header001

نگاهی به بخش‌های "روش" و "یافته‌ها" در مقاله‌‌های مجلات علم اطلاعات و دانش‌شناسی

درآمدی بر ساختار کلی مقالۀ علمی

گزارش پژوهشی توصیف نوشتاری مطالعۀ پژوهشی است که معمولاً در قالب مقالۀ علمی منتشر می­ شود. یک مقالۀ علمی خوب حاوی اطلاعاتی تفصیلی دربارۀ طرز انجام پژوهش، نتایج به دست آمده از آن و تبیین ارتباط این نتایج با بدنۀ دانشی موجود در موضوع مورد نظر است. نوشتۀ علمی بابیانی واضح، سرراست و بی­ابهام نوشته می­شود. داشتن سبک غیرشخصی، کاربرد افعال در زمان منطقی (مثلاً بیان روش با افعال زمان گذشته و تبیین نتیجه‌گیری با افعال زمان حال) و دوری از سو گیری در عرضۀ مقالۀ علمی لازم است.انجمن روانشناسی آمریکا مطالبی تفصیلی دراین‌باره منتشر کرده است (American Psychological Association, 2001). "مقدمه" بخش اول بدنۀ اصلی مقالۀ علمی است که جهت­‌گیری پژوهش را مشخص می­کند. اگر "مقدمه" (شامل بیان مسئله، ضرورت پژوهش، اهداف، سؤالات و فرضیه­ها) را بخش اول از یک مقالۀ علمی تلقی کنیم، بخش "روش" و "یافته­‌ها" یا "نتایج" از دیگر بخش­های مهم یک مقالۀ علمی هستند. این دو بخش به دقت و ظرافت زیاد نویسنده (نویسندگان) نیازمند هستند. خوانندگان یک اثر علمی، درستی و مناسبت آن را در اساس، به کمک روش­شناسی و یافته­ها بازمی­شناسند. هر گونه کاستی و نا یکدستی در این بخش­‌ها، به بدنۀ کلی مقالۀ علمی صدمه می­زند و در اعتبار علمی آن تردید ایجاد می­‌کند.

در آداب و اصول اولین نگارش‌های دانشجویی و چند توصیه‌ نه چندان شاخ‌دار!

sharif issu03صدای ضربه آهسته‌ای به گوش می‌رسد، ضربه‌ای آرام بر در اتاق ...

دانشجو- بفرمایید.

-- دانشجویی آهسته در را باز می‌کند و به داخل سرک می‌کشد.

دانشجو- سلام استاد!

-- سلام خانم ...!

دانشجو- می‌توانم وقتتان را بگیرم؟

 

بازیِ گروهی در زمین نشریات پژوهشی: نگاهی به چالش‌های گروه‌های پژوهشی

zerehsaz issu03گسترش علوم مختلف بدون شک مدیون توسعه کارهای گروهی و تیمی در حوزه‌های پژوهشی و تخصصی است. توسعه فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی در قرن بیستم و بیست‌ویکم نیز به شکل‌گیری و انسجام این گروه‌های پژوهشی کمک شایانی کرده است. امروزه آنچه را به‌عنوان تمدن و علم به آن می‌بالیم حاصل از کار گروهی در مقیاس عالم و تعامل گفتمانی است. نظریات مختلفی در حوزه‌های جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی به بررسی گروه و تعامل و کنش‌های بین فردی پرداخته‌اند. یکی از نظریاتی که تحت تاثیر مکتب پراگماتیسم مطرح شده، نظریه کنش متقابل نمادین[1] است. بر اساس این نظریه، انسان باید از طریق آنچه در دنیای واقعی انجام می‌دهد، درک شود. کنش متقابل نمادین بر طبیعتِ کنشِ متقابل اجتماعی که در میان افراد اتفاق می‌افتد متمرکز است. کنش متقابل یعنی اینکه افراد در ارتباط با یکدیگر عمل می‌کنند و عمل یکدیگر را می‌سازند. کنش متقابل به معنای تاثیر پذیرفتن و انفعال صرف نیست بلکه جریان تاثیر و تاثر در موقعیت‌ها را نشان می‌دهد. فرد در این نظریه بدون مشارکت و درگیر شدن در گروه نمی‌تواند کنشگر تلقی شود. از جمله دانشمندانی که در مطالعات خود ابعاد مختلف گروه و کارِ گروهی را مورد بررسی قرار داده، جرج زیمل[2] است.

آنگونه که دوست داریم داوری شویم، داوری کنیم

Akhshik issu03بالأخره انتظار طولانی به آخر می‌رسد. نمی‌داند چند ماه و چند روز طول کشیده و دیگر حسابش را ندارد. سعی می‌کند خوش‌بین باشد و این انتظار را به پای دقت داورها می‌گذارد. با اشتیاق، نامه نظر داوران" را باز می‌کند. این اولین باری است که با زحمت فراوان مقاله‌ای را تهیه‌کرده و برای مجله ... فرستاده است. از مقدمه سر دبیر به سرعت می‌گذرد و می‌رود سراغ اصل مطلب تا ببیند نظر داوران چیست. نکته به نکته می‌خواند و پیش می‌رود. لحن تند و تیز نوشته، ناراحتش می‌کند. با خودش فکر می‌کند که چه فکر می‌کرد و چه شد! حتماً مقاله‌اش، مقاله نبوده که داور این‌گونه نظر داده است. باورش نمی‌شود با آن همه وسواس و دقتی که به خرج داده، مقاله‌ای نوشته که به قول داور کاملاً ناشیانه و سطحی است! با خودش فکر می‌کند حتماً مقاله‌اش رد شده است. با ناامیدی و از سر کنجکاوی به ادامه نامه نگاهی می‌کند. به سادگی می‌شود فهمید که بقیه نظرها را داور دیگری نوشته است. تعجب می‌کند! این یکی لحن کاملاً متفاوتی دارد. کمی آرام می‌شود و تک‌تک نظرها را تا انتها می‌خواند. احساس می‌کند راهنمایی کنار دستش نشسته و به او می‌گوید برای بهتر شدن مقاله‌اش چه بکند و چه نکند. به نظر نهایی داورها که می‌رسد، نفس راحتی می‌کشد. "با برخی اصلاحات قابل چاپ". فایل مقاله‌اش را باز می‌کند و نظر داورها را کنار دستش می‌گذارد و... .

تأملی بر کارکرد مجلات علمی در رشته؛ آب بی فلسفه می خوریم و توت بی دانش می چینیم!

rismanbaf issu01نخستین پژواک «علم برای علم» از جانب پوزیتیویست­هایی چون آگوست کنت [2] برآمد و بعدها زمینه­‌ای شد؛ برای طرح آرمان­‌هایی چون «هنر برای هنر» و «ادبیات برای ادبیات» (اندیشه، 1387، ص. 110). اما حتی همان زمانی که «علم برای علم» از سوی علم‌گرایانی چون آگوست کنت تبیین می‌شد، مراد آن نبود که علم صرفاً کار بست روش­‌های علمی در قالب‌های از پیش تعریف‌شده، صرف‌نظر از نتایج آن است؛ و یا اینکه علم و علم‌گرایی نوعی فعالیت صد درصد انتزاعی و منقطع از عالم واقع و حتی فراتر از آن، تفنّنی است. مراد از طرح «علم برای علم» توسط برخی از فلاسفه در قرن نوزدهم، دعوت به «فهم مسئله» و در درجۀ بعد «حل مسئله» صرفاً در چارچوب و فضای علم و به دور از مداخلات غیرعلمی چون جزم‌اندیشی‌های فلسفی و تعصبات دینی به‌جامانده از قرون وسطا در اروپا بوده است. لذا از این منظر، علم برای علم می‌گوید که مسایل علمی می‌بایست فقط در چارچوب‌های علمی، فهم و حل‌و‌فصل شوند. روشن است که مسئلۀ این نوشتار مجمل، نقد و رد یا تأیید این نظر نیست؛ بلکه اشاره به موضع جامعۀ روزگار ما در باب علم و انتشار علم است.

چرا مجله‌های علمی در ایران دیرکرد دارند؟ راهکار چیست؟

naseri issu03امروزه با وجود آگاهی از ارزش و جایگاه واقعی مجله‌های علمی به عنوان مهمترین مجرای انتقال یافته ­ها، عامل اساسی رشد و پیشرفت جوامع و به عنوان یکی از اصلی­ترین شاخصه­ های توسعه بشری، اما هنوز شاهد انتشار دیر هنگام این منابع در سایر رشته­ها به طور عام و در رشته علم اطلاعات و دانش ­شناسی به طور خاص هستیم. دیرکرد در انتشار مجله‌های علمی تاثیری منفی بر روند توسعه علمی پایدار دارد. کاهش استناد به مجله و پایین آمدن ضریب تاثیر آن،کهنه شدن اطلاعات و به دنبال آن کاهش علاقه پژوهشگران در استنادهی به مقاله­های قدیمی‌تر برخی از مسائلی هستند که بر این روند تأثیرگذار است. این امر به ویژه در حوزه فناوری اطلاعات که سرعت تغییر و نوآوری زیاد است اهمیت بیشتري پیدا می­کند. برای جلوگیری از این پیامدهای منفی، راهکارهای گوناگونی از سوی سازمان‌های مسئول اعمال شده است. برای نمونه کمیسیون بررسی مجله‌های علمی کشور[1]، دیرکرد در انتشار مجله‌ها را یکی از نقاط منفی برای ارزیابی و تجدید مجوز مجله در نظر گرفته است.

به کجا می‎رویم؟ نقدی بر گرایش به انتشار مقاله ISI در ایران

kiyani issu03چند سالی هست که در حوزۀ دانش و پژوهش کشور ما، امری معمول و شایع در همه جای دنیا، اهمیتی فوق‌العاده و استثنایی یافته و اگر از این وضعیت هیجانی گذر کنیم، چه بسا در آیندۀ نزدیک مایه خُسران و موجب بحران شود. بسیاری تصور می‌کنند که تنها راه پیشرفت علمی کشور، انتشار مقاله‌ها در نمایه‌های بین‌المللی، بویژه مجله‌های نمایه‌شده در ISIاست، اما افرادی نیز وجود دارند که ISIرا ملاک اصلی پیشرفت علمی نمی‌دانند. مخالفت‌ها و موافقت‌ها با نگارش مقاله درISI از زمانی اهمیت بیشتری پیدا کرد که نمایه‌سازی مقاله‌ها درISI یکی از معیارهای مهم در آئین‌نامه ارتقای اعضای هیات علمی شد[3] و به احتمال فراوان همین باعث گرایش اساسی پژوهشگران به انتشار مقاله در این مجله‌ها شد. براساس اين آئين‌نامه به نویسنده مقاله پاداش مالي قابل توجهی داده مي‌شد، در عين حال نشر اين گونه مقاله‌ها در ارزيابي امتيازهای مربوط به ارتقای علمي اعضاي هيئت علمي، وزن قابل توجهي يافت.

دانشِ مشتری: چرا و چگونه؟

beglu111 issu02بخش اول: سازمان بدون مشتری

تا بحال به این مسئله فکر کرده‌اید که یک سازمان بدون مشتری چگونه خواهد بود؟ تصور اینکه هیچکس وجود نداشته باشد که بخواهد از محصول یا خدمت یک سازمان استفاده کند، دشوار نیست بلکه ناممکن است. بگذارید کمی ساده‌تر و عینی‌تر سخن بگوییم. تصور کنید یک سازمان، شرکت، دانشگاه و یا کتابخانه‌ای را که هیچ مشتری یا استفاده‌کننده‌ای ندارد. بله، چنین تصوری امکان‌پذیر نیست زیرا سازمان‌ها علت وجودی خود را با حضور "مشتریان" یا کاربران خود اعلام می‌کنند و از آن به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر "مزیت رقابتی" یاد می‌کنند. مزیت رقابتی یعنی اینکه، در رقابت و کشمکشی که بین همه سازمان‌ها (حتی سازمان‌های غیرانتفاعی مثل کتابخانه‌ها) وجود دارد، سازمانی موفق‌تر است که بتواند از این عنصر بدرستی استفاده کند و جایگاه خود را نسبت به سازمان‌های دیگر متمایز، پیشگام و برتر قرار دهد. در واقع مشتری “پشتیبان”، “حامی” و “تضمین‌کننده”ی تداوم خدمات و محصولات سازمان‌ها و شرکت‌هاست و زمینه بقاء، گسترش و تداوم فعالیت‌های سازمان‌ها شرکت‌ها را فراهم می‌کند. اگر مشتری وجود نداشته باشد خدمات و محصولات شرکت‌ها نیز وجود ندارد و نمی‌توان انتظار داشت بهبود محصولات نیز اتفاق بیفتد.

یک بشقاب غذای سالم برای سازمان

Akhshik issu02یکی از راه‌های تأمین نیازهای بدن، تغذیه است و برای تأمین این نیاز، سعی می کنیم از غذاهای مانده و فاسد پرهیز کنیم. پیامدهای تغذیه این نوع غذاها برای هر عقل سلیمی مشخص است. همانطور که تغذیه از غذای مانده و فاسد می‌تواند تهدیدی اساسی برای سلامتی بدن باشد، استفاده از دانشی که کهنه است و تاریخ استفاده از آن گذشته، سلامت "ذهن"را به خطر می اندازد. این ذهن را می توان ذهن یک فرد یا ذهن یک سازمان دانست. مدیریت دانش از حوزه های مورد توجه پژوهشگران و صاحبنظران بسیاری در سراسر دنیا است. اگر ابعاد نظری و در راستای آن، جنبه‌های عملی مدیریت دانش را به درختی تنومند تشبیه کنیم، هر شاخه آن صدها موضوع را در بر می‌گیرد. وضعیتی را تصور کنید که هر دانشمند و پژوهشگری در هر موضوع به یکی از این شاخه‌ها علاقمند است و تلاش دارد به شناسایی و در عین حال رسیدگی و پرورش آن بپردازد. این، یک تصویر کلی از وضعیت درخت مدیریت دانش است. البته بخش ریشه ای این درخت هم طرفداران بسیاری دارد که به تقویت آن مشغول هستند.

یازده خطای مهلک در مدیریت دانش

Naseri issu02هدف این مقاله توجه به مجموعه ­ای از خطاهای فراگیر در مدیریت دانش است. این بازتاب­ها براساس مشاهدات نویسندگان یا شرکت در بیش از صد پروژه مدیریت دانش توسط نویسنده مطرح شده است. این مقاله بر خطاهای بنیانی متمرکزاست که اگر اصلاح نشده رها شوند، از گسترش دانش اصیل و موثر ممانعت به عمل می‌آورند. خطاهایی که با مفهوم خود دانش مرتبطند هستند، این که چطور دانش در برنامه­ های سازمانی درک می­‌شود و چطور این ادراک مانع مدیریت دانش خواهد شد.

تغییر نام رشته: نظری بر پژوهش ها و دیدگاه اعضای هیأت علمی

Beglui issu01چكيده

 تغییر بخشی از زندگی انسان است. این تغییر در همه جوانب زندگی رخ می‌دهد که یکی از آنها، تغییر و دگرگونی در حوزه‌های علمی است. تغییر نام یا عنوان رشته که به تازگی از "کتابداری و اطلاع‌رسانی" به "علم اطلاعات و دانش‌شناسی" صورت پذیرفته است نیز در همین راستا انجام گرفته است. بر همین اساس می‌توان با بررسی پژوهش‌ها و دیدگاه‌‌هایی که در این زمینه منتشر شده است، چارچوبی برای پیگیری و مقایسه این نتایج و دیدگاه‌ها فراهم آورد. این نوشتار بر آن است تا با مروری اجمالی بر پژوهش‌ها یا مقاله‌هایی که در این زمینه در ایران انجام شده است، تصویری کلی از آنچه اعضای هیئت علمی به منزله پیشکسوتان و راهبران حرفه مطرح کرده‌اند، ایجاد نماید. این کار با مروری اجمالی و تلخیصی از دیدگاه‌های استادان و اعضای هیئت علمی که در خبرگزاری‌ها، گروه‌های بحث الکترونیکی و وب‌سایت‌ها منتشر شده است، تصویری کلی از این دیدگاه‌ها انجام گرفته است. در پایان با نتیجه‌گیری کلی از این دیدگاه‌ها و پژوهش‌ها، توصیه‌هایی برای جامعه علمی درباره فعالیت‌های مورد انتظار پس از این تغییر ارائه می‌گردد.