header001

نقش و تأثیر فناوری‌های نوین (اطلاعاتی و ارتباطی) بر کارآفرینی و بازار‌کار رشته

Minaeefar issu05چکیده

عصر حاضر که دوره پیشرفت سرسام آور فناوری، خصوصا ً فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی است،تحولات عظیمی در فعالیت‌های افراد ایجاد کرده است. بنابراین، کارآفرینان علم اطلاعات و دانش‌شناسی بایستی با توجه به پیشرفت‌های شگرف فناوری‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطی شرایط عصر اطلاعات را بشناسند و با کارآفرینی خود ملزومات این عصر را بیابند و با روش‌ها و شیوه‌های خاص خود و با توجه به رشته‌ی خود آن را ایجاد کنند. موفقیت در یافتن یک شغل مناسب به عوامل مختلفی چون تعداد دانش‌آموختگان جویای کار، نیاز جامعه و مهارت دانش‌آموختگان در پاسخ به این نیاز جامعه، رونق اقتصادی جامعه، و تعداد و تنوع فرصت‌های شغلی موجود بستگی دارد. بر این اساس در مقاله‌ی حاضر با استفاده از روش کتابخانه‌ای به بررسی تأثیر فناوری‌های نوین بر کارآفرینی، فناوری اطلاعات و ارتباطات در کتابخانه‌ها، تأثیر فناوری‌های نوین بر رشته‌ی علم اطلاعات و دانش‌شناسی، نقش و تأثیر فناوری‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطی در بازارکار رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی پرداخته می‌شود.

کلید واژه‌ها: فناوری‌های نوین، کارآفرینی، بازار‍ كار، علم اطلاعات و دانش‌شناسی، كتابداري، اطلاع‌رساني.

روایتی کوتاه از یک نظریه: تغییر نام در قالب یخی

Akhshik issu03کرت زادِک لِوین[1] -از پیشگامان روانشناسی کاربردی و از صاحب‌نظران رفتار سازمانی در دهه 1990 میلادی- در چارچوب تغییر برنامه‌ریزی‌شده، نظریه تغییر سه مرحله‌ای را مطرح کرد. او، تغییر برنامه‌ریزی‌شده را فرایندی سه‌ مرحله‌ای می‌داند: در نخستین مرحله از این فرایند که لِوین آن را در اصطلاح انجماد زدایی[2] نام می‌نهد، ضرورت تغییر احساس می‌شود. با درک و احساس این ضرورت، نخستین گام برای اجرای تغییر برداشته می‌شود. مرحله دوم فرایند، یعنی حرکت[3] [به سمت تغییر] تمام فعالیت‌های لازم انجام می‌شود تا تغییر رخ دهد. این تغییر در مرحله پایانی که انجماد دوباره[4] است تلاش می‌شود تا تغییر ایجادشده تثبیت شود.

بادهای مساعد یا طوفان‌های بنیان‌افکن؟ سرنوشت فضای حرفه‌ای پس از تغییر عنوان رشته در ایران

zerehsaz issu003

 

تغییر عنوان رشته از "کتابداری و اطلاع‌رسانی" به "علم اطلاعات و دانش‌شناسی" می‌تواند پیامدهای مختلفی برای فضای حرفه‌ای داشته باشد. با این حال، پیش از تلاش برای مشخص کردن این پیامدها، ضرورت دارد که مبانی معرفت‌شناختی و فلسفی تغییر پدید آمده در عنوان رشته، توسط دانشمندان و متخصصان به خوبی تبیین و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. آنگاه این امکان وجود خواهد داشت تا بر اساس چنین تحلیل عالمانه‌ای، رویکردهای حرفه‌ای آینده، و همچنین نقش و تأثیر حرفه‌مندان در جامعه مورد بررسی قرار گیرد. در این مرحله همچنین نیاز به انجام مطالعات آینده‌شناسی کاملاً احساس می‌شود تا نگرانی‌های متخصصان و حرفه‌مندان از مواجهه با آینده‌ای نامعلوم کاسته شود. انجام این مطالعات به تعیین چشم‌اندازهای حرفه‌ای آینده و انجام برنامه‌ریزی‌های بلندمدت و هدفمند، و همچنین امکان بهره‌برداری درست از منابع و فرصت‌های پدید آمده کمک می‌کند (مردوخی، 1375). به نظر می‌رسد هر تغییر و تحولی همانند تغییر و تحول در عنوان یک رشته و حوزه علمی به نوبه خود می‌تواند در گذر زمان هم سودمند و هم در صورت اهمال و فرصت ناشناسی به اضمحلال و ریشه‌کن شدن آن حوزه علمی و یا حوزه‌های حرفه‌ای وابسته بینجامد.

آیا ساختار رایج کنونی در نوشتارهای منتشرشده در مجلات کتابداری و اطلاع‌رسانی، کارآمد است؟

ghasemi issu03درباره مسائل و موضوعاتی که مجلات و نشریات حوزۀ کتابداری و اطلاع‌رسانی و به عبارت دیگر حوزۀ علم اطلاعات و دانش شناسی با آن‌ها سروکار دارند به موضوعات مختلفی می‌توان پرداخت. اين موضوعات،از شکل‌گیری مقاله آغاز می‌شود و تا زمانی که مجله منتشر می‌گردد و به دست خوانندگان می‌رسد و حتي بعد از آن را، در بر می‌گیرد.شاید بهتر بود بنا به تجربه‌ای که در ویرایش چند مجله‌ی اين حوزه و در ویرایش کتاب‌های تخصصی حوزه کتابداری و اطلاع‌رسانی دارم به مباحث مرتبط با ويرايش در این حوزه می‌پرداختم، اما به نظر می‌رسد که مطلب مهم‌تری هست که شاید توجه به آن، مشکل‌گشاتر و راهگشاتر باشد.نکته‌ای که می‌خواهم به آن اشاره‌کنم،محتواي مجلات و ساختار مقالات چاپ‌شده در مجلات تخصصی کتابداری و اطلاع‌رسانی است. به روشني مشاهده مي‌شود كه مجلات ما در حوزه کتابداری و اطلاع‌رسانی، شباهت‌های بسیار زیادی به همدیگر دارند و شاید اگر سر صفحه‌ی این مجلات را از آن‌ها حذف کنیم، در تشخیص این‌که کدام مقاله متعلق به کدام مجله است با اشکال مواجه شویم.

نگاهی به بخش‌های "روش" و "یافته‌ها" در مقاله‌‌های مجلات علم اطلاعات و دانش‌شناسی

درآمدی بر ساختار کلی مقالۀ علمی

گزارش پژوهشی توصیف نوشتاری مطالعۀ پژوهشی است که معمولاً در قالب مقالۀ علمی منتشر می­ شود. یک مقالۀ علمی خوب حاوی اطلاعاتی تفصیلی دربارۀ طرز انجام پژوهش، نتایج به دست آمده از آن و تبیین ارتباط این نتایج با بدنۀ دانشی موجود در موضوع مورد نظر است. نوشتۀ علمی بابیانی واضح، سرراست و بی­ابهام نوشته می­شود. داشتن سبک غیرشخصی، کاربرد افعال در زمان منطقی (مثلاً بیان روش با افعال زمان گذشته و تبیین نتیجه‌گیری با افعال زمان حال) و دوری از سو گیری در عرضۀ مقالۀ علمی لازم است.انجمن روانشناسی آمریکا مطالبی تفصیلی دراین‌باره منتشر کرده است (American Psychological Association, 2001). "مقدمه" بخش اول بدنۀ اصلی مقالۀ علمی است که جهت­‌گیری پژوهش را مشخص می­کند. اگر "مقدمه" (شامل بیان مسئله، ضرورت پژوهش، اهداف، سؤالات و فرضیه­ها) را بخش اول از یک مقالۀ علمی تلقی کنیم، بخش "روش" و "یافته­‌ها" یا "نتایج" از دیگر بخش­های مهم یک مقالۀ علمی هستند. این دو بخش به دقت و ظرافت زیاد نویسنده (نویسندگان) نیازمند هستند. خوانندگان یک اثر علمی، درستی و مناسبت آن را در اساس، به کمک روش­شناسی و یافته­ها بازمی­شناسند. هر گونه کاستی و نا یکدستی در این بخش­‌ها، به بدنۀ کلی مقالۀ علمی صدمه می­زند و در اعتبار علمی آن تردید ایجاد می­‌کند.

در آداب و اصول اولین نگارش‌های دانشجویی و چند توصیه‌ نه چندان شاخ‌دار!

sharif issu03صدای ضربه آهسته‌ای به گوش می‌رسد، ضربه‌ای آرام بر در اتاق ...

استاد- بفرمایید.

-- دانشجویی آهسته در را باز می‌کند و به داخل سرک می‌کشد.

دانشجو- سلام استاد!

-- سلام خانم ...!

دانشجو- می‌توانم وقتتان را بگیرم؟

 

 

بازیِ گروهی در زمین نشریات پژوهشی: نگاهی به چالش‌های گروه‌های پژوهشی

zerehsaz issu03گسترش علوم مختلف بدون شک مدیون توسعه کارهای گروهی و تیمی در حوزه‌های پژوهشی و تخصصی است. توسعه فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی در قرن بیستم و بیست‌ویکم نیز به شکل‌گیری و انسجام این گروه‌های پژوهشی کمک شایانی کرده است. امروزه آنچه را به‌عنوان تمدن و علم به آن می‌بالیم حاصل از کار گروهی در مقیاس عالم و تعامل گفتمانی است. نظریات مختلفی در حوزه‌های جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی به بررسی گروه و تعامل و کنش‌های بین فردی پرداخته‌اند. یکی از نظریاتی که تحت تاثیر مکتب پراگماتیسم مطرح شده، نظریه کنش متقابل نمادین[1] است. بر اساس این نظریه، انسان باید از طریق آنچه در دنیای واقعی انجام می‌دهد، درک شود. کنش متقابل نمادین بر طبیعتِ کنشِ متقابل اجتماعی که در میان افراد اتفاق می‌افتد متمرکز است. کنش متقابل یعنی اینکه افراد در ارتباط با یکدیگر عمل می‌کنند و عمل یکدیگر را می‌سازند. کنش متقابل به معنای تاثیر پذیرفتن و انفعال صرف نیست بلکه جریان تاثیر و تاثر در موقعیت‌ها را نشان می‌دهد. فرد در این نظریه بدون مشارکت و درگیر شدن در گروه نمی‌تواند کنشگر تلقی شود. از جمله دانشمندانی که در مطالعات خود ابعاد مختلف گروه و کارِ گروهی را مورد بررسی قرار داده، جرج زیمل[2] است.

آنگونه که دوست داریم داوری شویم، داوری کنیم

Akhshik issu03بالأخره انتظار طولانی به آخر می‌رسد. نمی‌داند چند ماه و چند روز طول کشیده و دیگر حسابش را ندارد. سعی می‌کند خوش‌بین باشد و این انتظار را به پای دقت داورها می‌گذارد. با اشتیاق، نامه نظر داوران" را باز می‌کند. این اولین باری است که با زحمت فراوان مقاله‌ای را تهیه‌کرده و برای مجله ... فرستاده است. از مقدمه سر دبیر به سرعت می‌گذرد و می‌رود سراغ اصل مطلب تا ببیند نظر داوران چیست. نکته به نکته می‌خواند و پیش می‌رود. لحن تند و تیز نوشته، ناراحتش می‌کند. با خودش فکر می‌کند که چه فکر می‌کرد و چه شد! حتماً مقاله‌اش، مقاله نبوده که داور این‌گونه نظر داده است. باورش نمی‌شود با آن همه وسواس و دقتی که به خرج داده، مقاله‌ای نوشته که به قول داور کاملاً ناشیانه و سطحی است! با خودش فکر می‌کند حتماً مقاله‌اش رد شده است. با ناامیدی و از سر کنجکاوی به ادامه نامه نگاهی می‌کند. به سادگی می‌شود فهمید که بقیه نظرها را داور دیگری نوشته است. تعجب می‌کند! این یکی لحن کاملاً متفاوتی دارد. کمی آرام می‌شود و تک‌تک نظرها را تا انتها می‌خواند. احساس می‌کند راهنمایی کنار دستش نشسته و به او می‌گوید برای بهتر شدن مقاله‌اش چه بکند و چه نکند. به نظر نهایی داورها که می‌رسد، نفس راحتی می‌کشد. "با برخی اصلاحات قابل چاپ". فایل مقاله‌اش را باز می‌کند و نظر داورها را کنار دستش می‌گذارد و... .

تأملی بر کارکرد مجلات علمی در رشته؛ آب بی فلسفه می خوریم و توت بی دانش می چینیم!

rismanbaf issu01نخستین پژواک «علم برای علم» از جانب پوزیتیویست­هایی چون آگوست کنت [2] برآمد و بعدها زمینه­‌ای شد؛ برای طرح آرمان­‌هایی چون «هنر برای هنر» و «ادبیات برای ادبیات» (اندیشه، 1387، ص. 110). اما حتی همان زمانی که «علم برای علم» از سوی علم‌گرایانی چون آگوست کنت تبیین می‌شد، مراد آن نبود که علم صرفاً کار بست روش­‌های علمی در قالب‌های از پیش تعریف‌شده، صرف‌نظر از نتایج آن است؛ و یا اینکه علم و علم‌گرایی نوعی فعالیت صد درصد انتزاعی و منقطع از عالم واقع و حتی فراتر از آن، تفنّنی است. مراد از طرح «علم برای علم» توسط برخی از فلاسفه در قرن نوزدهم، دعوت به «فهم مسئله» و در درجۀ بعد «حل مسئله» صرفاً در چارچوب و فضای علم و به دور از مداخلات غیرعلمی چون جزم‌اندیشی‌های فلسفی و تعصبات دینی به‌جامانده از قرون وسطا در اروپا بوده است. لذا از این منظر، علم برای علم می‌گوید که مسایل علمی می‌بایست فقط در چارچوب‌های علمی، فهم و حل‌و‌فصل شوند. روشن است که مسئلۀ این نوشتار مجمل، نقد و رد یا تأیید این نظر نیست؛ بلکه اشاره به موضع جامعۀ روزگار ما در باب علم و انتشار علم است.

چرا مجله‌های علمی در ایران دیرکرد دارند؟ راهکار چیست؟

naseri issu03امروزه با وجود آگاهی از ارزش و جایگاه واقعی مجله‌های علمی به عنوان مهمترین مجرای انتقال یافته ­ها، عامل اساسی رشد و پیشرفت جوامع و به عنوان یکی از اصلی­ترین شاخصه­ های توسعه بشری، اما هنوز شاهد انتشار دیر هنگام این منابع در سایر رشته­ها به طور عام و در رشته علم اطلاعات و دانش ­شناسی به طور خاص هستیم. دیرکرد در انتشار مجله‌های علمی تاثیری منفی بر روند توسعه علمی پایدار دارد. کاهش استناد به مجله و پایین آمدن ضریب تاثیر آن،کهنه شدن اطلاعات و به دنبال آن کاهش علاقه پژوهشگران در استنادهی به مقاله­های قدیمی‌تر برخی از مسائلی هستند که بر این روند تأثیرگذار است. این امر به ویژه در حوزه فناوری اطلاعات که سرعت تغییر و نوآوری زیاد است اهمیت بیشتري پیدا می­کند. برای جلوگیری از این پیامدهای منفی، راهکارهای گوناگونی از سوی سازمان‌های مسئول اعمال شده است. برای نمونه کمیسیون بررسی مجله‌های علمی کشور[1]، دیرکرد در انتشار مجله‌ها را یکی از نقاط منفی برای ارزیابی و تجدید مجوز مجله در نظر گرفته است.

به کجا می‎رویم؟ نقدی بر گرایش به انتشار مقاله ISI در ایران

kiyani issu03چند سالی هست که در حوزۀ دانش و پژوهش کشور ما، امری معمول و شایع در همه جای دنیا، اهمیتی فوق‌العاده و استثنایی یافته و اگر از این وضعیت هیجانی گذر کنیم، چه بسا در آیندۀ نزدیک مایه خُسران و موجب بحران شود. بسیاری تصور می‌کنند که تنها راه پیشرفت علمی کشور، انتشار مقاله‌ها در نمایه‌های بین‌المللی، بویژه مجله‌های نمایه‌شده در ISIاست، اما افرادی نیز وجود دارند که ISIرا ملاک اصلی پیشرفت علمی نمی‌دانند. مخالفت‌ها و موافقت‌ها با نگارش مقاله درISI از زمانی اهمیت بیشتری پیدا کرد که نمایه‌سازی مقاله‌ها درISI یکی از معیارهای مهم در آئین‌نامه ارتقای اعضای هیات علمی شد[3] و به احتمال فراوان همین باعث گرایش اساسی پژوهشگران به انتشار مقاله در این مجله‌ها شد. براساس اين آئين‌نامه به نویسنده مقاله پاداش مالي قابل توجهی داده مي‌شد، در عين حال نشر اين گونه مقاله‌ها در ارزيابي امتيازهای مربوط به ارتقای علمي اعضاي هيئت علمي، وزن قابل توجهي يافت.