نشریه الکترونیکی شناسه

ISSN: 2538-5534​

نوگرایی و هویت رشته؛ آیا ازریشه های خود می گریزیم؟

چکیده

تحولات چند دهه اخیر در حوزه اطلاعات و فناوری، بسیاری از رشته‌های دانشگاهی را با بازاندیشی در مرزها، کارکردها و هویت خود مواجه کرده است. رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی نیز از این قاعده مستثنا نبوده است. گسترش فناوری‌های دیجیتال، ظهور شبکه‌های اطلاعاتی، توسعه هوش مصنوعی و شکل‌گیری شیوه‌های نوین سازماندهی و اشاعه دانش، افق‌های تازه‌ای را پیش روی این رشته گشوده است؛ افق‌هایی که بی‌تردید نیازمند توجه، آموزش و پژوهش مستمر هستند. با این حال، در کنار این روند ضروری و اجتناب‌ناپذیر، پرسشی نیز مطرح می‌شود که شاید کمتر به آن پرداخته‌ایم: نسبت این تحولات با هویت تاریخی و فلسفی رشته چیست؟ آیا حرکت به سوی حوزه‌های جدید، مستلزم فاصله گرفتن از مفاهیمی است که خاستگاه و بنیان این رشته را شکل داده‌اند؟ در سال‌های اخیر گاه این احساس و تصور به وجود آمده است که در مسیر تأکید بر جنبه‌های نوین و فناورانه رشته، تمایل کمتری به استفاده از مفاهیمی چون «کتاب»، «کتابخانه»، «مطالعه» و «کتابدار» نشان داده می شود. گویی این واژه‌ها بیش از آنکه سرمایه‌های هویتی رشته باشند، یادگارهای دوره‌ای سپری‌شده تلقی می‌شوند. البته مقصود از طرح این موضوع، مخالفت با تحول و روزآمدسازی نیست. بلکه اتفاقاً رشته علم اطلاعات و دانش شناسی، به دلیل پویایی و ماهیت انعطاف پذیر خود که به دلیل تعامل با انسان و اطلاعات باید هم به سمت تحول برود.ضمن اینکه هیچ رشته‌ای نمی‌تواند نسبت به دگرگونی‌های محیط پیرامون خود بی‌تفاوت بماند. علم اطلاعات نیز ناگزیر است متناسب با نیازهای جامعه و پیشرفت‌های فناورانه، قلمروهای دانشی و حرفه‌ای خود را توسعه دهد. خوشبختانه با تشکیل کارگروه و شبکه نخبگانی و حضور حداکثری گروههای علم اطلاعات از سرسار ک اما مسئله آن است که توسعه و تحول، الزاماً به معنای گسست از ریشه‌ها نیست. از منظر تاریخی، شکل‌گیری علم اطلاعات بدون کتابخانه‌ها و سنت کتابداری قابل فهم نیست. بخش مهمی از مبانی نظری این رشته در بستر تلاش برای گردآوری، سازماندهی، حفظ و اشاعه دانش شکل گرفته است؛ دانشی که کتاب برای قرن‌ها مهم‌ترین حامل آن بوده است. به همین دلیل، کتابخانه و کتابداری را نمی‌توان صرفاً عرصه‌هایی کاربردی یا اجرایی دانست؛ آنها بخشی از حافظه تاریخی و هویت معرفتی این حوزه به شمار می‌آیند. از سوی دیگر، مطالعه نیز صرفاً یکی از موضوعات مورد علاقه کتابداران نیست، بلکه در قلب چرخه تولید، انتقال و استفاده از دانش قرار دارد. اگر علم اطلاعات را دانشی درباره جریان اطلاعات و دانش در جامعه بدانیم، مطالعه یکی از مهم‌ترین جلوه‌های این جریان است. فاصله گرفتن از آن، به نوعی فاصله گرفتن از یکی از بنیادی‌ترین مسائل انسانی و فرهنگی خواهد بود. شاید لازم باشد در این زمینه از خود بپرسیم که دانشجویان امروز ما چه تصویری از رشته خود دریافت می‌کنند. آیا آنان کتابخانه را همچنان به‌عنوان یک نهاد فرهنگی و دانشی پویا می‌شناسند؟ آیا با نقش ماندگار کتاب در تمدن انسانی آشنا می‌شوند؟ آیا عنوان «کتابدار» را بخشی از یک سنت حرفه‌ای ارزشمند می‌دانند یا آن را مفهومی متعلق به گذشته تلقی می‌کنند؟ این پرسش‌ها از آن جهت اهمیت دارند که هویت حرفه‌ای دانشجویان تا حد زیادی در دوران تحصیل شکل می‌گیرد. اگر در فرایند آموزش، پیوند میان حوزه‌های نوین و ریشه‌های تاریخی رشته تبیین نشود، ممکن است نوعی دوگانگی درک شود؛ گویی برای مدرن بودن باید از کتابخانه فاصله گرفت و برای آینده‌نگر بودن باید از کتاب و مطالعه عبور کرد. حال آنکه تجربه بسیاری از کشورهای پیشرو نشان می‌دهد که توسعه حوزه‌های نوین اطلاعاتی لزوماً به معنای کمرنگ شدن جایگاه کتابخانه‌ها و کتابداران نبوده است.شاید بتوان گفت یکی از مهم‌ترین وظایف امروز جامعه علمی این رشته، ایجاد تعادل میان نوگرایی و هویت است. ما نیازمند توجه به فناوری‌های نوظهور، داده‌ها، هوش مصنوعی و محیط‌های دیجیتال هستیم، اما در عین حال نباید فراموش کنیم که این تحولات بر بستری تاریخی و معرفتی شکل گرفته‌اند که کتاب، کتابخانه، مطالعه و کتابداری از ارکان اصلی آن بوده‌اند. رشته‌ها همانند انسان‌ها، علاوه بر آینده، به حافظه نیز نیاز دارند. آینده‌نگری زمانی معنا می‌یابد که بر پایه شناخت گذشته و درک هویت شکل گرفته باشد. از این منظر، بازگشت به مفاهیم بنیادین رشته نه نشانه محافظه‌کاری، بلکه تلاشی برای فهم عمیق‌تر جایگاه و رسالت آن در جهان معاصر است. شاید امروز بیش از هر زمان دیگری لازم باشد درباره این نسبت دوباره بیندیشیم؛ نسبتی که در آن نوگرایی و هویت نه در برابر یکدیگر، بلکه در امتداد یکدیگر قرار می‌گیرند. کتاب، کتابخانه، مطالعه و کتابداری نه موانعی بر سر راه تحول، بلکه بخشی از بنیان‌هایی هستند که هر تحول پایدار و معناداری در این رشته بر آنها استوار خواهد بود.

تحولات چند دهه اخیر در حوزه اطلاعات و فناوری، بسیاری از رشته‌های دانشگاهی را با بازاندیشی در مرزها، کارکردها و هویت خود مواجه کرده است. رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی نیز از این قاعده مستثنا نبوده است. گسترش فناوری‌های دیجیتال، ظهور شبکه‌های اطلاعاتی، توسعه هوش مصنوعی و شکل‌گیری شیوه‌های نوین سازماندهی و اشاعه دانش، افق‌های تازه‌ای را پیش روی این رشته گشوده است؛ افق‌هایی که بی‌تردید نیازمند توجه، آموزش و پژوهش مستمر هستند. با این حال، در کنار این روند ضروری و اجتناب‌ناپذیر، پرسشی نیز مطرح می‌شود که شاید کمتر به آن پرداخته‌ایم: نسبت این تحولات با هویت تاریخی و فلسفی رشته چیست؟ آیا حرکت به سوی حوزه‌های جدید، مستلزم فاصله گرفتن از مفاهیمی است که خاستگاه و بنیان این رشته را شکل داده‌اند؟
در سال‌های اخیر گاه این احساس و تصور به وجود آمده است که در مسیر تأکید بر جنبه‌های نوین و فناورانه رشته، تمایل کمتری به استفاده از مفاهیمی چون «کتاب»، «کتابخانه»، «مطالعه» و «کتابدار» نشان داده می شود. گویی این واژه‌ها بیش از آنکه سرمایه‌های هویتی رشته باشند، یادگارهای دوره‌ای سپری‌شده تلقی می‌شوند.
البته مقصود از طرح این موضوع، مخالفت با تحول و روزآمدسازی نیست. بلکه اتفاقاً رشته علم اطلاعات و دانش شناسی، به دلیل پویایی و ماهیت انعطاف پذیر خود که به دلیل تعامل با انسان و اطلاعات باید هم به سمت تحول برود.ضمن اینکه هیچ رشته‌ای نمی‌تواند نسبت به دگرگونی‌های محیط پیرامون خود بی‌تفاوت بماند. علم اطلاعات نیز ناگزیر است متناسب با نیازهای جامعه و پیشرفت‌های فناورانه، قلمروهای دانشی و حرفه‌ای خود را توسعه دهد. خوشبختانه با تشکیل کارگروه و شبکه نخبگانی و حضور حداکثری گروههای علم اطلاعات از سرسار ک اما مسئله آن است که توسعه و تحول، الزاماً به معنای گسست از ریشه‌ها نیست.
از منظر تاریخی، شکل‌گیری علم اطلاعات بدون کتابخانه‌ها و سنت کتابداری قابل فهم نیست. بخش مهمی از مبانی نظری این رشته در بستر تلاش برای گردآوری، سازماندهی، حفظ و اشاعه دانش شکل گرفته است؛ دانشی که کتاب برای قرن‌ها مهم‌ترین حامل آن بوده است. به همین دلیل، کتابخانه و کتابداری را نمی‌توان صرفاً عرصه‌هایی کاربردی یا اجرایی دانست؛ آنها بخشی از حافظه تاریخی و هویت معرفتی این حوزه به شمار می‌آیند.
از سوی دیگر، مطالعه نیز صرفاً یکی از موضوعات مورد علاقه کتابداران نیست، بلکه در قلب چرخه تولید، انتقال و استفاده از دانش قرار دارد. اگر علم اطلاعات را دانشی درباره جریان اطلاعات و دانش در جامعه بدانیم، مطالعه یکی از مهم‌ترین جلوه‌های این جریان است. فاصله گرفتن از آن، به نوعی فاصله گرفتن از یکی از بنیادی‌ترین مسائل انسانی و فرهنگی خواهد بود.
شاید لازم باشد در این زمینه از خود بپرسیم که دانشجویان امروز ما چه تصویری از رشته خود دریافت می‌کنند. آیا آنان کتابخانه را همچنان به‌عنوان یک نهاد فرهنگی و دانشی پویا می‌شناسند؟ آیا با نقش ماندگار کتاب در تمدن انسانی آشنا می‌شوند؟ آیا عنوان «کتابدار» را بخشی از یک سنت حرفه‌ای ارزشمند می‌دانند یا آن را مفهومی متعلق به گذشته تلقی می‌کنند؟ این پرسش‌ها از آن جهت اهمیت دارند که هویت حرفه‌ای دانشجویان تا حد زیادی در دوران تحصیل شکل می‌گیرد. اگر در فرایند آموزش، پیوند میان حوزه‌های نوین و ریشه‌های تاریخی رشته تبیین نشود، ممکن است نوعی دوگانگی درک شود؛ گویی برای مدرن بودن باید از کتابخانه فاصله گرفت و برای آینده‌نگر بودن باید از کتاب و مطالعه عبور کرد. حال آنکه تجربه بسیاری از کشورهای پیشرو نشان می‌دهد که توسعه حوزه‌های نوین اطلاعاتی لزوماً به معنای کمرنگ شدن جایگاه کتابخانه‌ها و کتابداران نبوده است.شاید بتوان گفت یکی از مهم‌ترین وظایف امروز جامعه علمی این رشته، ایجاد تعادل میان نوگرایی و هویت است. ما نیازمند توجه به فناوری‌های نوظهور، داده‌ها، هوش مصنوعی و محیط‌های دیجیتال هستیم، اما در عین حال نباید فراموش کنیم که این تحولات بر بستری تاریخی و معرفتی شکل گرفته‌اند که کتاب، کتابخانه، مطالعه و کتابداری از ارکان اصلی آن بوده‌اند.
رشته‌ها همانند انسان‌ها، علاوه بر آینده، به حافظه نیز نیاز دارند. آینده‌نگری زمانی معنا می‌یابد که بر پایه شناخت گذشته و درک هویت شکل گرفته باشد. از این منظر، بازگشت به مفاهیم بنیادین رشته نه نشانه محافظه‌کاری، بلکه تلاشی برای فهم عمیق‌تر جایگاه و رسالت آن در جهان معاصر است. شاید امروز بیش از هر زمان دیگری لازم باشد درباره این نسبت دوباره بیندیشیم؛ نسبتی که در آن نوگرایی و هویت نه در برابر یکدیگر، بلکه در امتداد یکدیگر قرار می‌گیرند. کتاب، کتابخانه، مطالعه و کتابداری نه موانعی بر سر راه تحول، بلکه بخشی از بنیان‌هایی هستند که هر تحول پایدار و معناداری در این رشته بر آنها استوار خواهد بود. زمان می گذرد و نیازها تغییر می کنند. کتابدار داده ها، کتابدار تحلیل گر، متخصص سیستمهای اطلاعاتی و نظایر انها به عنوان مشاغل جدید ظهور می کنند و شاید ما هم باید به فکر ایجاد دانشکده علوم اطلاعات با مشارکت حوزه های میان رشته ای و نه لزوماً علوم رایانه باشیم. در نظر بگیریم که مدرن شدن و به سوی توسعه الزاماً به معنای بریدن از ریشه هایمان نیست. زیرا که ما و نسلهای بعدی ما وارثان میراث ایرج افشارها، نوشین انصاری ها و نظایر آنها هستیم. می توان بدون بریدن از گذشته، آینده ای پیشرفته را ساخت و توسعه داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *