نشریه الکترونیکی شناسه

ISSN: 2538-5534​

انتحال و سوءاستفاده از نام استادان: یک پرونده واقعی

چکیده

توضیح: این یادداشت درباره یک مقاله به ظاهر علمی- پژوهشی و در اصل یک انتحال دانشجویی از دو مقاله نگارنده است که در ضمن آن نام سه استاد از همکاران گرامی نگارنده به ناگزیر ذکر شده است. اما پس از نگارش این یادداشت مشخص شد که استادان مزبور قربانی اعتماد به دانشجوی مذکور بوده‌اند، و لذا یکی از این استادان پس از نگارش یادداشت حاضر توضیحی را در مورد سوءاستفاده از نام‌شان برای این‌جانب فرستادند که در ادامه این یادداشت عیناً انتشار می‌یابد.

از زمان پیدایش نمایش مهمل و مبتذل نشریات و مقالات به اصطلاح علمی- پژوهشی و بالا بردن مصنوعی آمار «تولید علم» در کشور، گام‌های بلند و ناگواری در به ابتذال کشیدن علم و پژوهش در سرزمین گهربار ایران و البته ممالک مشابه دیگر برداشته شده است که از آشکارترین مظاهر آن، پیدایش سرقت‌های علمی- پژوهشی در انواع و اقسام آن است! در حقیقت، در نتیجه پیدایش نمایش آماری مورد اشاره، هم بسیاری از صاحبان مدارج و مناصب دانشگاهی به زور آیین‌نامه‌های وزارت فخیمه علوم در جایگاه و کسوت پژوهشگران جای گرفته‌اند، و هم انواع و اقسام «چسب و قیچی‌های» قدیم یا «کپی- پیست‌های» مدرن همراه با برداشتن بدون ارجاع حاصل قلم و اندیشه دیگران، به راه افتاده است که ظاهراً هیچ حد یقفی هم ندارد!
پیش از این و به مناسبتی در پاورقی ص 55 کتاب «ملی‌گرایی، ‌تاریخ‌نگاری و شکل‌گیری هویت ملی نوین در ایران»، در باب مقاله «در جست‌و‌جوی خدمت و خیانت در تاریخ: بررسی تأثیر ناسیونالیسم بر تاریخ‌نگاری ایران از دوره قاجاریه تا پایان حکومت پهلوی اول» (دوفصل‌نامه تحقیقات تاریخ اجتماعی، شماره 1، بهار و تابستان 1389) که نسخه کامل‌تر آن در کتاب مذکور تجدید چاپ شده، نوشته بودم: «از جمله انتحال‌های رایج و کم‌نشانه در میان برخی از محققان، یکی هم سرقت موضوع است. در واقع برخی از محققان که از خود اندیشه‌ورزی مستقل نداشته و فاقد ذهنی مسئله‌پرورند، با سرقت موضوعات نوین و گردآوری مطالب مجموعه‌ای از منابع عمدتاً ‌دست‌دوم، اقدام به نگارش مقاله‌ای مستقل با همان موضوع مورد اقتباس کرده و بدون کوچک‌ترین اشاره‌ای به دست‌کم پیشینه تحقیق‌شان، مقاله تازه‌ای آن هم با درجه علمی- پژوهشی به نام خود تألیف می‌کنند!»
اما طی روزهای اخیر و کاملاً تصادفی دیدم که در سال 1400 مقاله‌ای با عنوان «تأثیر فرهنگ و تمدن غرب در باستان‌گرایی و پیدایش ناسیونالیسم قوم‌گرایانه در دوره رضا شاه پهلوی»، و طبق معمول با نام چند مؤلف و عضو هیأت علمی دانشگاه شامل آقای کاظم حسینی‌فر (دانشجوی دکتری وقت دانشگاه آزاد اسلامی شبستر)، دکتر معصومه قره‌باغی (دانشگاه آزاد اسلامی شبستر)، دکتر علی سالاری شادی (دانشگاه ارومیه) و دکتر منیژه صدری (دانشگاه آزاد اسلامی شبستر) در نشریه جامعه‌شناسی سیاسی ایران (سال چهارم، شماره سوم، پیاپی 15، پاییز 1400) منتشر شده که طی آن آقای حسینی‌فر برخلاف نمونه نخست، علاوه بر سرقت ضمنی موضوع، جملات و مضامین متعددی را همراه با عناوینی چند از فهرست منابع مقاله «در جست‌و‌جوی خدمت و خیانت در تاریخ …» عیناً برداشته، و بدون کوچک‌ترین ارجاع و اشاره‌ای به مقاله اصلی، به نام خود و استادان‌شان منتشر کرده است!
من هیچ گاه درنیافتم که چرا برخی از صاحبان مدارج و مناصب دانشگاهی که قاعدتاً می‌باید به موازین اخلاق علمی پژوهش پایبند، و الگوی صداقت علمی باشند، در پیشینه پژوهش‌شان از ذکر نام مؤلف و مقاله‌ای که مبدع چنان موضوعی بوده و مبنای مقاله‌سازی آن‌ها قرار داشته، اکراه دارند، و یا از آن بدتر چرا از ارجاع به مقاله‌ای که آشکارا جملات و بخشی از فهرست منابع آن را به سرقت برده‌اند، خودداری می‌ورزند، و خود و استادان یا همکاران‌شان را بدنام می‌کنند؟
من در این جا به عنوان نمونه تنها یک مورد از این مظاهر سرقت را می‌آورم، چه هر دو مقاله در فضای مجازی به سهولت در دسترس‌اند، و علاقه‌مندان می‌توانند مصادیق بیش‌تر را در هر دو مقاله مطالعه کنند. اما یک نکته جالب قابل ذکر این است که در سرقت صورت گرفته بعضی جملات و مضامین مقاله من در مواردی جابجا و در هم ادغام و به نوعی مثلاً بازنویسی شدند، و در موارد دیگر بعضی جملات از جای خودشان در مقاله اصلی خارج شدند، و مثلاً از مقدمه مقاله نگارنده به قسمت نتیجه‌گیری مقاله نامبردگان منتقل شده‌اند!
مقاله حسینی‌فر و دیگران: «زیرا که با پیروزی انقلاب مشروطیت دوره جدیدی از تثبیت جریان تجددخواهی و مظاهر اندیشه ناسیونالیسم در نظام سیاسی ایران آغاز شد … طی سال‌های بعد از پیروزی انقلاب مشروطه و به دنبال تحولاتی که در نهایت به قدرت‌گیری رضا خان و بر تخت سلطنت نشاندن وی انجامید، تلاش قدرت‌های اروپایی برای رواج قوم‌گرایی، برجسته کردن قوم فارس، به نابودی کشاندن اقوام غیرفارس طی قتل‌عام‌های قبایل و عشایر ایران‌زمین به وسیله ارتش رضا خان، تاریخ‌سازی و گذشته‌پرستی و تضعیف باورهای اسلامی، همگی تحت لوای ایجاد ثبات و اقتدار و امنیت ملی و تأسیس دولت مدرن و کسب وحدت ملی، موجب مطرح کردن هر چه بیش‌تر و وسیع‌تر به ایدئولوژی ناسیونالیسم و به خصوص «ناسیونالیسم احیاگر» و سپس باستان¬گرا در فضای سیاسی و فرهنگی ایران آن عهد شد. با تأسیس سلطنت پهلوی، به دلایل متعدد و از جمله به دلیل جهت‌گیری فکری غالب روشنفکران آن عهد و رجال سیاسی- فرهنگی هدایت¬گر اطراف رضا شاه، سیاست‌گذاری‌های تازه کشورهای استعمارگر اروپایی و خصوصاً انگلستان نسبت به خاورمیانه و ایران و نیز پیدایش تحولات سیاسی نوین در کشورهای همسایه ایران، شخص پهلوی اول در رأس توجهات سراسری به مسائل به ظاهر ملی قرار گرفت و از این رو تأثیر اندیشه ناسیونالیسم در جای جای مسائل سیاسی، اقتصادی و به ویژه فرهنگی دوران سلطنت رضا شاه به اشکال گوناگون قابل مشاهده است.» (ص 334 مقاله)
مقاله طرفداری: «زیرا با پیروزی انقلاب مشروطیت دوره جدیدی از تثبیت جریان تجددخواهی و مظاهر اندیشه ناسیونالیسم در نظام سیاسی ایران آغاز می‌شود … طی سال‌های بعد از پیروزی انقلاب مشروطه و به دنبال تحولاتی که در نهایت به قدرت‌گیری رضا خان و تأسیس سلطنت پهلوی می‌انجامد، ضرورت ایجاد ثبات و اقتدار و امنیت ملی از یک سو، و تلاش رضا شاه برای ایجاد دولت مدرن و کسب وحدت ملی از سوی دیگر، موجب توجه هر چه بیش‌تر و وسیع‌تر به ایدئولوژی ناسیونالیسم و به خصوص «ناسیونالیسم احیاگر» و سپس باستان‌گرا می‌شود. در این روند، به دلایل متعدد و از جمله به دلیل جهت‌گیری فکری غالب روشنفکران آن عهد و رجال سیاسی- فرهنگی هدایت‌گر اطراف رضا شاه، جهت‌گیری‌های تازه سیاست کشورهای اروپایی و خصوصاً انگلستان نسبت به ایران و نیز تحولات سیاسی نوین کشورهای همسایه ایران، شخص رضا شاه پهلوی در رأس کانون توجهات سراسری به مسائل ملی قرار می‌گیرد و از این رو تأثیر اندیشه ناسیونالیسم در جای جای مسائل سیاسی، اقتصادی و به ویژه فرهنگی دوران سلطنت رضا شاه به اشکال گوناگون قابل مشاهده است.» (ص 58 چاپ اول کتاب ملی‌گرایی، ‌تاریخ‌نگاری و …)
دیگر مصادیق مشابه و متعدد این سرقت علمی- پژوهشی را می‌توان از صفحه 339 تا 346 یعنی تا پایان مقاله حسینی‌فر و دیگران به روشنی دید، و نکته جالب دیگر در این سرقت آن است که سارق و عامل این مقاله‌سازی تنها به سرقت از مقاله «در جست‌و‌جوی خدمت و خیانت در تاریخ …» بسنده نکرده، و با هنرمندی! از یک مقاله دیگر نگارنده با عنوان «تاریخ‌نگاری ناسیونالیستی معاصر ایران و پایه‌گذاری اوهام تاریخی مقدس» (ماه‌نامه فرهنگی تحلیلی سوره اندیشه، شماره 50 و 51، تابستان 1390) نیز جملاتی را برداشته و با جملات مقاله پیشین من تلفیق کرده و به نام خود آورده است!
مطالعه مقاله آقای حسینی‌فر به وضوح نشان می‌دهد که تقریباً تمام مطالب این به اصطلاح مقاله و در اصل مقاله‌سازی و تولید «تطویلات لاطائل»، با «کپی- پیست» از روی منابع و نوشته‌های دیگران جمع‌آوری شده است؛ تنها مایه تعجب و حیرت نگارنده در این است که آن به اصطلاح مؤلف مقاله در مورد تقریباً همه مطالب کپی‌شده به منابع مورد رجوع‌اش ارجاع داده است، اما چرا به هیچ عنوان حاضر نشده در پیشینه تحقیق‌اش نامی از نگارنده و مقاله‌ام به عنوان اصلی‌ترین منبع الهام موضوع و سرقت مضامین و اصطلاحات آن به میان آورد؟ و از آن پرسش‌برانگیزتر، چرا حاضر نشده ضمن کپی مضحک بعضی منابع مذکور در کتابنامه مقاله نگارنده، هیچ ارجاعی به مطالبی که عیناً از مقاله نگارنده کپی کرده است، بدهد؟
در حقیقت و ظاهراً تنها مطالب بدون ارجاع مقاله آقای حسینی‌فر مطالبی است که از دو مقاله نگارنده برداشته شده و به عنوان حاصل قلم مؤلف مذکور آمده است!، و بر این اساس به نظر می‌رسد تنها فرد مورد سرقت واقع شده، شخص نگارنده است، احتمالاً به این دلیل که یا دیواری کوتاه‌تر از دیوار من پیدا نکرده، و یا ذکر نامی از نگارنده برای ایشان بس سخت و دشوار بوده است!
****
چنان که ذکر شد، پس از نگارش این یادداشت، آقای دکتر علی سالاری شادی پاسخی را برای نگارنده یادداشت فوق ارسال کردند که از باب انجام وظیفه اخلاقی و علمی نسبت به ایشان و سایر همکاران ارجمندی که به ناگزیر نام‌شان در این مطلب ذکر شده، عیناً در ادامه می‌آید. با این توضیح که خانم دکتر منیژه صدری و دکتر معصومه قره‌باغی هم نظیر همین مطلب را به اطلاع نگارنده رساندند:
بسم الله الرحمان الرحیم
جناب آقای دکتر طرفداری
با عرض سلام و تحیات
احتراماً، در راستای مرقومه شکوه‌آمیز حضرتعالی درباره انتحال‌گونه مقاله جناب‌تان تحت عنوان «در جست‌وجوی خدمت و خیانت در تاریخ (بررسی تأثیر ناسیونالیسم بر تاریخ‌نگاری ایران از دوره قاجاریه تا پایان حکومت پهلوی اول) که توسط دانشجویی به نام آقای حسینی‌فر تحت عنوان «تأثیر فرهنگ و تمدن غرب در باستان‌گرایی و پیدایش ناسیونالیسم قوم‌گرایانه در دوره رضا شاه پهلوی» که نام این‌جانب و برخی از همکاران محترم نیز در آن جزء هیئت تألیفی بود، به استحضار می‌رساند که این‌جانب هیچ اطلاعی از این مقاله و درج و چاپ آن نداشته‌ام و دانشجوی مذکور آن مقاله را برای بررسی نزد من نفرستاده بود. نویسنده مسؤل آن نیز نیستم، هرچند اطمینان دارم که برای نویسنده مسؤل هم ارسال نشده است. حتی امروز یعنی 12/10/1404 متوجه شدم که این مقاله مثلاً علمی و پژوهشی بوده است. چون این مقاله را از آن خود نمی‌دانستم و از آن در هیچ موردی هم استفاده نکرده‌ام و نیازی به آن نداشته‌ام.
ضمن اعلام انزجار خود از این رویه غیرمسؤلانه و خلاف اخلاق دانشجوی مذکور، و از هر گونه دخل و تصرف و استنساخ از نوشته حضرتعالی بی‌اطلاع بوده‌ام، و در ضمن اصلاً تا همین روز مقاله حضرتعالی را ندیده‌ام. متاسفانه وقتی اصرار می‌شود که نام اساتید در جنب نام دانشجو برای دفاع قرار گیرد، باید منتظر چنین مواردی بود. با این حال ضمن عذرخواهی از اهل علم و دانش که به خصوص حضرتعالی را نیز شامل می‌گردد، هر گونه نقش خود را در این مقاله رد می‌نمایم. با دانشجو نیز تماس حاصل شد و ضمن اعتراض شدید به او، ناخرسندی خود را اعلام داشتم و محض اطمینان بیش‌تر مقاله حضرتعالی با آن مقاله (عصر روز 12/10/1404) مقایسه کردم و بیش از 40% آن متأسفانه برگرفته از آن است، بدون آن که کوچک‌ترین اشاره‌ای در متن یا در کتابنامه به نوشته حضرتعالی باشد که شدیداً نگران کننده، و نادیده‌انگاری زحمت شما محقق محترم بود که بس ناجوانمردانه است. من متعجبم از داوران محترمی که مقاله را داوری، متوجه این وضعیت نشده‌اند. البته با توجه به این که ارجاع‌های مقاله شما را نیز به عنوان ارجاع خود آورده، تشخیص آن کمی مشکل است، هر چند کلیت مقاله دانشجو هم ضعیف و کلیشه‌ای، با نقل‌قول‌های طولانی است. متأسفانه همان گونه که جناب‌تان متذکر شده است، این شیوه گویا دیگر تبدیل به پدیده‌ای شده است. هرچند این پدیده هزاران سال است که رواج دارد، و مسعودی در بیش هزار سال پیش از آن شکایت کرده است که محض حسن ختام آن را نقل می‌کنم: «در این کتاب به تفصیل به اجمال آوردیم … هر که چیزی از معانی آن را تحریف کند یا قسمتی از آن را تغییر دهد یا نکته‌ای را از آن محو کند یا به دیگری نسبت دهد یا بیفزاید، از هر ملت و فرقه باشد غضب و ….» (مسعودی، مروج الذهب، 1374، ترجمه پاینده، انتشارات علمی و فرهنگی، ج 2، ص 772).
با تشکر علی سالاری شادی
12/10/1404

Title

Misappropriation and Abuse of Professors' Names: A Case Study

Author

Ali Mohammad Tarafdari

Abstract

This commentary critically examines the growing trend of "paper manufacturing" in so-called academic research journals, documenting a clear and well-documented case of plagiarism and academic misconduct. The author analyzes a paper published in 2021, entitled _"The Impact of Western Culture and Civilization on Archeologism and the Emergence of Ethnocentric Nationalism during the Reign of Reza Shah Pahlavi"_, which was attributed to several authors and faculty members and found to have reproduced substantial portions of the author's prior works. This replication extends from the central subject matter and thematic framework to specific phrasing and even selected bibliographic references, all without proper citation or acknowledgment of the original source. Through systematic comparative analysis, the text demonstrates that certain passages were copied verbatim, while in other cases, sentences were rearranged or combined to create a superficial appearance of paraphrasing. The author interprets this incident as symptomatic of deeper structural deficiencies in research evaluation systems, institutional pressures to maximize quantitative publication output, and a broader erosion of academic integrity, warning of the serious consequences these trends pose for scholarly credibility. The concluding section includes an explanatory letter from one of the professors whose name appeared in the plagiarized article, emphasizing that the faculty members were unaware of the inclusion of their names, attributing responsibility to student misconduct, offering an apology to the original author, denying personal involvement, and underscoring the urgent need for more rigorous oversight, transparency, and accountability in academic practices.

Keywords

Plagiarism; Academic Misconduct; Publication Ethics

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *