header001

کتابداري و اطلاع رساني داخل پرانتز علم اطلاعات و دانش­‎شناسي

Behzadi issu05چکيده

هدف: هدف از انجام اين تحقيق بررسي ديدگاه جامعه حرفه‌ای رشته از تغييرات صورت گرفته در رشته است.

روش: اين پژوهش از نوع کاربردي است که به روش پيمايشي – توصيفي انجام شده است. جامعه پژوهش شامل دو گروه اصلي است: (1) دانشجويان رشته و (2) شاغلين رشته در شهر مشهد. روش نمونه‌گیری در دسترس در اين پژوهش مورد استفاده قرار گرفت و بر اين مبنا، پرسشنامه در دانشگاههای شهر مشهد که رشته در آنجا وجود داشت و همچنين کتابخانههای عمومي، دانشگاهي و تخصصي شهر مشهد توزيع گرديد که تعداد 117 پرسشنامه گردآوري گرديد.

يافته­ها: يافته‌هاي پژوهش نشان داد که نزديک به 90 درصد از پاسخگويان تغيير نام رشته را مبتني بر رويکردهاي علمي و حرفه‌ای و گسترش بازار کار می‌دانستند. همچنين بيش از 80 درصد معتقد بودند که تغيير محتواي رشته ضروري است. بيش از 70 درصد نيز به اين مطلب اشاره نمودند که در صورت اشتغال، هنوز تمايل دارند تا با عنوان "کتابدار" يا "اطلاع‌رسان" شناخته شوند. همچنين يافته ديگر پژوهش نشان داد که هنوز جمع کثيري از افراد خواهان ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر، قصد دارند در رشته‌ای غير از "علم اطلاعات و دانش شناسی"، به تحصيل بپردازند.

نتايج: نتايج پژوهش نشان داد که تغيير عنوان رشته بدون تغيير محتوا، فاقد کارایی لازم است و بايد اين تغيير در ساير جنبه‌های رشته همانند بازار کار، توانمنديها و ... نيز ايجاد شود

واژگان کليدي: علم اطلاعات و دانش شناسي، کتابداري و اطلاع‌رسانی، تغيير نام، رشته

 

مقدمه و بيان مسئله

از ابتداي شکل‌گیری کتابخانه‌ها اعم از كتابخانههاي الواح گلي و طومارهاي پاپيروس و کتاب‌های پوستي و سپس كتابخانههاي مجموعه‎‎هاي نسخ خطي و چاپي و تا اواخر قرن نوزدهم، كتابدار حافظ و نگاهبان کتاب‌ها محسوب مي­شد. هر چند از ابتدا اغلب افراد بانفوذ و صاحب منصب در اين کتابخانه‌ها مشغول به كار بودند ليکن هیچ‌گاه به آن به عنوان يك حرفه يا علم مثل حرفه و علم طبابت و كيمياگري توجه نمي‎‎شد. از اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم با توجه به گسترش آموزش و حرکت‌های اجتماعي در زمینههای مختلف كتابخانه و كتابداري دچار تحول گشت و به تدريج راه خود را به منزله يك علم هموار كرد. در اين تغيير و تحول يا ايجاد آموزشهاي رسمي در مدارس عالي و دانشگاهها و شكلگيري انجمنهاي علمي و حرفه‌اي به تدريج جايگاه واقعي اين رشته شكل گرفت (مزيناني، 1386، ص. 76). اما اين حوزه از علوم اجتماعي تاكنون با چندين عنوان معرفي شده است. كتابشناسي، كتابداري، ‌علم كتابداري، كومانتاسيون (دبيزش)، بازيابي اطلاعات و بالاخره علم اطلاع رساني، برخي از اسامياي هستند که براي اين رشته مورد استفاده قرار گرفته است.

با وجود اسامي متنوع و متعدد موجود، در وضعيت فعلي مبناي تعريف اين رشته از شروع كار كتابخانه است و از نقطه نامطلوبي آغاز شده است. به اين معني كه كتابداري نوين از مغرب زمين آغاز شده است و تعريف آن بر اثر فزوني گرفتن حجم كتاب و اسناد در كتابخانهها كه بعداً به انفجار اطلاعات تعبير شد، نشأت گرفته است. به ديگر سخن كتابداري و اطلاع رساني جديد مخلوق كتابخانه است در حالي كه نظر به پيشنهادي جديد، تفكر كتابداري و اطلاع رساني را ناشي از نياز فطري انسان به بازيابي اطلاعات براي توسعه و پيشرفت در همه­ي ابعاد زندگي ميداند (فدائي، 1388، ص.21). کتابداري و اطلاع رساني نسبت به دو دهه اخير تغييرات گستردهاي در فعاليتها، برگزاري کارگاهها همايشها داشته است که به هيچ وجه، نام کتابداري و اطلاعرساني گوياي تلاشها و فعاليتها در اين زمينه نيست. با توجه به گستردگي ارتباط کتابداران با گروههاي مختلف و رشتههاي علمي گوناگون و تجسس در پي يافتن منابع اطلاعاتي، کتابداران را به دانش شناساني ماهر تبديل کرده است.

با توجه به اين تغييرات اما هنوز دانشجويان رشته کتابداري و اطلاع رساني با شروع تحصيل در اين رشته در ابتدا از مفهوم رشته کتابداري و اطلاع رساني و کارکردهاي آن دچار سردرگمي ميشدند و حتي تا پايان تحصيل مناسبت اين نام را با کارکردهاي رشته و دامنه اين علم نميدانستند و اگر کسي از آنها مي پرسيد" کتابداري چيست؟ با توجه به عدم همخواني نام با فعاليتهاي رشته در پاسخ با شکست روبه رو ميشدند، حتي کتابداران شاغل با توجه به کاردکردهاي مهمي که در طول دورهي کاري خود انجام ميدهند از اين نام چهره خوشايندي نداشتند. بر اساس تقاضاي جامعه کتابداري و تلاش‌هاي دانشکده‌هاي کتابدراي و اطلاع رساني ايران در تاريخ 28 / 06 / 1391 عنواني برگزيده شد، که بيانگر ماهيت جديدي است که رشته کتابداري و اطلاع رساني در آن فعاليت ميکند و سرانجام نام "علم اطلاعات و دانش شناسي" جايگزين رشته کتابداري و اطلاع رساني شد.

حال با گذشت بيش از يکسال از اين تغيير نام، مشاهدات نشان ميدهد که هنوز بسياري از حرفهمندان و دانشجويان خود را با عنوان "کتابدار" مي شناسند و اين تغيير نام نتوانسته است، آنان را به صورت کامل راضي نمايد. بنابراين اين پژوهش به دنبال يافتن اين مسأله اساسي است که آيا تغيير نام رشته توانسته است سبب رضايت جامعه­ي کتابداري در بعد فردي گردد؟

 پيشينه پژوهش:

هر چند جامعه کتابداري و اطلاع رساني از سالها قبل نياز به تغيير نام رشته را احساس مينمود، اما اين نياز در قالب پژوهشهاي منسجم تنها در سالهاي اخير صورت گرفته است. نخستين اشاره به ضرورت تغيير نام رشته را ميتوان به هوشنگ ابرامي نسبت داد. وي در كتاب "شناختي از دانش­شناسي" نام كتابداري اطلاع رساني را براي رشته مبهم و نامفهوم معرفي كرده است و از همين روي در كتاب خود از واژه "دانش شناسي" صحبت كرده است. همچنين مي­توان پژوهش سعادت (1377) دانشجوي دورهي كارشناسي دانشگاه فردوسي را که با يک نظرسنجي محدود در ميان 80 نفر از دانشجويان كتابداري اين دانشگاه انجام گرفت را نخستين پژوهش و نظرسنجي علمي در اين رابطه محسوب نمود. وي در اين پژوهش توصيفي دريافت که حدود 89 درصد از دانشجويان نام کتابداري و اطلاع­رساني را مناسب رشته نميدانند و خواهان تغيير نام رشته هستند. با رويکردي متفاوت، دياني (1381) نظر دانشجويان رشتة كتابداري دانشگاه فردوسي دربارة اين رشته، ميزان آشنايي آنان با رشته در هنگام انتخاب رشته، و عملكرد تحصيلي آنان را مورد مطالعه قرار داد. يافته­هاي اين پژوهش نشاندهندهي نبودِ شناخت و علاقه در دانشجويان در ابتداي دوره، علاقه‌مندي تدريجي آنان در طول دوره، رضايت بيشتر آنان از دروس تخصصي، كمبود امكانات عملي كار با رايانه، نگراني دانشجويان از ضعف در زبان انگليسي، ضرورت معرفي رشته به داوطلبان قبل از ورود به دانشگاه، و ... داشت.

در پژوهشي مقايسهاي، بيگدلي و آبام (1382) در پژوهشي به بررسي عوامل مؤثر در انتخاب رشته تحصيلي و تغيير نگرش دانشجويان كتابداري و روانشناسي باليني در دانشگاه شهيد چمران اهواز پرداختند. آن بخش از يافته­هاي پژوهش که در مورد دانشجويان رشته کتابداري بود نشان داد که اكثريت دانشجويان كتابداري، رشتة تحصيلي خود را بدون شناخت درست و علاقة واقعي انتخاب كرده‌اند. همچنين دانشجويان كتابداري از محتوا و سرفصل بسياري از دروس خود ناراضي هستند و آن‌ها را غير‌روزآمد و نامناسب مي‌دانند. در مقالهاي نظري، تحت عنوان "كتابداري و اطلاع رساني: درجستجوي هويتي نو"، فدايي عراقي (1386) كتابداري را نام مناسبي براي اين رشته نمي­داند و پيشنهاد ميكند كه نام رشته كتابداري به «دانش شناسي و اطلاع رساني» تغيير يابد. دو سال (1388) وي در مقاله­اي ديگر، نامهاي علم بازيابي اطلاعات و دانش علوم بازيابي و اشاعه اطلاعات و دانش مديريت بازيابي اطلاعات و دانش علم و فنون بازيابي اطلاعات و دانش را بهجاي كتابداري و اطلاع رساني پيشنهاد ميكند و از اين ميان نام علوم بازيابي و اشاعه اطلاعات و دانش را به جهت اينكه به طور دقيق مبين وظيفه اصلي اين رشته است موجهتر ميداند.

در پژوهشي ديگر، تركيان تبار (1386) به بررسي عوامل مؤثر به گرايش دانشجويان دانشگاه آزاد به رشته كتابداري و اطلاع رساني و اثرات ناشي از تغيير نام اين رشته بر تغيير نگرش دانشجويان پرداخت. يافته­ها نشان داد که 1/73 درصد از دانشجويان خواهان تغيير نام رشته كتابداري و اطلاع رساني هستند و خواهان عنواني جذاب و متناسب با عصر فنآوري اطلاعات بودند. يافته اصلي پژوهش ساروخاني (1388) نيز اين بود که جامعه پژوهش دانشجويان كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه تربيت معلم تهران تغيير نام رشته را خواستار بودند. در همان سال (1388) در نظرسنجي اينترنتي كه از طريق گروه بحث الكترونيكي درباره 3 نام پيشنهادي "مديريت اطلاعات و علوم كتابداري"، "علم اطلاعات و كتابداري" و "علوم كتابداري و مديريت اطلاعات" صورت گرفت انجام شد، نشان داد که حدود 80 درصد عنوان "مديريت اطلاعات و علوم كتابداري" را مناسب ميدانستند. همچنين، داورپناه، فتاحي و خسروي (1388) در پژوهش خود از جامعة علمي رشته، درباره تغيير نام نظرخواهي کردند که با موافقت 84 درصدي جامعه و همچنين تأکيد بر تغييرات جدي در محتواي برنامه‌هاي آموزشي همراه بود. حسن‌زاده و غيوري (1389) نيز در پژوهش خود ديدگاه جامعه تخصصي رشته درباره تغيير در عنوان، محتوا و آموزش رشته را مورد بررسي قرار دادند که نشانگر اهميت و اولويت بيشتر تغيير در نام بود. در آخرين پژوهش صورت گرفته در مورد تغيير نام رشته، آتش‌پور، سليمان‌زاده نجفي و ملک احمدي (1390) با بررسي دانشگاه‌هاي سه قاره اروپا، آمريكا و استراليا، دريافتند که رايج‌ترين نام در اين دانشگاه­ها، علوم كتابداري و اطلاع‌رساني با حدود 30 درصد است؛ به همين دليل نيز پيشنهاد نمودند که مناسب‌تر است نام اين رشته در ايران نيز مانند ساير دانشگاه‌هاي جهان «علوم كتابداري و اطلاع‌رساني» باشد.

پس از تغيير نام رشته، فتاحي (1391) در مقاله­اي کوتاه به ضمن مرور پيشينه تغيير نام رشته به اين مساله اساسي اشاره مي­کنند که اعضاي هيئت علمي، دانشجويان و شاغلان رشته بايد پويا بوده آماده تغيير به لحاظ برنامه­هاي درسي و محتواي آنها، تعامل با ساير رشته­ها، همايشهاي تخصصي، تأليف کتاب، مقالات تخصصي و ... باشند. با بررسي مرور نوشتار مي­توان دريافت موج پژوهش در مورد تغيير نام رشته با 5 يا 6 سال اخير بازمي­گردد. غالب پژوهش­ها در يک نقطه داراي اشتراک هستند و آن هم تمايل جامعه مورد بررسي به تغيير است، تغيير در عنوان رشته يا برنامههاي درسي. به طور کلي، پژوهشهاي صورت گرفته، بيشتر در پي زمينه­سازي براي تغيير نام رشته بوده­اند؛ تا بدين وسيله رشته براي مخاطبان جذاب نموده و نيز مقبوليت اجتماعي آن را افزايش دهند.

از سوي ديگر، پژوهشي در خصوص نتايج تغيير نام رشته توسط محقق يافت نشد. نتايجي که ميتواند در ابعاد، فردي، آموزشي، فرهنگي و کارکردي وجود داشته باشد؛ اگر چه برخي از اين ابعاد نيازمند تغيير است مثلاً بعد آموزشي و محتوايي، اما ساير ابعاد قابل بررسي است. بنابراين با گذشت بيش از يکسال از اين تغيير ضرورت انجام پژوهشي در اين خصوص احساس ميشود. پژوهشهاي صورت گرفته بيشتر به صورت پيمايشي و با استفاده از پرسشنامه صورت گرفته و جامعه پژوهش نيز از اين سه گروه خارج نيست: دانشجويان، اساتيد و شاغلين رشته. از اين رو ميتوان پرسشنامه را بهترين ابزار براي اين نوع از پژوهش دانست.

اهداف پژوهش

اين پژوهش براي رسيدن به اين اهداف انجام شده است:

1.     بررسي ديدگاه جامعه کتابداري مشهد در مورد تغيير نام رشته؛

2.     آگاهي از ديدگاه جامعه کتابداري مشهد در مورد بعد کارکردي تغيير نام رشته؛

3.     بررسي ديدگاه پاسخگويان در مورد تغيير محتواي رشته متناسب با تغيير نام رشته؛

4.     شناسايي عنواني حرفه­اي جامعه پاسخگو پس از تغيير نام رشته؛

سؤالهاي پژوهش

سؤالهايي که زمينه­ساز پژوهش حاضر گرديدند و تلاش شده است تا در اين پژوهش، به آنها پاسخ داده شود، عبارتند از:

1.     آيا تغيير نام رشته توانسته است سبب رضايت جامعه­ي کتابداري در بعد فردي گردد؟

2.     آيا پس از تغيير نام رشته ضرورت تغيير محتوا نيز وجود دارد؟

3.     پاسخگويان خود را با چه عنواني بيشتر مي­شناسند؟

4.     آيا پس از تغيير نام رشته، تمايل دانشجويان به ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر رشته نيز افزايش يافته است؟

روش پژوهش

اين پژوهش از نوع کاربردي است و به روش پيمايشي – توصيفي انجام شده است. جامعه پژوهش شامل دو گروه اصلي است: (1) دانشجويان رشته و (2) شاغلين رشته در شهر مشهد. روش نمونهگيري در دسترس در اين پژوهش مورد استفاده قرار گرفت و بر اين مبنا پرسشنامه در دانشگاه­هايي شهر مشهد که رشته در آنجا وجود داشت و همچنين کتابخانههاي عمومي، دانشگاهي و تخصصي شهر مشهد توزيع گرديد که تعداد 116 پرسشنامه گردآوري گرديد. دادههاي مورد نياز پژوهش با استفاده از پرسشنامه گردآوري شد. اين پرسشنامه با توجه به در نظر گرفتن انواع متغيرهاي موثر در تغيير نام رشته تدوين شد. به منظور تعيين روايي پرسشنامه از نظرات اساتيد رشته علم اطلاعات و دانش­شناسي استفاده شد و تعيين پايايي نيز با استفاده از ضريب آلفاي کرونباخ محاسبه گرديد که نمره 937/ بهدست آمد. همچنين از نرم افزار آماري SPSS براي استخراج يافتههاي توصيفي و استنباطي استفاده شد.

يافته­هاي پژوهش

سوال اول پژوهش: آيا تغيير نام رشته توانسته است سبب رضايت جامعهي کتابداري در بعد فردي گردد؟

در پرسشنامه پژوهش، 8 سوال در مورد تغييراتي که پس از عوض شدن نام رشته در بعد فردي آنها صورت گرفته است، پرسيده شد که پاسخگويان نظر خود را در قالب طيف ليکرت از "کاملاً موافقم" تا "کاملاً مخالفم" مشخص نمودند. گويههاي همانند: اميدواري بيشتر به آينده، احساس تعهد بيشتر، تمايل به تحصيل در همين رشته، احساس برتري نسبت به رشتههاي همسان، صراحت بيشتر در بيان عنوان رشته و .... يافته­هاي پژوهش نشان داد که ميانگين نظرات جامعه پاسخگو برابر با 195/3 است که ميتوان گفت که ميزان رضايت جامعه کتابداري از بعد فردي تغيير نام رشته اندکي از حد متوسط (3) بالاتر است. به منظور بررسي اينکه آيا اين رضايت در حد معناداري از حد متوسط بالاتر است يا خير از آزمون T-Test تک نمونهاي استفاده شد که نتايج اين آزمون در جدول شماره 1 آمده است.

 جدول 1. نتايج آزمون T-Test به منظور بررسي ميانگين نظارت پاسخگويان در بعد فردي تغيير نام رشته

شاخص

ميانگين

آماره  t

درجه آزادي

سطح معني داري

اختلاف ميانگين ها

فاصله اطمينان 95 درصد اختلاف

کران پايين

کران بالا

بعد فردي تغيير نام رشته

195/3

955/1

114

053/

19519/

0026/-

3929/

 بر اساس آزمون T-Test و نتايج ارائه شده در جدول 1 مقدار آماره t برابر با 955/1 و مقدار سطح معني داري برابر با 053/0 که از سطح آلفاي ما يعني 05/0 بيشتر است؛ بنابراين با اطمينان 95 درصد مي­توان گفت که ميزان رضايت جامعه کتابداري از بعد فردي تغيير نام رشته متوسط است.

سوال دوم پژوهش: آيا پس از تغيير نام رشته، ضرورت تغيير محتوا نيز وجود دارد؟

قبل از تغيير نام رشته برخي از افراد تنها خواستار تغيير نام رشته بودند و به تغيير محتوا چندان تمايلي نداشتند. از پاسخگويان پرسيده شد که شما تغيير عنوان، محتوا يا هر دو را تا چه ميزان ضروري ميدانيد؟ يافتههاي مربوط به اين سؤال در جدول شماره 3 آورده شده است.

جدول 2. شاخص هاي آماري نظرات پاسخگويان در مورد تغيير عنوان و محتوا

نوع تغيير

فراواني

درصد فراواني

درصد معتبر

فقط تغيير عنوان کافي است.

31

5/26

3/30

تغيير محتوا ضروري است.

18

3/15

7/17

تغيير عنوان و محتوا بايد با هم باشد

53

2/45

52

بي پاسخ

15

13

مجموع کل

117

0/100

 


 

 

 

 

 

 

 

 

يافتههاي جدول شماره 2بيانگر اين مطلب است که بيش از 80 درصد پاسخگويان به نوعي به تغيير محتواي رشته اعتقاد داشتند.

سوال سوم پژوهش: پاسخگويان خود را با چه عنواني بيشتر مي‌شناسند؟

از جامعه مورد بررسي خواسته شد تا مشخص نمايند که اگر از شما سوال شود: شغلتان چيست يا بعد از فارغ التحصيلي چه خطاب مي شويد چه جوابي خواهيد داشت؟ پاسخهاي داده شده به اين پرسش در جدول شماره 3 آورده شده است.

                 جدول 3. شاخصهاي آماري نظرات پاسخگويان در مورد عنوان شغلي يا تحصيلي                                     

عنوان

فراواني

درصد فراواني

درصد معتبر

کتابدار

61

52/1

55/0

دانش شناس

18

15/4

16/2

اطلاع رسان

23

19/7

20/7

دانشورز

7

6/0

6/3

کتابدار و دانش شناس

1

/9

/9

دانش شناس و  دانشورز

1

/9

/9

مجموع

111

94/9

100/0

بي پاسخ

6

5/1

مجموع کل

117

100/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همانگونه که از اطلاعات جدول شماره 3 مشخص است هنوز بيش از نيمي از افراد خود را با نام کتابدار ميشناسند و 20 درصد نيز خود را با نام اطلاع رساني. به عبارتي هنوز بيش از 70 درصد افراد خود را با مشتقات نام قبلي رشته ميشناسند.

سوال چهارم پژوهش: آيا پس از تغيير نام رشته، تمايل دانشجويان به ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر رشته نيز افزايش يافته است؟

از جامعه مورد آزمون سوال شد که اگر قصد ادامه تحصيل را داشته باشيد، آيا در هيمن رشته ادمه تحصيل ميدهيد يا در رشتههايي غير از اين رشته به تحصيل خواهيد پرداخت؟ که يافتههاي مربوط به اين سوال در جدول 4 ارائه شده است.

 جدول 4. شاخصهاي آماري نظرات پاسخگويان در مورد ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر                     

عنوان

فراواني

درصد فراواني

درصد معتبر

کتابدار

61

52/1

55/0

دانش شناس

18

15/4

16/2

اطلاع رسان

23

19/7

20/7

دانشورز

7

6/0

6/3

کتابدار و دانش شناس

1

/9

/9

دانش شناس و دانشورز

1

/9

/9

مجموع

111

94/9

100/0

بي پاسخ

6

5/1

مجموع کل

117

100/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

يافته‎‎هاي جدول شماره 4 نشان مي­دهد که بيش از 60 درصد پاسخ دهندگان تمايل دارند تا در رشته‏اي غير از رشته علم اطلاعات و دانش شناسي ادامه تحصيل دهند.

بحث و نتيجه گيري:

هدف اصلي از پژوهش حاضر بررسي ديدگاه جامعه تخصصي رشته در مورد تغيير صورت گرفته در نام رشته بود. يافتههاي پژوهش نشان داد که ميزان رضايت جامعه کتابداري از بعد فردي تغيير نام رشته اندکي از حد متوسط (3) بالاتر است و آزمون آماري نيز اين مسأله را مورد تأييد قرار داد (جدول 1). شايد بتوان دليل اين ميزان رضايت اندک را در اين دانست که هنوز مدت زمان زيادي از تغيير نام رشته نگذشته است و جامعه هنوز اين رشته را با رويکردهاي قبلي رشته و حتي با نام قبلي رشته ميشناسد. همچنين عدم تغيير در وضعيت کاري، و تحصيلي شاغلين و دانشجويان نيز ميتواند زمينهساز رضايت اندک از اين تغيير باشد چرا که معمولاً انتظار مي ­رود اين تغيير بتواند، تغييرات بنيانيتري را به دنبال داشته باشد. يا به عبارتي هنوز تغيير نام رشته نتوانسته است احساس علاقه و پيامدهاي مثبت فردي را براي افراد به ارمغان آورد.

همچنين مشخص گرديد که بيش از 80 درصد معقتد بودند که تغيير محتواي رشته ضروري است (جدول 2). بسياري از مرتبطين رشته از کارکردهاي نوين رشته آگاهي کامل دارند اما اين کارکردها با محتوا و سرفصلهاي کنوني رشته تطابق ندارد به عبارتي تنها عوض کردن ظرف کافي نيست بلکه بايد محتواي ظرف تغيير کند؛ چرا که آراستن ظرف تغييري در مزه محتواي آن ايجاد نميکند. يکي از مهم­تيرن دلايل تغيير نام رشته نيز اين بود که عنوان قبلي کارکرد رشته را بيان نميکرد چرا که پژوهش بيگدلي و آبام (1382) نشان داد که حتي در ده سال قبل، دانشجويان كتابداري از محتوا و سرفصل بسياري از دروس خود ناراضي هستند و آن‌ها را غير‌روزآمد و نامناسب مي‌دانند. در پژوهش داورپناه، فتاحي و خسروي (1388) نيز تأکيد بر تغييرات جدي در محتواي برنامه‌هاي آموزشي بود. پژوهش­هاي تركيان تبار (1386) و ساروخاني (1388) نيز با يافته پژوهش حاضر همخواني داشت؛ هرچند در پژوهش حسن‌زاده و غيوري (1389) اهميت و اولويت بيشتر تغيير در نام بود تا در تغيير محتوا. فتاحي (1391) نيز به اين مساله اساسي اشاره ميکند که اعضاي هيئت علمي، دانشجويان و شاغلان رشته بايد پويا بوده آماده تغيير به لحاظ برنامه­هاي درسي و محتواي آنها، تعامل با ساير رشته­ها، همايشهاي تخصصي، تأليف کتاب، مقالات تخصصي و ... باشند.

يافته ديگر پژوهش نشان داد که هنوز بيش از 70 درصد افراد خود را با مشتقات نام قبلي رشته يعني کتابدار يا اطلاعرسان ميشناسند. شايد بتوان دليل اين يافته را در اين مطلب دانست که عنوان جديد رشته قابليت اطلاق به عنوان اسم فاعلي را نداشته باشد. به عبارتي علم اطلاعات و دانش­شناس را نمي­توان به صورت فاعل بيان نمود تنها مي­توان بخش آخر آن يعني دانش شناسي را به صورت " دانش­شناس" بيان داشت که اين جز هم به دليل نو بودن و داشتن بار معنايي و نياز به توضيح کمتر از سوي جامعه مورد استفاده قرار گرفته است. نکته ديگر اين است که معمولاً تغيير يک عنوان به زمان نياز دارد که اين مسأله شايد به مرور زمان مرتفع گردد. همچنين مي­توان عدم تغيير در کارکردهاي رشته را نيز هنوز به عنوان يکي از علتها دانست چرا که هنوز کارکرد عمده رشته در ارتباط با کتابخانه و کتاب است.

همچنين مشخص گرديد که بيش از 60 درصد پاسخ دهندگان تمايل دارند تا در رشته‌اي غير از رشته علم اطلاعات و دانش شناسي ادامه تحصيل دهند (جدول 4). دليل اين امر را ميتوان در عدم تغيير سرفصلهاي رشته در مقاطع بالاتر جستجو نمود. البته عوامل ديگري همانند نبود انگيزه کافي براي تحصيل در رشته به دليل نبود بازار کار و تمايل به آشنايي با علوم ديگر را نيز از دلايل احتمالي اين امر دانست.

به طور کلي با توجه به نتايج بالا پيشنهاد ميگردد متوليان و پيشکسوتان رشته پس از تغيير نام رشته به دنبال تغيير در محتواي آموزشي رشته باشند. همچنين دانشجويان و شاغلين رشته تلاش نمايند تا حوزه عملي و کاري رشته گسترش يابد که البته پيشنياز اين امر، گسترش دامنه نظري افراد است که می‌توان با شرکت افراد در کارگاهها، سمينارها، و آشنايي با رشته‌ها و علوم مختلف است. مسئله ديگري که ميتواند سبب ايجاد جاذبه براي افراد گردد ايجاد گرایش‌های نوين در رشته است به خصوص در مقاطع تحصيلي بالاتر.

منابع:

ابرامي، هوشنگ (1387)، شناختي از دانش شناسي، تهران، کتابدار.

آتش‌پور، بهاره، نيره السادات سليمان زاده نجفي و پريسا ملك احمدي(1390). آيا لازم است نام رشته كتابداري و اطلاع‌رساني در ايران تغيير كند؟(يك بررسي تطبيقي). فصلنامه کتابداري و اطلاع‌رساني، 14 (4)، پياپي 56،

بيگدلي، زاهد و زويا آبام (1382). عوامل در انتخاب رشته تحصيلي و تغيير نگرش دانشجويان كتابداري و روانشناسي باليني در دانشگاه شهيد چمران اهواز. فصلنامه كتابداري و اطلاع‌رساني. 6 (2). ص47- 66.

تركيان‌تبار، منصور (1386). عوامل مؤثر بر گرايش به رشته كتابداري و اطلاع‌رساني در بين دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي. فصلنامه كتاب. شماره69. ص. 118-107.

حسن‌زاده، محمد و غيوري، زينب (1388). ديدگاه جامعه كتابداري و اطلاع‌رساني در خصوص تغيير در محتوا، آموزش و عنوان رشته. تحقيقات اطلاع‌رساني و کتابخانه‌هاي عمومي، فصلنامه علمي-پژوهشي نهاد کتابخانه‌هاي عمومي کشور، 16 (3). ص. 85-59.

داورپناه، محمدرضا؛ رحمت‌الله فتاحي و عبدالرسول خسروي (1388). نظرسنجي از جامعه كتابداري و اطلاع‌رساني پيرامون نام رشته و احتمال بازنگري در آن. اطلاع‌شناسي. 3 (24). ص. 3-32 .

دي‍ّاني، محمدحسين (1381). نظرات و عملكرد تحصيلي دانشجويان رشته‌هاي رياضي/ تجربي/ علوم‌ انساني / اجتماعي در دوره كارشناسي كتابداري و اطلاع‌رساني دانشگاه فردوسي مشهد. كتابداري و اطلاع‌رساني، 5 (3). ص. 46ـ21.

سعادت، عليرضا (1377). مفهوم و جامعيت عنوان كتابداري براي معرفي حرفه. پيام كتابخانه، 8(4). ص91-104.

فتاحي، رحمت الله. (1391). تغيير نام رشته کتابداري و اطلاع رساني. پژوهشنامه کتابداري و اطلاع رساني، 2 (1)، ص. 9-11.

فدايي، غلامرضا (1386). كتابداري و اطلاع‌رساني: در جستجوي هويتي نو. فصلنامه كتاب، شماره 72. ص175-192.

فدايي، غلامرضا (1388). آيا كتابداري و اطلاع‌رساني فقط منتظر تغيير نام است؟ فصلنامه پيام كتابخانه، شماره57، ص. 11-33.

مزيناني، علي (1386). کتابخانه و کتابداري. تهران : سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت).

حسن بهزادي ، عطيه باغستاني تجلي

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید