آینده کتابخانه از دیدگاه کتابگذار اعظم
علامه ساحرالملک پیشبین متخلص به «پیشی» در کتاب خود با عنوان «الکاهنان زبده» به معرفی برخی از پیشگویان زبده و پیشگوئیهای آنها پرداخته است. این علامه بزرگوار در فصل «کتابگذار اعظم» چنین مینویسد:
و کتابگذار اعظم از کاهنان عصر خویش بود که در اوان زندگی، به کتابگذاری در مکتبه شهر میپرداخت و چون در این کسب شهره آفاق و انجم شد به پیر و مراد یگانه کتابگذاران عصر خود مبدل گشت. از کرامات این پیر یگانه و این کتابگذار دردانه، تفوق وی در علوم غریبه و افعال عجیبه بود چندان که با وردی طلا را به مس و هزار روپیه اجنبی را به یک قرانی مبدل میکرد و در سایر فنون ساحری نیز ورزیده عصر خویش بود. نقل است که روزی یکی از کتابگذاران مکتبه به نزد وی آمد و پرسید: یا پیر! مستقبل حرفه ما را چگونه یافتی؟! کتابگذار اعظم دستی بر ریش مطنطن خویش کشید و گفت: «کتابم را بیاورید!» و این از فضائل این پیر روشن ضمیر بود که هیچگاه بدون استعانت از کتاب سخنی نمیگفت! چون کتاب را آوردند، کتابگذار اعظم روی به کتابگذار سائل کرد و پرسید: «نام مادرت چیست؟!» کتابگذار پاسخ داد: «خازنه!» کتابگذار اعظم لحظاتی تأمل کرد و وردی را بدین طریق با صوتی بلیغ قرائت فرمود: «اَجی مَجی لاتَرَجی» و این ورد را سه بار تکرار کرد. آنگاه کتاب را باز کرده و سه ربع ساعتی بدان خیره ماند! چون خیرگی کتابگذار اعظم به اتمام رسید فرمود: «عجائب و غرائبی میبینم! لنکستر نامی میبینم که پیشگوی اجنبیان است. اما آنچه میبینم آن است که این جناب از پیشگویان دوزاری است که پیشگوئیش نقش بر آب شده و به توّاب عصر خویش شهرت مییابد. شخص دیگری را هم به عینه رؤیت میکنم به نام ایلان ماست یا ماسک! این جناب از آن جانوران است که عزم دارد تا فاتحه هرآنچه شغل و حرفه است با مصنوعات خود بخواند و همه را خانهنشین سازد! اما کور خوانده است! …» کتابگذار با شنیدن این مژده صیحه شادی سر داد و پرسید: «کتابگذاران سر از تنش جدا میکنند؟!» کتابگذار اعظم با غیظ بر سر کتابگذار فریادی زد که «ای ابله! کتابگذاران را چه به این قسم افعال شنیع! تو اگر دیدی روزی کتابگذاری سوسکی را نفله کرده بدان این خود سوسک بوده که قصد انتحار داشته و خویش را به زیر پای آن کتابگذار انداخته است!» کتابگذار پرسید: «پس منظور نظر جنابتان از آن فقره که فرمودید چیست؟» کتابگذار اعظم نگاهی به کتاب انداخت و گفت: «ای کتابگذار بدان که ایلان و یا هر موجود دو پا یا درازگوش دیگری اگر قصد از میان بردن همه مشاغل و حرفهها را بکند نخواهد توانست که کتابگذاران و مکتبه را از میان بردارد! چون این موجود نیازمند مکتبه و کتابگذاران است تا سوابق و افتخارات خود را در محو مشاغل برای آیندگان به نمایش بگذارد و هیچ مصنوع دیگری چون مکتبه و کتابگذار از این عهده برنخواهد آمد … والله اعلم بالصواب و الکتاب» کتابگذار با استماع این پیشگوئی عالمانه و کلام سحرانگیز دلبرانه چنان کف کرد که بلدیّه چندین دستگاه کفپاککن به مکتبه گسیل داشت!