‌گیری مرزهای گفتمانی و کاهش کیفیت مدیریت دانش می‌شوند.

پیشنهادها

ضعف‌های شناسایی‌شده در بخش ریشه‌ها نشان می‌دهند که برای ارتقای نقش کتابخانه‌های سازمانی و تقویت سواد اطلاعاتی، باید راه‌حل‌های عملی و قابل اجرا در نظر گرفته شود. مهم‌ترین پیشنهادها عبارت‌اند از:

1- تدریس درس سواد اطلاعاتی در دانشگاه‌ها

گنجاندن واحد درسی سواد اطلاعاتی در برنامه‌های آموزشی دانشگاهی می‌تواند دانشجویان را برای ورود به محیط‌های کاری آماده کند. این اقدام شکاف میان آموزش نظری و نیازهای عملی سازمان‌ها را کاهش می‌دهد و به توسعه مهارت‌های ارزیابی و استفاده مؤثر از اطلاعات منجر می‌شود.

۲– برگزاری دوره‌های سازمانی برای کارکنان

طراحی و اجرای دوره‌های آموزشی سواد اطلاعاتی در محیط‌های کاری (به‌ویژه برای مدیران و کارکنان کلیدی) می‌تواند سطح آگاهی اطلاعاتی را ارتقا دهد. نبود چنین آموزش‌هایی یکی از عوامل اصلی ضعف در مدیریت دانش سازمانی است و موجب می‌شود جریان اطلاعات در سازمان به‌صورت ناهماهنگ و غیرکارآمد شکل گیرد.

3- حضور کتابدار متخصص در تیم‌های تصمیم‌سازی

کتابداران متخصص باید به‌عنوان اعضای فعال در تیم‌های پژوهشی و اجرایی حضور داشته باشند. این حضور، کیفیت سازماندهی دانش را افزایش داده و مانع شکل‌گیری شکاف‌های اطلاعاتی می‌شود. مشارکت کتابداران در فرآیند تصمیم‌سازی می‌تواند به ارتقای بهره‌وری و بهبود کیفیت تصمیم‌ها کمک کند.

4- ایجاد واحد مدیریت دانش در سازمان‌ها

تشکیل واحدهای رسمی مدیریت دانش در سازمان‌ها با محوریت کتابخانه‌های سازمانی می‌تواند به یکپارچه‌سازی سیاست‌های اطلاعاتی کمک کند. این واحدها مسئولیت دارند مرزهای گفتمانی میان بخش‌های مختلف سازمان را کاهش دهند و جریان اطلاعات را به‌صورت هماهنگ مدیریت کنند. وجود چنین ساختاری باعث می‌شود دانش سازمانی به‌صورت مستمر پالایش، به‌روزرسانی و قابل اتکا باقی بماند.

5- مستندسازی و ثبت تجربه‌های حرفه‌ای

یکی از راهکارهای عملی برای ارتقای کارآمدی کتابخانه‌های سازمانی، توجه به ثبت و انتشار تجربه‌های زیسته حرفه‌ای است. همان‌طور که (فتاحی، ۱۴۰۴) تأکید می‌کند:

«ثبت و انتشار تجربه‌ها سبب صرفه‌جویی در زمان، انرژی، هزینه و نیز تولید ایده‌های نو می‌شود».

این رویکرد می‌تواند از تکرار خطاها جلوگیری کرده و زمینه یادگیری سازمانی، تولید ارزش افزوده و توسعه رویه‌های حرفه‌ای را فراهم کند. به طور کلی راه‌حل‌های عملی برای ارتقای نقش کتابخانه‌های سازمانی شامل آموزش نظام‌مند سواد اطلاعاتی، حضور فعال کتابداران متخصص، ایجاد واحدهای مدیریت دانش، و مستندسازی تجربه‌های حرفه‌ای است. اقداماتی که می‌توانند شکاف‌های اطلاعاتی را کاهش داده و کیفیت تصمیم‌گیری سازمانی را بهبود بخشند.

 

جمع‌بندی

کتابخانه‌های سازمانی اگرچه در برخی نهادها به‌عنوان واحدی رسمی تعریف شده‌اند، اما در عمل نقش آن‌ها در تصمیم‌سازی و مدیریت دانش کم‌رنگ و شاید بی‌اثر است. در بسیاری از سازمان‌ها هم اساساً چنین واحدی وجود ندارد و همین فقدان یا محدودیت ساختاری موجب شده کتابخانه‌های سازمانی به جای ایفای نقش راهبردی، بیشتر به واحدی صوری یا پشتیبان تقلیل یابند. تحلیل بخش‌های پیشین نشان داد که ناآگاهی مدیران از اهمیت اطلاعات، نبود سیاست‌گذاری روشن در زمینه سواد اطلاعاتی و حذف کتابداران متخصص از تیم‌های تصمیم‌سازی، سه عامل کلیدی در ضعف این نهادها هستند. این عوامل نه ‌تنها کیفیت تصمیم‌گیری را کاهش می‌دهند، بلکه موجب شکل‌گیری شکاف‌های اطلاعاتی و تضعیف سازماندهی دانش می‌شوند. پیشنهادهای مطرح‌شده می‌تواند شامل آموزش نظام‌مند سواد اطلاعاتی در دانشگاه‌ها، برگزاری دوره‌های سازمانی، حضور فعال کتابداران متخصص، ایجاد واحدهای مدیریت دانش، و مستندسازی تجربه‌های حرفه‌ای راهکارهایی عملی برای ارتقای جایگاه کتابخانه‌های سازمانی محسوب می‌شوند. اجرای این اقدامات می‌تواند شکاف‌های اطلاعاتی را کاهش دهد، کیفیت تصمیم‌گیری را بهبود بخشد، و کتابخانه‌ها را از حاشیه به متن سازمان بازگرداند.

از این رو می‌توان بیان کرد:

وقتی کتابخانه‌های سازمانی تنها به نامی در ساختار محدود می‌شوند و نه نقشی در عمل، تصمیم‌گیری‌ها نیز به همان اندازه صوری و کم ‌اثر خواهند بود. نادیده‌گرفتن کتابخانه یعنی نادیده‌گرفتن دانش. سازمانی هم که دانش را نادیده بگیرد توسعه اطلاعاتی را قربانی می‌کند. چنین سازمانی دیر یا زود تصمیم‌هایش را بر پایه حدس و حاشیه بنا می‌نهد و نه بر پایه تحلیل و دانش. حذف کتابخانه از چرخه تصمیم‌سازی در حقیقت حذف دانش از مسیر توسعه است. این حاشیه‌نشینی پرهزینه‌ترین خطای مدیریتی امروز به شمار می‌آید. سازمان‌هایی که کتابخانه را جدی نمی‌گیرند اطلاعات را هم جدی نمی‌گیرند که نتیجه این بی‌توجهی کندی توسعه اطلاعاتی و شکست در رقابت‌پذیری است.

 

منابع

فهرست منابع فارسی

اصنافی، ا. (۱۴۰۴، ۳۰ آذر). کتابخانه یک نهاد سنتی نیست، زیرساخت راهبردی آینده است. نشریه شناسه، بخش گوناگون. بازیابی از https://shenasehmag.ir/agqr

معارف، م. (۱۴۰۴، ۴ آذر). تاب‌آوری سازمانی و مدیریت دانش در عصر چالش‌های حقیقت دیجیتال. نشریه شناسه، بخش پژواک صدای حرفه‌مندان. بازیابی از https://shenasehmag.ir/cznv

فتاحی، ر. (۱۴۰۴، ۲۸ آبان). تجربه را پنهان نکنیم؛ نقش ثبت و انتشار تجربه‌های زیسته در رشد حرفه و جامعه. نشریه شناسه، بخش تراوش. بازیابی از https://shenasehmag.ir/ddur

فهرست منابع لاتین

Hopland, M., Boger, T. S., Aam, K. A., Hermanrud, E., & Rosvoll, G. A. (2026). Sammen for fremtidens bibliotek: Erfaringer og læringspunkter fra VIRAK-konferansen 2025. Nordic Journal of Information Literacy in Higher Education, 15(1), 3–13. doi: 10.15845/noril.v15i1.4802

Opheim, E., Johnsen, K. E., Jorem, G. T., Telle-Wernersen, D., & Urnes, K. D. (2026). Samarbeid med forskere om kunnskapsoppsummeringer: Muligheter og utfordringer. Nordic Journal of Information Literacy in Higher Education, 15(1), 43–53. doi: 10.15845/noril.v15i1.4788

Huvila, I., & Gorichanaz, T. (2025). Trends in information behavior research, 2016–2022: An Annual Review of Information Science and Technology (ARIST) paper. Journal of the Association for Information Science and Technology, 76(1), 216–237. doi: 10.1002/asi.24943

Bolek, V., Kokles, M., Romanová, A., & Zelina, M. (2018). Information literacy of managers: Models and factors. Journal of Business Economics and Management, 19(5), 722–741. doi: 10.3846/jbem.2018.6906

[1]. Opheim et al

[2]. Hopland et al

[3]. Bolek et al

[4]. Huvila & Gorichanaz

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *