نشریه الکترونیکی شناسه

ISSN: 2538-5534​

توطین پایتون

چکیده

چکیده این روایت طنزآمیز، جلسه‌ای دانشگاهیِ خیالی را در یک مرکز پژوهشیِ ظاهراً فعال در حوزهٔ هوش مصنوعی بازنمایی می‌کند. متن با بهره‌گیری از القاب اغراق‌آمیز، زبان رسمیِ متکلف، و تشریفات صوری، فرهنگ‌های پژوهشیِ بوروکراتیکی را به نقد می‌کشد که در آن‌ها نمایش زبانی، سلسله‌مراتب نهادی، و تأییدات اداری بر دقت روش‌شناختی و محتوای معنادار علمی غلبه دارد. داستان بر محور طرحی با عنوان «توطین پایتون» شکل می‌گیرد که علی‌رغم تصویب رسمی، مبتلا به خطایی مفهومی و بنیادین است این متن، اگرچه در ظاهر «صرفاً یک گزارش» است، در عمل تمثیلی گسترده‌تر از تولید دانش تحت فشار بوروکراسی ارائه می‌دهد؛ جایی که صورت بر معنا، تأیید بر حقیقت، و تداوم بودجه بر مسئولیت فکری ترجیح داده می‌شود.

به روح پدربزرگ مرحومم، میرزا آقا قسم نمی‌خورم؛ بلکه به روح جدِّ اعلایم، قیصوربِگ ـ که یک موی سبیلش از اسناد رسمی امروز معتبرتر بود ـ سوگند یاد می‌کنم آنچه می‌خوانید، نه طنز است و نه اغراق؛ فقط گزارش است. اگر خنده می‌آید، تقصیر واقعیت است.

مکان: مرکز دراسات و أبحاث الذکاء المصنوعی جابلسا
عنوان: تأثیر پایتون بر توطین ابداعی در جابلسای مرکزی

حاضران:

  • زعیم مرکز: جناب مدیح‌الدوله
  • استاد راهنما: مخدره ‌ام‌القافیه
  • استاد مشاور: ییلاق‌الدوله
  • استاد ناظر: مُستعرب اُف
  • استاد داور: مخدره گشسب‌بانو ملقب به گَشه‌بانو
  • مجری طرح: جناب ابوالمشاغِل

زعیم مرکز جناب مدیح‌الدوله، جلسه را با کوبیدن آرام خودکار بر میز ـ به‌گونه‌ای که به خودکار آسیبی وارد نشود ـ آغاز می‌کند:

ابتدا از مساعدت‌ها و هدایت‌های داهیانه رئاست یونیورسیته، شَیدالله ارکانه باید تشکر کنم. بدون عنایت ایشان که تیول‌دار خالصه‌جات این فکولته هستند، این طرح حیاتی قابل اجرا نبود و البته اگر ایشان نبودند هیچ یک از ماهم اینجا نبودیم. این طرح فشار مالی مالایطاقی بر خزانه نحیف مرکز وارد آورد، لکن اکنون که به خط پایان رسیده‌ایم، شاهد انفتاح بسیاری ازگره‌ها، عقده‌ها در جابلسا خواهیم بود.
سپس نگاهی به ابوالمشاغل انداخت:
نظر به اینکه متن طرح قبلاً دیده شده و مجری محترم هم دچار صداع‌اند، از ارائه صرف‌نظر می‌کنیم. اساتید مستفیض فرمایند.

ابوالمشاغل سر تکان داد؛ نشانه‌ای از تأیید، یا درد.

استاد راهنما، اُمُّ‌القافیه:
جانا سخن از زبان ما می‌گویی، سعادت‌پیشه بوده‌ام که در رکاب جناب مستطاب ابوالمشاغل در این طرح خطیر بی‌نظیر مشارکت داشته باشم. ایشان علی‌رغم مشاغل کثیره، جلسات عدیده، وگرفتاری‌های لاینحل و لایعقل، وقت ذی‌قیمت خویش را در طبق اخلاص نهاده‌اند. واجب است از ایشان و نیز از زعیم مرکز مراتب امتنان خویش را ابراز دارم.

استاد ناظر، مستعرب‌اف:
این  طرحی است به غایت متعالی؛ علی‌الخصوص از آن جهت که از به‌کاربردن الفاظ اجنبیه اجتناب ورزیده و به‌جای آن، اصطلاحات مستعربِ خوش‌ساخت و گوش‌نواز را استعمال کرده‌اند. این خود خدمتی است به زبان، فرهنگ که پژوهشگر، پیش از اندیشیدن، به کاربرد لغات توجه کرده است که ولی خطرناک‌ بود.

