header001

شماره هفتم: یادنامه دکتر حری و دکتر آزاد

همچنان به «آزادگی» حرّی و «حرّیت» آزاد نیاز داریم

یکی از موهبت‌هایی که دانشگاه‌های ما امروز کمتر از آن برخوردارند، بهره‌مندی از وجود «استادانِ کاریزماتیک» است. البته در همین ابتدا - برای پیشگیری از هر سوءتفاهم احتمالی - باید بر دو نکته تأکید کنم. نخست آنکه ما استادان ساعی، پژوهشگر و باسواد فراوان داریم. دست همهء این گرامیان را به گرمی می‌فشارم و برایشان آرزوی بهروزی دارم. در این یادداشت صحبت از یک ویژگی خاص در تعدادی از استادان پیشکسوت است که آنان را در میان همتایان ممتاز و متمایز می‌سازد. اطمینان دارم شما هم با من هم عقیده‌اید که چه بسا استادی در حوزه تخصصی خود از نظر علمی بهترین باشد، اما رفتار و منش او به گونه‌ای نباشد که برای دانشجویان نقشی الهام بخش ایفا کند. چنین استادانی بیشتر محققانی ساعی و پژوهشگرانی موفقند تا معلمانی پرشور و شورانگیز. دوم آنکه منظورم از «کاریزماتیک» - که گفته‌اند در فارسی به آن بگویید «فرهمندی» - معنای معمول و متداول آن در گفتمان عمومی است و غرضم آن فرهمندیِ «ابَر انسانی» نیست.

ادامه مطلب

همیشه مانی اندر یاد آزاد

اگر حافظه خطاکار نباشد، در روزی از روزهای زیبای سال 1382، استاد که به علائق دانشجوی کم‌مایۀ خویش پی برده بود، وی را به دفترش فراخواند و دو دفتر حاوی گزیده‌ترین ابیات و ظرایف ادبی را در کَفش نهاد. این دو گنچ پُربها و کم‌نظیر به خطِّ زیبای استاد منقّش گشته و حاصل سال‌ها مطالعه و گزیده‌خوانی ایشان در عرصه بی‌انتهای ادبیات فاخر فارسی بود. استاد که مراحل کمال و رشد معنوی خود را از دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد آغاز و با بزرگان شعر و ادب این دیار محشور بود، کاملاً به گوشه‌ها و لطایف این دنیای پر کشش و جاذبه آشنایی وثیقی داشت.

ادامه مطلب

دکتر حری و معرفی نظریه‌های نو

انديشه‌ورزي و پرداختن به نظریه‌های نو یکی از ویژگی‌های روشنفکران و خردورزان است. آن‌ها، بنا بر مسئولیت اجتماعی و حرفه‌ای خود، همواره تلاش دارند تا بامطالعه عمیق نظریه‌ها و مفاهیم نو، به دریافت‌های تازه‌ای دست یابند. آن‌ها اعتقاددارند که يكي از مسئولیت‌های آنان اين است كه جامعه، به‌ویژه جامعه علمي را باید در جریان تحولات فکری و نظری روز قرار دهند. بدین ترتیب، آن‌ها قادر خواهند بود تا دانش نو را به جامعه انتقال داده و عده بيشتري را در دانسته‌ها سهیم كنند، امری که نهایتاً به ايجاد جامعه‌ای سعادتمند منتهي می‌شود. آنچه در شرایط کنونی حائز اهمیت است، اعتقاد به چنین رویکردی است. روشنفکر و دانشورز واقعی، به‌جای درگیر شدن در چرخه روزمرگی و گرایش به‌سوی مظاهر فریبنده دنیای نو، بیشتر وقت خود را به مطالعه مفاهیم نو و انتقال دریافت‌های خود به جامعه اختصاص می‌دهد. این انتقال و روشنگری، به‌طورمعمول، از طریق آموزش و یا نشر اندیشه‌ها در قالب کتاب و مقاله صورت می‌گیرد.

ادامه مطلب

حری روزنامه‌نگار

دکتر عباس حرّی دانشمند علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی و استاد دانشگاه تهران بود که در 7 اردیبهشت 1392 درگذشت. وی از اولین دانش‌آموختگان کتابداری نوین در ایران بود و در پیشبرد آموزش و پژوهش در این رشته در کشور تلاش زیاد نمود. نامبرده به‌عنوان سردبیر، مدیرمسئول و هیئت تحریریه چندین مجله علمی از جمله اطلاع‌شناسی فعالیت کرده‌است و نیز طراح نظریه اطلاع‌شناسی است. دکتر عباس حری در 15 اسفند سال 1315 در خانواده‌ای روحانی در مشهد متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان شهر گذراند. پس از گذراندن سه‌ساله اول دبیرستان–که آن زمانن «سیکل اول» می‌گفتند–وارد دانش‌سرایی مقدماتی شد. در سال 1335 پس از اتمامم دوره دوساله دانش‌سرای در روستای کوه سرخ کاشمر مشغول خدمت شد. دکتر حری در سال 1337 پس از دو سال خدمت، از روستا به شهر کاشمر منتقل گردید و به مدت هفت سال (1337-1344) در آن‌جا به آموزگاری پرداخت.

ادامه مطلب

در گفتگو با همسر شادروان دکتر آزاد: تنها چیزی که برای دکتر آزاد زمان نداشت مطالعه بود

سه نفر از یاران انجمن و شناسه (آقایان زره‌ساز و بگلو و سرکار خانم آخشیک) در یکی از روزهای زیبای بهاری قرار گذاشتیم تا برای انجام یک مصاحبه دل‌نشین، قدم به منزل دکتر آزاد بگذاریم. قرار بر آن است تا برای نخستین بار گفتگویی با سرکار خانم فرشته فاضلی، همسر مرحوم دکتر آزاد انجام دهیم و ناگفته‌های پندآموزی را از زندگی استاد برای خوانندگان نشریه شناسه بازگو کنیم. سرکار خانم فرشته فاضلی از فرهنگیان و معلمان بازنشسته کشورمان هستند که سال‌های زیادی از عمر پربرکت خودشان را برای تعلیم و تربیت فرزندان این مرزوبوم صرف کرده‌اند. ایشان در طول سال‌های متمادی از زندگی مشترک خود با آقای دکتر اسدالله آزاد همیشه یار و یاور ایشان بوده و زندگی عاشقانه و پر از مهر و محبتی را تجربه کرده‌اند. اما این روزها و در فراغ دکتر به یادگاری‌ها و یادبودهای ایشان دل‌خوش کرده و روزگار خود را با آن‌ها سر می‌کنند. در گوشه گوشه خانه مرحوم دکتر آزاد، تصویر و یا یادبودی از ایشان جلب‌توجه می‌کند.

ادامه مطلب

در گفتگو با وفا قبادپور: یادی از دکتر حری برای تشکیل حلقه

مدت‌ها بود آقای دکتر حری از فعالیت و تدریس در دانشگاه تهران بازمانده بودند و من به‌عنوان کسی که تحصیلات تکمیلی خود را در مقطع ارشد در دانشگاه تهران می‌گذراندم به‌اتفاق بسیاری از دانشجویان مشتاق و علاقه‌مند، از محضر ایشان محروم بودیم. به‌ویژه نیاز به مشاوره‌ها و درس ایشان در زمینه روش تحقیق کاملاً محسوس بود. شرایط شلوغ دانشکده، که تحول از گروه کتابداری به دانشکده محور آن بود سبب می‌شد که استادان بجا مانده از گروه، دچار گرفتاری‌ها و دغدغه‌های بی‌شمار اجرائی شوند و تمرکز کمتری بر پژوهش‌های جاری و به‌ویژه درس روش تحقیق داشته باشند. تا جایی که بیم آن را داشتم روش تحقیق به نقطه‌ضعف دانشجویان ارشد و دکتری دانشگاه تهران تبدیل شود.

ادامه مطلب

منضبط و سختگیر، اما انعطاف پذیر و مهربان

سال 1362 از دانشگاه تهران به دانشگاه فردوسی مشهد منتقل شدم. با توجه به علاقه‌ام به فعالیت‌های علمی، به‌ویژه در قلمرو سازمان‌دهی اطلاعات، تلاش می‌کردم پویا باشم و آثاری را برای استفاده دیگران تولید کنم. در آن سال‌ها، هنوز دانشی تخصصی کسب نکرده بودم که بروندادش را به شکل کتاب یا مقاله تألیف کنم. به همین جهت، به ترجمه روی آوردم. در میانه دهه 1360 متوجه شدم که یکی از مطرح‌ترین استادان رشته کتابداری در مشهد زندگی می‌کند و دست توانایی در ترجمه و ویراستاری دارد. او "دکتر آزاد" بود که ناخواسته خانه‌نشین شده بود و کاری جز ترجمه و ویراستاری کتاب و مقاله نداشت.

