برخی برنامههای فرهنگی با پایان آخرین جلسه، به خاطرهای کوتاهمدت بدل میشوند؛ اما برخی دیگر بهتدریج در حافظه فرهنگی جامعه جای میگیرند. سلسله نشستهای «صد کتاب ماندگار قرن» از جمله همین تجربههاست؛ طرحی که با هدف بازخوانی مهمترین آثار مکتوب ایران در یک سده اخیر آغاز شد و اکنون، با برگزاری پنجاه نشست، به یکی از رویدادهای قابل توجه حوزه کتاب و فرهنگ تبدیل شده است.

هرچند فرصت حضور در همه نشستها را نداشتهام، اما مشارکت در بخشی از آنها و پیگیری سایر جلسات، امکان نگاهی نزدیکتر به اهمیت این رویداد را برایم فراهم کرد. برای من، این نشستها صرفاً برنامههایی برای معرفی کتاب نبودند؛ بلکه مجالی بودند برای تأمل دوباره در آثاری که در شکلگیری تاریخ فکری و فرهنگی ایران نقش داشتهاند.
در نشستهایی که شرکت کردم، بیش از هر چیز این پرسش ذهنم را درگیر کرد که چه عاملی یک کتاب را «ماندگار» میکند. آیا شهرت و گستره مخاطبان کافی است؟ یا ماندگاری را باید در توانایی اثر برای برانگیختن گفتوگوهای تازه و حضور مستمر در حافظه جمعی جستوجو کرد؟ بسیاری از آثاری که در این مجموعه بررسی شدند، دههها از زمان انتشارشان گذشته است، اما همچنان موضوع بحث، نقد و بازخوانیاند؛ گویی هر نسل ناگزیر است بار دیگر آنها را بخواند و نسبت خود را با آنها بازتعریف کند.
تنوع آثار انتخابشده از تاریخ و ادبیات تا اندیشه، دین و فرهنگ، تصویری گسترده از میراث مکتوب ایران پیش روی مخاطب میگذارد. آنچه این نشستها را از بسیاری برنامههای مشابه متمایز میکند، حضور پژوهشگران با دیدگاههای متفاوت است. در برخی جلسات، اختلافنظرها درباره روش پژوهش، اعتبار منابع یا تفسیر متن، خود به اندازه کتاب مورد بحث جذاب و آموزنده بود. همین گفتوگوها نشان میدهد که آثار ماندگار، متونی بسته و پایانیافته نیستند، بلکه همچنان ظرفیت خوانشهای تازه و بازاندیشی مداوم را دارند.
از سوی دیگر، این مجموعه تصویری متفاوت از کارکرد کتابخانه ملی ارائه میدهد. کتابخانه صرفاً محل نگهداری منابع نیست؛ بلکه میتواند فضایی برای گفتوگوی علمی و گردش اندیشه باشد. کتابها زمانی زنده میمانند که خوانده شوند، دربارهشان بحث شود و نسلهای مختلف بتوانند برداشتهای تازهای از آنها ارائه کنند.
اکنون که این طرح در آستانه نشست پنجاه و یکم رسیده است و هنوز نیمی از مسیر خود را در پیش دارد، آن را بیش از آنکه یک پروژه فرهنگی بدانم، روایتی در حال شکلگیری از حافظه مکتوب ایران میبینم؛ روایتی که هر نشست، فصلی تازه بر آن میافزاید و مخاطبان را به بازخوانی بخشی از میراث فکری و فرهنگی کشور فرامیخواند.
ارزش واقعی این مجموعه نه فقط در معرفی صد کتاب ماندگار، بلکه در ثبت صدها ساعت گفتوگو، نقد، خاطره و تأملی است که پیرامون این آثار شکل گرفته است. کتابها ماندگار میشوند، اما آنچه به آنها حیات دوباره میبخشد، خواندن و بازخواندن مستمر آنهاست. «صد کتاب ماندگار قرن» را میتوان تلاشی برای زنده نگه داشتن همین گفتوگو دانست؛ گفتوگویی که هنوز به نیمه راه رسیده و ادامه آن، فصول دیگری بر روایت ناتمام حافظه مکتوب ایران خواهد افزود.
شاید در ادامه این مسیر، بتوان در کنار انتشار مجموعه سخنرانیها و مباحث نشستها، طرحی با عنوان «کتاب ماندگار زندگی من» نیز اجرا کرد؛ طرحی که در آن سخنرانان، پژوهشگران و مخاطبان، نام کتابی را که بیشترین تأثیر را بر زندگی، اندیشه یا مسیر علمی آنان داشته است، همراه با یادداشتی کوتاه ثبت کنند. حاصل این مشارکت میتواند به مجموعهای ارزشمند از تجربههای کتابخوانی نسل حاضر تبدیل شود؛ مجموعهای که نه فقط درباره کتابها، بلکه درباره نسبت انسانها با کتابها سخن میگوید و خود بخشی از حافظه فرهنگی و مکتوب ایران را برای آیندگان به یادگار میگذارد.