header001

پیرِ ما و مدیریت دانش

ketabgozar issu02* نقل است که پیرمان از گذری می‌گذشت. مسکینی را دید که با خدای خود می‌گفت: "بارالها! بر داده‌ها و نداده‌هایت شکر"! پیر بر آن مسکین خرده گرفت که "ای مسکین این دعای تو مبنای نظری درستی ندارد." مسکین مضطرب شد و گفت: "یا پیر! من بیچاره را به دعای درست رهنمون باش!" پیر گفت: "ای مسکین! چون خواستی به درگاه باریتعالی دعا کنی بگو: بارالها! تو را به‌خاطر همه داده‌ها، اطلاعات، دانش، خرد و بینشی که عطا کرده‌ای سپاسگزارم!" آنگاه روی به مسکین کرد و گفت: "همیشه بدین‌گونه گوی تا مورد طعنه علماء علم اطلاعات قرار نگیری!" مسکین چون این دعا بشنید دودور دودورکنان سر به بیابان گذاشت و از آن پس کسی وی را سلیم العقل ندید!

ketabgozare azam issu01

ما در برابر دیگران چه کم داریم؟

واقعیتش ما دیگر حالمان بهم خورد از بس ضجه و ناله و بی اعتمادی در این جماعت کتابداران و کتابگذاران دیدیم! مدام گله و شکایت از خدا و خلقش که وای چرا ما هل داده شده ایم در این رشته؟ چرا این درسها را می خوانیم؟ چرا کار گیرمان نمی آید؟ چرا محیط کارمان بدینگونه است؟ چرا خلق الله اینگونه به ما نگاه می کنند؟ چرا ته جیبمان سوراخ است؟ و هزاران چرای دیگر... خواستیم برای یک بار هم شده این موضوع را در این نوشته حلاجی کنیم و ببینم که ما در برابر دیگران چه کم داریم که اینگونه می نالیم و زمین و زمان را به بدگمانی خود آلوده کرده ایم؟! برای این منظور و برای اینکه ذهن دانشجویان جدیدالورود نیز با موضوع آشنا شود، مهم ترین گلایه های مطرح شده توسط این جماعت مطرح و به آنها پاسخ داده می شود:

گلایه های کتاب

ketabgozare azam2 issu01

نمي دونم كه كتاب چرا غريبه همه جا نديده حيووني انگاري به جز جور و جفا
شب پيش اومده بود تو خوابم و ضجه مي زد توی ناله هاش می گفت نکن تو هم منو رها
هوو از بس كه برام پيدا شده ذله شدم همه انگاري شدن يك باره بي مهر و وفا

صفحه2 از2