header001

گلایه های کتاب

ketabgozare azam2 issu01

نمي دونم كه كتاب چرا غريبه همه جا نديده حيووني انگاري به جز جور و جفا
شب پيش اومده بود تو خوابم و ضجه مي زد توی ناله هاش می گفت نکن تو هم منو رها
هوو از بس كه برام پيدا شده ذله شدم همه انگاري شدن يك باره بي مهر و وفا

صفحه2 از2