ادامه مطلب

خاطراتی اندک، اما خوشایند از دکتر عباس حری دارم

برش اول: در مقطع فوق‌لیسانس با خواندن تعداد محدودی از مقالات و کتاب‌های حوزه، با نام دکتر "عباس حری" آشنا شدم. در آن زمان برای جستجوی منابع مرتبط با پایان‏‌نامه خود به "چکیده‌‏نامه پایان‏نامه‌‏های کتابداری و اطلاع‌‏رسانی" و مقایسه مدخل‌های قابل‌توجه در مقابل نام عباس حری، به نقش پررنگ وی در تولید محتوای علمی حوزه تا حدودی آگاه شدم. برش دوم: هنگام شرکت در آزمون دکترای دانشگاه تهران وی را سر جلسه آزمون از نزدیک دیدم. اما، فرصت گفتگو با ایشان را نیافتم. در دو آزمونی که در دانشگاه تهران برگزار شد، تنها یک‌بار قیافه ایشان را به یاد دارم.

ادامه مطلب

چند خاطره از استاد آزاد: سه فلش بک + یک افتخار + یک حسرت (به یاد دکتر آزاد)

1) بستنی نونی (دوره لیسانس، بستنی اصل طلاب) (صفا، صمیمیت، شوخ‌طبعی)/ 2) مراسم بزرگداشت (احترام به استاد و بزرگی) (احترام به خانواده، احترام به پیشکسوت)/ 3) همایش کتابخانه‌های آموزشگاهی (هم‌اتاقی) (بی غل و غش، وفاداری) /4) دست‌خط ماندگار (کار پژوهشی درس مطالعه مستقل ارشد) (افتخار، غرور، یادگاری)/ 5) حسرت (دفترچه یادداشت پژوهشی) (حسرت، افسوس) حال که می‌خواهم برای استاد بزرگی هم چون شادروان دکتر اسدالله آزاد مطلبی بنویسم واقعاً نمی‌دانم آیا در توانم هست حق مطلب را برای ایشان ادا کنم تا خوانندگان،درک درست و دقیقی از آنچه هدفم بوده است داشته باشند یا خیر؛ امیدوارم چنین باشد!

ادامه مطلب

بهتر از حری!

گاه‌گاهی دلم که می‌گیرد، دفتر خاطراتم را ورق می‌زنم و نوشته‌های قدیمی را مرور می‌کنم. برخی خاطرات سال‌های 83 تا 85 بازندگی دانشجویی‌ام در دانشگاه تهران عجین شده است و لابه‌لای برگه‌ها، نشان از استادی است که شاگردش بودن، فرصت گران‌بهایی بود؛ زنده‌یاد دکتر عباس حری را می‌گویم. درباره استاد بسیار نوشته‌اند. هر کس از زاویه‌ای نگریسته و به‌قدر فهم خود، او را فهمیده است. من اما امروز دلم برای خاطرات ساده‌ای تنگ است که تمام زیبا بودنش به‌سادگی آن است. مثل جریان ساده اما دوست‌داشتنی زندگی!

ادامه مطلب

گر سنگ از این حدیث بنالد، عجب مدار...

«یا کمیل! آرام باش تا شهره نشوی؛ خود را نهان کن تا نامت نبرند؛ بیاموز تا عالم شوی؛ لب فرو بند تا سالم مانی؛ اگر خدا دینش را به تو بشناساند، چه باک که مردم را نشناسی یا آن‌ها تو را نشناسند (تحف العقول، ص 242). همیشه نام و نشان بزرگان را درگذشته‌ها می‌جوییم، گذشته‌هایی دور و بی‌بازگشت؛ بی‌آنکه بدانیم بزرگان، هرگز در ظرف زمان نمی‌گنجند. بزرگان، میزبانان شایسته تاریخ‌اند و هرگز غبار فراموشی بر روی آن‌ها نخواهد نشست؛ آن‌ها در همه حال امروزی‌اند؛ همیشه از اهالی امروزند. داستان ما، قصّه بزرگ‌مردی از تبارِ علم و دانش و دانش‌اندوزی است. فروتنی که نه در پی نام بود و نه سودای نان داشت. بی‌هیچ ادّعا و به‌دوراز هر غوغا، در کتابخانه و دانشگاه می‌آموخت و می‌آموزاند.

ادامه مطلب

بوسه بر پیشانی

شاید من تنها فردی باشم که دکتر حری بر پیشانی‌اش بوسه زده است. داستان ازاین‌قرار است: هنگامی‌که دکتر آزاد، همکار و دوست دیرینه‌ام، که مدت‌ها در یک اتاق در دانشکده هم‌نشین بودیم درگذشت (29 اسفند 1388)، من در سفر نوروزی بودم و این خبر ناگوار را تلفنی از دکتر دیانی شنیدم. شوربختانه نمی‌توانستم سفر را ناتمام گذارم و به مشهد برگردم زیرا من راهنمای دو سه خانواده همراه خود در کویر کاشان و نائین بودم. از این بابت ناراحت بودم که احساس می‌کردم باید در مراسم تشییع، به خاک‌سپاری و سوگواری‌های بعدی حضور می‌داشتم. احتمالاً سایرین و اعضای حرفه هم همین انتظار را از من می‌داشتند.

ادامه مطلب

در حاشیه مراسم بزرگداشت دکتر عباس حری در 27 فروردین 1393/ مشهد

بيست و هفتم فروردین‌ماه 1393، مراسم بزرگداشت دکتر حری در مشهد برگزار شد. قصد ندارم كه از اين مراسم بگويم چراكه بی‌تردید گزارش مراسم را خوانده‌اید و تصاوير را هم دیده‌اید. حضور تک‌تک افراد بيانگر ميزان احترام به انسانیت و ارزش والاي او بود. پيش از همه خداي را شاكرم كه فرصت حضور در اين جمع را يافتم. حضور در اين نوع مراسم ابعاد گوناگون و شايد بهتر است بگويم حاشیه‌هایی متفاوت دارد. به‌ویژه سخنرانی‌ها و سخنران‌ها و باریک‌تر از آن، واژه‌هایی كه بر زبان می‌آیند و در فضا جاري می‌شوند. همگی حاكي از انرژي و عشق والايي بود كه در فضا موج می‌زد. از ايشان كه صحبت می‌شد، همان حس بیداری، هشیاری، شعور و آرامشي را يافتم كه در کلاس‌هایش تجربه کردم. کلامش از جنس و گونه‌ی دیگری بود. با فکر سخن می‌گفت و با هر واژه‌ای، تلنگرهایی ماندنی در ذهن ایجاد می‌کرد (به تماشاي روزهاي سپيد، عطف، 1392)

ادامه مطلب

استادی که من می‌شناختم: آ ...ز...ا....د را می‌گویم ..... به‌راستی آزاد بود!

قامتی استوار داشت و خم شدنش را یک‌بار بیشتر ندیدم؛ آن‌هم روزی که برای بوسیدن دست استادش پوری سلطانی خم شد. سخن گفتنش لحنی خاص داشت؛ محکم، با ادبیاتی درست. اوایل حدود بیست و اندی سال پیش، وقتی جوجه دانشجو خطاب می‌شدم، هنگام عبور از کنارش دست‌وپایم را جمع می‌کردم و بااحتیاط، فقط جرئت گفتن یک سلام داشتم و بس!

ادامه مطلب

به یاد استاد عزيزم دکتر عباس حرّی

نخستین بار مرحوم دکتر عباس حرّی را در دوره کارشناسی در دانشگاه شیراز، زماني که برای سخنرانی تشریف آورده بودند، زیارت کردم و همان‌جا در دل آرزوی شاگردی ‌ايشان را نمودم. یک سال بعد یعنی در پاییز 1377، این افتخار در درس «روش تحقیق» در دوره کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران ‌نصيب بنده شد. سال بعد هم در درس «نمایه‌سازی و چکیده‌نویسی» این سعادت ‌را داشتم. دکتر حرّی در درس نمایه‌سازی مرا شیفته خود و بحث «نمایه‌سازی» کرد.

ادامه مطلب

هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شد به عشق

به بهشت‌زهرای تهران که پا می­گذاری، قسمت هنرمندان و نام‌­آوران قطعه 88 و 255 حس و حال خاصی دارد. انگار آن‌جا بوی معرفت می‌دهد بویی شبیه انسانیت و جوانمردی... احساس غریبی نمی­کنی. احساس می­‌کنی سال­‌های سال است همه آن‌ها را می‌­شناسی. در دل هر یک از این قطعات بزرگانی از هنر و اندیشه خفته‌­اند که با آن‌ها هزار خاطره داری. از پوپک گلدره که تو را یاد نرگس و دریا می‌‌اندازد تا خسرو شکیبایی، سیمین دانشور و احمد آرام همه و همه را می­‌شناسی و به یادشان درود می­‌فرستی. بله این‌جا پر از شمیم گل یاس و مریم است، غرق نوا و نغمه و پرواز شبنم است. جای‌جایش که قدم می­‌گذاری نام‌آوری خفته است. از هیچ‌کدام آن‌ها نمی­توان به‌سادگی گذشت. هرکدام هزار حرف نگفته در دل دارند.

ادامه مطلب

سمفونی‌ای که نوازنده‌اش استاد حری بود

طبق معمول ایمیل‌های روزانه خود را چک می­کردم، ماشاالله تمامی نداشت. به‌خصوص پیام‌های گروه بحث­‌های مختلف کتابداری که از وقتی پا به عرصه کتابداری گذاشته‌‌ام مثل سایه دنبالم می‌آیند!. البته دنبال که چه عرض کنم ایمیل­‌های گروهی جایشان بالای سر ما بچه­‌های کتابداری است. البته اگر منصفانه بگویم، این پیام‌ها نقش مهمی در جریان سازی‌های اصلی حرفه‌­ی ما اجرا می­‌کنند. ولی چه‌بهتر می‌شد، بحث‌های رایج در این گروه‌ها در قالبی مشخص و رویه‌ی از پیش تعیین‌شده، می‌بود تا نگوییم ما کتابدارها که چندین واحد سازمان‌دهی می‌گذرانیم، چرا در فعالیت‌های گروهی‌مان، نظم و سازمان‌دهی دیده نمی­‌شود؟!. البته ناگفته نماند گاهی اوقات برای توجیه خودم در قبال این پرسش، می­‌گویم شاید در برخی مواقع بی‌نظمی بهتر جواب دهد!. خب، شاید من بیش‌از اندازه در سازمان‌دهی و نظم کارها ذوب‌شده باشم.

ادامه مطلب

دو ملاقات

دانشجوی کارشناسی بودم، آن روزها بیش از آنکه به فکر درس و کلاس باشم به فکر فعالیت‌های جانبی بودم. ایده ایجاد اتحادیه دانشجویان کتابداری تازه شکل‌گرفته بود و برخی دوستان در این زمینه چند جلسه‌ای را هم برگزار کرده بودند. یادم می‌آید من تازه به جمع این دوستان اضافه‌شده بودم. قرار بود با برخی از اساتید رشته در خصوص تشکیل اتحادیه مشورت کنیم و از آن‌ها ایده بگیریم. افتخار صحبت با دکتر حری نصیب من شده بود

ادامه مطلب

گالری تصاویر دکتر حری و دکتر آزاد

برای یادنامه استادان شادروان، دکتر آزاد و دکتر حری، سیلی از عکسها به دست ما رسید که نشان می دهد، این دو بزرگوار چقدر محبوب، تأثیرگذار و شناخته شده هستند. به دلیل اینکه تعداد عکسها بسیار زیاد بود، تصمیم گرفتیم همه تصاویر را در دو گالری مجزا قرار بدهیم تا علاقمندان، یادی از گذشته کرده و به قول معروف با این عکسها خاطره بازی کنند! این دو گالری را می‌توان در دو صفحه مجزا با نام‌های گالری تصاویر دکتر حری و گالری تصاویر دکتر آزاد مشاهده کرد. در صورتی که دوستان تمایل دارند یادداشت و دل نوشته‌ای برای این دو عزیز ثبت کنند، می‌توانند در قالب مطالب دیگری که سایر عزیزان نوشته‌اند، در قسمت "اضافه کردن نظر جدید" دیدگاه خود را بیان کنند.