header001

رویکردهای ما به پویاسازی حرفه: چگونه می توان خود را برای خدمت بهتر به جامعه پویا ساخت

02درآمد: اشاره ای به چرایی این بحث

به جرات می­توان گفت همه حرفه هایی که در جامعه زنده مانده و اثربخش بوده اند در یک ویژگی با هم مشترک هستند و آن «پویایی» است. برعکس، حرفه هایی که جایگاه و اثربخشی خود در جامعه را از دست داده اند همانهایی­ اند که پویایی لازم را نداشته اند. پویایی به این معناست که افراد و یا گروه ها و یا سازمان ها تلاش کنند از پتانسیل ها و انرژی های خود به خوبی بهره برند، خود را از ایستایی و واگرایی خارج کرده، و فراتر از وظایف روزمره تکلیفی (به اصطلاح، روتین) عمل کنند. 

به جای پذیرش وضعیت موجود و تکراری، آنها به دنبال جستجوی راههای نو برای افزایش تلاشهای خود هستند. افراد پویا الگوی ذهنی فعالی دارند و تلاش آنها این است که تحرکات بیشتری داشته و دامنه فعالیتهای خود را با توجه به نیازهای جامعه گسترش دهند. از اینرو، پویایی نه تنها در الگوی ذهنی افراد است بلکه باید در عمل در اقدامها و رفتارهای آنها جلوه گر شود. آشکار است که در مقایسه با افراد عادی، اثربخشی افراد و نهادهای پویا در توسعه جامعه بیشتر است.

 دلایل زیادی برای پویایی و یا عدم پویایی حرفه ها وجود دارد که مهمترین آنها "توجه یا عدم توجه به نیاز جامعه به کارکردها و خدمات حرفه" از یکسو، و "توجه یا عدم توجه به قابلیت های درونی اعضای حرفه" در سوی دیگر است. این بدان معناست که عامل "عدم توجه" می تواند نشانه ایستایی ذهن فرد باشد که پیامدش بی تفاوتی و در نتیجه، عدم تحرک است. از دیدگاه دیگر، دو عامل برونی و بیرونی بر پویایی تاثیرگذار هستد. عامل برونی شامل نیاز اجتماعی و عامل درونی دربرگیرنده خواست و باور اعضای حرفه به "سودمند واقع شدن" است. این دو عامل کلان در تعامل با یکدیگر و لازم و ملزومند.

 

ترویج خواندن: چه کرده‌ایم؟ چه می‌کنند؟

Saboori issu09 مقوله کتاب‌خوانی، دسترسي به اطلاعات و ترويج مطالعه از مؤلفه‌هاي اصلي دنياي جديد است. با کتاب خوب است که انسان رشد مي‌کند و براي حرکت آماده مي‌شود. مطالعه و اطلاعات، عامل مهم توسعه و ايجاد فرهنگ محسوب می‌شوند و کم و کيف پيشرفت فرهنگي هر فرد يا جامعه بستگي مستقيم به ميزان خواندن و کيفيت آنچه مي‌خوانند، دارد. نيز براي رسيدن به رشد و شکوفايي علمي، فرهنگي، و اقتصادي راهي جز گسترش فرهنگ مطالعه و ايجاد عادت همگاني مستمر و هدفمند وجود ندارد. لذا ترويج فرهنگ مطالعه مي‌تواند به‌عنوان گامي اساسي در رشد انسان‌ها و توسعه کشورها به شمار آيد (خنیفر، طاهری و سیار، 1393). طبيعي است که براي نيل به اين مقصود، کتابخانه‌هاي عمومی و ايجاد عادت به مطالعه در بین عموم مردم بايد موردتوجه قرار گيرد. چراکه کتابخانه عمومی مکانی است که فعالیت خود را به این اصل متمرکز ساخته که خدماتش را بازندگی روزمره مردم درآمیزد، مشکلاتشان را حل کرده، استعدادهایشان را بپروراند و باهدف معنوی و اخلاقی که دارد آنان را از گرایش‌های نامناسب به‌سوی سرگرمی‌ها و خواسته‌های نامطلوب، باز دارد.

متن ها را چگونه می خوانیم؟

Zahedi issu09تنها حس از حواس پنج‌گانه انسان که هنگام خواندن بیشترین استفاده را دارد، بینایی است. حرکات چشم انسان، نمود حرکتی این حس است. به دیگر روی، خواندن با دیدن همره است. غیر از افرادی که به دلیل ناتوانی نمی‌توانند از حس بینایی استفاده کنند سایر انسان‌ها برای خواندن و درک و دریافت محتوای نوشتاری و دیداری یک متن از چشم خود استفاده می‌کنند. در این نوشته ابتدا در مورد خواندن و حرکات چشم به‌طورکلی توضیح داده می‌شود. پس‌ازآن مسائل زبان‌شناختی اثرگذار بر حرکات چشم در حین خواندن تحلیل می‌شوند. درنهایت نیز انگاره‌های مطرح برای مسیر خواندن در متن بیان می‌شوند.

مدرسه اینترنتی خواندن

Mahboobi issu09 خدمات مشاورۀ خوانندگان در کتابخانه‌های عمومی (جلسه 1)/ مقدمه، تاریخچه و چیستی مشاورۀ خوانندگان/ تاریخ: 1394/09/16

مقدمه: دو رخدادی که برای شما هم اتفاق افتاده است!

کتابخانه- روز- داخلی

یک ردیف قفسۀ کتاب که هر طبقه‌ تا نیمه‌پر است دیده می‌شود. چند نفر در میان قفسه‌ها و با سری که اندکی کج شده است، در حال خواندن عطف کتاب‌ها هستند. یک نفر، انگشت اشاره خود را بر پشت عطف کتاب‌ها می‌کشد و به دنبال کتابی خاص با سر و چشمانش انگشتی را که به‌سرعت حرکت می‌کند و از ردیفی به‌ردیف دیگر می‌رود دنبال می‌کند. دو نفر بیرون از قفسه‌ها ایستاده‌اند و یکی از آن‌ها دربارۀ کتابی که خوانده است به دیگری توضیح می‌دهد. کتابدارِ کتابخانه در میان قفسه‌ها می‌چرخد. چندان فرقی با بقیه ندارد، تنها کارتی که بر سینه دارد نشان می‌دهد که کتابدار است: «از من بپرس!».

 

10 پله از موفقیت

pazooki issu08چند روز به این اندیشیدم که حقیقتاً چه دارم که برای جوان‌ترها بگویم و چه بگویم که مختصر و مفید باشد چرا که خوب به یاد می‌آورم سخنرانی‌های بی‌روح و یکنواخت و نصیحت‌های از سرِ سیری چقدر برایمان ملال‌آور بود (و هست). مگر آنکه حرفی ازدل‌برآمده و موجز و مختصر و کاربردی می‌بود. پس از مطالعۀ مطالبی چند در باب موفقیت و غور و تفحص در شهودات و تجربه زیسته مواردی قلمی کردم اما بعد فکر کردم چه‌بسا این دریافت‌های شخصی برای دیگران قابل‌استفاده و تعمیم‌پذیر نباشد. بنابراین تصمیم گرفتم از نقطه نظرات دیگران نیز بهره ببرم. ازاین‌رو از حدود 40 نفر از افرادی که آن‌ها را افراد مشتاق و موفق در رشته می‌دانستم خواستم این جمله را با توجه به دانش و تجربۀ خود کامل کنند: «اگر دانشجوی ترم 1 بودم.....». پس از جمع‌آوری و مطالعه، نکات اصلی آن‌ها را یادداشت و دسته‌بندی کردم. در پایان به ده نکتۀ کلیدی رسیدم که در ادامه به شما عزیزان تقدیم می‌شود.

نقش و کاربرد تفکر انتقادی و خلاق در توسعه کارآفرینی

Jahani issue08امروزه به‌واسطه فناوری اطلاعات و ارتباطات، اطلاعات به‌وفور در دسترس همگان قرار دارد؛ اما صرف داشتن اطلاعات نمی‌تواند کارساز و مفید باشد، بلکه تجزیه‌وتحلیل و نحوه کاربرد این اطلاعات حائز اهمیت است. ازاین‌رو افراد بایستی در جستجوی روشی کارا در جهت غربال کردن اطلاعات باشند. یکی از راه‌حل‌های ممکن در هنگام مواجه با این مسائل تفکر است. تفکر انتقادی، تفکری مستدل و منطقی در جهت بررسی و تجدیدنظر در عقاید، نظرات و اعمال تصمیم‌گیری صحیح می‌باشد. بنابراین لازم است که تفکر انتقادی در افراد شکل گیرد تا برای ورود به عرصه کار و زندگی آماده شوند از سوی دیگر، تفکر خلاق ما را در تصمیم‌گیری بهتر و حل مسئله کمک می‌کند. تفکر خلاق و انتقادی با تقویت قابلیت‌های کارآفرینی و تأثیری که بر فرآیند کارآفرینی می‌نهند، نقش بسیاری در توسعه کارآفرینی ایفا می‌کنند. هدف از نگارش این مقاله بررسی نقش تفکر انتقادی و تفکر خلاق در افزایش قابلیت‌های کارآفرینی و بیان و ضرورت اهمیت تقویت این دو نوع تفکر و توسعه و به‌کارگیری آنها برای تحقق برنامه‌های مرتبط با کارآفرینی و کسب‌وکار خلاقانه است.

نکاتی برای موفقیت کتابداران جوان

sadeghi issu08همه ما روزگاری را در دوران جوانی و تازه‌کاری سپری می‌کنیم. این دوران، دوران گذار است و هرکس به فراخور تلاش خود توشه برمی‌چیند و بعد از چند صباحی به کتابداری حرفه‌ای و تجربه‌مند تبدیل می‌شود. هر کتابدار تجربه‌مندی آینه‌ای از تجربیات روزگار گذشته بر اوست و چه نیکوست که کتابداران جوان، آن‌هایی که تازه در این راه قدم گذاشته‌اند با چراغ تجربه پیشینیان خود راه بپیمایند و هرزمان که احساس کردند خود راهکاری سودمندتر دارند، آن را جایگزین کرده و به آیندگان خود هدیه کنند. آنچه در ادامه خواهد آمد باورهای حاصل از تجربیات و مطالعاتی است که طی 16 سال کتابدار بودن کسب کرده‌ام. امیدوارم که کتابداران جوان این نکات را با اندیشه خود تلفیق کنند و طرحی نو در زندگی خود دراندازند و مسیر تعالی را بیش‌ازپیش بپیمایند.

گامی کوچک برای موفقیت: از پذیرش در دانشگاه تا همکاری با شناسه

Baghestani issu08زمانی که در دانشگاه در رشته کتابداری و اطلاع‌رسانی پذیرش شدم، بر خلاف برخی افراد، از قبول شدنم در این رشته بسیار خرسند بودم. شاید نباید زیاد اغراق کنم که خانواده، بسیار موافق ادامه تحصیل در این رشته بودند؛ زیرا دو نفر از بستگان ما کتابدار بودند و به خاطر تحصیل در این رشته شرایط خوبی (مانند جایگاه اجتماعی، شغل و مهارت مناسب) داشتند. شناخت عمیق و عجین شده‌ای از کتابداری داشتم و این باعث شد مصصم‌تر در این رشته قدم بگذارم. برای اطرافیانم (دوستانم) بسیار جای سؤال بود، که چرا زمان انتخاب رشته دانشگاه اولین کد رشته انتخابی من مربوط به رشته کتابداری و اطلاع‌رسانی بوده است، اما باید این علاقه (به قول برخی از دوستانم، افراطی) را در کودکیم و به خصوص در دوران نوجوانی-دورانی که بُن‌مایه فکری و ذهنی من در حال شکل گرفتن بود- جستجو کرد. نا گفته نماند، من این علاقه را به هیچ وجه افراطی نمی‌دانم و برای آن دلایل بسیاری دارم. با این‌حال، به نظرم می‌توان برخی از مواردی که در یافتن راه‌های موفقیت در رشته‌ تأثیرگذار بودند را به شرح زیر بیان کنم:

خودسازی خلّاق زمینه‌ساز موفقیت در قلمرو علم اطلاعات و دانش‌شناسی

zerehsaz issu08

 

تمایل دارم که بحث خود را با دو پرسش زیر آغاز کنم:

در رشته ما چه نوع افرادی موفق می‌شوند؟ و راز موفقیت چنین اشخاصی چیست؟

برای پاسخ به این پرسش‌ها بهترین روش آن است تا افراد موفق در رشته و حرفه مورد بررسی و مطالعه قرار گیرند. بااین‌حال، واضح است که این افراد ازآن‌جهت موفق شناخته می‌شوند که توانسته‌اند در مواقع حساس زندگی علمی و حرفه‌ای‌شان با بهره‌گیری از گنجینه غنی دانشی و مهارتی، تصمیم‌‌گیری‌ها و رفتارهای مناسب و شایسته‌ای از خود نشان دهند. همچنین آثار مضبوط این افراد که ناشی از همان گنجینه دانشی، پشتکار و تصمیم‌گیری‌های درست و به موقعشان برای خلق این آثار است، جلوۀ عینی و نمود دیگری از موفقیت آنها را برای ما به‌عنوان شاهدان و بررسی‌کنندگان به نمایش می‌گذارد.


همان‌گونه که دانشمندان حوزه روانشناسی اعتقاد دارند، نیت‌های درخشان و رفتارهای متعالی انسان‌های موفق، در وهله نخست از نگرش‌ها و دیدگاه‌های آنها در رابطه با مفاهیم و مقوله‌های تأثیرگذار بر سرنوشت آن‌ها پیروی می‌کند. بدیهی است چنانچه عضوی از اعضای جامعۀ علمی و حرفه‌ای حوزۀ علم اطلاعات و دانش‌شناسی، نگرش و دیدگاه مثبتی در رابطه با مفاهیم سازنده فضای این قلمرو و همچنین فضای فرهنگی آن نداشته باشد، قادر نخواهد بود تا شولای موفقیت را بر تن کند. ازاین‌رو، ضروری است که از همان لحظه ورود به فضای رشته و از همان ابتدای دوره دانشجوئی، این نگرش به شکل اصولی و درست شکل بگیرد. اعضای هیئت‌علمی گروه‌های آموزشی، با درک این نکته که دانشجویان نخستین تجربه‌های خود را از فضای رشته از طریق تعامل با اساتیدشان مزه مزه می‌کنند، می‌توانند نقش اساسی و مؤثری در ایجاد نگرش‌های مثبت و سازنده ایفاء کنند. چنانچه خود اساتید نگرش مناسبی در این زمینه نداشته باشند و از قضای روزگار و برحسب‌تصادف در این جایگاه قرارگرفته باشند، کار دشوارتر می‌شود و نمی‌توان انتظار داشت دانشجویان از تعامل با چنین افرادی، دیدگاه مترقی و سازنده‌ای به دست آورند. از سوی دیگر، اغلب دانشجویان و حرفه‌مندان این رشته از دیدگاه منفی و یا غیرترغیب‌کننده جامعه نسبت به این رشته گلایه دارند و معتقدند که فشار اجتماعی برای تحصیل و فعالیت در رشته‌هایی که دارای شهرت و یا سودآوری مادی ملموسی هستند، بیشتر است.

این دیدگاه‌ها ناشی از باورهای هنجاری هستند که در جامعه ما شکل‌گرفته و تحت تأثیر شرایط فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مختلف، سبب‌ساز ارزش‌گذاری‌های نامتعادلی از سوی جامعه در این زمینه شده‌اند. بااین‌حال، اعضای قلمرو علمی ما به‌خوبی به این نکته واقف هستند که اطلاعات و دانش می‌توانند نقشی اساسی در توسعۀ همه‌جانبۀ (اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی فناوری) یک جامعۀ دانائی‌محور داشته باشند. در چنین جامعه‌ای، نگرش درستی در رابطه با اهمیت اطلاعات و دانش در تمام تصمیم‌گیری‌های زندگی فردی و گروهی وجود دارد و اعضای این جامعه به‌خوبی نیاز به داشتن متخصصانی برای ذخیره، پردازش، سازماندهی، اشاعه و آموزش سواد اطلاعاتی را درک می‌کنند. بدیهی است که برای تحقق چنین جامعه‌ای نیاز است تا در گام نخست این باور در خود اعضای حوزه علمی و حرفه‌ای‌مان ایجاد شود تا آنها بتوانند باور خود را به جامعۀ بزرگ‌تری که در آن زندگی می‌کنند سرایت دهند.

از سوی دیگر، انسان‌های موفق به توانائی‌ها و مهارت‌های خود ایمان دارند و قادرند از این قابلیت‌ها در مواقع مقتضی و به بهترین نحو ممکن استفاده کنند. این توانائی‌ها و قابلیت‌ها نیز به‌طور مستقیم از مجموعه دانشی آنها نشأت می‌گیرد و احساس خودکارآمدی و اعتمادبه‌نفس آنها را شکل می‌دهد. جامعه دانائی‌محور به متخصصانی از قلمرو علم اطلاعات و دانش‌شناسی نیازمند است که توانمندی‌ها و مهارت‌های ویژه‌ای در هدایت و آموزش مردم به‌منظور استفاده بهینه از اطلاعات برای تمام ابعاد مختلف زندگی آنها داشته باشند. همچنین این متخصصان می‌بایست دانش و مهارت ایجاد بسترهای مناسب فنی و علمی برای استفاده بهینه از اطلاعات و دانش را در سطح چنین جامعه‌ای پدیدآورند. در چنین فضائی است که متخصصان برخوردار از قابلیت‌های دانشی و مهارتی مناسب قادر خواهند بود تا تجزیه‌وتحلیل مناسبی از موانع و مشکلات پیش‌روی جامعه داشته باشند. این افراد، اهداف و مأموریت‌های رشته و حرفه خود را با توجه به این شرایط و همچنین تحولات پدید آمده در عرصه‌های مختلف علمی و اجتماعی روزآمد و کارآمد نگه می‌دارند. بدین ترتیب زمینۀ پیدایش آثار راهگشا و بروز رفتارهای موفق از طرف افراد پیشرو و با دانش که به‌موقع اقدام به خودسازی نگرشی، دانشی و مهارتی کرده‌اند، پدید می‌آید.

برای انجام خودسازی دستورالعمل واحدی نمی‌توان برای همه اعضای جامعه علمی و حرفه‌ای ارائه داد. بااین‌حال، مطالعۀ زندگینامه و شرح‌حال افراد موفق در رشته و حرفه نشان می‌دهد که آنها برای خودسازی خود از روش‌های متفاوت و گاه خلاقانه‌ای استفاده کرده‌اند. در رشته ما نیز بزرگان و افراد موفق زیادی بوده و هستند که زندگی و راه و روش تعامل آنها با پدیده‌های مختلف، می‌تواند الگوی مناسبی برای دانشجویان و حرفه‌مندان تازه‌کار باشد. بزرگانی همچون ایرج افشار، پوری سلطانی، نوش‌آفرین انصاری، دکتر عباس حری، دکتر محمدحسین دیانی، دکتر فتاحی و سایر بزرگان از جمله نمونه‌هایی هستند که همواره از روش‌های خلاقانه و بدیعی برای خودسازی درونی خود بهره برده‌ و موفق شده‌اند در نتیجه این خودسازی، تأثیر ملموس و ماندگاری بر روند پیشرفت جامعۀ علمی و حرفه‌ای خویش بگذارند.

عضویت در مجامع علمی و حرفه‌ای همچون انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران و ایفای نقش سازنده در توسعه کمی و کیفی آن و همچنین حضور در همایش‌ها و کارگاه‌های تخصصی و حرفه‌ای از جمله مواردی است که زمینۀ برقراری تعامل بین‌فردی دانشجویان و حرفه‌مندان را با افراد موفق فراهم می‌کند و آنها را با راز و رمز موفقیت این افراد بیش‌ازپیش آشنا می‌سازد. همچنین مطالعۀ آثار و زندگینامۀ این بزرگان نیز می‌تواند سرنخ‌های لازم را در رابطه با نحوۀ تعامل این افراد با شرایط نامساعد و به‌کارگیری مهارت‌ها و توانمندی‌های خود در مواقع مقتضی به دست دهد. اکتفا نکردن به آموزش‌های رسمی، داشتن روحیۀ کنکاش‌گری و تعاملی و همچنین استفادۀ بیشتر از ظرفیت‌های فکری خود همراه با حفظ پشتکار لازم و روحیۀ مناسب از جمله ویژگی‌هایی است که این افراد موفق به شکل ذاتی و یا اکتسابی از آنها بهره‌مند بوده و هستند. ویژگی‌های برجستۀ یادشده این قابلیت را به آنها ‌داده تا با استفاده از تجربیات و خلاقیت ناشی از ذهن پویای خود، به‌صورت مداوم فرایند خودسازیشان را ادامه دهند و خیر و منفعت آن را به جامعه برسانند. امید که با بهره‌گیری از این تجربیات و مطالعۀ دقیق این سرنخ‌ها بتوان زمینۀ موفقیت خویش را در جامعۀ علمی و حرفه‌ای پدید آورد.

دکتر محمد زره‌ساز

اهلی شدن: سه گام برای موفقیت در حرفه و رشته

اهلی کردن یعنی: ایجاد علاقه کردن.     آنتوان دو سنت اگزوپری

beglu issu08علاقه را می‌توان نوعی پیوند داشتن و دوستداشتنی تعریف کرد که با دلبستگی همراه است. دلبستگی‌ای که آدمی را با خود می‌کِشَد. جذبه‌ای درونی که در نهاد همه هست. با این‌حال، تکثر و تنوع نیازها، خواسته‌ها و انتظارهای آدمی، به گوناگونی و تمایز میان علاقه‌های آن‌ها منجر می‌شود. هیچ دو انسانی را نمی‌توان یافت که تطابق کاملی میان علاقه‌هایشان وجود داشته باشد، حتی دوقلوهای همسان! موقعیت‌های متفاوتی که در لحظه‌ها تجربه می‌شوند بُن‌مایه علاقمندی‌ها را شکل می‌دهند. یکی از علاقمندی‌های آدمی، رشتۀ فکری و تحصیلی است. طبیعی است برای ما که حرفه‌مند، استاد یا دانشجوی علم اطلاعات و دانش‌شناسی هستیم و در چارچوب فلسفی، فکری و مهارتی این رشته گام بر می‌داریم، با مجموعه و منظومه‌ای از علاقمندی‌ها سروکار داشته باشیم که پای ما را در این رشته، بهاصطلاح، بند کرده است.

حری روزنامه‌نگار

Ghotbi issu07دکتر عباس حرّی دانشمند علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی و استاد دانشگاه تهران بود که در 7 اردیبهشت 1392 درگذشت. وی از اولین دانش‌آموختگان کتابداری نوین در ایران بود و در پیشبرد آموزش و پژوهش در این رشته در کشور تلاش زیاد نمود. نامبرده به‌عنوان سردبیر، مدیرمسئول و هیئت تحریریه چندین مجله علمی از جمله اطلاع‌شناسی فعالیت کرده‌است و نیز طراح نظریه اطلاع‌شناسی است.