استاد داور، گشه‌بانو در حالی که شالگردنش را تا می‌زد
درود بر همگی. چند پرسش جزئی دارم که اتفاقاً بنیادین هم هستند:
اولاً، چرا در عنوان طرح اصرار بر استعمال الفاظ عربی دارید؟ خوب، مثل آدمیزاد می‌نوشتید:
تأثیر پایتون در بومی‌سازی خلاق در جابلسای مرکزی!
ثانیاً، نمونه‌ها از جابلقا ـ که زادگاه و حوزه انتخابیه جناب ابوالمشاغل است ـ انتخاب شده؛ حال آنکه نتایج را به جابلسا تسری داده‌اید. چرا؟

سکوتی کوتاه. سکوتی از جنس بی‌حوصلگی.

جناب مستعرب‌اف (با تکدر خاطر):
زبان ما با عربی ممزوج است و افتراقی در میان نیست. آیا توطین از بومی‌سازی قابل‌فهم‌تر، وزین‌تر و مجلسی‌تر نیست؟

استاد راهنما، ام‌القافیه:
جناب سنایی می‌سراید:

سخن کز روی دین گویی چه عبرانی چه سریانی

مکان کز بهر حق ‌جویی چه جابلقا چه جابلسا

این دو شهر با خصایص واحده‌ و هم وزن و قافیه‌اند؛ و به استناد فرموده سنایی چون کار پژوهش حق‌جویی است تفاوتی بین آنها ملحوظ نیست؛ لذا اخلالی در تعمیم نتایج مترتب نیست.

در این لحظه، زعیم مرکز با چهره‌ای برافروخته، در گوش استاد راهنما نجوا می‌کند:
چرا این ضعیفۀ گشه را دعوت کرده‌اید؟ فقط ایراد می‌گیرد، و از محسنات هیچ نمی‌گوید! جناب ابوالمشاغل خاطر عاطرشان مکدر می‌شود.

استاد داور، گشه‌بانو (بی‌اعتنا به نجواها):
و نکته آخر اینکه پژوهشگر محترم در پیشینه تحقیق و حتی در حین انجام کار، زبان برنامه‌نویسی پایتون را با مار پیتون خلط فرموده و کل پژوهش، عملاً در حوزه خزنده‌شناسی و در باره بومی‌سازی مار پیتون در جابلقا انجام شده است!

این بار سکوت طولانی‌تر شد؛ سکوتی که در آن چند نفر فهمیدند و بقیه تصمیم گرفتند نفهمند.

استاد مشاور جناب ییلاق‌الدوله در حالیکه  ناخن شصت دست چپش را می‌جوید:

گشه‌بانوی عزیز تحقیقات من در ییلاقات نشان می‌دهد که اهمیت مار پیتون کمتر از برنامه غرب‌زده پایتون نیست.

زعیم مرکز (با سرعت عمل تحسین‌برانگیز):
با اجازه حضار گرامی، جمع‌بندی می‌کنم: از نظرات، ارشادات و تأییدات استاد راهنما، مشاور و ناظر محترم کمال سپاسگزاری را داریم.
اشکالات جزئیِ مخدره گشه‌بانو نیز ـ که البته جزئی‌اند ـ توسط جناب ابوالمشاغل در فرصتی مقتضی و احتمالاً در طرحی دیگر مرتفع خواهد شد. لذا طرح، با اکثریت قاطع آرا تصویب می‌شود.

و بدین ترتیب، مرکز جابلسا صاحب یک گزارش ۳۰۰ صفحه‌ای درباره خزنده‌شناسی شد که مبنای درخواست بودجه مرحله بعد قرار گرفت.

 

Title

Python Localization

Author

Amirz Hadi

Abstract

This satirical narrative presents a fictional academic evaluation session at a research center ostensibly dedicated to artificial intelligence research. Through the use of exaggerated honorifics, ceremonious administrative language, and ritualized evaluative procedures, the text critiques bureaucratic research cultures in which performative language, institutional hierarchy, and formal approval processes take precedence over methodological rigor and substantive scholarly contribution. The narrative revolves around a project entitled Python Localization, which, despite having passed formal review and received institutional endorsement, is founded on a fundamental conceptual misunderstanding. While framed superficially as a technical report, the work ultimately functions as an allegorical commentary on contemporary knowledge production within bureaucratized research environments—highlighting how form displaces meaning, authorization supersedes epistemic validity, and the maintenance of institutional continuity and funding eclipses intellectual accountability.

Keywords

Academic satire; Research bureaucracy; Scientific evaluation; Performative language; Methodological fallacy; Knowledge production; Artificial intelligence research; Administrative legitimation

3 پاسخ

  1. پیامی روشن در سستی ارکان پژوهش است . نوشته با اغراق زبانی آگاهانه، بوروکراسی علمی، تملق نهادی و جهل سازمان‌یافته را هجو می‌کند. بازی با عربی‌مآبی، عناوین پرطمطراق و خلط پایتون/پیتون طنز موقعیت می‌سازد. نقطه قوت، دیالوگ‌پردازی و تیپ‌سازی است؛

  2. آمیززهادی خدا پدر بزرگ و جدت را رحمت کند که ذکر وضعیت مارا کرده اید که در این شهر غریب دچار مدیح السلطنه شدیم و فریادرسی هم نیست !!!!

پاسخ دادن به بیچارالدوله در دارالمخازن لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *